Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761018-37123S1

Date of Document: 1998-01-08

گفت وگوي رئيس جمهوري با شبكه خبري سي. ان. ان سياستمداران آمريكايي به خود بيايند و حداقل از ملتشان عذرخواهي كنند ملت ايران سابقه درخشاني در تمدن و فرهنگ دارد حمايت از كساني كه براي آزادي سرزمينشان مي جنگند حمايت از تروريزم نيست زندگي سعادتمند بايد روي سه پايه استوار باشد: دينداري، آزادي و عدالت در حال حاضر هيچگونه احساس نيازي به رابطه با آمريكا نداريم سياست غلطي كه آمريكا در حمايت همه جانبه از تجاوزهاي يك رژيم نژادپرست و تروريست دارد به نفع منافع آمريكا نيست حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران در گفت وگو با شبكه تلويزيوني سي. ان. ان به تشريح رفتارهاي نادرست سياستمداران آمريكايي باملت ايران پرداخت. رئيس جمهوري گفت ريشه بي اعتمادي مردم و دولتمردان ايران به دولت آمريكارا بايد در همين رفتارهاي نادرست و دشمني هاي مستمر سياستمداران آمريكا با ملت ايران و انقلاب اسلامي جستجو كرد. رئيس جمهوري گفت ملت آمريكا داراي تمدن قابل احترامي است اما سياستمداران آن كشور برخلاف سمت و سوي اين تمدن حركت مي كنند و به خاطرچنين روشي بايد از ملت خود عذرخواهي كنند. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور يك ماه پيش اعلام فرموديد كه پيامي تاريخي براي مردم آمريكا داريد فكر مي كنم اين پيام به صورت يك صحبت كوتاه خواهد بود و بعد به بحث در مورد مسائل خواهيم پرداخت. رئيس جمهور: بسم الله الرحمن الرحيم. پيش از اينكه سخنم را بگويم، لازم مي دانم كه سال نو ميلادي را به همه زنان ومردان آزاده وشرافتمند جهان بخصوص پيروان حضرت عيسي مسيح ( ع ) تبريك عرض كنم و تقارن سال نو رابا ايام ماه مبارك رمضان، ماه خودسازي، ماه چيرگي انسان برخود كه هدف همه پيامبران الهي بوده، به فال نيك بگيرم. ما در پايان قرن بيستم هستيم; ما قرني سرشار از نابرابري، خشونت و درگيري را پشت سر گذاشتيم. از خداوند مي خواهيم كه همه ما وهمه ملتهاي جهان را موفق بدارد كه قرن جديدي را كه آغاز مي كنيم، قرن انسانيت، قرن تفاهم، قرن صلح پايدار باشد، تا همه انسانها از نعمات زندگي برخوردار باشند. مجددا تبريك مي گويم به همه پيروان حضرت مسيح وهمه انسانها وبخصوص آمريكائيان. من قبلا گفتم كه به ملت بزرگ آمريكا احترام مي گزارم. دراين مجال كوتاه علاقه مند هستم تبيين كنم بينش و تحليل خودم را درباره تمدن آمريكايي تا معلوم شود كه سخن من يك تعارف سياسي وبازي با الفاظنبوده است. آمريكا داراي تمدن در خور احترامي است و وقتي كه ما متوجه ريشه اين تمدن مي شويم، احترام ما بيشتر شما مي شود اطلاع داريد كه شهر كوچكي است در ايالت ماساچوست به نام پليموث. در اين شهرتخته سنگي است كه مورد تقديس و احترام آمريكائيان است و رمزعظمت تمدن آمريكايي در اين سنگ نهفته است. يعني در اوايل قرن هفدهم حدود 125 نفر زن و مرد وكودك از انگلستان حركت كردند و درجستجوي يك سرزمين بكر براي تاسيس يك تمدن برتر، بالاخره به اين جا رسيدند و روي اين تخته سنگ پياده شدند. رمز احترام مردم آمريكابه اين تخته سنگ آن است كه اولين مهاجران كه خود را زائران Pilgrims مي ناميدند در اين جا روي سنگي كه در آنجا پياده هست، شدند. اينهاپيوريتن نام داشتند و شما مي دانيد كه مردم پنجشنبه هاي آمريكا، آخرماه نوامبر يعني چهارمين پنجشنبه ماه نوامبر را به نام روزشكرگزاري، شكر مي گزارند و اين هم خاطره تاريخي است ازاولين باري كه پيوريتن ها درآمريكا پياده شدند و خداي را شكر گذاشتندبخاطر اين توفيقي كه نصيبشان شد. بنياد تمدن آمريكائي را بينش، تفكر و منش پيوريتن ها تشكيل مي دهد. البته غير از پيوريتن ها، كسان ديگري به آمريكا آمدند مانندماجراجويان، جستجوگران طلا و دزدان دريايي، اما ملت آمريكا هيچوقت ورود آنها را به آمريكا جشن نگرفت و آغاز تمدنش ندانست. پيوريتن هايك فرقه مذهبي بودند كه بينش و منش شان علاوه بر پرستش خدا بانوعي از جمهوريت و دمكراسي و آزادي، سازگار بود و براي پياده كردن اين عقيده و انديشه در اروپا جا را تنگ مي ديدند. متاسفانه در قرن 16 وو 17 حتي قرن 18 ستيز سختي ميان دينداري و آزادي وجود داشت ويكي از فاجعه هاي بزرگ تاريخ بشر اين است كه، دينداري با آزادي روبه روي هم قرار بگيرند كه دراين صورت، هم دين زيان مي كندهم آزادي و هم انساني كه شايسته اين است كه ديندار باشد و هم آزاديخواه. پيوريتن ها خواستار يك نظامي بودند كه درآن پرستش خدا باحرمت انسان و آزادي انسان توام باشد و اين تمدن را درنيوانگلنديعني در 6 ايالت انگلستان جديد بنياد نهادند. اندك اندك بسط پيدا كردو سراسر آمريكا را فراگرفت حتي با بعضي گرايشهاي غلط كه در آمريكاهم بود ـ ازجمله در بعضي از ايالتهاي آمريكا منجر به يك نظام سخت برده داري شد. ـ همين تمدن آمريكايي درگير شد و آن رسم برده داري راالغاء كرد. شهيدهاي زيادي دادند كه شهيد نامدارش آبراهام لينكلن هست. رييس جمهور مقتدر، خوب و شرافتمند آمريكا. اين تمدن ريشه دراين دارد و به تعبيرالكسي دوتوكويل جامعه شناس بزرگ فرانسوي كه در قرن نوزدهم براي مطالعه دراحوال آمريكائيان به آمريكا آمده بود وهيجده ماه در آنجا بوده و حاصل كار او كتاب ارزنده اي است به نام دمكراسي درآمريكا كه اميدوارم همه آمريكائيان آن رابخوانند. اين كتاب، تحليل خوبي از تمدن آمريكايي دارد و نشان دهنده مايه هاي خوب و انساني اين تمدن هست و مي گويد امتياز اين تمدن، اين است كه آزادي، دين و مذهب را گاهواره رشد خود ديد و مذهب هم به آزادي به عنوان يك وظيفه الهي نگاه كرد. بنابراين در آمريكا هيچگاه آزادي ودينداري روبروي هم قرار نگرفته بودند و حالا هم نگاه كنيم مردم آمريكااغلبشان مردم دين داري هستند و دين ستيزي در آمريكا كمتر درعين است حال آن نگاهي به دين كه مايه وپايه تمدن آنگلوامريكن آن شده، ديني است كه با آزادي سازگار است ومن معتقدم كه بشر اگر بخواهدخوشبخت شود بايد كاري كند كه هم معنويت دين را داشته باشد وهم شرافت وآزادي را، به اين جهت است كه بنده مي گويم به ملت بزرگ آمريكا احترام مي گزارم، به خاطر تمدن خوبي كه آنها داشتند. مايه ها و پايه هاي تمدن آنگلوامريكن از دوجهت براي ما قابل احترام است. اول از جهت گفتگوي ميان تمدنها. شما مي دانيد كه ملت ايران ملت بسيار بزرگي سابقه است درخشاني در تمدن و فرهنگ دارد. همزمان با دولت ـ شهرهاي يونان در ايران تمدن بزرگي برقرار بوده است. همزمان با امپراطوري روم در ايران تمدن وسيعي قرار داشته است. بعدازاسلام هم مردم ايران با آغوش باز اسلام را پذيرفتند. پيوند ميان استعدادايراني و آموزش هاي عالي اسلام معجزه آفريد. البته من به هيچ وجه سهم ديگر ملت ها را در تمدن اسلامي انكار نمي كنم، ولي نقش ملت بزرگ ايران در آفرينش و بسط تمدن اسلامي نقش ممتازي بوده است. اين ملت درسال 200 گذشته هم براي آزادي وبراي استقلال وبراي يك زندگي شرافتمندانه تلاش كرده است، ما حدود صد سال پيش مشروطيت رادرايران داشتيم و نيز مبارزات زيادي كه با استعمار شد و در نهايت انقلاباسلامي شكل گرفت. اين انقلاب اسلامي دو جهت داشت و بايدداشته باشد: يكي بازآوردن تعبير و روايتي از دين است كه دينداري را باآزادي توام كند. البته الان كه حدود چهار قرن از تاسيس تمدن آمريكايي مي گذرد به نظر ما تجربه بشري به ما آموخته است كه زندگي سعادتمندبايد روي سه پايه استوار باشد: دينداري، آزادي و عدالت، اين است جهتي كه انقلاب اسلامي مي خواهد و برايش تلاش مي كند و با اين سرمايه وارد قرن بيست ويكم از مي شود نظر گفت وگوي بين تمدنهاهرچند ما بنايمان براين است كه از دستاوردهاي همه تمدن تمدنها، غرب و ساير تمدنها استفاده كنيم، با آنها گفت وگو كنيم. ولي هرچه پايه ها و مايه هاي دو تمدن به هم نزديك تر باشد، مفاهمه و گفت وگوآسانتر است، ما با انقلابمان داريم مرحله جديدي از بازسازي تمدن راتجربه مي كنيم واحساس مي كنيم آن چيزي را كه ما مي خواهيم، هماني است كه قبل از آن چهار قرن قبل بنيانگذاران تمدن آمريكايي هم درجستجوي آن بوده اند. ما از اين جهت خودمان را از نظر فكري نزديكتر بامايه هاي تمدن آمريكايي مي دانيم. مسئله دوم، استقلال است. ملت آمريكا پيشتاز مبارزات استقلال طلبانه است. آغاز كننده تلاش براي استقلال است. در راه استقلال قربانيان زيادي هم داده است كه بالاخره منجر شد به اعلاميه استقلال آمريكا ـ كه هنوز هم از بيانيه ها و اسناد مهم درباره حرمت وحقوق انساني است ـ و بالاخره پيروزي استقلال خواهان و تاسيس جمهوري در ماهم آمريكا براي استقلال تلاش مبارزات كرديم، ملت ايران درطول 200 سال گذشته وبخصوص اوجش درانقلاب اسلامي ازجمله براي استقلال بوده است. وقتي كه حضرت امام خميني ( ره ) انقلاب را شروع كردند. در ايران وضع بدي بود يعني ملت ايران تحقير شده بود، ملت ايران سرنوشتش در دست ديگران بود و شما مي دانيد كه يكي از جهات برجسته مبارزه حضرت امام ( ره ) مبارزه با كاپيتولاسيون بود يعني شاه را مجبور كرده بودند تا مصونيت مستشاران آمريكايي درايران را به تصويب برساند واين بزرگترين تحقيري بود كه به ملت ما شد، ملت ما قيام كرد و براي استقلال جنگيد و پيروز شد. البته جنگ انقلاب ما جنگ كلام بود جنگ اسلحه نبود و پيروز شد پس ما هم براي تجربه جديدي از دين تلاش كرديم و هم براي استقلال، و اين هردووجه درتمدن آمريكايي برجسته است و ما خودمان را به آن نزديك مي دانيم. اما در اينجا لازم است كه من يك تاسف و تاثر را اعلام بكنم، معتقدم يك تراژدي رخ داده است، باكمال تاسف سياست هايي كه از سوي سياستمداران آمريكايي در لااقل سال 50 گذشته بعد از جنگ دوم جهاني در دنيا اعمال شده هيچ سنخيتي با تمدن انسان مدار، دمكرات منش و آزاديخواه آمريكا ندارد ما بسيارعلاقه مند بوديم كه در سياست خارجي هم كساني كه اين سياست خارجي را اعمال مي كردند، نماينده تمدن برجسته آمريكايي باشند كه در آمريكا بقيمت گراني بدست آمده است. نه نماينده ماجراجوياني كه بدست خود آمريكاييان مغلوب شدند. اين سياست غلط وسلطه سه جويانه، زيان داشت: - يك زيانش خسارتهايي بود كه بشدت به ملت هاي محروم و مظلوم از جمله خود ما وارد كرد. دوم اينكه وقتي بعد از جنگ بين الملل دوم بخصوص استقلال خواهي دركشورهاي مستعمره اوج گرفت، اميد زيادي مردم به آمريكا داشتند چرا كه پيشتاز مبارزه براي استقلال، آمريكاييها بودند، وقتي آن سياست هاي سلطه مدارانه بنام ملت آمريكا اعمال شد، در ديوار اعتماد ملتها به ملت آمريكا خلل واردآمد و اين زياني است كه سياستهاي آمريكا به آمريكاييها زد و سومي و ازهمه مهمتر اين است كه آنچه در سياست خارجي آمريكا اعمال شد به نام ملت بزرگي بود كه براي آزادي قيام كرده بود و به نظر من جاي آن دارد كه سياستمداران آمريكايي به خود بيايند و خودشان را تطبيق بدهند بامعيارهاي مدنيت آنگلوآمريكن و تمدن آمريكايي و حداقل از ملتشان بخاطر اين روشي كه داشتند عذرخواهي بكنند. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور شما درمورد عذرخواهي صحبت كرديد، درمورد تاريخ معاصر و تمدن هاي بزرگ صحبت كرديد، اگر مي خواستيد از اين مصاحبه براي فرستادن پيامي براي مردم آمريكااستفاده نمائيد، من در آمريكا زندگي كرده ام و از نقطه نظرات مردم عادي آمريكا درمورد ايران مطلعم و آن پيام نيز كه طي بيست سال گذشته از ايران شنيده شده، پيام گروگانگيري، پيام مرگ برآمريكا، پيام سوزاندن پرچم آمريكا، پيامي كه گويي اسلام اعلام جنگ بر عليه آمريكا و غرب داده است، اجازه دهيد ابتدا درمورد بحران گروگانها صحبت نمايم كه در ذهن هر آمريكايي حك شده است. همان طوري كه مي دانيد در هر انقلابي، انقلاب كمونيستي در روسيه، انقلاب فرانسه و حتي شايد در انقلاب آمريكا، سالهاي اوليه شاهدحركتهاي خروشاني بوده است، مي توانيد بگوئيد به گروگان گرفتن آمريكائيها در ابتداي انقلاب اسلامي در رده بندي حركتهاي خروشان انقلابي قرار؟ مي گيرد رئيس جمهور: متشكرم از سوالي كه كرديد. من معتقدم كه اولا حوادث را در ظرف خودشان بايد ارزيابي بكنيم و ثانيابا همه جوانبامور. چهره اي كه از اسلام نشان داده شد بدون اينكه من بخواهم كسي رامتهم بكنم چهره نادرستي بود. اسلام ديني است كه همه بشريت را با هرديني و گرايشي به خردورزي و خردمندي و تعقل دعوت كرده است. اسلام همه پيروان اديان الهي را به وحدت پيرامون خداپرستي دعوت كرده است و همه مسلمانها را به برادري، و نيز اسلامي كه لااقل ما مي شناسيم و براساسش انقلاب كرديم حق حاكميت انسان بر سرنوشت خودش را شناخته و اعلام كرده است كه روابط ميان ملتها بايد براساس منطق و احترام متقابل باشد. اين اسلام دشمن هيچ ملتي نيست، دشمن هيچ ديني خواستار نيست گفتگو، تفاهم و صلح با همه ملتها اصولا است يكي از اشتباهاتي كه در سياستهاي خارجي آمريكا وجود داشته است و من تعبير كردم كه آمريكا از زمان خودش عقب هست، بدون اينكه اهانتي بخواهم بكنم به افراد و الان هم مي گويم كه هنوز هم شخصيتها و سياستمداران منصف و خردمند در آمريكا كه كم نيستند. ولي برآيند قدرتهايي كه هست، سياستهاي خارجي آمريكا را به صورتي درآورده است كه هنوز در دوران جنگ سرد بسر مي برد و در پي پيداكردن يك دشمن فرضي است. بعد از فروپاشي كمونيزم تلاش شده است در بعضي محافل كه بگويند اين اسلام دشمن، است و متاسفانه لبه تيزحملات هم متوجه اسلام مترقي است نه اسلام ارتجاعي و برداشتهاي مرتجعانه از اسلام; اسلامي كه خواستار دمكراسي است و اسلامي كه خواستار پيشرفت و توسعه است. اسلامي كه خواستار بهره برداري ازدستاوردهاي تمدن بشري از جمله تمدن غرب در است موردگروگانگيري كه گفتيد، بنده مي دانم كه احساسات ملت بزرگ آمريكابخاطر اين قضيه جريحه دار شده و من متاسفم از اين امر، همچنان كه احساسات اين مردم بزرگ، وقتي كه كشته هاي جوانشان را از ويتنام مي آوردند جريحه دار شد، اما ملت آمريكا ملت ويتنام را ملامت نكرد، سياستمداران خود را ملامت كرد كه چرا به ويتنام رفتند و جوانانشان رادر آن باتلاق بردند. فشار خود آمريكائيان سبب شد كه آن جنگ بي ثمر وضدانساني تمام بشود و واقعا خود آمريكائيان در پايان دادن آن نقش داشتند. آنچه كه رخ بايد داد، در مجموعه حوادث مورد ارزيابي قرار بگيرد. ملت ما احساس ناخوشايندي از سياستهاي آمريكا داشت و همان جوركه گفتيد در بحبوحه شور انقلابي كارهايي مي شود كه همه اينها را نمي شود مهار كرد يا برايش حساب خاصي باز كرد اينها در واقع فريادهايي بود از سوي مردم درمقابل بسياري از تحقيرها و ستمهايي كه ازسوي سياستهاي خارجي و آمريكايي نسبت به مردم ما بخصوص در آغازانقلاب شده بود و امروز به ياري خداوند، انقلاب ما جا افتاده و جامعه جديد ما تثبيت شده است و دولتي مقتدر سركار است. ديگرهيچ نيازي نيست كه براي ابراز احساسات و ابراز مكنونات قلبي به روشهاي غيرمتعارف متوسل معتقدم بشوند وقتي كه منطق هست بخصوص اگرگوشي براي شنيدن منطق باشد نيازي جز به بحث و گفتگو و سخن نيست. خبرنگار: لذا شما مي فرمائيد عليرغم گلايه هايي كه درمورد آن صحبت مي كنيد، با نگاهي ديگر اگرشما قراربود اين كاررا در آن زمان دوباره انجام مي داديد، آيا ايران غير از اين عمل؟ مي نمود آيا اين يك زياده روي بوده؟ است رييس جمهور: عرض كردم، هرچيزي را بايد در سطح خودش ديد، آن ظرف، ظرف آغاز و هيجانات انقلابي بود و ملت ايران تحت فشار بود و به نحوي مي خواست مكنوناتش را ابراز كند. ما امروز دردوران تثبيت و استقرار نظام هستيم و پايبند به همه موازين و مواضعي هستيم كه در روابط بين ملتها و دولتها بايد باشد. خبرنگار: يك سئوال ديگر در آن مورد، شما درمورد حاكميت قانون صحبت مي كنيد، اشغال يك سفارت به گروگان گرفتن اعضاي آن براي بيش از يك سال نقض سنن تاريخي و مصونيت ديپلماتيك مي باشد. بدون توجه به ناراحتيهاي كشورها از يكديگر مصونيت ديپلماتيك مسئله اي است كه دست نخورده باقي مانده است. مجدداسئوال مي كنم آيا فكر مي كنيد اين ناشي از تندروي اوليه سالهاي اول انقلاب بوده است. رييس جمهور: در دوران جنگ خيلي از ضوابط دوران صلح بهم مي خورد، انقلاب هم خودش يك جنگ است و با كمال تاسف سياستمداران آمريكايي بجاي اينكه واقعيت انقلاب ما را بفهمند بازهم پشت سردشمن ملت ايران يعني شاه و در مقابل ملت قرار گرفتند و آن درگيريها در آغاز دوران انقلاب پيش آمد. خيلي از دستگاهها هنوز شكل نگرفته بودند و مي دانيد كه به محض اينكه، اولين مجلس شوراي اسلامي تشكيل شد حضرت امام (ره ) حل مسئله را به نمايندگان ملت واگذار كردند و مسئله خيلي سريع حل شد. خبرنگار: شما مي فرماييد امريكائيها به دنبال يك دشمن مي گردند و اكثر آنچه كه مي گويندو حس مي كنند خيالي است. آيا آمريكائيها فكر مي كنند براي خوددلائلي جهت داشتن نوعي ترس از ايران دارند. بخاطر آنچه كه طي بيست سال گذشته قبل از انتخاب شما مقامات ايراني گفته اند و انجام داده اند لذا درك مردم آمريكا اين است كه ايران با نوعي تندروي شناسايي مي شود كه درصدد جنگ با غرب مي باشد خصوصا باايالات متحده شما آمريكا در مورد فصل نويني صحبت مي كنيد، شمادر مورد عملگرايي و واقعيت در دنياي امروز صحبت مي كنيد. شمابراي يك آمريكايي عادي كه امشب اين برنامه را مي بيند چه مي توانيدبگوييد يا انجام دهيد كه آنهارا متقاعد سازيد كه ايران شما ايراني متفاوت و ايراني جديد است. رييس جمهور: البته بنده نگفتم كه آمريكاييها با ملت ما دشمني كردند يا درگيرشدند. هيچ وقت ملت ما با ملت آمريكا درگير نبوده است. گفتم سياستمداران آمريكائي آن هم بعضي از سياستمداران كه در اين مدت بالاخره حكومت پيدا كردند، واقعا با ما دشمني كردند. دراينجا ليست مفصلي است از دخالتهايي كه آمريكا چه قبل از انقلاب و چه بعد ازانقلاب نسبت به ملت و انقلاب ايران كرده است. ملت بزرگ ما احساس تحقيرشدگي يافت و همواره تحقير شد، اگرهم در جهاتي درعكس العمل هايش افراطي بود معتقدم درمقابل ستم هايي كه به او شده است، خيلي زياد نبود. مطمئنا در دوران انقلاب هميشه مسائلي هست تاخود انقلاب جابيفتد و طبيعي است. انقلاب اسلامي ما اين افتخار رادارد كه هنوز بيش از يك سال از پيروزي آن نگذشته بود كه صاحب قانون اساسي شد و نهادها شكل گرفت و امروز به لطف خداوند همه امور درمجاري قانوني خود است و همچنان كه گفتم چه در زمينه روابط خارجي چه در زمينه روابط داخلي سعي خواهيم كرد كه ان شاءالله همه چيز درچارچوب قانون باشد. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور مردم عادي آمريكا با يك تصوير از ايران آشنا هستندمرگ برآمريكا سوزاندن پرچم آمريكاوگروگانگيري كه درمورد آن صحبت كرديم، شما از صفحه اي نودرروابط ملتهاي دنيا صحبت مي كنيد. شما چگونه مي توانيد به مردمي كه امشب به اين برنامه گوش مي دهند بگوئيد كه ايران شما، ايراني نو و يا ايراني متفاوت؟ است رئيس جمهور: من مي گويم كه مسائل را بايد با همه جوانب و ريشه هايش يافت. اگر شعاري در ايران داده مي شود شما بعنوان يك خبرنگار از همه كساني كه شعار مي دهند بپرسيد كه آيا شعار آنها متوجه مردم آمريكا ؟ است همه خواهند گفت، نه تنها، به مرگ مردم آمريكا راضي نيستيم بلكه آنها را مردم بزرگي مي دانيم. حتي منظور، نابودي و براندازي حكومت آمريكا هم نيست بلكه سمبلي است از مرگ نوعي رابطه ميان ايران و آمريكا، ببينيد اين شعار در جواب آن جسارت بزرگي است كه وزير دفاع اسبق آمريكا به ملت ايران مي كند و مي گويد ريشه ملت ايران را بايد خشكاند. يا جواب حمله به هواپيماي مسافربري است كه حدودنفر 300 زن و مرد را با فرمان فرمانده ناوگان آمريكايي سرنگون و نابودكردند. برفرض كه اين اشتباه بوده، تحقير بعدي اين است كه در آمريكا به همين فرمانده مدال مي دهند يا در كنگره آمريكا بيست ميليون دلارتصويب مي كنند. براي براندازي حكومت ايران، ملت ما سياست خارجي آمريكا را در جهت براندازي و مقابله با اين ملت تلقي مي كند ودر واقع مرگ به اين نوع رابطه را مي گويد. هيچگاه هيچكس قصدجسارت به ملت آمريكا را ندارد و حتي به نظر ما دولت آمريكا هم دولت قانوني و منتخب مردم است. آنچه كه مورد اعتراض است اين نوع رابطه است كه ملت ما در آن نوعي تحقير و ستم مي بيند. بنده هم در زمينه مثلا آتش زدن پرچم به هيچ وجه با آنچه كه باعث جريحه دارشدن احساسات ملت و رمز و نمونه مليت يك كشور باشد، موافق نيستم كه اين كار بشودو تا آنجا كه مي دانم رهبر معظم انقلاب و مسئولان بالا هم راضي نيستند. ممكن است كه يك حركتهايي كه مورد قبول ما هم نباشد صورت بگيرداما من مطمئن هستم همان كسانيكه آن كار را مي كنند، قصد جسارت به مردم آمريكا را ندارند و اميدواريم كارهايي كه ممكن است تلقي شود كه بر ضد ملت و مردم آمريكا است، صورت نگيرد. خبرنگار: شما گفتيد كه مي خواهيد با مردم آمريكا صحبت كنيد آيا نهايتا آماده ايد كه با دولت آمريكا بنشينيد و درخصوص مسائلي كه امشب مطرح نموديد و شما را از يكديگر جدا مي سازد، صحبت؟ كنيد رييس جمهور: ببينيد، اولا هيچ چيز نبايد مانع مفاهمه، مذاكره ومباحثه ميان دو ملت وبخصوص دانشمندان و انديشمندان بشود. الان هم بنده توصيه مي كنم كه ميان استادان دانشگاه، نويسندگان، دانشمندان، هنرمندان، خبرنگاران وحتي جهانگردان دوكشور تبادل صورت گيرد. هم اكنون بخش زيادي از ايرانيان با فرهنگ، تحصيل كرده و شريف مادرآمريكا بسرمي برند، اينها نماينده ملت ايران هستند ونشاندهنده اين است كه ميان ملت ايران وملت آمريكا خصومتي وجودندارد. اما بحث ميان تمدنها وملت ها با رابطه سياسي دوبحث است. در زمينه رابطه سياسي بايد عواملي را كه منجربه قطع رابطه شده است درنظرگرفت و اگر هم روزي بناست وضع ديگري پيش بيايد حتما بايدريشه ها وعوامل را مورد توجه قراردهيم و رفع كنيم. اولا من عرض كنم كه رفتار سياست خارجي و سياستمداران آمريكا با ما، خسارتهايي به ما زده است، ولي يك حسن هم داشته است كه ما بيشتربه درون توجه كرديم. ما براساس توانايي هاي دروني خودمان سعي كرديم كه كارهايمان را پيش ببريم والان هم هيچگونه احساس نيازي به رابطه با آمريكا نداريم. بخصوص كه دنياي امروز به حد كافي متنوع ومتكثر هم هست كه ما بدون كمك آمريكا بتوانيم به اهداف خودمان برسيم. خاصه اين كه من احساس مي كنم كه بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا از جمله اروپائيان، خيلي از آمريكائيها درسياست خارجي شان پيشرفته تر و مترقي تر وجلوتر هستند. ما كار خودمان راانجام مي دهيم و نيازي هم به رابطه سياسي با آمريكا نداريم، اما مسئله اين است كه رفتار سياسي دولت ها سبب نشود كه ملت ها از امكانات يكديگر محروم بمانند. ميان ما ودولت هاي آمريكا ديوار بزرگي ازبي اعتمادي وجود دارد، بي اعتمادي اي كه ريشه در رفتارهاي نادرست دولت آمريكا دارد. نمونه كارهايش را بگويم. دولت آمريكا به صراحت اعلام كرده است كه دركودتاي سال عليه 1332 دولت ملي مصدق شركت داشته و دولت ايران را سرنگون كرده و بلافاصله بعدازآن، حكومت كودتارا با چهل و پنج ميليون دلار وام تقويت كرده است، دولت آمريكاقانون كاپيتولاسيون را برما تحميل كرده است. بعداز انقلاب رفتاري كه دولت آمريكا داشته است، رفتاري متمدنانه نبوده وبا ما دشمني كرده است. در زمينه هاي اقتصادي سعي كرده است كه به ما لطمه بزند. نمونه كارش همين قانون داماتو است كه باز برمي گرددبه دوران جنگ وعدم درك سياستمداران آمريكا از واقعيات كه حتي مي خواهند خواسته هاي خودشان را بركشورهاي ديگر مثل كشورهاي اروپايي و ژاپن تحميل تصويب كنند همان بودجه 20 ميليون دلاري براي سرنگوني دولت ايران و ساير مسايل بوده است و به هرحال ملت ما اين انقلاب را ارزان به دست نياورده است و در هزينه اي كه سهم پرداخته است، آمريكا را در تحميل اين هزينه برملت ايران زياد بي اعتمادي مي داند بسياري وجود دارد. اگر مذاكره براساس احترام متقابل نباشد، هيچ وقت آن مذاكره به نتيجه نمي رسد. شرط مسئله اين است كه آمريكائيان درسياست خارجي شان ازعقلانيت ابزاري دست بردارند وديگران راشي ء به حساب نياورند. حرمت حق هركسي را قبول كنند وبه عقلانيت مفاهمه اي كه درمتن تمدن آمريكا هم نهفته است روي بياورند. در اين ديواربلند بي اعتمادي اولا بايد رخنه اي در آن ايجاد شود تازمينه اي براي تغيير وضعيت و مطالعه در وضعيت جديد پيش بيايد. متاسفانه رفتارهاي دولت آمريكا ازگذشته تاكنون همواره جوري بوده است كه جو بي اعتمادي را در ميان ما دامن زده است و آثاري ازتغييررفتار نمي بينيم. من آرزوي دنيايي را مي كنم كه سوءتفاهم ها در آن ازبين رفته باشد، ملت ها با همديگر رابطه داشته باشند، ميان دولتها براساس احترام متقابل، بتواند يك رابطه منطقي برقرار شود اما به هرحال هرملتي حق دارد كه روي اصول ومعيارهاي خودش بايستد وازطرف مقابلش توقع داشته باشد كه به او حرمت واحترام بگذارد. خبرنگار: شما درمورد اقدامات منطقي براي دستيابي به آن اعتمادي كه مورد نظر است وروابط بر آن بنا مي شود، صحبت مي كنيد، نبايد نشست و درمورد مسائلي كه شما را از يكديگرجدامي سازند صحبت كرد، دولت آمريكا اعلام نموده است كه علاقه مندگفتگو با يك شخصيت ذي صلاح دولت ايران درمورد مسائل مي باشد. رئيس جمهور: مذاكره اي كه يك طرف خود را صاحب حق كامل بداند وبانگاه اتهام بسوي طرف ديگر كه مظلوم هم هست بيايد هيچوقت به ثمر نمي رسد، شرط هر مذاكره اي اعتماد است و متاسفانه رفتارهاي دولت آمريكا تاكنون طوري نبوده است كه آن حداقل اعتماد را براي ماايجادكند. اميدوارم كه تغيير رفتاراساسي را ما در عمل و رفتارآمريكائيان ببينيم. خبرنگار: فكر مي كنيد اين گفتگو با مردم آمريكا به كجا خواهد رسيد. رئيس جمهور: بنده از ديالوگ كه صحبت مي كنم، از ديالوگ بين تمدنها وفرهنگها صحبت مي كنم و محور اين ديالوگ، انديشمندان ومتفكران هستند والان هم معتقدم كه بايد همه راهها ميان مذاكره ومكالمه ميان صاحبنظران وانديشمندان وحتي خود ارتباطات ميان مردم آمريكا ومردم ايران بازباشد تا ما بتوانيم از ناحيه تفاهم بيشتري كه ميان ملتهايمان ايجاد مي شود آينده بهتري را براي هردو كشور وملت رقم بزنيم. خبرنگار: اجازه بدهيد در مورد چند مسئله خاص كه مورد توجه مردم آمريكاست از شما سئوال كنم، همان گونه كه مي دانيد بسياري از كارشناسان آمريكايي مي گويند شواهد زيادي وجود دارد از دست داشتن مقامات ايراني در دادن نه تنها كمكهاي سياسي و معنوي بلكه كمكهاي مالي به سازمانهايي كه مرتكب اعمال تروريستي مي شونداين كار باعث كشته شدن زنان و كودكان بيگناه مي شود، اگر دلائل و شواهد كافي دال بر دست داشتن مقامات ايراني در اين نوع اعمال و كمكهاي مالي به شما ارائه شود، در مورد آن چه خواهيد؟ كرد رئيس جمهور: ببينيد اين هم از مشكلاتي است كه ميان ما وآمريكا هست. با ادعا اتهام مي زنند و بعدهم كه مي خواهند مذاكره كنند مي گويند برسرهمين اتهامي كه ما به شما مي زنيم مذاكره مي كنيم يعني درواقع مي خواهند به پاي ميز محاكمه بكشانند. من به طور اصولي به شما مي گويم، ما پيروقرآني هستيم كه مي گويد اگر يك انسان بي گناه كشته شود به منزله اين است كه همه انسانيت كشته شده است، اين دين وكساني كه مدعي هستند، براساس اين دين مي خواهند يك نظام چگونه بسازند، حاضر هستند كه دست به ترور و كشتار انسانهاي بي گناه بزنند واين شديدا مورد رد ماست. ديگر اينكه منطق تاريخ اثبات كرده است كه از راه خشونت نمي توان راه بجائي برد ومن هم معتقد هستم انسانهايي كه منطق ندارند متوسل به زور وخشونت مي شوند. تروريسم به هرشكلش محكوم است، آدم كشي محكوم است وفايده اي هم ندارد و ماهم در همه وجوه واشكالش آن را محكوم مي كنيم. براي ادعايي هم كه درمورد ما مي شود خوبست كه شواهد دقيق وعيني و محكمه پسند را ارائه دهند كه ندارند، اما بهرحال خودسازمان ملل هم پذيرفته است و ما هم اين را مي پذيريم كه ميان ترور وكشتن انسانهاي بيگناه ودفاع در برابر تجاوز واشغال بايد فرق گذاشت. بدترين شكل ترور در دنيا ترور دولتي است كه همين چندي قبل خود شماشاهدبوديد كه تروريستهاي اسرائيلي دراردن مي خواستند يكي ازشخصيتهاي سياسي را از پادرآورند. اگر واقعا ما خواستار ازبين رفتن ترور هستيم بايد ريشه هايي را كه منجر به اين عكس العملهاي غيرمنطقي در دنيا مي شود، بشناسيم كه ازجمله تحقير ملتها، اشغال سرزمينهاي آنها و تجاوز به حقوق آنهاست و بايد همه بشر دست به دست هم دهند تا با تفاهم با اين پديده زشت مبارزه بكنند. چه تروريسم در شكل دولتي اش و چه تروريسم بصورتهايي كه در گوشه و كنار دنيا اتفاق مي افتد. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور من نمي خواهم ايران را با بسياري از ديگر كشورها مقايسه كنم، چيزهاي زيادي قبل از رياست جمهوري شما اتفاق افتاده است من شما را متهم نمي كنم ونمي خواهم پاسخي بدهيد، تنها سئوال من خيلي ساده اين است كه اگر دلائل اثبات كافي براي شما مبني بر دست داشتن هريك از مقامات رسمي در استفاده ازپول ايران براي كمك يا پاداش دادن به فرد يا هر سازمان مرتكباعمال تروريستي ارائه شود، آيا شما آن فرد يا سازمان را مجازات خواهيد؟ كرد رئيس جمهور: حتما اگر من مطلع شوم كه جايي كمك به ترور و تروريزم شده است من با آن برخوردمي كنم. رهبري ما هم برخوردمي كنند همه نظام هم برخوردمي كند اما حمايت ازكساني كه براي آزادي سرزمينشان مي جنگنند به نظر من حمايت از تروريزم حمايت نيست، از كساني است كه عليه تروريزم دولتي مي جنگند. خبرنگار: بدون توجه به انگيزه آيا فكر مي كنيد كشتن زنان وكودكان بيگناه، تروريسم است، به طور مثال آن گونه كه در اسرائيل اتفاق ؟ افتاد رئيس جمهور: ببينيد هرگونه كشتار زنان ومردان بيگناهي كه در درگيري دخالت نداشتند يك تروريزم است ومحكوم است وما اشكال مختلف تروريزم را در دنيا محكوم مي كنيم. خبرنگار: لذا دستوري مبني بر منع استفاده از پول ايران به هر شكل وصورت توسط هر مقام رسمي و يا سازمان براي كمك مالي و ياپاداش به هر گروهي كه مرتكب اعمال تروريستي بوده است، صادرخواهيد؟ فرمود رئيس جمهور: اصلا چنين موردي نبوده است كه من دستور صادر كنم كه نباشد وبنده تا آنجايي كه مي دانم دولت وملت ايران بهيچوجه طرفدار تروريسم نيست وهيچ تروريستي را موردحمايت قرارنداده است. خبرنگار: پس شما علاقه مند به گفتن يا اعلام كردن اين مطلب نيستيد كه استفاده از پول ايران در چنين مواردي صحيح؟ نمي باشد رئيس جمهور: ما به همين دليل 20 ميليون دلاري كه درآمريكا براي براندازي ايران وخرابكاري درايران تصويب شده است را محكوم مي كنيم چون اين را يك عمل آشكار تروريستي مي دانيم وخود ما هم هيچوقت اينكار را نمي كنيم. خبرنگار: درمورد آمريكائيها ـ آمريكائيها مي گويند گزارشهايي دارند كه مقامات ايراني در خارج مرتب آمريكائيها را زيرنظردارند. نوعي زيرنظرگرفتن كه مي تواند به عنوان آماده سازي براي حمله، تعبير گردد. رييس جمهور: چنين چيزي را من بشدت تكذيب مي كنم. هيچ فعل و انفعال جديدي در خارج از كشور عليه آمريكايي ها و يا جستجويي درباره مسايل آمريكايي وجود نداشته و ما به صراحت هم جواب داديم وبا بدبيني به آن نگاه مي كنم كه مقدمه اي باشد براي اينكه اعمال بعدي كه احيانا مي خواهند انجام بدهند توجيه بكنند. هيچ تحرك جديدي نسبت به آمريكا و نسبت به مسايل خاص در عرصه هاي خارجي وجودنداشته و آنرا باز يك شايعه دروغ مي دانم كه از طرف كساني كه با مادشمني دارند طرح شده است. خبرنگار: درمورد صلح خاورميانه ـ ايران گفته است كه موافق روند صلح در خاورميانه نمي باشد. ياسرعرفات به عنوان نماينده مردم فلسطين برگزيده شده است. وي مبارزه مسلحانه به عنوان ابزاري جهت دستيابي به خواسته هاي مشروع خود را رد كرده است وواردروند صلح شد. آيا فكر مي كنيد اين براي هر قدرت خارجي مناسبباشد كه درگير كمك به گروههايي شوند كه برعليه ياسرعرفات مي جنگند، گروههاي فلسطيني نظير حماس و غيره رييس جمهور: اولا ما مخالفتمان را با روند سازش در خاورميانه اعلام كرديم بعلت اينكه معتقديم به نتيجه نمي رسد اما به صراحت اعلام كرديم كه نظرخودمان را به ديگران تحميل نمي كنيم و در مقابل آنها نمي ايستيم. به نظرمان همه فلسطينيان حق دارند كه درباره سرزمينهايشان صحبت بكنند و نظر بدهند و تازه هم ميليونها فلسطيني كه در خارج ازسرزمينهايشان هستند بايد حق تعيين سرنوشت خود را داشته باشند، درآن صورت است كه يك صلح پايدار خواهد بود. ما خواستار صلحي هستيم كه درآن يهودي، مسلمان و مسيحي و هركسي كه فلسطيني است بتواند آزادانه درباره خودش تصميم بگيرد و حاضريم براي برقراري چنين صلحي تلاش بكنيم. اما اجازه بدهيد يك مسئله را دراينجاتوضيح بدهم و بازهم اينجا ديدگاه خودم را درباره سياست خاورميانه اي آمريكا به اطلاع مردم بزرگ آمريكا برسانم. آنتي سميتيزم ( يهودستيزي )اصلا يك پديده غربي است. در اسلام و در شرق كه سابقه نداشته است. قرنها يهوديان و مسلمانان برادرانه دركنار هم زيسته اند، همچنان كه فاشيسم و نازيسم درغرب به وجود آمد. در شرق ممكن است كه استبدادو ديكتاتوري بوده ولي فاشيسم و نازيسم وجود نداشته است و خودغربيها هزينه بسيار زيادي براي مبارزه با فاشيسم و نازيسم پرداختند. آنچه كه باعث نگراني من است اين است كه اولا اين يهودستيزي و آنتي سميتيزم كه در غرب بوده است بهانه اي براي تحميل يك سلسله سياستهاي غلط برمردم خاورميانه و مسلمان در دنياي ما بشود. دوم اينكه مبادا كه برون افكني شود، يعني وقتي كه فاشيسم و نازيسم درغرب سركوب مي شود به صورت ديگري در بيرون غرب مورد عمل سياستهاي غربي قرار بگيرد. ما پايتخت آمريكا را واشنگتن مي دانيم ودرآنجا است كه بايد درباره منافع آمريكا تصميم گرفته شود ولي متاسفانه تلقي خاورميانه اي و مسلمانها اين است كه در خارج آمريكا وسياست خارجي آمريكا، پايتخت سياست آمريكا، تل آويو است نه واشنگتن. با كمال تاسف به نظر من سياست غلطي كه آمريكا دارددرحمايت همه جانبه از تجاوزهاي يك رژيم نژادپرست و تروريست، به نفع منافع آمريكا نيست، حتي به نفع يهوديها هم نيست، صهيونيست هادرصد كمي از يهوديها هستند و بارها هم اعلام كرده اند و درعمل هم نشان داده اند كه توسعه طلبند. حتي اين مرحله صلحي هم كه مطرح شده است سرسختيها و عدم تحمل هيچ يك از ضوابط بين المللي از طرف رژيم اسرائيل، دوستان آمريكا در منطقه را هم ناراحت كرده است. به نظرمن صلح خاورميانه در صورتي مستقر مي شود كه همه فلسطينيان درباره سرزمين شان تصميم بگيرند اعم از يهودي و مسلمان، اعم ازكساني كه در فلسطين امروز هستند يا در خارج فلسطين آواره دراين هستند، صورت است كه يك صلح مستقر و پايدار برقرار خواهد شد. خيلي ها ممكن است در دنيا نظر ما را داشته باشند و خيلي ها هم نداشته باشند. ما نظرخودمان را بيان مي كنيم و براي همه فسلطينياني كه به سرنوشت فلسطين مي انديشند احترام قائل هستيم و معتقد هستيم كه نبايد آمريكا حيثيت و ظرفيت والاي ملت آمريكا را صرف يك رژيم نژادپرستي بكند كه حتي همه يهوديها با او موافق نيستند. بحث از صلح خاورميانه بحث از ديدگاهي واقع نگرانه به مساله است و ما معتقديم كه به نتيجه نمي رسد چون عادلانه نيست و چون حقوق همه طرفهاي درگيررا عادلانه درنظرنگرفته است، ما آماده ايم تلاشي بين المللي بكنيم براي اينكه ان شاءالله يك صلح پايدار و عادلانه درمنطقه و درخاورميانه مستقرشود. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور مي دانيد كه يكي ديگر از نگرانيهاي غرب برنامه اتمي ايران است، آيا فكر مي كنيد ممكن است براي از بين بردن ترس غرب به توافق خاص با آژانس بين المللي انرژي اتمي براي نظارت خاص دست يابيد شايد اين بتواند ترس آنهائي راكه شمامي گوئيد مي خواهيد با آنها ديالوگ داشته باشيد، كم؟ كند رئيس جمهور: ماكنوانسيون منع سلاح اتمي را امضاء كرده ايم و نماينده رسمي آژانس بين المللي انرژي اتمي بارها از ايران ديدار كرده و به صراحت اعلام كرده است كه ما در صدد ساختن سلاح اتمي نيستيم ودر مسير صلح آميز بكار مي بريم و عجيب است كه كساني كه دلشان براي بشريت مي سوزد در حالي كه اسرائيل، يك نيروي اتمي است و به هيچ وجه هم حاضر نيست به قواعد آژانس بين المللي انرژي اتمي تن مورد بدهد، حمايت قرار مي گيرد. ولي ايراني كه هنوز هم نتوانسته است نيروگاه اتمي اش را كه از قبل از انقلاب شروع كرده است به ثمر برساند، موردحمله قرار مي گيرد. اينها بهانه هايي براي تحميل يك سلسله سياستهاي خاص بر ايران و منطقه و ترساندن است. ما يك قدرت اتمي نيستيم وقصد هم نداريم به صورت يك قدرت اتمي درآئيم و عضو آژانس بين المللي هم هستيم و زير نظارت اين آژانس هم بسر مي بريم. خبرنگار: آيا فكر مي كنيد غرب و كشورهايي كه ترس از ايران دارند ترس كمتري داشته باشند اگر شما بازتر عمل نمائيد شايد مثل برخي ديگر از كشورها برنامه هاي خاص نظارت سازمان انرژي اتمي را داشته باشيد. آيا اين مطلبي است كه بتوانيم مورد بررسي؟ قراردهيد رئيس جمهور: الان اين نظارت وجود دارد و ترس، ترس بيجايي است. ما اهل منطق و گفتگو هستيم و معتقديم با گفتن منطق خودمان وشنيدن منطق ديگران اين تفاهم روزبروز بيشتر خواهد شد. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور اجازه دهيد در مورد خود ايران صحبت كنيم. شما از همه لحاظ يك سورپريز (شگفتي ) انتخاب هستيد شما يك شگفتي بود، چيزهايي كه مي گوئيد و كارهايي كه از زمان انتخاب انجام داده ايد نوعي ديالوگ جديد با ايراني هاست درصد 780 مردم شما را برگزيده اند و به شما مي نگرند و به نظرمي رسد جنبشي در جهت آزادي، بازبودن، حاكميت قانون وچيزهايي كه شما درمورد آن صحبت كرده ايد، وجود دارد قرائت شمااز اين جنبش؟ چيست رئيس جمهور: البته ظاهرا يك ذره كمتر به من راي دادند، اما اين نشاندهنده اين است كه تبليغاتي كه تاكنون درباره ايران شده است تبليغات درستي نبوده و مردم ما مردم رشيدي هستند و خوشبختانه درسايه انقلاب، قدرت انتخاب پيدا كردند. به هرحال برنامه هايي مطرح شد و مردم انتخاب كردند و من هم افتخار مي كنم كه منتخب اين ملت شريف هستم و اميدوارم كه توانايي انجام وعده هايي كه در انتخابات دادم و خواست ملت شريف ايران است، داشته باشم. خبرنگار: هنوز به نظر مي رسد درحال حاضر نوعي درگيري درجامعه وجود داشته باشد. از يك سو عده زيادي از مردم خواهان آزادي بيشتر، باز بودن و چيزهايي كه شما در مورد آن صحبت كرده ايدهستند شما همچنين وزراي اصلاح طلب را منصوب كرده ايد، ازسوي ديگرهنوزافرادي هستند كه در خيابانها با زناني كه از ظاهر آنهاخوششان نمي آيد درگير مي شوند، از حضور برخي از اساتيد دردانشگاه جلوگيري مي كنند. فكر مي كنيد اين درگيريها به؟ كجامي انجامد رئيس جمهور: من تقابل جدي نمي دانم، البته گرايش هاي مختلفي وجود دارد كه در انتخابات هم مطرح شد و مردم هم راي آن چه دادند كه من مي خواهم و گفتم، اين است كه همه چيز در چارچوب قانون باشد و هيچ كس در وراي قانون نخواهد، خواست خودش را برديگران تحميل بكند. بخشي از اين تنش ها طبيعي است، در يك جامعه دموكراتيك اين برخوردها هست، ما سعي مي كنيم كه همه اينها را قانوني بكنيم. ممكن است در گوشه و كنار بعضي كارهايي كه قانوني نيست وجود داشته باشد و ما با همه وجود خواهيم كوشيد كه قانوني بشود البته ما بايد در ابتدا خودمان تفاهم كنيم و ياد بگيريم همديگر را تحمل بكنيم، هميشه هم با زور نمي شود اين تفاهم و تسامح را در جامعه ايجاد كرده بلكه با تفاهم بايد باشد. ما مصمم هستيم كه در جامعه يك دولت وجودداشته باشد و همه تابع قانون باشند و فكر مي كنم كه اين اصل پذيرفته شده است كه قانون مبناي نظم اجتماعي است و خوشبختانه اين نظرمورد تاييد جدي رهبري ما هم هست و اميدوارم كه در استقرار هرچه بيشتر قانون روز بروز گامهاي بيشتري برداريم. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور شما رئيس جمهور ايران هستيد وقولهايي را به مردم ايران داده ايد و هم اكنون صحبت هايي را در مورد گفتگو با ديگركشورها مطرح كرده ايد، آيا مي توانيد به وعده هاي خود به مردم ايران عمل نمائيد. فكرمي كنيد اختيار وفضاي مانور براي انجام اين كار را داشته باشيد و در سياست خارجي آيا قادر به اجراي سياست خارجي ؟ هستيد رييس جمهور: البته وقتي كه آدم انتخاب مي شود آمده است كه وعده ها را عملي بكند، نيامده است كه وعده ها را عملي نكند و من تصميم دارم كه وعده ها عملي بشود و فكر هم مي كنم فضا مناسب است و روز بروز هم مناسب تر مي شود و هركسي در جايگاه قانوني خودش كار خودش را خواهد كرد. وظيفه مهم رياست جمهور اجراي قانون اساسي است. مي دانيد كه من يك هيات نظارت بر اجراي قانون اساسي براي اولين دفعه تشكيل دادم و اينها به شدت مشغولند و اگر ما مواردي را پيدا بكنيم كه تخلف از قانون بشود يا كاستي هايي است كه قانون درست نمي تواند اجرا شود با آن برخورد خواهيم كرد و پيش خواهيم بردو در ايران هم يك دولت وجود دارد كه تصميم گيرنده درباره سياستهاي داخلي و خارجي در چارچوب وظايفش هست كه البته خيلي چيزها رابايد مجلس تصويب بكند و سياستهاي كلي را رهبري معظم تعيين مي كنند ولي دولت است كه اجرا مي كند و فكر مي كنم كه مانعي سر راه اعمال حاكميت دولت وجود ندارد و دولت مسئوليت خود را مي پذيرد. ما به هر سياستي كه برسيم مطمئنا آنها را اجرا مي كنيم و ممكن است كه براي فراهم آوردن مقدمات، بعضي جاها زمان نياز داشته باشد ولي به هيچ وجه آنچه كه ما به آن مي رسيم اين طور نيست كه انجام نشود وانجام نگيرد و دولت است كه مسئول اجراي حاكميت در جامعه است. خبرنگار: مخالفت زيادي از طرف جناح سنتي وجود دارد چگونه قادر به فعاليت در چنين فضايي هستيد. آيا با محدوديت مواجه؟ هستيد رئيس جمهور: ما وقتي كه مي گوئيم جامعه دموكراتيك و جامعه مردمي، يعني مخالف را در آن پذيرفته ايم. ما نمي توانيم جامعه اي داشته باشيم كه هيچ مخالفي درآن نباشد. اين اختلافات طبيعي است ودر همه جوامع هم هست. بايد ياد بگيريم كه اين مخالفت ها به تضادوتعارض تبديل نشود وهرچيزي مجاري قانوني خودش را پيدا كند، يقينادولت مخالفيني دارد وتا آن وقتي كه در چارچوب قانون اساسي كار كنندآنها محترم هستند وهركسي كه بخواهد برخلاف قانون و در وراي قانون خواست خودش را تحميل كند طبعا با قدرت قانوني با او برخورد مي شود، ما هم اختلاف نظرهاي دروني را مي پذيريم وهم اپوزيسيون وفادار به قانون اساسي را ولو اينكه مخالفت آشكار با دولت داشته باشد. خبرنگار: به هر حال دو جناح در حال حاضر وجود دارند، يكي جناح سنتي و ديگري جناح معتدل تر و اصلاح طلب كه شما رهبري آن را داريد. فكر مي كنيد يك سال بعد ايران در كجا قرار دارد. آيا آزادي وباز بودن بيشتر كه شما در مورد آن صحبت كرده ايد وجود؟ خواهدداشت رئيس جمهور: اجازه بدهيد بگذاريم اين تقسيم بنديها در ظرف خودش معني پيدا كند. ميانه رو، سنتي و نظير اينها بيشتر در غرب معنادارد. البته اختلاف نظر درايران وجود دارد. بهرحال گرايشي كه معتقداست منطق وقانون بايد حاكم باشد وممكن است گرايشي باشد كه براي خودش حق قايل باشد كه در وراي قانون هم كار اين كند مسايل اولا تحمل مي خواهد، ما بايد تفاهم را دردرون خودمان ايجاد كنيم كه باهم باشيم، مي توانيم اختلاف نظر داشته باشيم ولي اختلاف نظرمان منجر به هرج ومرج وبرخورد نشود. اگر ما زمينه هاي اجراي قانون رادرجامعه مان به دقت فراهم آوريم هيچ مشكلي از جهت اين مخالفت هانيست و من اينها را امري طبيعي مي دانم وهيچ نگراني هم ندارد. البته رسيدن به يك جامعه ايده آل و جامعه اي كه از هر جهت امورش درست باشد زمان مي خواهد، ما هم اين صبر را داريم وملت ما هم دارد وهمه تلاش مي كنيم به سوي يك جامعه سازمان يافته اي كه منطق وقانون برآن حكمفرما باشد پيش برويم. خبرنگار: آقاي رئيس جمهور از شما سپاسگزارم. رئيس جمهور: من از شما تشكر مي كنم واز حوصله همه ببينندگان وشنوندگان عزيز.