Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761023-37420S1

Date of Document: 1998-01-13

پژوهشگر تصاوير قديمي گفتگويي بايحيي ذكاء به انگيزه چهل سال پژوهش در تاريخ عكاسي ايران به مناسبت بزرگداشت يحيي ذكاء و چهل سال پژوهش او در تاريخ عكاسي ايران، نمايشگاهي از تصاوير دوره قاجار در عكسخانه شهر داير است. يحيي ذكاء در 1302سال تهران به دنيا آمد. از كودكي به عكس و كارت پستال علاقه داشت و از آن زمان با جمع آوري عكس هاي قديمي و تصاوير شخصيت ها و مناظر ايران، مجموعه هايي براي خود تهيه كرد. تداوم اين كار تا به امروز باعث شد تا كتابتاريخ عكاسي و عكاسان پيشگام در ايران را گردآوري كند كه نمايشگاه حاضر منتخبي از عكسهاي اين مجموعه است. او در اين باره مي گويد: چهل سال پيش دسترسي به تعدادي از اين قبيل آثار تصويري مرا برآن داشت كه به بررسي و گردآوري مطالبي درباره عكس وعكاسي و عكاسان در ايران نيز بپردازم و ببينم عكاسي چگونه و چه زماني وارد ايران شده و اولين عكاسان چه كساني بوده اند، آيا آماتور بوده اند يا حرفه اي، عكاسخانه عمومي كي ايجاد شده، اينها عكس هايشان بيشتر اختصاصي يعني در دربار بوده، يا در خانه هايشان هم عكاسي مي كرده اند و بعد شروع كردم به مطالعه جدي و جمع آوري عكس ها و اطلاعات، گاهي در كتابهايي كه اصلا آدم فكرش را هم نمي كرد تصادفا مطالبي درباره عكاسي پيدا مي كردم و يادداشت مي كردم. بعد از انقلابهم كه بازنشسته شدم و فرصت زيادي داشتم شروع كردم به تحقيق و شناسايي اشخاص. معمولا بيشتر خود عكس ها من را راهنمايي مي كردند، از زيرنوشت عكس ها و مهرها و آرم هاي آنها استفاده مي كردم و درباره عكاس و مكان عكسبرداري و غيره تحقيق مي كردم و در نتيجه اطلاعات من درباره اين موضوع بيشتر شد. ذكاء معتقد است كه عكاسي تا مدت زيادي در ايران جنبه عام پيدا نكرد و اين كار به دربار و طبقه خاصي محدود بود. او مي گويد هميشه درايران كارهاي نو و مدرن مصادف با يكنوع مقاومت ها و ممانعت ها روبه رو بوده است، و البته خيلي چيزهاي ديگر هم داشته ايم كه اول در برابر آنها ايستادگي شده ولي كم كم عادي شده و اشاعه پيدا كردند كه عكاسي هم ازاين قبيل موارد است. بخصوص در مورد زن ها كه هيچگاه آنها در مقابل دوربين قرار نمي گرفته اند، مگر اينكه شوهر يا پسرشان مثلا در خانه عكاسي مي كرده وزن هاي سياحان با اين قول كه عكسهايتان را جايي نشان نمي دهيم توانسته اند از آنها عكس بگيرند. به نظر ذكاء عكاس خود نمي تواند تحولاتي را به آن صورت ايجاد كند، بلكه خيلي چيزها را براي ما ثبت و ضبط كرده كه ما از روي اين عكس ها مسائلي را كه متحول شده اند مي توانيم پي جويي كنيم و عكاس خودش مستقيما دخالتي در اين زمينه نداشته، البته خود عكاسي كردن يكي از وسايل روشنفكري و نوجويي بوده است. مثلا مي بينيم كه اولين عكاسان شاگردان دارالفنون بوده اند و يا افرادي بوده اند كه به خارج رفته اند و از آنجا دوربيني خريده اند و به ايران آورده و به عكاسي پرداخته اند. و يا مثلا در زمان مشروطه عكاسي خيلي به ثبت و ضبط وقايع و يا شناساندن افراد و يا تحريك مردم براي آزاديخواهي و يا رفتن به طرف بعضي آرمان ها كمك كرده. بسياري از عكاسان در آن زمان خودشان آزاديخواه بوده اند و از هيچ كوششي دريغ نكرده اند. در آن زمان با آن دوربين هاي بزرگ با سختي تمام از وقايع آن زمان عكس گرفته اند و به يادگار گذاشته اند و يا مستبدين، آزاديخواهان، مشروطه خواهان و رجال را بوسيله عكس معرفي كرده اند و شناساندند و به همين جهت كتابهايي را كه راجع به مشروطيت تاليف شده را مي بينيم كه پر از عكس هاي مختلف است. عكاسي در ايران در حد كاربردي اش باقي ماند و به عنوان يك هنر مستقل مطرح نشد و به شيوه هنري اش پرداخته نشد در حاليكه در اروپا خيلي زود عكاسان هنري جايگاه خود را يافتند دليل آن را ذكاء چنين عنوان مي كند: مدت ها بحث بر اين بوده كه آيا عكاسي و يا حتي سينما جزو هنر محسوبمي شود يا؟ نه اوايل اينها به عنوان فن و صنعت مطرح مي شده اند و واقعاهم همينطور بوده اند. چون هنر تعريف ديگري دارد و فن تعريفي بنابراين ديگر فيلمسازي و يا عكاسي در مرحله اولشان يك فن و صنعت هستند وبعدا بر اثر ممارست ها و پيشرفت ها و نوردهي و زاويه يابي ها و با توجه به موضوعات و پيش كشيدن مسائل فني ديگر كم كم از مرحله صنعتي و فني گذشته اند. چنانكه مي بينيم سينما بعنوان هنر هفتم درمي آيد و در جوار آن فكر مي كنم عكاسي هم همين معنا و مفهوم را پيدا كرده است. و با توجه به عكس هايي كه گرفته مي شود و نمايشگاه هايي كه برگزار مي شود و جوايزي كه داده مي شود عكاسي از مرحله فني مطلق گذشته و وارد مرحله هنر شده است. خوب عكاسي هم كه اختراعي اروپايي است بنابراين خيلي طبيعي است كه اين در محل اختراع خودش به پيشرفت برسد و تحول پيدا كند. ما هميشه در اين موارد تابع بوده ايم مبتكر نبوده ايم. او بر اين باور است كه پرتره يكي از موارد قابل توجه عكاسي در زمان قاجار است، چرا كه به علت حب ذاتي كه انسان دارد اول خود آدم ها در عكاسي مطرح هستند، به همين جهت پرتره هايي كه در ايران گرفته شده خيلي قابل توجهند و همينطور تيپ هاي طبقات مختلف جامعه كه به آنها توجه شده و بعد از آن البته به مناظر و بناها و وقايع مختلف اجتماعي توجه شده است. مثلا درعكس ظهيرالدوله كه در كتاب هم هست كادربندي، سايه ها و زاويه عكس طوري است كه كاملا جنبه هنري به آن داده است. در حالي كه اغلب عكس هاي پرتره كاملا رسمي و معمولي است. ناصرالدين شاه پس از ملك قاسم ميرزا دومين ايراني است كه با علم و عمل عكاسي آشنا شده است و بدون شك يكي از عكاسان مهم در زمان قاجاراست كه عكس هاي متعددي از دربار و غيره گرفته و از ميان سرگرمي هاي مختلف وفراوان در آن زمان عكاسي را انتخاب كرده است. يحيي ذكاء مي گويد: عكس هاي به نمايش درآمده در عكسخانه شهر تعداد محدودي از عكس هايش بوده اند كه به علت محدوديت جا، عكس هايي را انتخاب كرده اند كه ضمن معرفي جامعه، تيپ ها و زندگي ايراني ها حتما اريژينال ( اصل ) باشند و كپي نباشند و فكر مي كند عكس هايي هستند كه تماشاي آنهابراي مردم ما بسيار جالب است. يحيي ذكاء يكي از آرمان ها و آرزوهايش اين است كه روزي يك موزه عكس و عكاسان و عكاسي در يكي از كاخ هاي بزرگ تهران با همه مدارك و اسناد مربوط به اين فن و هنر از انواع دوربين ها و هرچه مربوط به عكس و عكاسي واطلاعات در مورد عكاسان با روش هاي موزه آرايي علمي ايجاد شود و چه بسا باايجاد اين مركز او هم تشويق شود عكس ها را هديه كند و در اختيار مركزقرار دهد و بدينسان مركزي ايجاد شود براي انجام هر گونه مطالعات عكاسي وتاريخ آن و برگزاري هرگونه نمايشگاه و گردآوري و خريد آلبوم ها وعكس هاي متفرقه كه دست اشخاص و خانواده هاي ايراني موجود است، بخصوص با آلبوم هاي آلبوم خانه هاي سلطنتي كاخ گلستان كه در روشن ساختن تحولات تاريخي و اجتماعي ايران نيز موثر خواهد افتاد. زهره سليماني شرح عكس: عكاس: آنتوان سوريوكين ـ 1337 هـ. ق