Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761014-36678S1

Date of Document: 1998-01-04

اسلام و زن قرآن زن را همان گونه مي بيند كه در خلقت و طبيعت هست يگانه مرجع صلاحيتدار براي شناسايي حقوق واقعي انسانها كتاب آفرينش است، قرآن كريم احياءكننده حقوق زن است. مخالفان اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گامهاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت. ولي قرآن هرگز به نام احياي حقوق و جايگاه زن به عنوان انسان و شريك مرد درانسانيت و حقوق انساني، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشي نسپرد. قرآن زن را همان گونه ديد كه در خلقت و طبيعت هست. بدبختيهاي قديم غالبا معلول اين جهت بود كه انسان بودن زن به فراموشي سپرده شده بود وبدبختيهاي جديد از آن است كه عمدا يا سهوا زن بودن زن و موقع طبيعي وفطريش، رسالتش، مدارش، تقاضاهاي غريزيش و استعدادهاي ويژه اش، به فراموشي سپرده شده است. عجب اين است هنگامي كه از اختلافات فطري و طبيعي زن و مرد سخن مي رود، گروهي آن را به عنوان نقص زن و كمال مرد و بالاخره چيزي كه موجب يك سلسله برخورداري ها براي مرد و يك سلسله محروميت ها براي زن مي شود، تلقي غافل مي كنند، از اينكه نقص و كمال مطرح نيست و دستگاه آفرينش نخواسته است يكي را كامل و ديگري را ناقص، يكي را برخوردار و ديگري را محروم و مغبون بيافريند. عدم توجه به وضع طبيعي و فطري زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او مي گردد. قرآن تنها مجموعه قوانين نيست، محتويات قرآن صرفا يك سلسله مقررات و قوانين خشك بدون تفسير نيست. در قرآن هم قانون هست و هم تاريخ و هم موعظه و هم تفسير خلقت، قرآن همان طوري كه در مواردي به شكل بيان دستورالعمل قانون، معين مي كند در جاي ديگر وجود و هستي را تفسير مي كند. قرآن كتابفلسفه نيست، اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع كه سر موضوع اساسي فلسفه است به طور قاطع بيان كرده است. ازجمله مسائلي كه در قرآن كريم تفسير شده موضوع خلقت زن و مرد است، قرآن در اين زمينه سكوت اسلام نكرده، پيشاپيش نظر خود را درباره زن بيان كرده است. قرآن با كمال صراحت در آيات متعددي مي فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتي نظير سرشت مردان آفريديم. در اسلام نظريه تحقيرآميزي نسبت به زن ازلحاظ سرشت و طينت وجود ندارد. آنچه ازنظر اسلام مطرح شده اين است كه زن و مرد به دليل اينكه يكي زن است و ديگري مرد، برخي جهات مشابه يكديگرنيستند، جهان براي آنها يكجور نيست، خلقت و طبيعت آنها را يكنواخت نخواسته است و همين جهت ايجاب مي كند كه ازلحاظ برخي از حقوق و تكاليف و مجازاتها وضع مشابهي نداشته باشند. يگانه مرجع صلاحيتدار براي شناسايي حقوق واقعي انسانها، كتاب پرارزش آفرينش است. با رجوع به صفحات وسطور اين كتاب عظيم، حقوق واقعي مشترك انسانها و وضع حقوقي زن و مرد درمقابل يكديگر مشخص مي گردد. زن و مرد ازلحاظ حقوق طبيعي اوليه وضعي مشابه وهمانند دارند و تفاوت آنها در حقوق اكتسابي است. آنها هم وضع مساوي دارندو هم وضع مشابه و اسلام با تساوي حقوق زن و مرد مخالف نيست، با تشابه حقوق آنها مخالف است. اما از نظر خانوادگي اسلام قائل به اصل عدم تشابه حقوق خانوادگي زن و مرد است. اسلام براي زن استقلال در انتخاب سرنوشت قائل گرديده است. پيغمبر اكرم دخترش زهرا ( س ) را در انتخاب شوهر آزاد گذارد و هرگز اراده و اختيار رااز دختران خود سلب نكرد. اسلام بزرگترين خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد، به او حريت داد، شخصيت داد، استقلال فكر و نظر داد و حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت. لازم است كه بزرگان آئين استقلال و حريت را سرمشق خود قرار دهيم. بزرگاني چون فاطمه زهرا ( س ) نازنين فرزند محمد مصطفي (ص ). سهيلا مهرابيان