Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761017-36935S1

Date of Document: 1998-01-07

ايران آماده شركت در مسابقه نفت درياي خزر ترجمه امان الله صالحي منابع سرشار نفت و گاز حوزه درياي خزر، اين منطقه را به خليج فارس دوم جهان تبديل كرده است. اكنون بيش از هر زمان ديگري به راههايي براي انتقال نفت وگاز از اين حوزه به بازارهاي مصرف انرژي نياز است ومطالعات و تحقيقات توليدكنندگان نفت و گاز درياي خزر، منجر به تهيه نقشه هاي پيچيده اي براي ايجاد خطوطلوله صادراتي دراين منطقه شده است. در سال گذشته ميلادي اين نقشه ها به گونه اي اصلاح شدند كه ايران را به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي عبوردهنده نفت و گاز حوزه درياي خزربه خليج فارس، درياي مديترانه واروپا مطرح ساخت. ظهور ايران بعنوان دروازه پايدار حوزه درياي خزر به دنبال تغيير در سياست ايالات متحده آمريكا - كه شركتهاي نفتي آن كشور از جمله بزرگترين سرمايه گذاران منطقه اند، صورت گرفته است. سياستهاي ايالات متحده نسبت به ايران در حال بهبود تدريجي است و از همين رو شركتهاي نفتي در مورد معامله باايران احتياط به خرج مي دهند. چندين شركت فعال در بخش انرژي و سازندگان لوله هاي انتقال نفت و گاز به تازگي باب مذاكره با ايران را گشوده اند ودست كم يك قرارداد در شرف امضاست. حتي بعضي از شركتهاي ايالات متحده به صورت خصوصي مذاكره با ايران را آغازكرده اند، با اين اميد كه منش و رفتارايالات متحده در مورد ايران و تحريم هاي آن كشور تغيير اساسي خواهد كرد. منابع مالي و انرژي موجود در منطقه درياي خزربسيار عظيم است. هر چند حوزه درياي خزر برخلاف ادعاي بهره بردارانش نمي تواند جايگزين نفت خليج فارس شودولي به هر حال در برگيرنده منابع عظيم هيدروكربن است كه اخيرا كشف شده اند. با آن كه كشورهاي حوزه درياي خزر، توسط توليدكنندگان نفت و گاز خليج فارس از رشد لازم بازداشته شده اند، معهذا در بلند مدت اين ممالك به ويژه به دلائل سياسي بسيار با اهميت خواهند بود. پس از فروپاشي ايالات اتحادجماهيرشوروي، متحده و ساير كشورهاي غربي ضرورت ايجاد ثبات در كشورهاي اين منطقه را در حالي كه نفوذ روسيه كاهش مي يافت، احساس كردند و نيز درصدد مقابله با گسترش دولتهاي اسلامي به روش ايران برآمدند. با اين وجود، شركتهاي غربي بابزرگترين موافقت نامه ها وقراردادها از هر نوع كه جمع آنها به دهها ميليارد دلارمي رسد، به اين منطقه هجوم آورده اند و اخيرا چين با امضاء قراردادي با قزاقستان كه آن رابزرگترين قرارداد قرن مي نامند، در مقابل رقباي غربي خود برنده شده است. مشكل مشترك تمام طرحهاي حوزه درياي خزر اين بود كه هيچ راه آسان مطمئني براي دستيابي به نفت اين منطقه وجود نداشت. اين امر تاژوئيه گذشته (تير ماه ) 1376 يعني زماني كه ايالات متحده اعلام كرد كه كشيده شدن لوله گاز از تركمنستان به تركيه و اروپااز طريق ايران مغاير با مقررات تحريم نيست، ادامه يافت. جمهوري هاي سابق شوروي در حوزه درياي خزر در نظر دارند كه وابستگي خود را به روسيه كاهش داده و يا به آن خاتمه دهندو همچنين شكوه مي كنند كه شبكه لوله هاي روسيه براي آنها غيرقابل اطمينان ونامتناسب با نيازهاي آنهاست و حتي خطوط لوله جديدي كه توسط روسيه پيشنهاد و يا اجازه استفاده از آنها داده شده است، به دلائل مختلف، مانند عبور آنها از مناطقي نظير چچن و يا گرجستان، نظر آن كشورها را جلب نكرده است. در هرحال دامنه فعاليت ترمينالهاي صادراتي در درياي سياه محدود است به عوامل استحفاظي و اطمينان بخش كه در تنگه بسيار پررفت و آمد بسفر وجود دارد. براي آذربايجان كه انتظار افزايش قابل ملاحظه اي را درصادرات نفت داردو اميدوار است كه ميزان صادرات خود رادر سال 2005 ميلادي به هزار 500 بشكه در روز برساند خط صادراتي مشخصي كه از ارمنستان مستقيما به تركيه مي رسد مطرح است، هر چند كه آذربايجان و ارمنستان در مورد منطقه مورد اختلاف ناگورنو قره باغ در موضع جنگ هستند. ايالات متحده آمريكا و ساير كشورهاي غربي تلاشهايي را به منظور كشانيدن دو كشور به سازش به عمل آورده اند، اما چشم اندازي از استقرارصلح در آينده نزديك مشاهده نمي شود. يك اقدام غيرعملي در جستجوي يافتن خطوطصادراتي توسط كشورهاي منطقه وشركتهاي نفت وگاز در مذاكراتي كه شركت امريكائي يوندكال و شركت نفتي دلتا از عربستان سعودي از سال باگروه 1996 طالبان در افغانستان قابل داشته اند مشاهده است. در اين مورد يك مقاوله نامه در ماه اكتبر گذشته به امضاء رسيد ولي عدم احتمال ايجاد ثبات در افغانستان در آينده نزديك اين طرح را در ابهام قرار داده است. در مقابل راههاي صادراتي نامطلوبي كه توليدكنندگان نفت و گاز حوزه درياي خزر درشرق و غرب و شمال خود با آن روبرو هستند، ايران برخورداراز ثبات سياسي و داراي راه دسترسي مستقيم به آبهاي خليج فارس، تركيه و از آن طريق به اروپا است. ضرورت راههاي صادرات مطمئن يك بار ديگر در ماه اكتبرگذشته روشن شد، يعني وقتي كه آذربايجان و روسيه خط لوله تازه تعمير شده اي را كه از طريق چچن تحت عنوان نفت زودرس، عبور مي كند، گشودند. ميزان در نظر گرفته شده براي انتقال نفت از طريق اين خط /120 000حدود تن در پايان سال 1997 است يعني سهم اندكي از صادراتي كه كنسرسيوم بين المللي نفت آذربايجان به ميزان 110000 بشكه در روز براي سال 1998 در نظر گرفته بود. آذربايجان تقريبا مطمئن است كه موافقت ايران را با يك خطلوله جديد به سيهان (يك بندرتركيه در درياي مديترانه )بدست آورد. باكو تاكنون دراين مورد پاپيش ننهاده بود چرا كه انتظار مخالفت ايالات متحده را با اين طرح مي داشت، نظير موردي كه در آن ايالات متحده، آذربايجان را مجبور ساخت كه پيشنهاد دو سال پيش خود را به ايران در زمينه مشاركت اين كشور در كنسرسيوم بين المللي نفت آذربايجان پس به بگيرد هر حال روشن است كه با چراغ سبزي كه به تركمنستان در مورد لوله گازآن كشور داده شده ايالات است، متحده نمي تواند روش ديگري را در مورد آذربايجان به كار بگيرد. خط لوله تركمنستان نشانه اي از پذيرفته شدن واقعيتهاي جغرافيائي، سياسي و اقتصادي در اين منطقه است. حتي در سال 1995 يعني وقتي كه رئيس جمهور امريكا تحت فشار كنگره تحريم اقتصادي يك جانبه عليه ايران را اعلام كرد، شركتهاي امريكايي را كه در حوزه درياي خزر فعاليت مي كردند، از اعمال اين تحريم معاف كرد و قزاقستان در ابتداي سال گذشته ميلادي با انتقال نفت خام به شمال ايران (در مقابل تحويل همان ميزان نفت توسط ايران به مشتريان قزاقستان در خليج فارس ) تجربه اي راآغاز كرد. بعد از آن كه در ماه ژوئيه گذشته ايالات متحده نظر خود رانسبت به خط لوله تركمنستان اعلام نمود، قزاقستان توجه خود را به طرح خط لوله اي كه نفت آن دو كشور را از طريق ايران به خليج فارس منتقل كند، معطوف ساخت و مقامات آن كشور به مذاكره با كشورهاي حوزه خليج فارس براي تامين مالي اين طرح پرداختند. حداقل از نظر مزيتهاي جغرافيائي، ايران بايد بخشي ازمعادله صادرات انرژي در اين منطقه باشد، حال كه ايالات متحده در سياست تحريم خود تجديدنظر كرده است، سوالي كه مطرح مي شود اين است كه ابعاد اهميت نقش ايران تا چه حد خواهد بود. مقامات رسمي نفتي وحمل ونقل ايران اعلام مي كنند كه اين كشور مي تواند انتقال تمام صادرات نفت حوزه درياي خزر را در دست بگيرد. اخيرا مقامات ارشد اعلام كردند كه ظرفيت حجم كل مبادله نفت از آذربايجان و قزاقستان مي تواند به هشتصد هزار بشكه نفت خام در روز افزايش هر يابد چند كه مشكلات فني در راه مصرف نفت خام وارداتي در شمال كشور وجود دارد كه مي تواند ميزان مصرف نفت مبادله شده را محدود كند. وزارت نفت ايران درمراحل متعدد پيشنهاد استفاده ازتسهيلات راه آهن را به قيمت رقابتي برابر با 3 دلار براي هر بشكه نفت خام به قزاقستان ارائه كرده است. يك خط راه آهن نزديك مرز آذربايجان وجود دارد و شبكه راه آهن ايران در سال گذشته از طريق تركمنستان به راه آهن اتحاد شوروي سابق اتصال يافته است. به هر حال ميزان نفت قابل حمل از اين راه با محدوديتهاي ناشي از مسائل حمل و نقل با راه آهن وكمبود ترمينالهاي بارگيري در بندرعباس مواجه است. امكانات ترمينال اصلي صادرات نفت درجزيره خارك مي تواند شرايط صدور بيش از دو ميليون بشكه نفت در روزرا فراهم كند ولي اين امرنياز به سرمايه گذاري عظيم توسطايران و ساير كشورها در خط لوله هاي جديد دارد. البته ايران زياد مايل نيست كه موقعيت بازار نفت آن كشور و نيز اوپك از طريق عرضه وسيع نفت از درياي خزرتضعيف شود ولي بيشتر به سهم خود در معادله انرژي درياي خزر توجه دارد. مسئولان نفتي ايران نه تنها توسعه منابع نفتي درياي خزر را حتمي الوقوع مي دانند، بلكه مقامات حكومتي نيز وجود منافع استراتژيك ايران در درياي خزر را مورد تاكيد قرار داده اند. به نظر مي رسد كه ايران براي تامين مالي كوتاه آماده مي شود با اين باور كه خطوط لوله ترانزيت و تسهيلات آن اهميت خود را آشكار خواهد ساخت و هرگونه تلاش در جهت به انزوا كشانيدن آن در آينده را مشكل تر خواهد كرد. اميدواري به صادرات پراهميت انرژي از درياي خزر ونقشي كه ايران مي تواند برعهده داشته باشد تا حدودي بستگي به چگونگي پيشرفت طرح خطوط لوله تركمنستان ـ ايران ـ تركيه دارد. گروه رويال داچ - شل مذاكرات موثري را درمورد خط لوله گازبا كشورهاي ذيربط بعد از اعلام مقررات جديد تحريم توسط واشنگتن در ژوئيه گذشته، آغاز كرده است و هر چند كه چندين مسير خط لوله رسما مورد مباحثه قرار گرفته است، انتخاب ايران بعنوان مسير عبور خط لوله ترجيح داده شده است و مراحل نهايي آن در آينده نزديك، صورت خواهد گرفت. ماخذ: MEEDنشريه (Digest Economist East Middle) مورخ 7 نوامبر 1997