Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761018-37038S1

Date of Document: 1998-01-08

نوجوانان ناسازگار چه؟ ويژگيهايي دارند نوجواني كه نمي تواند با مشكلات سازگاري كند در معرض بيماري هاي رواني است سازگاري در زندگي نوجوان نقش مهمي ايفا مي كند. نوجواني كه با خود سازگار است كمتر دچار تضادهاي دروني شديد مي شود، شخصيت اش منسجم است و مي تواند بر مشكلات عاطفي غلبه كند. فردي كه با خودسازگار است، با اجتماع نيز سازگار البته است نوجوان نبايد هميشه با همه شرايط سازگار باشد. آلودگي هوا، بي اعتنايي به نسل جوان و نيازهاي انكارناپذير آنان از مواردي است كه نوجوان نه تنها نبايد با آن سازگار باشد، بلكه بايد براي بهتر شدن شرايط تلاش كند. رده بندي سازگاري به شرح زيراست: سازگاري موفق نوجوان از زندگي لذت مي برد. دوستان و آشنايان زيادي دارد و مسائل خود را با آنان مطرح مي كند. با حداكثر توان كار مي كند. با خانواده روابط خوب دارد، در هنگام بروز مشكلات دست و پاي خود را گم نمي كند وبه دنبال راهي براي حل آن مي باشد. مقابله با مشكلات را راه موفقيت مي داند. اگر مشكل قابل حل واقعيت نبود، را مي پذيرد. چنين نوجواني ترس هاي ناخودآگاه راكه مانع موفقيت است مي شناسدو بر آنها غلبه مي كند. اواز اوقات فراغت خود به خوبي استفاده مي كند. سازگاري تقريبا موفق نوجوان در بسياري از جنبه هاي زندگي موفق است. شخصيت اش روبه رشد است. فقط در برخي موارد كمتر موفق است. سازگاري معمولي نوجوان وظايف اش را به خوبي انجام هميشه مي دهد فقط به فكر مشكلات نيست. پستي و بلندي هاي زندگي را مي پذيرد. در كنار دوستان اش شاد است و كارهاي مورد علاقه اش را انجام مي دهد و از آن لذت مي برد. سازگاري ضعيف نوجوان حداقل يك مشكل جدي دارد، اما حداقل در يك موردنظيرروابط با دوستان يا خانواده يا درس موفق است. سازگاري خيلي ضعيف يك يا چند مشكل جدي نوجوان را ناتوان و رشد شخصيت او راتهديد مي كند. نوجواني كه نمي تواند با مشكلات سازگاري كند در معرض بيماري هاي رواني است، احساس بي كفايتي مي كند و وظايف اش را به خوبي انجام نمي دهد. نشانه هاي سازگاري ضعيف وبسيار ضعيف: ناتواني در يادگيري با وجود داشتن استعداد كافي. البته اين ناتواني ناشي از معلوليت ذهني يا ناراحتي ناشي ازمرگ عزيزان نيست. ناتواني در ايجاد و حفظ روابط مثبت و رضايت بخش با ديگران به ويژه دوستان هم سن و هم كلاس در دراز مدت. البته وقتي فردي وارد محيط جديدي مي شود ممكن است در ابتدا به راحتي با ديگران ارتباط برقرار نكند، اما به مرور زمان مشكلش حل مي شود. ناتواني مستمر و دراز مدت دربرقراري ارتباط، نشانه سازگاري ضعيف است. رفتارهاي مستمر كودكانه نظيررفتارهاي عجيب و طغيان نسنجيده، عصبي، برخورد منفعل بامشكلات روزمره. افسردگي دائمي. البته اين نوع افسردگي با افسردگي موقت ناشي از مرگ عزيزان يا اضطراب، تنش و ناراحتي موقت كه قسمتي از رشد طبيعي انسان است تفاوت دارد. ترس يا نشانه هاي جسمي نظيرلكنت زبان، گرفتگي عضلات. رفتارهاي غيرقابل كنترل نظيرپرخوري، وسواس شديد كه فردقادر به كنترل آن نيست. فرد ناسازگار الزاما نبايدهمه ويژگي هاي بالا را داشته باشد. حتي ناسازگارترين افرادنيز در مواردي مي توانند موفق باشند. برعكس فرد ناسازگار، انسان سازگار به فرصت هاي مختلف زندگي توجه مي كند نه او مشكلات به اجبار كار نمي كند. از ميان راه هاي موجود بهترين را انتخاب مي كند. از ميان بسياري از دوستان و اطرافيان بهترين دوستان را برمي گزيند. اوقات فراغت خود را با انتخابيك يا چند فعاليت لذت بخش ومثبت مي گذراند. او انسانها را دوست دارد ودر فعاليت هاي مختلف اجتماعي شركت مي كند. نويسنده: گوردون مترجم: الهام مودب