Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761020-37148S1

Date of Document: 1998-01-10

دانشگاه و دانشجو در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري تهيه و تنظيم: دفتر مقام معظم رهبري (مديريت ويژه نشر آثار ) ( ) 54 نقش پيشروي اجتماعي، يكي ازكاركردهاي ثانوي اما طبيعي دانشگاههاست. در جوامع و كشورهاي گوناگون، دانشگاهها طلايه دار حركتهاي پيشروانه، نوگرايانه، اصلاحي و يا انقلابي جوامع خود هستند. مقام معظم رهبري در ريشه شناسي اين نكته چنين فرموده اند: در همه جاي دنيا، دانشجويان يكي از قشرهاي پيشرو هستند; علت هم واضح است. روح ناآلوده ي جوان، هنگامي كه با ذهن و فكر روشن ناشي از تحصيل و با ديد بصير و آگاه همراه مي شود، تركيب خيلي ممتاز و فاخري به وجود مي آورد. آن تركيب، همان دانشجو است. در كشور ما نيز دانشجويان دانشگاهها چنان نقشي را داشتند. در جريان شكل گيري و اوج يابي نهضت اسلامي ايران، به شكلهاي گوناگون در آن سهيم شدند و نقش پيشروانه ي خود را ايفا كردند: در رژيم گذشته هم علي رغم سركوبو فشار و گمراه سازي دستگاههاي مختلف آن رژيم جبار، بالاخره دانشجويان در گرايش به اسلام و اوج اسلام طلبي و اسلام خواهي، كار خودشان را كردند و نقش خودشان را ايفا نمودند. البته فعاليتهاي اسلامي دانشجويي در دانشگاهها، در زمانهاي مختلف و نيز دانشكده هاي گوناگون يكسان نبود; با توجه به شرايط وامكانات، اوج و فرودهايي داشت; اما در مجموعه ي پانزده ساله ي نهضت اسلامي ايران (از سال 42 تاسال ) 57 مستمر و پيوسته بود: از اولي كه مبارزه ي اسلامي دراين مملكت شروع شد، دانشجويان پابه پا حركت كردند... و البته در طول اين مدت پانزده سالي كه تا پيروزي انقلاب ادامه پيدا كرد، نوسان داشت. دانشگاهها فرق داشتند، دانشكده هاي يك دانشگاه فرق داشتند، برهه هاي زماني فرق داشتند... اما من كه در طول اين مدت با دانشجويان مربوط و دمخور بودم و اين حركات دانشجويي را تعقيب مي كردم، مي توانم يك جمع بندي ارايه بدهم. آن جمع بندي در يك كلمه اين است كه دانشجويان از ساعت اول اين مبارزه تا لحظه ي پيروزي، يك جريان مستمرمبارزه ي دانشگاهي و دانشجويي را به وجودآوردند. كسي در اين هيچ شك وشبهه يي ندارد. فعاليتهاي اسلامي - سياسي دانشجويي، به گونه هاي مختلف بود. از حركتهاي با قالب سياسي چون تظاهرات، اعتصابات، تدوين و نشر اعلاميه هاي سياسي و... تا، حركتهايي كه ظاهر محض ديني داشت، اما گرايشهاي سياسي را دربطن خود پيش مي برد; چون تجمعات ديني و مذهبي كه به اهداف و مقاصدديني - سياسي شكل مي گرفت: در همين دانشگاه تهران و ديگردانشگاههاي شهر تهران و نيز دانشگاههاي سراسر كشور، از روحانيون و اساتيد ديني و اسلامي از قبيل شهيد مطهري، شهيد شهيد بهشتي، باهنر و ديگران - بعضي بعضي معمم، هم غير معمم - دعوت مي شد. بچه ها مبارزه مي كردند براي اين كه بتوانند يكي از روحانيون اين سبكي را به دانشگاه بياورند و او را درتريبون سخنراني قرار بدهند و از او بشنوند; و اگر يكي از اين قبيل افراد به دانشگاه مي آمد، اجتماع سالنهاي سخنراني از هميشه شلوغتر و پر هيجان تر و پرشورترمي شد. با اوجگيري نهضت اسلامي ايران در سال 56 از نقش پيشروي دانشجويي كاسته شد. حضور توده هاي ميليوني، چنان گسترده و عظيم و پرشور بود كه نقش قشر خاصي چون دانشجويان كمرنگ شد; چندان كه در طلايه ي حركتهاي مردمي، مرئي و محسوس نبود: از اول شروع نهضت تا نزديكيهاي پيروزي انقلاب - يعني اوايل سال 57 - دانشجويان پيشتاز بودند; بعد پيشتازيشان را از دست دادند. چرا آيا كند؟ شدند نه، مردم طوفان راه دانشجو انداختند آن روزي كه پيشتاز بود، اين طوري پيشتاز بودكه اعلاميه را تهيه و تكثير و منتشرمي كرد و تظاهرات را راه مي انداخت و كلاس را تعطيل مي كرد و به خيابان مي آمد و حضوري هم در يك خيابان پيدا مي كرد و بعد هم نيروي انتظامي مي آمد و او متفرق مي شد; باز مثلافردا عصر، يا يك هفته ي ديگر، ياشش ماه ديگر، در يك خيابان ديگرپيدايش مي شد. در اين زمان مردم كم بودند، نبودند و دانشجو پيشتازبود. وقتي مردم به صورت گروههاي متراكم به خيابانها آسفالتها آمدند، به خون مردم رنگين شد وشعارهاي حاد و تند درجه ي زندگي يك، مردم و ذهن مردم و عمل مردم را فراگرفت، مردم جلو افتادند.