Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761015-36709S1

Date of Document: 1998-01-05

در جستجوي اصالت گفت وگو با ناصر غلامرضايي سازنده فيلم نامزدي اشاره: ناصر غلامرضايي از سال 1351 در سينماي آزاد ايران فيلمسازي را آغاز كرد. وي يكي از چهره هاي سينماي آماتوري در آن سال ها بود و فيلم هاي آن مرد اسب چه دارد، پرستاره بود شبم، زير بام هاي كاهگلي، دختربس و... از جمله فيلم هاي كوتاه اوست. وي در سال هاي اخير با فيلم خون بس بار ديگر به زمينه موردعلاقه اش -سينماي بومي - روي آورد و آخرين ساخته اش نامزدي كه اين روزها بر پرده سينماهاي تهران قراردارد، حال و هوايي بومي دارد. با وي گفت وگويي انجام داده ايم: با اينكه خون بس فيلم موفقي بود و با استقبال تماشاگران هم روبه رو شد، اما مدتي طول كشيد تا شما فيلم بعدي تان يعني نامزدي را بسازيد علت اين تاخير؟ چيست سال 71 فيلم خون بس در جشنواره به نمايش درآمد و سال بعد به نمايش عمومي در در آمد ابتداي كار، فيلم پخش كننده نداشت، در واقع هيچ كس حاضر نبود پخش آن را بر عهده فكر بگيرد مي كردند كه گويش محلي و بازيگران غيرحرفه اي و ناآشناي فيلم مانع موفقيت آن خواهد بود. در نتيجه اكران لرستان را خودمان انجام داديم و در چندين شهرستان اين استان فيلم به نمايش موفقيت درآمد بي سابقه خون بس در لرستان باعث شد كه پخش كننده ها از خواب غفلت بيدار شوند و به اين نكته توجه كنند كه يك فيلم مي تواند در شهرستان ها موفق باشد. بالاخره براي اين فيلم پخش كننده پيدا شد و فيلم چند ماه بعد در تهران و ساير شهرستان ها با موفقيت به نمايش درآمد. به هر حال چون در مورد فيلم. خون بس، درگير مسايل پخش و اكران و امور مالي آن بوديم بنابراين تا اوايل سال 73 دغدغه بازگشت سرمايه و بازدهي فيلم را داشتيم. بدين ترتيب از سال 74 فرصت پيدا كرديم كه كار جديدي را شروع كنيم و فيلمنامه آفتاب قشنگ است را به جريان انداختيم و مدتي هم وقت ما صرف تمرينات آن شد. همزمان با آن نگارش فيلمنامه نامزدي را هم شروع كرديم و از آنجا كه فيلم آفتاب قشنگ است نيازمند زمستاني پربرف و تمهيدات زياد بود و با توجه به محدوديت فصلي و پيش بيني اينكه ممكن است فضا و موقعيت مورد نظر را نداشته باشيم، همچنين با تحولاتي كه در شرايط پرداخت وام بانكي به وجود آمد، تصميم گرفتيم فيلم نامزدي را كار كنيم. در واقع سال 74 دو فيلمنامه را براي شروع كار مدنظر داشتيم. مدتي وقت صرف مقدمات توليد و تمرين بازيگران شد تا اينكه موفق شديم مجوز پروانه ساخت را با تاخير بسيار و رفت و آمدهاي اداري بگيريم. بنابراين در حد فاصل خون بس تانامزدي هيچ وقت بيكار نبوديم و مشغله هاي گوناگون داشتيم. با اين همه، چنين روندي به كار يك فيلمساز لطمه خواهد؟ زد بله، البته اين مشكل خاص من نيست كه ناچارم تهيه كننده فيلم هم باشم. مجموعه شرايط چنين ايجاب مي كند، شما به ندرت مي توانيد فيلمسازي را پيدا كنيد كه هر سال فيلم بسازد. اگر منحني توليدات يك فيلمساز را مطالعه به كنيد، وقفه هاي چندساله در روند كارش برمي خوريد. ظاهرا اين مشكل در مورد فيلمسازاني كه مركز فعاليتشان شهرستان است بيشتر نمود؟ دارد بله، چون مركز فيلمسازي در تهران است و هر حركتي كه قرار باشد در مراكزاستانها و شهرستانهاي ديگر صورت بگيرد بايد تابع مناسباتي باشد كه در تهران وجود دارد. ازطرفي هم چون چارچوب كارها مبتني بر حس و حال بازيگران است و براي تمرينات به زمان كافي نياز داريم نمي خواهيم يك بازيگر حرفه اي بر اساس تعهداتش كاري را انجام دهد و بعد برود پي كارش. ما به بازيگري نياز داريم كه بتواند در متن فيلمنامه حضور پيدا كند و با كار همراه شود، يعني بازيگر و كار پيوند دروني داشته باشند، به همين دليل زماني را كه ما صرف آماده سازي بازيگران غيرحرفه اي مي كنيم، زمان كمي نيست. براي فيلم نامزدي چه ميزان وقت صرف انتخاب و تمرين بازيگران شده ؟ است حدود شش ماه، همچنين شش ماه هم براي نوشتن فيلمنامه و تامين تداركات صرف كرديم. آيا قصد داريد، اين شيوه فيلمسازي را ادامه؟ بدهيد ما دفعتا به اين شيوه فيلمسازي خلا نرسيده ايم اين نوع آثار در سينماي ايران محسوس بوده است. اين خلا با يكي دو فيلم هم پرنخواهد شد، وقتي سالي حدود پنجاه فيلم توليد مي شود، دريغ از پنج فيلم كه چنين مشخصه هايي داشته باشنددر شرايطي كه خلا سينماي بومي چشمگير است، دليلي ندارد كه مااين شيوه كار رارها كنيم يا از آن خسته و دلزده مادامي شويم كه اين كشش در ما هست ادامه خواهيم داد. البته سعي داريم در هر فيلم به افق هاي تازه اي برسيم. حالا شما به عنوان يك فيلمساز پيشگام و مطرح سينماي بومي ايران، براي رفع مشكلات موجود چه پيشنهادي؟ داريد به صراحت بگويم اگر امكانات و تسهيلاتي به نام تبصره 3 در سال 67 پديدنمي آمد، شايد من نمي توانستم فيلم خون بس را تهيه كنم، هر چند در اين فيلم به نوعي از امكانات و مشاركت بخش خصوصي و حتي حمايت بخش دولتي برخوردار بودم اما تبصره 3 نقش عمده را داشت. در فيلم نامزدي هم بيش و كم از چنين تسهيلاتي بهره مند بوديم. در مجموع مشاركت مدني بانك ها را در هر دوره اي به عنوان پشتوانه و كمك مالي نياز داريم. سينمايي كه شما در پي آن هستيد چه مختصاتي؟ دارد در سال هاي گذشته همواره با سينمايي روبه رو بوده ايم كه هر گاه خواسته زندگي ايلات و عشاير را به تصوير بكشد، تصوير وارونه اي از آن ارائه داده است. شاخص ترين نشانه هاي ضعف در اين نوع سينما، گويش و لباس است. اين معضل رااززمان دختر لر داشته ايم. به رغم همه تحولاتي كه در دهه هاي گذشته در سينما صورت گرفته، همچنان اين مشكل وجود دارد. هنوز فيلم هايي را مي بينيم كه داعيه بومي بودن دارند، فيلم هايي درباره روستائيان و ايلات و عشاير، كه فقط اداي نادرست آنها را در مي آورند. يك بازيگر حرفه اي كه در همه عمرش به آن نواحي نرفته است و كارگردان و گروه سازنده فيلم با محيط بيگانه اند در اين زمينه فيلم مي سازند. قاعده اين نيست كه حتما بايد بومي محل باشند، اما علاقه وحس جستجو لازمه اين نوع سينماست. وقتي چنين حسي نباشد حاصل كار آن مي شود كه تابه حال بنابراين ديده ايم انتخاب از اساس غلط است، اعم از: انتخاب لباس، بازيگر، گويش كه معمولا در مرحله دوبله (به رغم وجود دوبلورهاي خوب )متاسفانه به شكل من درآوردي، تخريب مي شود. براي ما گويش عنصري از فرهنگ است. ما اين رسالت رادر خودمان مي بينيم كه با پايبندي به سينماي مستند كوشش كنيم تصويري اصيل از مردم را در زمان معاصر به نمايش بگذاريم به نوعي كه در رفتار و در گفتارشان هم اين اصالت نمود داشته باشد.