Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761022-37334S1

Date of Document: 1998-01-12

از جيركوي زرقان تا چركاي هندوستان فرهنگ مردم اشاره: زرقان يا زرغون از شهرهاي باستاني استان فارس و در 30 كيلومتري شمال شيراز در دامنه كوه زرقان واقع است. دكتر محمد جعفر ملك زاده مولف مقاله حاضرحدود 30 سال است كه در مورد فرهنگ مردم اين منطقه تحقيق مي كند. حاصل كار وي مجموعه فرهنگ مردم زرقان است كه در منتشر 1358سال شده و چاپ دوم آن شامل 5 هزار واژه وعبارت در گويش مردم زرقان، آماده چاپ است. مطلب حاضر در حقيقت پژوهشي است در يكي ازهمان 5 هزار واژه فرهنگ مردم زرقان كه درعين حال به يك محصول فن آوري سنتي اين منطقه نيز اشاره اي دارد. پنبه از فرآورده هاي مهم كشاورزي در جهان باستان بوده است. در دنياي امروز كشت اين فرآورده توسعه يافته و مصرف آن نيز گسترده و متنوع شده است. در گذشته، ايران و هندوستان، علاوه بر مصر و چين، از مراكز مهم كشت پنبه در بوده اند سال هاي پيش از توسعه صنعت نفت، پنبه در كنار قالي و خاويار از صادرات مهم ايران بوده است، به گونه اي كه غربي ها اقتصاد ايران را بر پايه سه حرف انگليسي كه حرف اول واژه هاي پنبه، قالي و خاويار است مي دانستند. در فارس، زرقان نيز از كشتگاه هاي پنبه به شمار مي رفته است. كشاورزان زرقان پنبه را براي مصرف در كارگاه هاي پارچه بافي زرقان مي كاشتند. اين كارگاه ها در اغلب خانه هاي شهر دائر بوده و انواع كرباس و چيت و ديگر پارچه هاي معمول زمان خود را توليد مي كرده اند. تعداد اين كارگاه ها احتمالا در محله جلهگون Jolahgun بيشتر از ديگر محله ها مانندميون miun ولهرا lohra بوده است زيرا جلهگون شكل گفتاري جولاهگان است و جولاه يا جولاهه به معني بافنده است. نام هاي خانوادگي چيت ساز وپارچه باف در زرقان نيز حاكي ازاشتغال مردم به صنعت پارچه باقي و ريسندگي بوده است. نخستين عمل صنعتي كه مي بايد روي فرآورده پنبه انجام شود تا پنبه براي مراحل بعدي مانند ريسندگي و بافندگي آماده شود عمل جداسازي پنبه دانه از پنبه است. پس از رسيدن و باز شدن كوروزه kuruze يا غوزه كشاورزان پنبه، زرقان نخست كوتيك kutik (پنبه همراه با پنبه دانه ) ياوش را از پوست خشكيده گرزپنبه كه خريك Xarik نام داردجدا مي كنند. خريك را يا مي سوزانند يا به دام مي دهند. پس از اين عمل نوبت جدا كردن پنبه دانه از پنبه صنعتگران است زرقان علاوه بر دستگاه هاي پارچه بافي و ريسندگي دستگاه جداكننده پنبه دانه از پنبه را نيز مي ساختند. اين دستگاه را در زرقان جيركو مي نامند Jirku.جيركو ماشين دستي ساده اي است كه باهمه ساده بودن، كار سخت جداسازي پنبه دانه ازپنبه را براي بشر آسان كرده است. اساس كارجيركو حركت دو غلتك متوازي در دو جهت مخالف يكديگر است. اين دو غلتك در تماس با يكديگر يا به فاصله كمي از هم مي چرخند. غلتك ها مانند لبهاي دهاني بلعنده كوتيك رابه ميان خود مي كشند. فاصله كم دو غلتك فقطاجازه ورود الياف پنبه را مي دهد. در نتيجه پنبه دانه از پنبه جدا مي شود. پنبه خالص دريك طرف جيركو و پنبه دانه در طرف ديگرجيركو انباشته مي شود. چيستان زرقاني اي بركه برفن، او بركه تغرگن يااين سوي كوه برف مي بارد، آن سوي كوه تگرگ اشاره به همين دستگاه جيركو دارد كه يك طرف آن پنبه وطرف ديگر آن پنبه دانه فرو مي ريزد. جيركو رادر برخي جاهاي ديگر فارس از جمله در ميمند چيركو Chirku و در استهبان چيكو مي نامند Chiku.واژه هاي جيركو و چيركو شباهت زيادي به واژه چركا Churcka دارد كه در هندوستان براي ناميدن همين دستگاه به كار مي رود. اين موضوع نگارنده را واداشت تا به جست و جوي اين دو دستگاه و مقايسه آن ها با يكديگربپردازد. تصوير چركاي هندي را تنها توانستم در دائره المعارف بريتانيكا بيابم كه خودبرگرفته از كتابپنبه نوشته براون و وير در سال 1958 است. يك دستگاه جيركوي زرقان را نزد استاد حاج عباس خوشخو يافتم. نامبرده از صنعتگران سنتي زرقان است و دستگاه راخودش ساخته است. تصوير چركاي هندوستان وعكس جيركوي زرقان را شما در همين جامي بينيد. نكته جالب اين است كه دستگاه هاي نوين امروزي كه با نيروي برق به حركت درمي آيند و رايانه هاي پيشرفته هدايت آن ها رابه عهده دارند اساس كارشان همان است كه اساس كار جيركو است. بنابرين بسيار مهم است كه بدانيم نخستين بار در چه سرزميني جيركو اختراع شد و ابتكار مكانيكي اي كه در آن بكار رفت تراوش فكر چه كسي بود. پاسخ به پرسش دوم را شايد هرگز نتوانيم بيابيم همانطور كه هرگز نخواهيم دانست چرخ يا اهرم را چه كسي اختراع كرده است. اما پاسخ به پرسش اول را شايد با جست و جو بتوانيم پيداكنيم. آنچه دراين جا مي توان گفت اين است كه با مقايسه جيركوي زرقان و چركاي هندوستان به اين نتيجه مي رسيم كه جيركوي زرقان بسيارپيشرفته تر و تكامل يافته تر از چركاي هندوستان است. مهم ترين و آشكارترين برتري جيركوي زرقان چارپره parre-Char يا چرخ لنگر آن است. چرخ لنگر با جرم نسبتا زياد خود كه بيشتر در پيرامون چرخ متمركز شده انرژي را درخود ذخيره مي كند و باعث تثبيت و تنظيم حركت دستگاه مي شود، چرخ لنگر از قطعات مهم در بسياري از دستگاه هاي مكانيكي امروزي است. وجود چرخ لنگر كه از بخش هاي پر par و سرپر sarpar تشكيل شده نشان دهنده آگاهي كامل سازندگان جيركو از عملكرد و خاصيت مكانيكي چرخ لنگر است. در چركا يا دستگاه پنبه پاك كني سنتي هندوستان مطابق آنچه در كتاب براون و وير نشان داده شده چرخ لنگر وجود اختلاف ندارد ديگر جيركوي زرقان با چركاي هندوستان اين است كه در چركاي هندوستان هر دو غلتك چوبي است ولي در جيركوي زرقان يكي از غلتك هاچوبي و ديگري ميله اي آهني است. غلتك چوبي را در mashunزرقان مشون مي نامند كه به معني آسه يا محور است. چرخش مشون در جهت عكس چرخش ميله است. ميله در سطح خود داراي ناهمواري هايي شبيه ناهمواري هاي سوهان است كه باعث مي شود الياف پنبه روي آن نلغزند و دستگاه بتواند آن ها را الياف ببلعد پنبه از ميان دو غلتك مي گذرند اما دانه ها مي مانندو جدا مي شوند. در چركاي هندوستان براي تنظيم فاصله دو غلتك از دو گوه استفاده مي شود، درصورتي كه در جيركوي زرقان براي اين كار فقطاز يك گوه به نام تنگ tang استفاده مي شود. وجود يك گوه به جاي دو گوه كار را بسيارآسان تر و دقيق تر مي كند. سبب بوجود آمدن اين موقعيت وجود قطعاتي از چوب به نام اسپك aspak وشي اسپك aspak-shi در جيركوي زرقان است. اسپك قطعه چوبي است كه دو سرغلتك چوبي جيركو روي دو سر آن مي نشيند. شي اسپك كه در لهجه مردم زرقان به معني زيراسپك است ممكن است يك يا دو قطعه باشد وزير اسپك قرار مي گيرد و نگه دارنده آن اجزاء است ديگر جيركوي زرقان نيز هر كدام به نوبه خود برتري هايي دارند كه در عكس هم از ديده مي شود جمله دسته آن كه در زرقان مشتوك mashtuk (به معني چيزي كه در مشت قرارمي گيرد ) خوانده مي شود و باعث راحتي گرداننده آن مي شود. همچنين امكان محكم كردن دو پايه اصلي جيركو با طناب يا زه (روده تابيده شده گوسفند ) كه باعث عملكرد بهتر آن مي شود، باهمه اين اختلاف ها دو نكته اساسي داراي اهميت است و آن اينكه جيركوي زرقان كه شايد بتوان آنرا جيركوي ايران ناميد هم در كليات واساس كار و هم در نام با چركاي هندوستان مشابه است. منابع: فرهنگ مردم زرقان تاليف نگارنده ودايره المعارف بريتانيكا