Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761024-37571S1

Date of Document: 1998-01-14

انتقاد يا تخريب ديروز گفته شد كه هدف از حملات بي سابقه و بعضا گستاخانه و دور از ادب به رياست محترم جمهوري در روزهاي اخير و در برخي روزنامه هاي عصر تهران، در پوشش انتقاد از اظهارات ايشان در مصاحبه اخير خود با شبكه تلويزيوني آمريكايي بوده است. نشانه آن كه، اين روزنامه ها حتي يك هفته پيش از انجام گفت وگو و قبل ازاطلاع از محتويات و اظهارات مندرج در آن به اجراي سناريوي حمله خود پيشاپيش پرداخته بودند. طيف بندي ها، چگونگي موضع گيريها، و روشهاي مورد استفاده تخريبگران نسبت به پيام روشن و سازنده رئيس جمهوري محترم دقيقا زنده كننده خاطره همان مرزبندي ها و موضع گيريها و بهره مندي از روشهايي است كه به حماسه دوم خرداد 1376 و پيروزي قاطع حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري انجاميد. چنين مي نمايد كه دست كم براي برخي جريانات سياسي، تجربه دوم خرداد نه تنها عبرتي براي كنار رفتن از سر راه ملت و همسويي با آنان نبوده، بلكه مايه اي براي كينه ورزي بيشتر از اين فراز سترگ تاريخ معاصر ايران شده است; تا آنجا كه اين جريانات، حتي خط قرمز و محدوده حفظ منافع ملي را نيز در اين عنادورزي سياسي خويش ناديده مي انگارند و حتي در برخورد با جريانات بين المللي كه پاي حفظاعتبار و يكپارچگي نظام مقدس جمهوري اسلامي در ميان است نيز حاضر به پرهيز ازتضعيف عملي عالي ترين مسئول اجرايي كشور و منتخب ملت نيستند و از كشاندن موضوع و محتواي جناح بنديها و اختلاف سليقه هاي داخلي به سطح محافل بين المللي ابايي ندارند. برخلاف برخي اظهارنظرهاي بيمارگونه، گفت وگوي روشن رياست محترم جمهوري با مردم ايالات متحده آمريكا، باز كردن حسابي ويژه براي اين كشور در ذهن مقامات بلندپايه جمهوري اسلامي ايران نيست و بسيار ساده، در پاسخ به ضرورت تحول همه جانبه در ابعاد گوناگون زيست اجتماعي -اقتصادي كشور، ظرف ماههاي اخير تحولي همه جانبه در ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران در جريان بوده است. اين تحول، به روشني در تهاجم ديپلماتيك ايران در خليج فارس، جهان عرب، آسياي ميانه، جهان اسلام... قابل، مشاهده است و نقطه اوج آن را مي توان در برگزاري پيروزمندانه اجلاس هشتم سران سازمان كنفرانس اسلامي يافت كه به ملاقات اغلب رهبران ترازاول كشورهاي اسلامي و عربي با مقام معظم رهبري و رياست جمهوري انجاميد و از هرلحاظ تحولي بزرگ در سيماي سياسي منطقه و جهان اسلام بود. به اين ترتيب و برخلاف برخي القائات مغرضانه، انجام گفت وگوي رئيس جمهوري محترم با ملت آمريكا نه از سرضعف -چنانكه برخي محافل صهيونيستي بين المللي بدان دامن زدند - و نه از سرسازشكاري يا پاگذاشتن بر ارزشها -چنانكه برخي محافل ساده انديش داخلي تبليغ گر آن بودند - بلكه دقيقا به عنوان بخشي از ديپلماسي تهاجمي جمهوري اسلامي ايران صورت گرفت كه مطمئنا اين مصاحبه، نه آغازكننده آن بود و نه فرجامين آن. كشور ما با اين تحرك ديپلماتيك و حسابشده رئيس جمهوري محترم و به گواه همه ناظران داخلي و بين المللي، گام بلند ديگري در راه خنثي سازي انزواي سياسي جمهوري اسلامي برداشتيم و حقانيت انقلاب مظلوم اسلامي را به بهترين وجه ممكن به قلب و مغز صدها ميليون انسان در سراسر جهان و از جمله ايالات متحده آمريكا نمايانديم. در اين حال، آنها كه با شكستن حلقه رواني و سياسي تحريم و انزواي تحميل شده به نظام مقدس ما مخالفت مي ورزند و آگاهانه يا ناخودآگاه با معاندترين محافل ضداسلامي و ضدايراني همسويي نشان مي دهند،؟ كيانند چرا بايد صرفا به خاطر پاره اي مسائل سياسي و دورماندن برخي كسان از قدرت ظاهري، مواضع دوستان انقلاب، دست كم درمحصول كار با مواضع دشمنان سوگند خورده - اسرائيل - همسو؟ باشد! در انتقاد از مصاحبه اخير جناب آقاي دكتر خاتمي، از جمله چنين استدلال شده است كه ايالات متحده در گذشته هاي دور يا نزديك به ما ظلم ورزيده و تجاوزگري كرده است. در جهان ديپلماتيك، انتظار ظلم نكردن كشورها به يكديگر، تا چه حد ساده انديشانه است، در اين صورت، تكليف كشورهايي چون روسيه، انگليس، عراق، پاكستان و حتي مغولستان يا دهها كشور ديگر كه به هرحال در تاريخ خود به ما ظلم كرده اند؟ چيست همچنين استدلال مي شود كه چون صاحبان اصلي آمريكا سرخپوستان هستند، پس نمي بايست با مردم اين كشور گفت وگو با شود اين حساب، هرگونه روابط ديپلماتيك، اقتصادي و فرهنگي بخش مهمي از جهان در درون خود و با ديگران، بايد فورا متوقف شود وجنگ فراگير جهان را درربايد; زيرا متاسفانه در اغلب كشورهاي جهان و از جمله ايران، ساكنان كنوني غير از ساكنان اوليه آنها هستند و با كمال تاسف اين جابجايي جمعيتي نيز غالبا با زور و خونريزي همراه بوده است. يكي از راههاي تخريب انديشه ها و نظرات و مواضع ديگران، به ابتذال كشاندن بحث پيرامون آنهاست. اين روش، در مورد مصاحبه اخير رئيس جمهوري محترم، اينك به تمامي در حال اجراست از جمله در انتقاد از اين مصاحبه اكنون در برخي روزنامه هاي عصر تهران -با انعكاس بي سابقه و گسترده در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران وتحت عنوان سيماي مطبوعات -استدلالهايي مي شود كه حتي با اصول اوليه فطرت انساني و منطق نيز تناقض دارد. در يكي ازشاهكارهاي اين استدلالها، عنوان شدكه مردم ايالات متحده غالبا غرق در آلودگي هاي اخلاقي و ضدانساني هستند و تمدن قابل اعتنايي ندارند كه بتوان با آنان به گفت و گو نشست. اگر اين فرض رادرست بينگاريم، آنگاه اساسا ضرورت ظهور انبياء و اديان الهي را انكار و حتي نفي كرده ايم كه همواره در تاريكترين نقاط زماني و مكاني از نظر اخلاقيات بشري ظاهر شدند و در تيره ترين روانها چنان جويبار دائمي و زلالي از فطرت پاك انساني و الهي جاري ساختند كه از بت پرستان تيره روان و تيره بخت نجد و حجاز و فلسطين مردماني اسطوره اي پديد آورد و به كمك آنان رسالت محمدي ( ص ) و بالاتر از آن پرستش پروردگار يگانه را جهاني و ابدي كرد. به علاوه، با اين ملاكها، به جز چندده ميليون نفر از هم كيشان و هم انديشان ما -البته تازه با تسامح - فردي شايسته هم نشيني با ما يافت نمي شود. پس بايد درها را بست، حلقه هاي رابطه را بريد وناقوس جنگ را برپا داشت. جدا از ستيزه عملي و نظري اين تفكر با فطرت خداجوي آدمي، آيا اين تفكر تداوم بخش و تقويت كننده همان نظريه پردازان امپرياليست نيست كه چالشهاي جهان پيش رو را دررويارويي تمدنها جست وجو؟ مي كنند همسويي عملي و نظري تا؟ كجا طالبان جنگهاي صليبي در ميان آدميان چه كساني؟ هستند آيااين به معناي اعتقاد سست برخي از ما به حقانيت ايدئولوژي اسلام در گفت وگو باديگر تمدنها و جذب و جلب آنها از طريق خرد و منطق؟ نيست در انتقاد از مصاحبه رياست محترم جمهوري، همچنين و به ناحق گفته مي شود كه ايشان از تسخير لانه جاسوسي در 13 كم دفاع 1359آبان كرده اند. جالب آن كه اين انتقاد را كساني مطرح مي كنند كه نماينده شاخص و برجسته شان همين چند ماه پيش در مذاكره اي غيرمسئولانه و غيرقانوني با يك مقام وزارت خارجه انگليس، از كل حركت تسخير لانه جاسوسي آمريكا به عنوان يك تحرك ناپسند تبري جسته و به خيال خود براي خراب كردن جناح رقيب درنظر انگليسي ها -لابد به شيوه دوره قاجاريه - تسخير لانه جاسوسي را به جناح رقيب نسبت داده بود. اكنون، با فراموش كردن اين مذاكره خفت بار، برخي بازماندگان تحولات سياسي چند ماه اخير كشور خشت بر آب مي زنند و در مواضعي تقدس مي نمايند كه تا چندي پيش از زير پا نهادن آنها براي بالا رفتن از كرسي قدرت اجرايي -حتي نزد بيگانگان - ابايي نداشتند. چنين است كه اين گروه كه خود در عين بي مسئوليتي بر سرنوشت كشور و ملت با.... چانه مي زنند، گستاخانه مي نويسند كه رئيس جمهوري - و نه مثلا اين يا آن شهروندعادي -نبايد پا را از قانون فراتر گذارد يا در جايي ديگر تجاهل ورزيده ومي پرسند كه برقراري تماس با مردم آمريكا بي آنكه از جانب مردم نمايندگي ياماموريتي داده شود صورت گرفته است. گويي، براي هر امر اجرايي كوچك و هر بزرگ، روز بايد مردم را به پاي صندوقهاي راي گيري كشاند. خوشبختانه يا متاسفانه، انتقادها پيرامون مصاحبه اخير رئيس جمهوري به گونه اي محترم تكرار تاريخ در كمتر از 12 سال پيش و هنگامي است كه در موردي كاملا مشابه، گروهي مغرض در كنار گروهي ساده انديش به طرح اين پرسش انحرافي از دولت وقت پرداختند. اكنون نيز تنها به تكرار آن پرسش ملكوتي امام ( ره ) از همين گروه بسنده مي كنيم كه در گم كردگي آشكار منافع ملي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران راه به انحراف مي پيمايند و مخاطب اين پرسش قرار مي گيرند كه اين؟ تذهبون