Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761024-37582S1

Date of Document: 1998-01-14

يادداشت روز هدايت و آگاهي امام حسن (ع ) زماني زمام حكومت را در دست گرفت كه در ميان مسلمانان نفاق و جدايي بر اوج رسيده بود، از يك سو، معاويه و امويان در شام و بعضي از بلاد اسلامي براي تضعيف ايشان و دگرگون سازي اذهان مردمان نسبت به آن امام همام، سعي و تلاش مي كردند و از سوي ديگر و در جبهه موافق امام حسن (ع ) با مردمي روبروبود كه در ادامه مبارزه و همراهي باايشان دچار شك و دودلي شده بودند و مبارزه با معاويه و سپاهش را بيشتر امري شخصي - نبرد خانواده با خانواده - مي پنداشتند و اگرچه در زبان و ظاهر خود را همراه و همدل امام نشان مي دادند اما در باطن و كار درون، آنان به حد خيانت رسيده بودو از روي طمع و دنياپرستي رو به سوي معاويه آورده و دل در گروزمامداري وي بسته بودند. امام حسن مجتبي (ع ) نيز براين نكته واقف بود. ايشان مي دانستندكه پدر بزرگوار شان نيز عليرغم نفوذ و جاذبه و اعتبار بسياري كه در ميان مردمان داشت، از سست عهدي و نافرماني آنان به ستوه آمده بود و هرروز از آنان شكوه و شكايت مي كرد. آن بزرگوار دريافته بود كه وضعيت و روحيه مسلمانان نه بازمانه پيامبر اكرم ( ص ) مي خواند كه تمامي مسلمين دل در گرو فرمان ايشان داشتند و نه با زمانه بعداز پيامبر و حتي زمانه خلافت پدرش سازگاري دارد. تمامي اين عوامل سبب شد تا آن بزرگوار در حركتي تاريخي و باتوجه به وضعيت بحراني پيشنهاد زمانه، صلح را پذيرا شود. از آن معصوم (ع ) نقل است كه: به خداسوگند، كار خلافت را تسليم نكردم مگر به اين علت كه ياراني نداشتم، اگر ياراني مي داشتم، شب و روز بااو مي جنگيدم تا خدا ميان من و او حكم كند و يا در جايي ديگر مي فرمايندمي ترسم نسل مسلمانان از روي زمين برداشته شود، پس برآن شدم تا براي دين خبردهنده اي بماند. متاسفانه گروهي از مورخان كه درتحليل نوشته هاي خود تنها به ديدن نماي ظاهري وقايع بسنده كرده وبر همان اساس حكم به ناتواني يا توانايي افراد مي دهند، واقعه صلح امام حسن (ع ) را نيز از زاويه اي غيرمنطقي و يك جانبه به بحث نشسته و صلح آن بزرگوار با معاويه را نوعي عقبگرد و ناتواني دررويارويي و مقابله مستقيم با جبهه مقابل ذكر مي كنند. بديهي است شرايط تاريخ تاثيري هرزمان، انكارناشدني در نوع تصميم گيري و اجراي آن دارد وبراي تحليل يك واقعه تاريخي بايد به بسترشناسي و چگونگي به ثمر نشستن آن رويداد از زواياي گوناگون انديشيد و سپس در باره آن به قضاوت و داوري نشست. چشم پوشي آن امام همام از قدرت و خلافت خود دليلي است بر بي توجهي ايشان به زخارف دنيوي، امام ( ع ) با رفتار خويش از حق طبيعي خود چشم پوشيد تا از يك سو فتنه بخوابد و از سوي ديگر چهره واقعي معاويه بر مسلمانان آشكار گردد، بيست سالي كه معاويه بر مسلمانان خلافت كرد، كافي بود تا مردم با نيات واقعي وي آشنا گردند و به زمينه چيني براي قيام برعليه ستمكاريها و تبعيضات اقدام كنند. در طي 20 سالي كه معاويه به حكومت مي پرداخت. دنياي اسلام شاهد شرم آورترين و دشوارترين دوران تاريخي خود بود، بد عهدي و وفا نكردن به قرارداد صلح، ظلم وستم بر پيروان امام (ع ) ويران كردن، پايه هاي اخلاقي شكنجه و كشتار مسلمانان حق جو و ..وساير بلايا و معايبي كه بر مسلمين وارد آمد موجب شد تا چهره دروغين و فتنه جوي امويان بر مردم آشكار شود. در همين زمان امام حسن ( ع ) با صبرو شكيبايي به ترويج، حفظ و نگهداري از مكتب انسان ساز اسلام مي پرداخت و پايه هاي اخلاقي مسلمانان راستين را استحكام و قوتي دوباره مي بخشيد تا زماني كه با خدعه معاويه به درجه رفيع شهادت نايل شد.