Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761022-37344S1

Date of Document: 1998-01-12

آمريكا بايد از سياست سلطه گري دست بردارد بازتاب پيام تاريخي رييس جمهوري كشورمان به مردم آمريكا ديدگاههاي رئيس جمهوري در خصوص جايگاه قانوني تشكل هاي سياسي كشورمان بيانگر اين است كه هيچ تشكلي حق ندارد، فراتر از مرزهاي قانوني، خود راقيم مردم پندارد اشاره: پيام تاريخي حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي به ملت آمريكا فصل تازه اي را در مناسبات بين المللي جمهوري اسلامي ايران گشوده است. در اين پيام كه ميليون ها نفر در سراسر جهان به طور همزمان در جريان آن قرارگرفتند، رئيس جمهوري كشورمان با ابراز تاسف از حوادث تلخ و ناگوارقرن روبه پايان بيستم و تجاوز آشكار به حقوق انسان ها در طول اين ابراز سده، اميدواري كرد كه بشريت در فضايي آكنده از تفاهم و صلح پايدار قدم به قرن بيست و يكم آقاي بگذارد خاتمي ضمن برخورد صريح با سياست هاي سلطه طلبانه آمريكا، در عين حال ويژگي ها و ارزش هاي تمدن آمريكايي را كه محصول تلاش مردم آمريكا بوده است بر شمرد و خاطرنشان كرد كه، پايان بخشيدن به سياست هاي استيلا طلبانه ايالات متحده آمريكا مي تواند، فصل تازه اي را در مناسبات آن كشور با ديگر كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران بگشايد. رئيس جمهوري كشورمان در پاسخ به گزارشگر شبكه تلويزيوني سي. ان. ان آمريكا در مورد گوناگوني ديدگاههاي سياسي در جامعه ايران تاكيد كرد كه در بستر قانونمند جمهوري اسلامي ايران تعاطي و تبادل افكار و انديشه هاامري طبيعي است، اما هيچ جرياني نبايد وراي قانون عمل كند و با تلاش براي تحميل ديدگاههاي سياسي خود به مردم، مرزهاي قانوني را مخدوش سازد. پيام تاريخي آقاي خاتمي به ملت بزرگ آمريكا در آغاز سال نومسيحي، دريكي از حساس ترين دوره هاي مناسبات بين المللي كشور ما، براي بسياري ازمردم جهان و تحليلگران مسايل سياسي يك رخداد مهم و در خور توجه به شمارمي رود و با توجه به اهميت اين پيام تاريخي، بازتاب سخنان رئيس جمهوري در داخل كشور و همچنين در وسايل ارتباط جمعي جهان را طي دو شماره از نظرتان مي گذرانيم. پيام مهم و تاريخي آقاي خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران به مردم آمريكادربرگيرنده نكات مهمي بود. نخست آنكه مروري بود بر سياست خارجي آمريكا در 50 سال گذشته كه همواره با سلطه طلبي همراه بوده است. اين بينش دقيق، موشكافانه و مستندآقاي خاتمي به طور يقين براي مردم آمريكا خاطراتي را از گذشته هاي دورتر بخصوص جنگ تجاوزكارانه آمريكا عليه ملت ويتنام تداعي مي كند و آنها به وضوح در مي يابند بي آنكه خود بخواهند، بر اثرسياست هاي سلطه طلبانه دولت خود به يك جنگ خانمانسوز در خاور دوركشانده شده بودند. جنگ ويتنام و مردم آمريكا جواد روياني كارمند ساكن تهران در ادامه گفت وگو با همشهري مي افزايد: حتي نسلي كه اكنون قدم به 50 سالگي گذاشته است به خوبي جنگ ويتنام را به خاطر مي آورد. همه به ياد داريم كه ابتدا خانواده هاي آمريكايي كه جوانانشان به جبهه جنگ ويتنام اعزام شده بودند مخالفت علني خود را عليه آن جنگ و نظامي گري ايالات متحده آمريكا اعلام كردند و سپس درجه داران سربازان، و افسران ارتش آمريكا كه از جنگ بازگشته بودند، به صفوف مخالفان جنگ پيوستند و به مرور تظاهرات گسترده مردم آمريكا عليه جنگ ويتنام شكل گرفت و درزمان رياست جمهوري ليندون جانسون به اوج خود اين رسيد، واكنش هاي بر حق مردم آمريكا سرانجام سياستمداران سلطه طلب آمريكا راواداشت كه در مورد جنگ ويتنام عقبنشيني كنند و به مذاكرات صلح و به رسميت شناختن حقوق حقه ملت ويتنام تن در دهند. به نظر من امروز نيز در ميان مردم آمريكا خيلي ها علاقه مندند كه نظاميان آمريكايي كه در حال حاضر در پايگاههاي نظامي گوناگون در سراسر جهان مستقر مي باشند، به خاك خود برگردند و به عصر سياست قايق هاي توپدارخاتمه دهند. عصر قانونمندي خانم ف - سليميان فرهنگي ساكن غرب تهران مي گويد: به نظر من پيام آقاي خاتمي بر دو اصل اساسي تاكيد داشت يكي محترم شمردن حقوق و قوانين بين المللي توسط همه كشورها به ويژه آمريكا، دوم، توجه بيشتر دولت به اجراي قانون و قانونمند كردن جامعه در داخل كشور است. ما پس از انتخابات حماسي دوم خرداد ماه 1376 قدم به دوراني گذاشته ايم كه از ضرورت هاي نظام جمهوري اسلامي يعني است دوران تابعيت از قانون و قرار گرفتن قانون به عنوان مبناي نظم اجتماعي. در چنين فضايي، همه گروهها و تشكل هاي سياسي بايد در چارچوب قانون اساسي عمل كنند و هيچ تشكلي حق ندارد خود را نسبت به ديگران برتر بداند و به همين اعتبار نظرات خود رابر جامعه تحميل كند. متاسفانه هنوز بعضي ازگروهها و جريانات سعي دارند به طرق گوناگون نظرات خود را بر ديگران تحميل كنند. و در اين راه به برخوردهاي خشونت بار نيز متوسل مي شوند. آنهابايد بدانند مردم با حضور در انتخابات حماسي دوم خرداد به قانون وقانونگرايي راي داده اند و با تمام قوا از اين اصول كه مورد تاكيد و تاييدمقام معظم رهبري و رئيس جمهوري كشورمان مي باشند حمايت مي كنند. آمريكا و حقوق بشر يك مدرس رشته ارتباطات اجتماعي در گفت وگو با همشهري پيرامون پيام تاريخي رئيس جمهور به ملت آمريكا مي گويد: همانطور كه آقاي خاتمي در پيام به مردم آمريكا يادآور شدند، تاريخ سال 50 گذشته دولت آمريكا بيشتر با زورمداري نظامي گري و ارعاب و خشونت عليه ملت هاي جهان همراه بوده است. حكومت هاي آمريكا در بسياري از كشورهاي جهان وضعيت حقوق بشر را زير ذره بين قرار مي دهند و حتي به دليل پايمال شدن حقوق بشردر يك كشور ثالث تحريم هايي را عليه آن مملكت به اجرا درمي آورند، اما حكومت هايي را كه مطابق ميل خود نمي يابند در معرض براندازي قرار مي دهند و يا به كشورهاي كوچكي مثل دومينيكن لشكركشي مي كنند. آيا اين قبيل تاخت و تازها مغاير با حقوق بشر؟ نيست! واقعيت اين است كه در عصر ما دوران تازه اي آغاز شده است كه ديگر اجازه نمي دهد، نظام يك قطبي باب طبع بعضي حكومت هاي سلطه گر در جهان برقرار شود. امروزه به دليل گسترش دانش فني و ارتباطات ملت ها به اطلاعات و هوشياري لازم دست يافته اند و نمي توان ملت ها را تحت سلطه نظامي درآورد و منابع آنهاراغارت كرد. آسيا به عنوان يك قدرت تازه نفس از خواب ديرين برخاسته است و اروپا به صورت يك قطب نيرومند جهان و نه متحد تابع آمريكا عرض اندام مي كند. حتي مي بينيم كه كشتار مردم بيگناه در الجزاير، افغانستان ومكزيك چه زود بازتاب جهاني پيدا كرده و سازمان ملل را وادار به موضع گيري مي كند. در چنين جهاني نمي توان به اعتبار پايگاهها و ناوهايي دراينجا و آن جا ملت ها را به ناحق وادار به تسليم كرد. بنابراين پيام تاريخي آقاي خاتمي درست در عصري در دنيا انتشار پيدا مي كند كه دوران غروب سلطه گري و همبستگي و صلحي پايدار را نويد مي دهد. قانون و تحمل پذيري خانم ر - ملاصالحي درباره پيام رئيس جمهوري كشورمان به ملت آمريكا، اين پيام را براي مخاطباني در داخل و خارج كشور ارزيابي كرده و مي گويد: همانطور كه آقاي خاتمي مي گويند ما بايد در چارچوب قانون تفاهم كنيم و ياد بگيريم همديگر را تحمل كنيم و هر گونه مخالفت با دولت بايد در چارچوب قانون اساسي باشد. وقتي رئيس جمهوري تاكيد دارد كه در جامعه گرايش هاي گوناگون وجود داشته باشد، هيچ گروهي حق ندارد در وراي قانوني براي خود حق ويژه اي قايل باشدو در عين حال ديگر گرايش را تحمل نكند. اصول قانون اساسي چارچوب آزادي ها را مشخص كرده است و اين محدوده را نمي توان بر مبناي سليقه هاي شخصي و گروهي ناديده گرفت و يا آن را تنگ كرد. جمهوري اسلامي همچنان كه رئيس جمهوري كشورمان درپيام تاريخي به ملت آمريكا يادآوري كرده اندنماينده اسلام مترقي و دمكراسي است فردفرد مردم ايران، گروههاي سياسي بايد حريم آزادي و قانونمندي جامعه را پاس بدارند و مبشر چنين روحيه اي در جهان معاصر باشند. ادامه دارد