Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761016-36862S1

Date of Document: 1998-01-06

كهن نمونه هاي گزارشهاي قرآني به زبان پارسي از ويژگيهاي قابل توجه تفسير بصائر يميني همراه بودنش با ذكر داستانها و وقايع تاريخي دوران مولف و يا پيش از آن به عنوان تنوع و تنبيه است. اين داستانها گاه ارتباطي با تفسير ندارد ولي افزون بر آن كه كتاب را از نظر تاريخي ارزشمند مي سازد، در آن نوعي تلطيف و جاذبه هم نهفته است. جستارگشايي: گزارشهاي قرآن كريم به زبان پارسي براي نخستين بار به دستور دينياران و دانشمندان فرارود (ماوراءالنهر ) انجام پذيرفته و گزارش بزرگ آغازين طبري، گام در اين راستاست، از آن پس ترجمه ها وگزارشهاي بي شمار ديگري از قرآن پديد آمدند. كه چه بسا، گزارندگان برخي از آنها، گمنام و ناشناخته مانده اند. از ويژگيهاي گزارشهاي قرآني كاربرد بازمانده، و اژه هاي پارس ناب و سخته در برابر واژگان قرآني است، به گونه اي كه هر كدام از ترجمانهاي قرآني ياد شده، برخاسته از حوزه گويشي ويژه اي است كه ما را به ارزشها و توانمنديهاي زباني نهفته درزبان پارسي رهنمون مي گردد. شايسته ديديم به خجستگي فرا رسيدن ماه فرخنده و تابناك رمضان، بهار گزيده اي قرآن، از ترجمه ها و گزارشهاي قرآني را با آوردن تاريخچه كوتاهي از هر كدام، به نگاه تيزبين خوانندگان گرامي، برسانيم. باشد تا روان خوانندگان ارجمند با ژرفناهاي بيكرانه سپهر بلند قرآني رازآموخته و آشنا گردد. ايدون باد. سرويس معارف تفسير بصائر يميني تفسير بصائر يميني يادگاري از سده ششم هجري است. بصائر ضمن استواري در نثر و رواني و مفهوم بودن، تفسيري كوتاه و جذاب مي باشد. يك سنجش تفسيرپژوهانه ميان اين تفسير و ديگر تفاسير فارسي آن قرن روشن مي كند كه مفسر افزون بر كاميافتگي به آشنايي با قواعد زبان عربي و معلومات لازم براي درك درست فهم قرآن، در بكارگيري واژگان فارسي و ايجاد جاذبه هاي كتابخواني آن دوران موفق بوده است، تبيين و شرح آيات را با ذكر قصه ها، حكايت ها، مثال هاي تاريخي، پندهاي تربيتي و اخلاقي، به زباني روشن و دلچسب، همراه مي سازد كه براي خواننده گيرا است. مولف اين تفسير ظهيرالدين، معين الدين حجه الحق ابوجعفر محمدبن محمود نيشابوري مرورودي است كه وفات وي در سنه 599 بوده است. وي در خاندان علم ودين زندگي مي كرده و از پيروان مذهب شافعي بشمارمي رفته. جدش خواجه امام محمد محمود از دانشمندان مشهور و صاحب تفسير بوده و صاحب بصائر بارها درتفسير خود از وي نقل قول مي كند. نيشابوري درباره شكل كلي تفسير خود چنين مي نويسد: روي به تحرير اين تفسير بر زبان پارسي كه فوايد آن عام تر باشد و حاجت مردم در اين بلاد بدان آوردم، ظاهرتر، و نام آن بصائر نهادم، و آن را به غرائب معاني و لطائف اشارات، كه تا اين غايت از حجاب تازي بيرون نيامده است بياراستم و هر قصه كه تفسير آيت بدان تعلق دارد و بي شناخت آن قصه وقوف بر سياقت آيت متعذر باشد در مقدمه هرچه مستوفي تر ياد كردم، تا به تقرير غرض و تفهيم مقصود آسان تر باشد. بنابراين، اين كتاب، نه ترجمه خالص است، آنچنانكه در قرنهاي پيش از پنجم در ايران معمول بوده است كه ترجمه ها تحت اللفظي و بدون توجه به احتمالات و نظرگاههاي تفسيري باشد، و نه آن چنان داراي تفصيل وشرح و نقل اقوال و ذكر قراءات و برخوردهاي كلامي، كه از غرض بنيادين تربيتي و هدايت قرآن و حاجت توده مردم بدور باشد. روش تنظيم مطالب بصائر چنان است كه در آغاز سوره و آيه چنانكه روايتي در باب فضل سوره و آيه يا قرائت آن باشد ذكر مي كند. اين يادكرد معمولا همراه با استدلال و توضيح است. گاه براي دفع شبهه نكاتي را بيان مي كند و خود پاسخ مي دهد. نيشابوري، معمولا به ذكر اسباب نزول اهتمام دارد و هر جا كه آيتي با ذكر سبب نزول مقرون باشد، از نقل آن دريغ نمي ورزد و رابطه پنهان يك آيه و مطالب ديگر را با توضيح سبب نزول روشن مي سازد و گاه چند نقل قول در باب شان نزول رابيان داشته و يكي را ترجيح مي دهد. از قصص به نحو وافر استفاده مي كند و چون مناسبتي بيابد داستانها را به تفصيل بيان مي نمايد. در يادكرد آنها اين روش را برگزيده كه پيش از تفسير آيه براي آماده كردن ذهنها و ايجاد جاذبه در شناخت آيه، قصه را نقل كند. خود در اين باره مي گويد: وقاعده اين مجموع بر آن نهاده ايم كه قصه بر تفسير مقدم داريم تا دريافت غرض آسان تر باشد به وقوف زودترپيوندد. البته نيشابوري براي ياد كرد قصص از اسرائيليات هم استفاده بسيار كرده و هر كجا مناسبتي پيش آمده همانها را بدون نقد و بررسي به نقل درافكنده. گاه به مناسبت تفسير آيه به بيان احكام برمي آيد و در ذكر احكام، تكيه بر فلسفه و علت حكم است. در تفسير، فردي كم تعصب است. كم تعصبي اش تنها درآراء فقهي مذاهب اربعه نيست، بلكه اين روش رامي توان در آراء كلامي وي هم مشاهده كرد. به ذكر مناقب اهل بيت عليهم السلام - مي پردازد و از يادكرد آنچه به ضرر برخي عقايد و مشهورات اهل سنت باشد ابا ندارد. از ويژگيهاي قابل توجه تفسير بصائر يميني همراه بودنش با ذكر داستانها و وقايع تاريخي دوران مولف و يا پيش از آن به عنوان تنوع و تنبيه است. اين داستانها گاه ارتباطي با تفسير ندارد ولي افزون برآن كه كتاب را از نظر تاريخي ارزشمند مي سازد، در آن نوعي تلطيف و جاذبه هم نهفته است. اين تفسير به همت دفتر نشر ميراث مكتوب همراه باتصحيح و تعليق در شش جلد به انجام رسيده و اميد است به زودي انتشار يابد. البته جلد نخست آن در سال 1358 توسط انتشارات بنياد فرهنگ ايران به چاپ رسيده كه مجددا همين جلد با دقت بيشتري ويراسته شده و همراه با جلد دوم، يكجا منتشر مي گردد. نمونه هايي از تفسير بصائريميني آغاز ] نزول [قرآن ... و چون هنگام بعثت نزديك آمد و مبادي وحي كشف افتاد، پيغامبر عليه السلام تنهايي دوست داشتي، به كوه حرا بسيار رفتي و غاري معين كرده بود كه از آن كم غائب بودي تا روزي جبرئيل عليه السلام به نزديك وي درآمد و او را در هم شكست و گفت: بخوان اي محمد. گفت: چه خوانم كه خواننده نيستم. آنگاه گفت: بخوان اقرا باسم ربك. پس از چشم وي غايب شد و پيغامبر صلي الله عليه وسلم ترسان و هراسان به خانه باز رفت و تكيه كرد و مي لرزيد و فرمود تا او را به جامه گران بپوشانيدند و گفت: من بر خود از مانند ديوانگي مي بترسم و خديجه گفت: اين خود نباشد تو رحم پيوسته داري و حق مهمان بگزاري و بركس ستم نكني، تو به ديوانگي چه؟ ماني آنگاه خديجه، پيغامبر را عليه السلام نزديك ورقه بن نوفل برد كه عالم وقت بود و كتب پيشين خوانده بودو دانسته و بدانچ شنيده بود او را آگاهي داد. ورقه فرمود تا خديجه سر برهنه كرد و ازمحمد (ص )پرسيد كه آن كس را كه مي ديدي؟ مي بيني گفت: نه. پس ورقه او را بشارت داد و گفت: خجسته باد بر تو نيك بختي و بزرگي كه خداوند تعالي ترا ارزاني داشت. اين كس كه با تو سخن مي گويد ناموس اكبرست. صاحبسر خداي تعالي، كه به نزديك موسي عليه السلام كاشكي آمدي، من جوانمي تا در مظاهرت و معاونت تو دست وپايي زدمي، خاصه كه اهل تو ترا از شهر بيرون كنند واين كاري كه ترا دادند هيچ كس را ندادند كه به عداوت نزديكان خود مبتلا شده است. پيغامبر صلي الله عليه گفت كه چون از نزديك ورقه بيرون آمدم، هيچ درختي و سنگي نديدم كه نه بر من سلام گفت و به پيغامبري خطاب كرد. آينه حق نما و شجره طور: دو رساله تفسيري عرفاني از حزين لاهيجي علامه شيخ محمدعلي حزين لاهيجي ( هـ. ق ) 11031180 از عالمان بزرگ اما قرن دوازدهم هجري بود. او از معدودو نوابغ انديشمند جهان اسلام به شمار مي آيد كه درتمامي علوم و معارف زمانه خويش تبحر خاص داشته. برخلاف آنچه بدان اشتهار دارد، شاعر صرف نبوده بلكه در زمينه فقه، اصول، تفسير، فلسفه، منطق، تاريخ، اخلاق، علوم غريبه، انساب، پزشكي و شعبه هاي گونه گون ديگر علوم مطلع بوده است. در ضمن مجموعه رسائل حزين لاهيجي كه به كوشش گروهي از محققان زيرنظر دفتر نشر ميراث مكتوب تحقيق وتصحيح شده است، دو اثر تفسيري گرانسنگ وجود داردكه يادكرد آنها ضرور مي نمايد: - 1 شجره الطور في شرح آيه النور: تفسير عربي مختصري است با صبغه اي عرفاني بر آيه 35 سوره نور كه به درخواست بعض عرفاي معاصر خود نگاشته و آن گونه كه در مطلع اين تفسير ادعا كرده، شجره الطور قبسي ازقبساتي است كه از وادي مقدس اقتباس نموده است. - 2 مرآه الله في شرح آيه شهدالله: تفسير عربي بسيارموجزي است مطابق با مشرب عرفا بر آيه شهدالله انه لااله آل ]الاهو /عمران 18 [.او در پايان نوشتار تصريح دارد كه اين تفسير در كمتر كتاب و رساله اي يافت مي شود. آشنايي با گنجواره هاي قرآني تفسير لطايف العرفان دروازجكي تفسير دروازجكي كه مي توان آن را تفسير دروازگي يادروازگكي گرفته ازدروازگك هم خواند، يكي ازماخذ اجتهادي فقيهان حنفي به شمار مي آمده است. اين تفسير ميان ايرانيان فارسي زبان حنفي سرزمين خراسان و كشور عثماني و جاهاي ديگر شهرت داشته و نسخه هاي بسياري از آن در كتابخانه هاي جهان موجود مفسر است اين تفسير را، كه در برخي جاها لطايف العرفان خوانده شده است و در آن شرح معاني و بيان مجمل و مفسر و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و وعده و وعيد و امر و دليل آن و نهي و نزول آن و قصص و نظم بخوبي و به صورت گزيده و كوتاه آورده شده است درروز نهم شوال 519 هـ. ق در بخارا آغاز كرده است. وي امام زاهد استاد ابونصر احمد فرزند حسن فرزندذريني سليماني دروازجكي بخارايي در گذشته 549 هـ. ق است. نسبت ذريني كه در نسخه هاي كهن ديده ام بايدهمان باشد كه داراني، دريني هم نوشته اند. تصحيح اين تفسير گرانبها آشنايي كامل با قواعد زبانشناسي، دستور و تاريخ زبان فارسي و دانشهاي پيوسته به تفسير مي طلبد. از طرفي چون اين تفسير املاء است و شنوندگان انجمن درس استاد روي آمادگيهاي ذهني گوناگون و اختلاف درجه فهم و چيزهاي ديگر آن را گوناگون مي نوشته اند، و همچنين به جهت تصرفاتي كه نويسندگان نسخه ها در طول تاريخ كرده اند، ناگزير براي تصحيح بايستي به همه نسخه هاي آن سركشي كرده و به نكته هايي كه در آنها هست برخورد و به جداييها كه از هم دارند نگريست و از سنجش آنها نتيجه علمي گرفت. اين كار بزرگ هم اكنون به دست پژوهشگران دفتر نشرميراث مكتوب در دست سامان دهي است.