Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761017-36923S1

Date of Document: 1998-01-07

مردي كه پرده سينما را شست گزارشي از جلسه نقد و بررسي فيلم هاي تنگسير و سازدهني در خانه سينما جلسه هفتگي كانون فيلم خانه سينما هفته گذشته به نمايش دوفيلم سازدهني وتنگسير ازساخته هاي امير نادري اختصاص داشت. سازدهني با درون مايه اجتماعي نمايش فضاي فقيرانه و سياه زندگي كودكان و نوجوانان بندري در جنوب است. فيلم حكايت نوجواني به نام اميروست كه دلبستگي به سازدهني دوستش او را به حقارت هاي بي شماري در برابر او وديگران مي كشاند اما همين ذلت ها عاقبت او را وادار مي كند سازدهني را به دريا پرتاب كند. تنگسير اما در تقابل با سازدهني و ساختار تجربي گونه اش فيلمي است متعلق به سينماي حرفه اي همراه با بازيگران نام آشناي روز. محمد تنگسيري در پي سپردن هزارتومان وديعه به بعضي از بزرگان بندر بوشهر و پس ندادن آنها به فكر انتقام مي افتد و تك تك آنان را با اسلحه كهنه اش از پاي درمي آورد و در حالي كه با حمايت همه جانبه مردم بندر روبه روست به دياري ديگري مي گريزد. بعد از نمايش اين دو هوشنگ فيلم، گلمكاني (منتقد سينمايي ) وماني پتگر (دستيار سابق نادري ) به تحليل فيلم هاپرداختند. (هرچند عموم صحبت هابر روي تنگسير متمركز بود ). درابتدا گلمكاني ضمن اشاره به اين كه تنگسير متعلق به سنتي ريشه دار در سينماي ايران (يعني سينماي خان ظالم و رعيت مظلوم ) است، گفت: تنگسير را از نگاه شخصي ضعيف ترين فيلم نادري مي دانم فيلم تنها اقتباس ادبي نادري است و با ديگر ساخته هاي او نيز بسيار ناهمخوان دردهه است چهل و بعد از قضيه انقلابسفيد نمونه چنين فيلم هايي بسيارساخته شد و حتي در سال هاي بعداز انقلاب هم فيلم هاي ديگري ازاين سبك ( ژانر ) به نمايش درآمد كه خيلي از آنها قوي تر ازتنگسير است. اين ضعف شايد ازجهت هايي به تهيه كننده بازگردد، نادري هرچند يكي دو فيلم اولش را براي تهيه كننده سينماي حرفه اي آن زمان ساخته بود اما هزينه كم آنها چندان حساسيتي را برانگيخته نكرد اما تنگسير به لحاظ هزينه زياد حساسيت زيادي را در برداشت. بعدها در جشنواره فيلم تهران يكي از بازيگران فيلم نوعي افشاگري كرد كه بسياري از صحنه هاي فيلم با فشار تهيه كننده و توسط نعمت حقيقي (فيلمبردار ) و بهروز وثوقي ( بازيگر ) ساخته شد. نتيجه كار را كه مي بينيم بسيارنااميدكننده است من با سينماي نادري سال ها زندگي كرده ام وحتي تنگناي او را جزو برترين فيلم هاي زندگي ام مي دانم اماتنگسير گويي براي نادري نيست. گلمكاني در ادامه ضمن اشاره به لحن سياسي فيلم و تاكيدهاي نابه جا به جنبه هاي مذهبي فيلم پرداخت و گفت: تنگسير در زمان خودش فيلمي كاملا سياسي بود اما امروز كه فيلم را ديدم شعارهاي آن را بسيار آزاردهنده يافتم. در اين فيلم از ظرافت هاي تنگنا و خداحافظ رفيق خبري نيست. تاكيدهاي نابجا و اغراق آميز تا حد زيادي به فيلم لطمه مي زند: از جهتي ديگر جنبه هاي مشخص مذهبي فيلم بعضي تسليم طلبانه و بعضي انقلابي است و فكر نمي كنم خيلي حساب شده باشد. گلمكاني اضافه كرد: نادري در دوره دوم فيلمسازي اش به پرداخت خيلي توجه مي كند. درمنهتن شماره به شماره مضمون فيلم همچون تنگنا و مرثيه است و تنها شكل و فرم عوض مي شود اما چون آدم آن فضا نيست كمي خنده دار از آب در مي آيد. گلمكاني همچنين در پاسخ به سوال اگر نادري به امريكا مهاجرت نمي كرد فيلم هاي بهتري ؟ مي ساخت گفت: نادري براي من انسان قابل احترامي است كه ملاحظات را كنارمي گذارد و آنچه درونش مي گذردبه ما مي گويد اين كه او امروز در نيويورك زندگي مي كند وفيلم هاي ضعيفي مي سازد ربطي به رفتن او ندارد. ممكن بود او همين جا مي ماند و فيلم هاي ضعيفي مي ساخت. رفتن او يك مسئله شخصي است. در اين جلسه ماني پتگر نيز به بيان ناگفته هايي از نادري و فيلم هايش پرداخت و گفت: نادري را اغلب به لحاظ ساختن سازدهني فيلمساز موفقي مي داننداما او يك جمله معروف دارد و آن اينكه همه از من مي خواهند همچون سازدهني فيلم بسازم اما من از تكرار خودم متنفرم. واقعيت اين است كه تمام فيلم هاي نادري بازتابي اززندگي شخصي خود اوست و حتي درآن زمان اين حديث نفس از سوي كامران شيردل و پرويز دوايي هم مورد تاييد قرار مي گيرد. درباره تنگسير بايد گفت يك سري از اتفاقات موجب شدساخت اين فيلم به نادري واگذار شود. ظاهرا عباسي تهيه كننده فيلم با كيميايي برسر ساخت تنگسير اختلاف پيدا كرد و در نهايت همان تيم فيلمبرداري و فني فيلم هاي قبلي را به اضافه فيلم رنگي اسكوپ در اختيار نادري گذاشت. فيلمنامه بسيار متكي بر كتاب صادق چوبك است ضمن اينكه نوع روايت هم داستان گو و خطي است و از پيچش هايي كه امروز به عنوان سينماي مدرن مي شناسيم خبري نيست و در حقيقت فيلمنامه بيشتر متكي بر ادبيات است تا سينما. بعد از تنگسير او امكانات بسياري براي ساخت فيلم هايي از اين دست در اختيار داشت اما با ساخت فيلم بعدي اش مرثيه آشكارا به كساني كه مي خواستند او به سمت و سوي اين نوع سينما بازگردد پشت كرد. پتگر در پايان به بيان خاطراتي از اين فيلمساز پرداخت وگفت: در زمان نمايش فيلم دونده در سينماي آزادي نادري تمام سيستم هاي صداي سينما راتنظيم كرد و پرده كثيف نمايش را شست. او براي ساخت فيلم هاي بعدي هر وقت گرهي در كارش مي افتاد خود را سازنده سازدهني معرفي مي كرد. در جنوب همه او را با اين فيلم مي شناسند اگر معيار قضاوت ما در مورد ماندگاري يك اثر محبوبيت آن باشد سازدهني ماندگارترين فيلم اوست.