Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761023-37472S1

Date of Document: 1998-01-13

يادداشت روز انقلاب، زنده و بالنده است انقلاب، به مثابه پديده اجتماعي به تمامي معنا موجودي زنده است; موجودي با تمام ويژگي ها، عناصر، الزامات و خطرات بر سر راه زندگي: به دنيا مي آيد، مي بالد، به پختگي مي رسد، كهولت را از سر مي گذراند و سرانجام اگر الزامات و مراقبتهاي لازم براي ادامه بالندگي و حيات آن از طريق ساز و كارهاي ويژه صورت نپذيرد، فرومي ميرد. نيم نگاهي به تاريخ و سير تطور انقلابهاي كوچك و بزرگ تاريخ نشان مي دهد كه همواره خطرهاي بزرگي بر سر راه انقلابها وجوددارد كه بيش و پيش از همه، در ذات اين تحولات بزرگ بشري و در درون انقلابيون نهفته است. انقلابهاي بزرگ بدفرجام، عمدتا در اثر اشتباه انقلابيون، در سراسر تاريخ با غرشي مهيب فروپاشيده اند و بر ويرانه هاي خود جز اندوه و حسرت و آرزو، به جا نگذاشته اند و چه بسيار است نمونه هاي اين تجربه تلخ آدمي و در مسير تكامل اجتماعي خود باب اين ناكامي ها. البته و بوده متقابلا، و هستند انقلابهاي سترگي در تاريخ انسان كه با هوشياري انقلابيون آن وبا درك درست آنان از تحولات و پيچيدگي هاي زمان، به فرجامي متعالي رسيده اند. نيك فرجامي در اينگونه انقلابها، به هيچ روي به معناي تداوم فضاي هيجان زدگي، شعارگرايي و برخوردسلبي با جهان پيرامون نيست; بلكه اين تجربيات خوشايند و آينده ساز بشري، در پايان دوران حيات هيجاني وسلبي خود، همچون پروانه اي برآمده از پيله خود، توانسته اند عالي ترين پيامها و محتويات انديشه هاي آرماني خود را نهادينه وقانونمند كنند وبه بخشي از زيست اجتماعي انسان مبدل سازند. بدين سان، قوانين مانوس وعادي امروز، روزگاري به صورت آرمان مقدس انقلابيوني پيگير و مومن مطرح بوده اند و بنابراين، اگر ما درست و هوشيارانه عمل كنيم، آرمانهاي امروز، پايه هاي زيست اجتماعي انسانهاي فردا را خواهد ريخت. گفت وگوي بي سابقه و بسيار مهم و اثرگذار حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري با مردم ايالات متحده كه به طرزي مسلط و دانشمندانه انجام شد، واكنشهاي بسيار متفاوت و بعضا متضادي را در محافل خبري، كارشناسي و سياسي داخلي و بين المللي برانگيخته است، در چند روز گذشته، حجم تحليل ها و تفسيرهاي بين المللي پيرامون اين گفت وگو چنان انبوه و فراگير بود كه بار ديگر جمهوري اسلامي ايران و انقلاب سترگ و مقدس اسلامي را به گونه اي مثبت و مهاجم به صدر اخبار جهان تبديل كرد و بار ديگر نشان داد كه تمدن درخشان ايران اسلامي، در ادامه بالندگي و زايندگي نوشده خود درجريان انقلاب، حرفها براي تمدن جهاني دارد. در اين ميان، البته كم نبوده و نيستند دولتها، شخصيتهاي سياسي و دستگاههاي تبليغاتي كه در فضاي نگاه خصمانه و كين آلود خود به انقلاب و كشور ايران، از منفي بافي پيرامون اين گفت وگو دريغ؟ نورزيدند باشد كه بتوانند بخشي هرچند كوچك از اثرات درخشان اين حركت بي سابقه در ديپلماسي مردمي رابپوشانند يا به تحليلي شكننده بيالايند از بسياري از اينان، البته جز اين نيز انتظار نمي رفت. اما در ميانه اين توفان تبليغاتي، حركت برخي رسانه هاي گروهي روزنامه اي و سمعي -بصري داخلي دور از انتظار و شگفت آور بود كه گويي در يك حركت حساب شده و از پيش تعيين شده و در درون نواي خشن و گوش خراش يك سمفوني به ظاهر هماهنگ اما در باطن سخت فرصت نابهنجار، را براي حمله بي امان و حتي گستاخانه عليه منتخب ملت غنيمت شمردند و در قالب انتقاد و تحليل و تفسير پيرامون گفت وگوي رئيس جمهوري با ملت ايران، سخناني را بر قلم راندند و تكرار كردند كه براي همه مايادآور دوران ملالت بار و مرده برخي تبليغات پردازيهاي پيش از دوم خرداداست. مطابق 1376 آنچه كه از ساده انديشاني از اين دست انتظار مي رود، اساس و بنيان انتقاد از سخنان مهم رئيس جمهوري در گفت وگو با مردم آمريكارا عنوان دفاع از ريشه هاي انقلاب تشكيل مي دهد. در نظر اينان، انقلاباسلامي هرگز نبايد از مرحله اوليه خود به درآيد و با اجتهادي نو و طرح انديشه هاي نو و پيگيري آرمانهاي سترگ خويش از درون ابزارها ومكانيسم هاي نو، به بالندگي و شكوفايي و نهايتانهادينه شدن وقانونمندي دست يابد، اينان، گويي به تحولات اجتماعي و ضرورت انطباق روشهاي حركت سياسي -و نه آرمانها - با اين تحولات، اعتقادي ندارند و در شبه تحليلهاي خود اينگونه خرده مي گيرند كه چرا اساسا كشوري چون ايالات متحده آمريكا را با پيشينه سياسي سياه آن به رسميت شناخته، مخاطب قرارداده و با ملت آن به گفت وگو نشسته ايم. جاي شگفتي و تشكر است كه حداقل اين گروه بر سيره پيامبر اكرم (ص ) خرده نمي گيرند كه چرا آن حضرت در صورت اقتضا با كفار پيمان صلح نيز منعقده مي فرموده است. چنانكه پيشتر گفته شد، به نظر مي رسد برخي واكنشهاي داخلي -و جالب آنكه همسو با برخي محافل صهيونيستي در واشنگتن و تل آويو - به بيانات رياست محترم جمهوري در گفت وگوي تلويزيوني خود با مردم ايالات متحده آمريكا، فارغ از محتواي اين بيانات و صرفا با هدف فرونشاندن آتش خشم ناشي از بالندگي هر روز جناب آقاي خاتمي و افزايش اعتبار ايشان در داخل و خارج صورت گرفته با است اين همه، ذكر پاره اي واقعيت ها در زمينه انتقادهاي مطرح شده جهت روشن شدن ذهن هم ميهنان گرامي، شايد خالي از سودمندي نباشد; گرچه بعضا، بايد از شدت بداهت و مسلم بودن اين واقعيت ها، عذرخواهي شود. ـ 1جوامع انساني همانند انقلابها با گذر زمان ناگزير از تحول و تطورند. دگرگوني در زمان و مكان، بناچار دگرگوني در ابزارها و روشهاي پيشبردآرمانها را نيز به دنبال دارد. از انقلاب ايران در شرايط كنوني كه بالندگي آن به اوج رسيده و انوار زايش انديشه هاي نوين آن به جهان تابيدن گرفته است، نمي توان انتظار داشت كه فقط وفقط به يك روش سخن بگويد. آنها كه چنين طلب مي كنند، يا گذر زمان و مقتضيات آن را درنيافته اند، و يا بالندگي و بلوغ انقلاب خميني كبير ( ره ) را نمي فهمند. انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري و هدايت مقام معظم رهبري و با ذخاير عظيم معنوي خويش، بزرگتراز آن است كه در حصار تنگ در جا بزند. آنها كه آرمان هاي انقلاب ايران را از رسيدن به كمال الهي و بنيانگذاري جامعه تراز نوين انساني به غوغا سالاري تنزل مي دهند، در واقع درياي عظيم انقلاب را در ظرف تنگ و حقيرذهن خود متجلي مي بينند. ـ 2تمام تاريخ بشر و نيز سيره عملي پيشوايان عظيم الشان ديني ما حكايت از دعوت ديگران به رحمت و رافت و همزيستي دارد. حضرت امير (ع ) هرگزدست به شمشير نبرد مگر آنكه حتي كورسوي فروميرنده اي از تمايل به اصلاح وهدايت را در مدعيان جست و نيافت. و آيا در يك داوري منصفانه، سهم شمشير پيامبر اكرم ( ص ) در جهاني كردن اسلام در برابر سهم كلام دلنشين وخردمندانه و فطرت جويانه آن حضرت چقدر بوده؟ است ـ 3هدف از حملات روزهاي اخير به اظهارات رياست محترم جمهوري تنها بيانات ايشان در تاييدموجوديت كشور و ملتي به نام ايالات متحده آمريكا نبوده است; زيرا تاييد اين موجوديت همانقدر بديهي است كه تاييد موجوديت كشور و ملت ايران يا هر كشور و ملت ديگري در جهان. ظاهرا حمله كنندگان در اينجا اهداف مهمتري را دنبال مي كنند و به پندار خويش مي كوشند تا هرگونه انديشه گفت وگو را چه در داخل موجوديت نظام و چه خارج آن، نفي كنند و در بطن خود بخشكانند. به نظر مي رسد كه اين حملات در چهارچوب تحركاتي صورت مي گيرد كه شخص رئيس جمهوري محترم و پشتيباني فزاينده ملي از ايشان را سرلوحه كار و هدف قرار داده و انتقام از ناكامي هاي ماههاي اخير را جست وجو مي كند. از اين لحاظ، هوشياري آحاد ملت بزرگ ايران، بار ديگر باطل كننده همه پندارهاي نادرستي است كه به بند كشيدن انقلاب كبير خميني ( ره ) را در سرمي پروراند. عصر نوين انقلاب اسلامي، به ناچار بايد به عصري نوين در همه ابعاد اين انقلاب سترگ و از جمله سياست خارجي آن بينجامد. اين، كمترين نشانه درك درست از حوادث عظيمي است كه در كشور و جهان كنوني ما جريان دارد.