Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761018-37051S1

Date of Document: 1998-01-08

گزارشهايي از تفاسير كهن پارسي تاج التراجم في تفسير القرآن للاعاجم ابوالمظفر شاهفور بن طاهر بن محمد اسفرايني تصحيح: نجيب مايل هروي - علي اكبر الهي خراساني چ 1 شركت انتشارات علمي و 3ج 1375 فرهنگي ش. در سده پنجم دانشمندي دانا كه از علم دين - آنگونه وچندان كه در روزگار وي مرسوم بود - آگاهي داشت و درتفسير و حديث و كلام و فقه و اصول صاحب دست دردمندانه بود، و به سببخللهايي كه در ترجمه هاي پارسي موجود قرآن كريم يافته و ديده بود، به كاري بزرگ همت گماشت; كاري كه امروز متن منقح و ويراسته اي از آن پيش روي قرآن پژوهان است. ابوالمظفر شاهفور بن طاهر بن محمد اسفرايني آن مردمردانه و تاج التراجم آن ترجمه تفسيرآميز لطيف است. وي در سامان دهي ترجمه اي موافق اقوال مفسران، و موافق اصول ديانت... و، مصون از هر تاويلي كه متضمن بود چيزي را از تعطيل و تشبيه، و يا نصرت چيزي را از مذاهب اهل الحاد و بدعت كوشيده است و البته در اين كار، كلام اشاعره و فقه شافعيان را - به اقتضاي مرام انديشگي و مذهبي اش - مراعات كرده. باري، تاج التراجم با همه مناقشت خيزي كلامي اش در اذهان ما - كه برخاسته از ديگرساني فرقه اي اثر است - در، نوع خود نگارشي ممتاز و شايد بي همتاست كه در دو زمينه دانشهاي قرآني وزبان و ادب پارسي بارآور و سودمند مي باشد. اسفرايني در اين نگارش، افزون بر ترجمه آيات به قرآني، بيان شان نزول ها و گاهي هم نكات كلامي و فقهي دست مي يازد. وي در گزارش آيات و نظم دادن شان نزولها گويي مي كوشد به نوعي در برابر نظريه عدم تلائم آيات بايستد و پيوند طولي معنايي آيات هر سوره را بجويد و فرانمايد - كه اين خود مايه فزوني قدر اين اثر است. اگرچه در مطالعه تاج التراجم - چونان كشف الاسرار و صدهانگارش ديگر - همواره بايد آثار ديگرساني فرقه اي را چشم داشت، نبايد نگاشته اسفرايني را اثري شيعه ستيز پنداشت! هرگز! آن هم در جايي كه خاندان رسول (ص ) را حرمت مي نهد و به اخبار پيشوايان خاندان ( ع ) استناد مي كندو حساب اماميه را از غلاه و باطنيان جدا مي داند. تاج التراجم نه تنها دومين تفسير مورخ موجود و شناخته پارسي است، كه از مهمترين و ديرينه ترين حلقه هاي گذر صناعت ترجمه كتابالله از مرحله تحت اللفظي به عبارات گويا و رساست. از حيث واژگان و تركيبات بديع و عتيق و ساختهاي دستوري ويژه و كهن، سندي توانگر و مايه ور براي پژوهشهاي زبان شناختي و ادبي و حتي استفاده عموم قلم بركفان است. تاكنون سه دفتر از اين گنجواره قرآني به تصحيح استادان مفضال، آقايان نجيب مايل هروي و علي اكبر الهي خراساني -، با سنجش دستنوشتهاي گوناگون - نشر يافته. چوني تحقيق مصححان ستودني به نظر مي رسد. در ختام، ترجمه ابوالمظفر اسفرايني را از واپسين آيت سوره بقره باز مي نويسيم - تا خواننده را مزيد معرفت و فايدت باشد -: نكند تكليف خداي هيچكس را، مگر به مقدار طاقت وي و هر تني را هست ثواب، از آنچه اندوخته باشد از خير، و به هر تني هست عقاب آنچه اندوخته باشد از شر، اي خداي ما! بمگير ما را به عقوبت آن چيزي كه فراموش كنيم، و يا اندران خطا كنيم; اي خدا ما! و برمنه بر ما گراني عهد، چنانكه برنهادي بران كساني كه از پيش ما بودند، اي خداي ما! و برمنه ما را آن چيزي كه ما را طاقت نبود بدان، و اندرگدار از ما، و بيامرز ما را، و رحمت كن برما، كه تو ولي و يار مايي، و نصرت كن ما را بر گروهاني كه كافران اند. تفسير الشهرستاني المسمي مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار الامام محمدبن عبدالكريم الشهرستاني تحقيق و تعليق: الدكتور محمدعلي آذرشب ج چ 1 1 احياء كتاب با همكاري و زير نظر دفتر نشر ميراث مكتوب 1417 هـ. ق. امام محمدبن عبدالكريم شهرستاني (درگذشته به 548 ق هـ. )را بيشتر به الملل و النحل مي شناسند و آثار ديگر وي درايران كمتر شناخته است. يكي از سودمندترين آثار شهرستاني تفسير تقريبا نويافته و نوشناخته اوست به نام مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار. اين تفسير در بردارنده فوائد تفسيري و كلامي و تاريخي فراگيري است كه آن را در پايگاه يكي از مهمترين تفاسير جهان اسلام و جدي ترين نگارشهاي اسلامي جاي مي دهد. دستنوشت يگانه اين اثر شامل دو دفتر از تفسير مي باشد وبه پايان تفسير سوره بقره مي انجامد. شهرستاني خود نقل مي كند كه در حداثت سن به سماع تفسير از مشايخ پرداخته و چون پرتوي از معارف اهل بيت (ع ) واولياء ايشان بر ذهن و دل وي تابيده، به مصداق يا ايهاالذين امنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين، دلداده وار به جستجوي صادقين برخاسته تا آنگاه كه بنده اي از بندگان صالح خدا را يافته و از وي معارفي اخذ كرده كه او را به لسان قرآن راه داده و سپس از عبارت به معنا فرستاده است. مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار آئينه همين سير و سلوك معنوي و فرهنگي شهرستاني است. شيوه او در تفسير - آنگونه كه خود مي گويد - چنين است كه قرائت و نحو و لغت و تفسيرو معاني را از اصحاب آن بنابر آنچه در كتب بي كم آورده اند، و كاست، نقل مي كند; آنگاه به اسرار و اشارات ابرارمي پردازد. وي مقدمه اي بالغ بر دوازده فصل در علم قرآن درآغاز تفسير نهاده، به نام مفاتيح القرآن. اين مقدمه -باستقلال - خود اثري ممتاز در دانشهاي قرآني است. بديع ترين جزء تفسير شهرستاني همانست كه نام اسرار برآن نهاده و اين اسرار بظاهر پيوندي ژرف با بهره جوئيهاي وي از آن عبدصالح دارد. انگيزه عمده شهرستاني در كار، بيان آن چيزي است كه درتفسير و تاويل قرآن، از اهل بيت (ع ) مي شمارد; چرا كه اوقائل به اختصاص فهم شايسته و بايسته قرآن كريم به اهل بيت - صلوات الله عليهم اجمعين - مي باشد و خود مي گويد مرادش از اهل قرآن و اصحاب اسرار، صديقان از خاندان پيامبر ( ص ) است. بايد افزود كه تفسير شهرستاني، افزون بر موارد مصرح پيشگفته (: قرائت و نحو و.. و اسرار ) شامل، ديگر ابحاث متعارف قرآني - يعني: نظم و مناسبت ميان آيات، و اسبابنزول و قصه و فقه و كلام - نيز مي گردد. وي اسرار كتاب را با عباراتي چون قال الذي عنده علم من الكتاب و قال الذين عندهم علم القرآن و... مي آغازد تا بنحوي همواره يادآور طريق و محل اقتباس خويش (يعني: به قول خودش كلمات شريفه اي از اهل البيت ( ع ) و اولياءايشان ) باشد. علي الظاهر شهرستاني دراسرار تنها ناقل نيست; خودمي گويد: در خويش توان راهيابي به كلام نبوت را يافتم و زبان رسالت را شناختم، پس، از آن به اسرار كلمات در قرآن مجيد راه يافتم، بي آنكه قرآن را به راي خويش تفسير كنم. دفتر يكم متن مصحح اين تفسير كه انتشار يافته، دو بخش الحاقي نيز دارد: يكي گزارش يك مجلس شهرستاني درخوارزم; و ديگر ملاحظاتي درباره جداول شهرستاني در مورد توالي نزول سور قرآن.