Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761015-36706S1

Date of Document: 1998-01-05

دنياي بزرگ نقاشي به مناسبت برپايي نمايشگاه نقاشي در گالري آريا نمايشگاهي از آثار نقاشي هومن سالارزاده و مرجان حبيبيان از 6 تا 11 دي در نگارخانه آريا برگزار شد. آثار سالارزاده از نظر ساختار و نوع برخورد با نقاشي هنوز در ابتداي راه است. تابلوهاي اكسپرسيونيست وي گويا هستند ولي نتوانسته اند شور را با شعورنقاشانه همراه كنند و دستمايه هاي مختلف آدمهاي بزرگ به وضوح در كارش با ضعف بسيار ديده مي شود. وي اگر بخواهد به نوعي سادگي برسد، همين عناصر ساده بايد با قدرت در كنار يكديگر قرار گيرند و هريك جوابگوي ديگري باشند و چنانچه كار بخواهد در شلوغي به انسجام برسد نيز همين مسئله وجود دارد. به نظر مي رسد اين نقاش، ديدگاهي خاص براي بيان گفته هايش ندارد و در حال تجربه هاي اوليه است. در آثار مرجان حبيبيان نيز كه به شيوه اكسپرسيونيستهاي انتزاعي كار مي كند، روان بودن قلم ها و بيان زيبا و نوع آزادي در خطوط و فرمها اميدواركننده است. اما استفاده و كاربرد رنگ به دليل رنگهاي نامناسبدر بسياري قسمتهاي تابلو، چرك و فاقد ارزش بياني شده اند. رنگها در بسياري از قسمتهاي ديگر، خوب عمل مي كنند و حتي در كنار يكديگر به تعادل بصري مي رسند. با مرجان حبيبيان به بهانه برپايي نمايشگاه اخيرش گفتگويي انجام شده است كه در پي مي آيد. از چه زمان مشغول كار نقاشي شديد و چطور به اين رشته روي؟ آورديد از دوران كودكي نقاشي مي كردم و بعدها با آبرنگ به كپي نقاشيهاي بزرگان در مي پرداختم اين زمان استادي سپس نداشتم به مدرسه گرافيك راه يافتم و گمان مي كردم گرافيك، بسيار وسيع تر از نقاشي است. به همين دليل براي آنكه قوي تر كار كنم به كلاسهايي رفتم كه در آنجا نظرم نسبت به نقاشي تغيير كرد و دانستم گرافيك جزء شاخه هاي نقاشي است و نقاشي دنياي بزرگي دارد. در دانشگاه، مباني و اصول ابتدايي را از آقاي جعفري تعليم گرفتم و سپس با آقاي مسلميان كار كردم. پس از اينكه فارغ التحصيل شدم، مطالعه را آغاز كردم و اكنون فكر مي كنم در راه جديدي قدم مي گذارم كه شايد صحيح تر باشد. وضعيت نقاشي امروز ايران را چطور؟ مي بينيد اكنون گروه بنديهايي در اين عرصه وجود دارد و هركس از راه مي رسد، نام استاد به او داده مي شود. به همين دليل ممكن است كساني كه تازه وارد اين رشته با مي شوند، گفته هاي قاطع اين استادان راههاي اشتباه رابروند. در مورد گروه بنديهايي كه اشاره كرديد بيشتر توضيح؟ دهيد گروههايي در عرصه نقاشي حضور دارند كه شناخته شده اند و كارهاي آنها در سطح خوبي قرار دارد. امادسته ديگري در كنار اين گروهها رشد مي كنند و موردپذيرش جامعه قرار مي گيرند كه نقاش نيستند. متاسفانه اين اتفاق به اين دليل رخ مي دهد كه در كوچه و بازار و رسانه هاي ارتباط جمعي استقبال درستي از هنر نمي شود. در مدارس ما اكنون به بدترين شكل ممكن، آموزش هنر داده مي شود. هركس حق دارد معلم هنر شود و هر مدير مدرسه و اولياء خود را محق به دخالت در كار معلم هنر مي دانند. گالري هاي نقاشي را چگونه؟ مي بينيد فعاليت اين گالري ها در چند سال اخير بسيار بهتر و منسجم تر شده و تعداد گالري ها نيز افزايش يافته است. ولي من فكر مي كنم اگر يك متخصص هنر براي هرگالري در نظر گرفته شود، سطح نمايشگاهها بالا خواهدرفت. هنرمند ما به عنوان يك انسان ايراني، فرهنگ وجغرافياي خاص خود را دارد و از سويي ديگر با تجربه جهاني نقاشي روبروست و در اين ميان انفصالها و گسستهايي است. آيا شما فكر مي كنيد توانسته ايد به اين گسستها و تناقضها پاسخ؟ دهيد كارهاي من فعلا در حد تجربه اوليه است و سعي مي كنم در كارم جوابگوي اين قضيه باشم. اين بحث بسيار وسيعي است كه هر هنرمند بايد درگير آن باشد.