Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761017-36927S1

Date of Document: 1998-01-07

آيا خشونت در جامعه افزايش يافته؟ است ؟ چرا يكي از راههاي جلوگيري از خشونت، گسترش روحيه شادي و تقويت انبساط مردم است. در رسانه هاي ما كمتر چنين چيزي يافت مي شود و به عنوان مثال برنامه هاي به ظاهر شاد سيما نيز گاه آن قدر سطحي است كه موجب عصبي شدن بيننده مي شود. در كانون اصلاح و تربيت، نوجواني كه در قتل مادربزرگ خود شريك جرم بوده و يا به جرم پخش موادمخدر دستگير شده همنشين نوجواني يا كودكي است كه به دليل جوجه دزدي يا ساندويچ دزدي در حبس است. خشونت در جامعه ما افزايش يافته است. اين را مي توان حتي از خلال اخبار جرايد نيز بدست آورد. هشدارهاي مكرر نيروي انتظامي به مردم مبني بر هشياري در مقابل انواع حيله گري ها، تكرار كودك آزاري ها، سرقت هاي قتل رانندگان مسلحانه، مسافربر، سرقت هاي همراه با ضرب و جرح، ظهورافراد يا گروههايي مانند خفاش شب مرد هزار گروه 12 چهره نفري افغاني به سركردگي جوان زنجاني و... از يك منظر، اين افزايش طبيعي است. چرا كه تراكم جمعيت در نقاط شهري، پيچيدگي روابط، تنوع نيازها، از كف رفتن فرصت هاي مالي، ميل به تنوع و هدف و چند مولفه مهم ديگر مي تواند از عوامل افزايش خشونت در هر جامعه اي باشد. از سوي ديگر مقايسه آماري خشونت در ايران و سايركشورها - كه مثلا در هر پنج دقيقه يك نفر به قتل مي رسد. در هر ده دقيقه يك نفر مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرد... - نشان مي دهد كه خشونت در كشور ما، هنوز در مقايسه با بسياري از كشورهاي بزرگ و حتي معدل خشونت در جهان، بسيار پايين است. اما به نوبه خود بايد توجه داشت كه روح جوامع شرقي گرايش به آرامش دارد. از اين روي وقتي در اين جوامع خشونت افزايش مي يابد - حتي اگر نسبت به ديگر جوامع كم تر باشد - بايد هشيار بود. يكي از نكات اساسي در مورد خشونت، توجه به كيفيت خشونت است. حوادث نشان مي دهد كه كيفيت خشونت در حال گذر از ساده و خفيف به پيچيده و خشن ( خشن تر ) است. به عنوان مثال در كشور ما قبلا نيز سرقت مسلحانه صورت مي گرفت. اما در موارد اخير، سارقين مردم را به رگبار مسلسل بستند. در كشور ما سابقا نيز قتل صورت مي گرفت. اما كشف اجساد مثله شده بيشتر شده است. مواردي از اين دست كه مثالهاي آن فراوان است حكايت از تغيير كيفي در خشونت دارد، و اين پديده مي تواند بحران زا چرا باشد كه به قول كنفسيوس: تماشا كردن ستمگران، آغاز ستمكاري است به عبارت ديگر برخورد مستمر با خشونت مي تواند به مرور روح جمعي را به سمت خشونت راهنما باشد. اما چرا چنين شده است: در اين زمينه كارشناسان وصاحبنظران از ديدگاههاي مختلف به موضوع كه پرداخته اند حاصل آن خواهد آمد: نيروي انتظامي و مشكلات آن به راحتي نمي توان آمار و اطلاعات لازم را از نيروي انتظامي دريافت كرد. از اين روي فقط مي توان براساس شواهد عيني و نقل قولهاي پراكنده طرحي از وضعيت اين نيرو بدست آورد و نسبت به آن نقد و ارزيابي داشت. جامعه ما در روند خود، به ويژه دو دهه اخير به شدت پيچيده شده است. اين پيچيدگي در رفتار و نگرش ها به واسطه تعدد رخدادهاي تاريخ سازي است كه در آن جريان داشته است. بررسي رفتارها و نگرش ها نشان مي دهد كه روند اين پيچيدگي نه با شتابي حسابي بلكه به صورت شتابي لگاريتمي در حركت است. در اين شرايط، نيروي برتر، نيرويي است كه بتواند خودرا همگام با اين روند، پيچيده تر سازد. به عنوان مثال هم اكنون در جامعه ما طنز مكتوب يا نمايشي جز در موارد استثناء به هيچ وجه وضعيت مطلوبي چرا ندارد، كه پيچيدگي ذهني افراد بسيار فراتر از ساختارپيچيده اين طنز است، در نتيجه طنزها گيرايي لازم راندارند. امروزه مردم ما در عرصه هاي مختلف تفكر و تعقل، عميق تر و پيچيده تر از نسل گذشته خود هستند. اما با همين شدت، در عرصه بزه نيز گروههاي ناهنجار و آسيبرسان اجتماعي نيز پيچيده تر شده اند. اين پيچيدگي در عرصه هاي ساختار رواني، انگيزشي، اهداف، وسايل ارتكاب و نحوه ارتكاب جرم بوده است. با اين احوال، شواهد نشان مي دهد كه نيروهاي حافظ نظم در جامعه ما به همين ميزان پيچيده و مجهز نشده اند. به گفته دانشجويان شاخه هاي مختلف مربوط به حفظ نظم درجامعه، موارد درسي و نحوه تدريس و فعاليت علمي -آموزشي آنها تفاوت چنداني با دهه هاي قبل ندارد. تعداد روانشناسان و جامعه شناسان و متخصصين آسيبشناسي اجتماعي كه به صورت علمي - عملي به اين نيروها خدمات مي دهند اندك است. سيستم رايانه اي مجهز براي تجزيه وتحليل آماري بزه ها وجود ندارد. حتي محققين احتمالي در اين نيروها تحليل جامع و اجماع كلي درباره شاخه هاي مختلف بزه، بزهكاران و عوامل موثر در آن ندارند. در عرصه عملي نيز امكانات اين نيروها اعم از شرايطجذب افراد علاقه مند - مستعد، اعطاي تسهيلات جهت جذبافراد خبره، فراهم آوردن تجهيزات مدرن، حتي اتومبيل سالم براي گشت شهري! - به هيچ وجه قابل ستايش نيست! در اين زمينه وي مي گويد: بسياري از نيروهاي قديمي وخبره ما به دليل بالا رفتن سن، به طرف مسئوليت هاي دفتري رفته اند اما عملا جايگزين مناسبي براي آنها پيدانمي شود چرا كه به دلايل متعدد ما قادر به جذب نيروهاي مناسب نيستيم. يكي ديگر از پرسنل انتظامي مي گويد: به لحاظ امنيتي نمي توانم بگويم نسبت پرسنل نيروي انتظامي كشورمان به كل جمعيت كشور چقدر است اما بدانيد كه كمتر از استاندارد است. وي اضافه مي كند: ما هم اكنون از سربازهاي وظيفه در اين نيرو استفاده مي كنيم. و متاسفانه به اين سربازها گاه ماموريت ها يا وظايفي محول مي شود كه به لحاظ سازماني بايد نيروهاي رسمي آن را انجام از دهند، كجا مي دانيم كه همه اين سربازها به لحاظ اخلاق و رفتار، موجه هستند. بعد از دو سال ما ديگر روي آنها كنترلي نداريم اما آنهابا كوله باري از تجربه و آشنايي كامل با كلانتري و آگاهي و دادگاه به مرور چم و خم ها را ياد مي گيرند و با روشهاي فرار از قانون آشنا مي شوند و... وي با لحني گله آميز مي گويد: گاه مردم اعتراض مي كنندكه چرا فلان مجرم از دست مامورين فرار كرد. اما مردم نمي دانند در مواقعي ما مجبوريم 5 يا 6 مجرم را به دست يك سرباز بسپاريم تا آنها را مثلا به دادگاه ببرد و اين در حالي است كه بسياري از سربازان شهرستاني حتي آدرس دادگاه را به درستي نمي دانند و آدرس را از مجرم مي پرسند و اين مجرم است كه پول كرايه ماشين را مي دهد! از ديگر عوامل موثر در افزايش خشونت، فاصله زماني طولاني بين ارتكاب نخستين جرم تا زمان دستگيري مجرم است. به عنوان مثال در چند ماه گذشته شاهد محاكمه خفاش شب يامرد هزار چهره بوديم. اين دو و بسياري از مجرمان مشابه آنها، فرصت پيدا كردند تا طي مدت نسبتا طولاني جرم هاي متعدد و گاه مشابه انجام دهند. تكرار در يك عمل حساسيت نسبت به آن را (در اينجا نرمش و شفقت و.. ) به مرور كاهش داده جسارت در شدت آن را ارتقاء بنابراين مي دهد اگر امكان دستگيري سريع همه متخلفين فراهم شود، تاثير قابل توجهي در كاهش شدت خشونت خواهد داشت. متاسفانه امكانات نيروي انتظامي جوابگوي اين انتظارنيست. در اين زمينه جواني كه اخيرا پس از پنج سال توانسته بود اتومبيل به سرقت رفته اش را پيدا مي گويد كند:در، طول اين مدت بارها با استفاده از سند اتومبيل كه در اختيارم بود اقدام به اخذ برگه عدم تخلف اتومبيل ام كردم و عجيب اين بود كه اتومبيل سرقتي بارها در تهران وبه دلايل مختلف (دورزدن ممنوع يا عبور از چراغ قرمز، پارك دوبله و توقف ممنوع ) جريمه شده بود. يعني سارق با اتومبيل من در تهران كار مي كرد! عدم تفكيك مجرمين در زندانها مي تواند عاملي تشديدكننده در خشونت باشد. فرد ورشكسته اي كه به جهت صدور چك بي محل به زندان مي افتد و يا فردي كه بااتومبيل كسي را مصدوم كرده و يا به قتل مي رساند، در زندان در كنار كساني قرار مي گيرد كه به جرم سرقت مسلحانه، آدم ربايي، قاچاق و... در حبس به سر مي برند. چنين فردي در طي مدت حبس شيوه هاي مختلف خلاف را فرا مي گيرد. طي مصاحبه هايي كه با مجرمين انجام شده بسياري از آنها معترف شدند كه شيوه هاي خلاف را از زندان فراگرفته اند. و يا در كانون اصلاح و تربيت، نوجواني كه در قتل مادربزرگ خود شريك جرم بوده و يا به جرم پخش موادمخدر دستگير شده همنشين نوجواني يا كودكي است كه به دليل جوجه دزدي يا ساندويچ دزدي در حبس است. اعتياد اعتياد نقش انكارناپذيري در افزايش جرايم و شدت خشونت دارد. فرد معتاد ابتدا از طريق كار، سپس سرقت از منزل يا سرقت هاي ساده پول بدست اما مي آورد به مرور از سويي قواي بدني او تحليل رفته و قادر به كار نخواهد بود از طرف ديگر، اطرافيان وي از اعتيادش و سرقت هايش آگاه شده با انواع كنترل ها مانع از سرقت هاي ديگر وي مي شوند و نيز وي در شرايطي است كه به مواد مخدر بيشتر (يا به عبارتي پول بيشتر ) نياز دارد. سپس به سمت سرقت ها و بزه هاي جدي تر كه ريسك پذيري آن بالاتر است روي مي آورد و بايد توجه داشت كه اعتياد به مواد مخدر بر روي رفتار و روان افراد نيز تاثير گذاشته استعداد شقاوت آنها را نيز بالا مي برد. سن بين سن و خشونت رابطه قابل توجهي وجود دارد. يكي از ويژگي هاي دوران نوجواني و جواني تند مزاجي و روحيه پرخاشگري واعتراض است. از اين روي جامعه جوان ما با يك روحيه پرخاشگري بالقوه مواجه است. در صورتي كه برنامه هاي اساسي براي بكارگيري اين انرژي باشد مي توان در زمينه هاي مثبت از آن بهره جست. اما در حالي كه جوانان ما در سال حدود 2 ميليارد ساعت اوقات فراغت دارند هنوز نتوانسته ايم براي پر كردن مفيد اين اوقات چاره انديشي كنيم. بنابر آمار در طول تابستان كميت و كيفيت جرايم بالا مي رود كه يكي از دلايل آن وجود اوقات فراغتي است كه به بطالت تبديل مي شود. به گفته يكي از پرسنل نيروي انتظامي در تهران وتابستانها هر گروه گشت نيروي انتظامي بين 10 نفر 15تا از نوجوانان خيابان گرد را كه كار اصلي آنها پخش حشيش، دزدي و.. است دستگير مي كنند. بنابر آماري ديگر سالانه حدود 1500 كودك و نوجوان به كانونهاي اصلاح و تربيت سپرده مي شوند اما سوال اين است كه اين افراد پس از گذراندن دوران محكوميت خودچه؟ مي كنند جواب روشن است: اين بار باتجربه اي جدي تر و حرفه اي تر به خيابانها بازمي گردند. رسانه ها در جوامع غربي رسانه ها به ويژه رسانه هاي تصويري نقش موثري در ترويج خشونت دارند. و در كشور ما خوشبختانه صدا و سيما و رسانه هاي مكتوب عاري از انعكاس اين نوع اما خشونت اند گاهي برخي از عملكردهاي رسانه هاي ما به طريق ديگر بستر خشونت را تقويت مي كنند. يكي از راههاي جلوگيري از خشونت، گسترش روحيه شادي وتقويت انبساط مردم است. در رسانه هاي ما كمتر چنين چيزي يافت مي شود و به عنوان مثال برنامه هاي به ظاهر شاد سيما نيز گاه آن قدر سطحي است كه موجب عصبي شدن بيننده مي شود. همچنين بخش قابل توجهي از اخبار صدا و سيما و يكي دو روزنامه نيز بيشتر منعكس كننده جنبه هاي منفي و خشم و خشونت است. در پاره اي از مسائل كه درگيري بين جبهه حق و ناحق است نشان دادن درگيري ها و بحث پيرامون اين موارد لازم و بديهي است اما خارج از اين مقوله در بسياري از خبرها مي توان از جنبه اثباتي به قضيه پرداخت نه وجه سلبي آن. به عنوان مثال در برخي از روزنامه هاتقريبا هيچ خبر مفرح، اميدبخش و جذاب ديده نمي شود واگر هم باشد چنان با شرط و اگر و واژگان عبوس به آن پرداخته مي شود كه شيريني آن را مي گيرد. به عنوان مثال آنها به عوض برجسته كردن پيروزي ياموفقيت عنصر، شخصيت يا مفهوم مورد نظري كه به آن گرايش دارند، به برجسته كردن شكست و تباهي عنصر، شخصيت مفهوم يا ديدگاهي كه با آن مخالف اند مي پردازند. به لحاظ معناي كلي هر پيام شايد اين دوشيوه تفاوت نداشته باشد اما به لحاظ رواني و روحيه و طرز تلقي ها تاثيرگذار است. انرژي مثبت، انرژي منفي انسانها در طول زندگي با حوادث مختلفي مواجه مي شوند كه در واكنش نسبت به آن حوادث دچار دواحساس كلي غم يا شادي مي شوند. اين احساسات به صورت بسته هاي انرژي در نزد آدمي ذخيره اگر مي شود اين انرژي متراكم تخليه نشود، فرد دچار معضل شده و گاه سر به عصيان برمي دارد. افراد براي تخليه اين انرژي راههاي فردي متفاوتي دارند مثل خنده، گريه، راز و نياز، نذر..اما، به غير از مظاهر فردي لازم است كه اين انرژي ها در بستر اجتماعي نيز مفري براي تخليه داشته باشند. به عنوان مثال فردي كه نام خود را در قبولي هاي دانشگاه مي بيند ميل دارد به ديگران بگويد و شادي خود را بروز دهد. حال اگر كسي را پيدا نكند تراكم انرژي مثبت در او دردسر ساز شده و حتي به رفتارهاي خشن خواهد انجاميد. در كشور، ما روشهاي مختلفي براي بروز غم وجود دارد. يادمانهاي مذهبي و مراسم سوگواري نمونه بارزآن است. اما متاسفانه براي تخليه انرژي مثبت مفرهاي اجتماعي كمتر مهيا شده است. موفقيت اخير تيم ملي فوتبال نشان داد كه اگر اين مفرها نباشد چگونه جامعه به صورت خودجوش نسبت به بروز آن اقدام مي كند. خوشبختانه در اقدام اخير روشي درست اتخاذ شد و تا روزها پس از آن به جهت تخليه عظيم انرژي مثبت، شهر داراي آرامش و نشاط بود به گونه اي كه حتي تعداد تخلفات رانندگي نيز ( ظاهرا ) كاهش يافت. كشور ما مستعد فراهم آوردن زمينه هاي تخليه انرژي مثبت هست. اعياد مذهبي، اعياد ملي و جشن هاي انقلاب بهترين زمانها هستند. اما ازآنجا كه باتمامي اين همايش ها عمدتا برخورد درستي شده عملا مانع از درگيري و همكاري خودجوش مردم شده اند شايد مثال مقايسه جشن هاي نيمه شعبان تولد امام حسين ( ع ) ميلاد و مبعث حضرت رسول ( ص ) يادمان 22 بهمن و يا چهارشنبه سوري در سالهاي قبل و سالهاي اخير است. به همان ميزان كه سعي در دولتي كردن اين جشنها شده از حضور شادمان و خودجوش مردم درآنها كاسته شده است. ثبات، تنوع خواهي جامعه ما چند سالي است كه از بحرانهاي عظيم گذركرده و به ثبات نسبتا مطلوب رسيده است. در دوره، ثبات نيازهاي اوليه تامين شده و انسانها به سراغ نيازهاي ثانويه مي روند و پس از مدتي همين نيازهاي ثانويه كه زماني آرزوي طلب آن را داشته اند تبديل به امر بديهي شده و انسانها به دنبال نيازهاي ديگر مي روند و تامين آن را طلب مي كنند. مثلا در دوران جنگ نياز اوليه يك شهروند داشتن پناهگاه، محيطي عاري از ستون پنجم، پيروزي در جنگ، اتخاذ سيستمي مناسب براي تامين ملزومات سخت افزاري و نرم افزاري رزمنده ها و... در است اين دوران كسي به فكر تغيير روش در امتحان كنكور، گسترش فضاي سبز، خريد خانه، فضاي باز فرهنگي - سياسي و.. نيست يا اگر هست نياز اوليه او نيست. اما در دوران ثبات نيازهايي نظير افزايش درآمد، بالا رفتن رفاه اجتماعي، بهبود كيفيت آموزشي و درماني و تفريحي، ارتقاء سطح فرهنگي، تنوع فرهنگي، روشهاي نوين گذران اوقات فراغت و... سربر مي آورد. تامين يا دسترسي به اين نيازها متحمل هزينه است. نهادهاي عمومي به دلايل مختلف نه قادر بوده اند و نه قرار است كه همه اين نيازها را تامين كنند در نتيجه افراد خود ملزم به تهيه منابع مالي براي رفع اين نيازها مي شوند. شكاف طبقاتي و توزيع غيرعادلانه ثروت باعث مي شود از سويي گروه اندكي به هرچه مي خواهند برسند و از سوي ديگر گروه عظيمي فقط تماشاگر باشند. در ميان اين گروه عظيم هستند افرادي كه فاقد بلوغ و نبوغ لازم براي تحمل، صبر و يافتن راههاي شروع كسبامكانات اند. در نتيجه به سمت بزه و خشونت براي دستيابي به اين امكانات سوق پيدا مي كنند. به ويژه آنكه بخش عظيمي از گروه دوم را جوانان تشكيل مي دهند. آنچه گفته شد بخشي از دلايل موثر در افزايش يا خشونت است. موارد ديگري نيز در اين روند موثرند كه بحث درباره آنها فرصت ديگري مي طلبد مواردي نظير تفاوت در آراء صادره براي جرائم يكسان يا به عبارتي نبودن رابطه ثابت بين جرم و مجازات، عدم تحقيقات علمي در جرم شناسي، مخاطب شناسي غلط يا تصورات غيرواقعي از آرزوها و خواسته هاي گروهها و اقشار مختلف، رابطه مهاجرت و جرم. وجود گروههاي فشار و عدم برخورد قانوني با تخلفات صريح قانوني آنها، از آن جمله اند. همچنين در بحثي دقيق تر مي توان به انواع خشونت نظير دفاعي، حمايتي، مرضي، و يا پرخاشجويي و آزار پرخاشجويي و خود (گروه دوستي ) پرخاشجويي ومقاومت و... پرداخت.