Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761018-37094S1

Date of Document: 1998-01-08

دهن دره هاي شاداب شهر بازيابي دره هاي هفتگانه تهران (طرح كوهسران ) - 1 طرح تجديد حيات دره هاي هفتگانه كوهسران در جوزه كلان شهر تهران، مي تواند يكي از اقداماتي باشد كه به روند سالم سازي، زيباسازي و تجديد كيفيت تهران موثر باشد كلان شهر تهران پايتخت ايران و بزرگ ترين شهر آن است. اين شهر نقش حياتي در زندگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ملي ايفا از مي كند اين رو، حفظ ارزش ها وارتقاء كيفيت زندگي و محيط شهري آن از اهميت ويژه برخوردار است. قدمت محدوده سكونتگاهي تهران به دوران باستان مي رسد و عمده ترين توجيه انتخاب اين جايگاه حضورنعمت ها و ارزش هاي طبيعي البرز است. تنوع و زيبايي مناظر طبيعي و سرسبز باغ ها در پهنه خشك و جلگه اي اين دامنه، مديون ثمرات آبهاي زيرزميني و قنات هاي آن است. يكي از بزرگ ترين بادبزن هاي آبده شناخته شده دنيا بادبزن دامنه جنوبي توچال است. بيش از دويست رشته قنات در اين دامنه است كه احداث نيمي از آن ها به روزگاران كهن مي رسد (جغرافياي تاريخي شميران - دكتر منوچهر ستوده ) تهران امروز، كه بيش از نيمي از وسعت آن روي بسترالبرز، دره ها و يال هاي آن گسترده است تا تاريخ عمدتا 1330 به صورت شهري مسطح در بخش جلگه اي جنوب البرز شكل گرفته بود و ساختار و سيماي شهري آن نيز از همين ويژگي تبعيت مي كرد. در آن دوران، عناصر محدوده هاي كوهپايه اي البرز، دره هاي سبز و چشمه سارها، باغ ها و دره باغ هاي آن و سرانجام وجود هواي مطبوع و خنك كوهستاني بهترين فرصت هاي ييلاقي و مكان هاي تفريحي جمعي و خصوصي را در اختيار شهروندان تهراني قرار داده بود. اشكال توسعه تهران در دوره هاي بعدي نيز تابع مختصات جلگه اي و مسطح با شبكه هاي ارتباطي مستقيم عمدتا شطرنجي در جهات مختلف صورت مي گرفت. اين الگوي توسعه در بخشهاي شمالي تهران تا دامنه هاي مستقيم البرز ادامه يافت و دره ها و يال هاي آن راپوشاند و بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي زمين شناختي بامشكلات و هزينه هاي زياد تكرار شد. يعني براي داشتن زمين هاي مسطح به روند ساخت و ساز جلگه اي با تراشيدن يال ها و پركردن دره ها ادامه داد. متعاقبا زير ساخت ها اعم از دسترسي ها و ديگر تاسيسات شهري به دور از مكانيسم توسعه و برنامه ريزي نشده به پيروي از راه حل هاي سودجويانه و ناهنجار در عاري ساختن شهر از اصالت و هويت به ويژه پشت كردن به ارزش هاي طبيعي در شكل گيري ساختار تهران كمك كردند. گستره امروز تهران علاوه بر مشكلات الگويي، نداشتن حضور ساختار منطقي، فقر محله هاي مسكوني و خدماتي، تراكم و نواقص سيستم حمل و نقل، نبود فضاهاي باز و سبز و پياده راه هاي مناسب، وضوح و خوانايي خود را از دست داده است. در ايجاد چنين نابساماني، سهم تخريب غيرمسئولانه سرمايه هاي طبيعي محيطي غيرقابل چشم پوشي است وسيماي شهر گوياي آن است. در مورد سيماي شهر تا آنجا كه به آميزش باويژگي هاي طبيعي مربوط مي شود، مي توان به مسكو شهرهايي همچون فلورانس، واصفهان توجه داشت وبه نقش آب ياتالاب در شهرونيز نقش آبراهه در شهرادو (توكيو قديم ) اشاره كرد. موضوع توجه و تلفيق اين خاستگاه ها با عناصر طبيعي -محيطي چنان است كه اگر توسعه هاي ناموزون دوران معاصر در جايي آن را ناديده گرفته باشند با طرح ها واقدامات مشخصي به نجات آنها مي شتابند. طرح جديد توكيو براي احياي آبراهه هاي آن نمونه بارز تفكر جديد است. موقعيت طبيعي دامنه البرز در گستره شهر تهران وبرخورد جديد با موضوع محيط زيست لازم مي دارد به نقش عناصر اصلي رشته كوه البرز از جمله دره هاي موجود ميان جاجرود و رودخانه كرج در كيفيت زندگي و سيماي شهر تهران توجه شود و حداكثر بهره از آنها برده شود. همان طور كه بزرگراه هاي شهر تهران به مثابه عناصري مهم در طراحي شهري چهره اي تازه به تهران بزرگ داده اند و زمينه تغيير تركيب نامناسب ساختارموجود را به وجود آورده اند، ساير عناصر نيز بايد سهم خود را در نظام و سيماي شهر تهران و ساماندهي به محيط طبيعي و انساني آن ايفا كنند. طرح تجديد حيات دره هاي هفتگانه كوهسران در حوزه كلان شهر تهران، يعني دره هاي دارآباد - لويزان، دره مقصود بيك - گلابدره، دره ولنجك، دره دركه - اوين - ونك، دره فرحزاد - پونك، دره كن و دره وردآورد، مي تواند يكي از اقداماتي باشد كه به روند زيباسازي سالم سازي، و تجديد كيفيت و به ويژه هويت بخشيدن به شهر تهران به طور موثر بهره رساند. اين دره ها به همراه قنات البرز جنوبي تا پيش ازكمك گرفتن از آبهاي جاجرود و رودخانه كرج، آبشهر تهران را تامين مي كردند و با حضور كريدورهاي هواي خنك در طول دره ها به مطبوعيت محيط كمك مي كردند و با ايجاد باغ هاي انبوه و پردرخت و باغ هاي ميوه و جاليزهاي باصفا به نياز ضروري شهروندان تهراني به گردش و گذران وقت آزاد جواب مثبت مي دادند. علاوه بر آن، بستر مسيل ها، خود بهترين جمع كننده و دفع كننده آبهاي سطحي در زمان هاي بارندگي هاي شديد و سيل آسا شهر بوده اند تهران اگر از گرما نسوخته و ازبي آبي تلف نشده و سيل آن را نابود نساخته، مديون امكاناتي است كه اين نعمت هاي طبيعي برايش فراهم ساخته اند. در حالي كه توسعه تهران در بخش عمده خود، عناصرذكر شده را زيرپوشش برده است، چگونه است كه چنين جايگاه طبيعي زيبا و استثنايي يعني دامنه البرز بلند و تپه هاي جنوبي و دره هاي با صفا و خرم آن هنوز نقشي درخور سيماي كلان شهر تهران ايفا نكرده اند و در قسمت هايي اين زيبائي هاي طبيعي چنين ناحق در زير هزاران مترمكعب بنا و سطوح آسفالت كوچه و خيابان ها بدون هويت مستور؟ مانده اند توسعه و دگرگوني كلان شهر تهران را نمي توان تنهاتابع فعاليت هاي ناهنجار و عمدتا سودجويانه بخش خصوصي قبول كرد يا براي حفظ كيفيت زيست محيطي آن به فضاهاي سبز و باغ هاي خصوصي پراكنده آن دل بست. سرنوشت تعداد نادري از باغ هاي خصوصي باقي مانده نيز چيزي جز تفكيك و تبديل به قطعات كوچك و يا زمينه اي براي ايجاد برج هاي مسكوني پرتراكم نيست. براي درك گوشه اي از روند دگرگوني قهقرايي دامنه البرز در اسناد تاريخي چنين مي خوانيم: باغ بيروني.. پس از فوت، اراضي باغ ميان ورثه تقسيم شد و كوچه اي از وسط باغ گذراندند و به قطعات كوچك تر تقسيم باغ كردند معتضديه مدت ها دراجاره سفارت فرانسه بود و زماني قصر ييلاقي دكتر ميليسپوبود... (و امروز اثري از آن باقي نيست ). حاجي ميراحسن مالك باغ شد... و تمام درخت هايي راكه نظام الدوله، كاشته بود قطع پس كرد از فوت اواراضي اين باغ ميان ورثه تقسيم شد و وراث هم هريك سهم خود را فروختند.... باغ دوم متعلق به امين الدوله پدر دكتر اميني بود كه بين وابستگان تقسيم گرديد و فواصل قطعات تفكيكي ديوار كشيده شد.. و باغ سوم متعلق به امين دفتر بود.. به فاطمه خانم همسرش رسيد. در زمان حيات (فاطمه خانم ) به قطعات كوچك و بزرگ تقسيم شد و به فروش رفت.. باغ سردار، منصور... را فعلا (سال 1325 شمسي ) حاج علي اكبر وفاي زنجاني و حاجي يوسف آقاي زنجاني خريده و قسمت كرده اند. به نابودي باغ ها و فضاهاي باز شهري در دهه هاي عامل اخير، ازدياد تراكم را نيز بايد افزود يعني تراكم در محدوده برج سازي ها تا 500 درصد مي رسد. از جمله باغ هايي كه تا به امروز دچار سرنوشت شوم تفكيك نشده اند، مي توان از باغ دره سعدآباد، باغ دره سفارت آلمان، باغ سفارت تركيه، باغ سفارت روس و باغ سفارت انگليس و چند باغ ديگر در شميران نام برد كه چون در اختيار مالكان خصوصي نبوده اند هنوز پابرجاهستند. اين باغ ها دست به گريبان پديده جديدتخريباند يعني در حال محاصره شدن در ساخت و سازهاي حجيم و بي تناسب اطراف آنها هستند. در طول تاريخ كشور ما، كوشش براي ايجاد باغ و موقعيت در آن زمينه، نشانگر درجه عالي تمدن بوده و به آن دست يافته اند. هرودوت، ايرانيان باستان را به عنوان باغ سازان ماهر و با تجربه معرفي مي كند. باغ هاي مربوط به آثار معماري كهن موجود خود شاهد آن مهارت است. ديويد استروناخ محقق آثار معماري كهن ايران در مورد شكل گيري باغ سلطنتي پاسارگاد مي نويسد: در بررسي عوامل متعددي كه احتمالا بر تصميم كورش براي احداث يك باغ وسيع در مركز محوطه كاخ خودتاثير داشته اند، بي مناسب نيست كه سواي هرگونه مسئله تاريخي، سياسي، به جاذبه قوي تركيب درخت، سايه و آب در چشم انداز غالبا خشك ايران اشاره كنيم، چرا كه در سرزميني كه تابستانهاي طولاني گرم دارد، سبزه به خودي خود با زيبايي مترادف است. (ترجمه در مجله اثر شماره 2322 صفحه ). 54 تصاوير شهر باغ هاي دوران ساساني را از جمله مي توان به كمك اشعار حماسي شاهنامه فردوسي، به ويژه درتوصيف باغ شهرسياوش كرد در ذهن بازسازي كرد. ادامه دارد