Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761014-36647S1

Date of Document: 1998-01-04

اهميت كتابطبايع الاستبداد كواكبي و تاثيرآن بر ادبيات تاريخي ايران عبدالرحمن كواكبي كواكبي و نائيني محمدحسين نائيني اشاره: در اين مطلب، به اجمال با عبدالرحمن كواكبي متفكر سياسي نوگرا و ضداستبداد سوريه آشنا مي شويم و سپس، بطور خاص با تاثير كتاب معروف وي به نام طبايع الاستبداد بر ديدگاههاي علامه محمدحسين نائيني عالم بزرگ عهد مشروطيت آشنا مي شويم. بي گمان سهم آراء كواكبي در شكل گيري مطالب كتابتنبيه الامه و تنزيه المله كه معروفترين اثرسياسي عهد مشروطه است بسيار چشمگير و بنيادي بوده و به هيچ وجه نمي توان از آن غفلت كرد. توجه خوانندگان علاقه مند به تاريخ انديشه هاي سياسي را به اين مقاله جلب مي كنيم. سرويس معارف نوشته: داوود ميرزا خاني كواكبي يكي از مردان برجسته سوريه در اواخر از قرن نوزدهم، نبيره هاي شيخ صفي الدين اردبيلي وبني اعمام شاه اسماعيل صفوي بود. او در سال /1854 1271در حلب زاده شد. پدرش شيخ احمدبهائي بن محمدبن مسعود، مردي دانشي و خوش محضر، و مادرش سيده عفيفه، دختر مفتي انطاكيه، از اعيان سوريه بود. كواكبي پنج ساله بود كه مادرش را از دست داداز آن به بعد كودكي تلخ و رنجباري را بطوري گذراند، كه پدرش بناچار او را به انطاكيه فرستادتا زير نظر خاله اش، سيده صفيه، تربيت وي يابد بخاطر استعدادي كه از خود نشان داد، توانست در مدت سه سال اقامت در انطاكيه قدري زبان تركي فرا گيرد و پس از بازگشت به حلب به آموختن فارسي همت گماشت. كواكبي نيز از پيروان شيخ محمد عبده بود و به واسطه او متاثر از سيد جمال و از همكاران رشيد رضا و حدود 13 سالي مسن تر از او از بود نظر فكري تيزتر و عميق تر از رشيد رضا مي انديشيد ولي عمركوتاهش فرصتي نداد و رضا 34 سال پس از مرگ اوحيات داشت. كواكبي در طول حيات 50 ساله خود به شدت با خودكامگي عثماني و سلطه جوئي او بر كشورهاي عرب مبارزه و از حق حاكميت مردم سوريه دفاع كرد. وي تا زنده بود سعي داشت خلافت را از عثماني به قوم عرب برگرداند و اين است كه او را از نخستين مناديان قوميت و ناسيوناليسم عربشمرده اند. انتشار مقالات ضد استبدادي در مطبوعات بيروت و استانبول، دولتيان را به ستوه آورد تا جائي كه عرصه را بر وي تنگ كردند واو مجبور شد از مناصب دولتي كناره گيري نموده، به وكالت پردازد. كواكبي پس از آزادي از زندان و در سن 47 سالگي ازسوريه به مصر مهاجرت نمود و در آنجا به محافل آزاديخواهان و روشنفكران مصري پيوست طبايع الاستبداد وام القراي را نيز در آنجا به رشته تحرير در آورد، به جمعيت المنار پيوست و دراوج شهرت سياسي و فرهنگي بود كه اجل مهلتش نداد. طبايع الاستبداد نه تنها در ميان نسل جديد بلكه عرب، در ايران نيز ترجمه شد. ترجمه آن به زبان فارسي در سال 1325 ه -. در تهران منتشر شد و برخي از صاحبنظران آنرا در شمار رساله هاي تبليغي زمان مشروطيت ايران نامبرده اند. اهميت انديشه سياسي كواكبي از دو نظر قابل بررسي و تامل است. از يك نظر كواكبي يك متفكر مسلمان است و به اين خاطر جزئي جدائي ناپذيراز گذشته فكري مسلمانان محسوبمي شود. تاثيرات كواكبي از جامعه و عصري كه در آن زندگي مي كرد و ايضا تاثيراتي كه بر جاي گذارد، شايسته آن است كه صفاتي فراخور انديشه متفكران مسلمان را به خود اختصاص دهد. دومين نظر و زاويه اهميت بررسي انديشه سياسي كواكبي دراين است كه وي براساس مباني اسلامي و آيات قرآني نظرات و تئوريهاي نسبتا جديدي ارائه مي دهد. آشنائي با سنتها و تفكرات سياسي پيشينيان، بخصوص كسي چون كواكبي، مي تواند زمينه ساز بازشناخت آنچه كه ما در پشت سر خود داريم باشد. فهم گذشته در درك موقعيت و چگونگي وضعيت كنوني مان ضروري است و چه بسا كه در چشم اندازي از آينده ما نيز به كارآيد. طبايع الاستبداد و انعكاس ترجمه آن كتابطبايع الاستبداد كه تصوير روشني ازانديشه هاي كواكبي به دست مي دهد از رشته مقالاتي فراهم مي آيد كه در روزنامه المويد مصر چاپ شده و موضوع آن شرح زيانهاي استبداد بوده است. ( ) 1 اين كتاب از جمله نخستين آثاري است كه به ارائه مباحثي درباره اهميت استبداد مي پردازد و در ضمن يك تئوري ضداستبداد ديني و سياسي بر اساس مباني اسلامي و آيات قرآني مي پروراند. اين كتاب توسطعبدالحسين ميرزاي قاجار - پسر طهماسب ميرزامويدالدوله - به فارسي برگردانده مي شود و در سال نيز 1325 در تهران جامه طبع به خود مي پوشد. وي درنويسندگي بسيار چيره دست، و آثار متعددي از زبان فرانسوي و عربي درآورده است. بطوريكه او را ازتواناترين مترجمان آن دوره نام برده اند. ( ) 2 ترجمه اين اثر كه شايد بتوان گفت نخستين رساله نظري به زبان فارسي در باب نظام استبدادي ومضار آن است در آگاهي بخشيدن به علما و روشنفكران مشروطه خواه ايران نقش مهمي ايفا كرد و بويژه تاثير خود را در ذهن علامه نائيني به هنگام تدوين رساله تنبيه الامه و تنزيه المله بر جاي گذاشت، بطوريكه حتي بيشتر واژه هايي كه شكل و ويژگيهاي حكومت و مردم را توصيف مي كند و همچنين بعضي از تقسيم بنديهايش از استبداد مستقيما از كتاب كواكبي گرفته شده است. ( ) 3 اين كتاب همچنين در شكل دادن به تئوري استبداد نائيني نقش مهمي ايفا كرد، ولي نتوانست بحثي سودمند و سازنده پيرامون اصول مشروطه در اختيار نائيني بگذارد. تاثير انديشه هاي كواكبي در نائيني يكي از مهمترين انديشه هاي سياسي كواكبي كه حضور موثر خود را در تفكر نائيني متبلور ساخته است همانا تئوري استبداد او مي باشد. نائيني دركندوكاو خود پيرامون نيروهاي گوناگون استبداد، مانند ناداني توده مردم را يكي از عناصر بنيادي رژيمهاي استبدادي مي داند و از آن به عنوان ام الشرور والامراض نام مي برد. او از رويدادهاي ناگوار و زشتيهاي زائيده ناداني ياد كرد ولي برخلاف كواكبي، روشن نساخت كه نقشي كه يك حكمران استبدادگر، در ناداني توده مردم بازي مي كند چيست. او مانند كواكبي روشن نساخت كه حكمران توده استبدادگر، را از آموختن باز مي دارد، و چرا چنين مي كند. همچنانكه در فصل پيشين اشاره كرديم، از نظركواكبي علومي كه بندهاي مستبد را مي لرزاند و مستبداز آن ترس و واهمه دارد علومي هستند كه به مردم آگاهي و شعور سياسي و اجتماعي مي دهد. نائيني حتي مطرح نساخت كه رژيم استبدادي و حاكم مستبد از چه دانشهايي تنفر و انزجار دارد. ( ) 4 نائيني در تحليلي كه ازاستبداد سياسي واستبداد ديني واستبداد جمعي به دست مي دهد، مستقيما از ترجمه طبايع الاستبداد كواكبي تاثير پذيرفته است. البته كواكبي ظاهرا خود نيز در اين زمينه زير تاثيرانديشه هاي غربيان بوده است. ( ) 5 نائيني از ميان برداشتن استبداد سياسي و كشوري را بسي آسانتر از ريشه كن كردن استبداد ديني مي داند. خود در اين زمينه مي گويد: از اينجا ظاهر شد جودت، استنباط و صحت مقاله بعض از علماء فن كه استبداد را سياسي و ديني منقسم و هر دو را مرتبط بهم و حافظ يكديگر و با هم توام دانسته اند! و معلوم شد كه قطع اين شجره خبيثه و تخلص از اين رقيت خبيسه كه وسيله - آن فقط باالتفات و تنبه ملت منحصر است - در قسم اول، اسهل و در قسم دوم در غايت صعوبت و بالتبع موجب صعوبت علاج قسم اول هم خواهدبود. ( ) 6 بدين ترتيب معلوم مي شود كه مراد و منظور نائيني از استبداد ديني، همانا مبارزه با انديشه و تفكر كساني است كه آگاهانه يا ناآگاهانه به مخالفت با مشروطه مي پردازند و حقيقت را با باطل مشتبه مي سازند. ( ) 7 به ديده نائيني آنان نه تنها آزادي بر باد رفته ملت را به تمسخر و مضحكه مي گيرند بلكه، اساسا مبارزه بر ضد استبداد را الحاد جلوه مي دهند. بي جهت نيست كه وي شعبه استبداد ديني را از ديگرنيروهاي استبداد خطرناك تر و مضرتر به حال ملت مي داند، زيرا نمايندگان آن يعني علماء استبدادگر از راه دين درقلبهاي مردم نفوذ مي كنند. و به اسم مذهبتيشه به ريشه دين مي زنند. نائيني علاج شعبه استبدادديني رابسيار دشوار و حتي غيرممكن مي دانست. تئوري مشروطه نائيني و تطبيق آن با كتاب طبايع الاستبداد آيت الله نائيني در بحثهاي خود ضمن تكيه بر مباني اسلامي كوشش فراوان بكار برد تا اصول مشروطيت رابا قرآن، حديث و گفتار منسوب به حضرت علي ( ع ) درنهج البلاغه آشتي دهد و هم او بود كه تئوري مشروطه را به صورت كتابتنبيه الامه و تنزيه المله عرضه داشت. نائيني كتاب خود را به سود مشروطيت در دوران كوتاه پادشاهي محمدعلي شاه نوشت. او در شرايطي دست به نوشتن اين كتاب زد كه محمدعلي شاه مجلس را به توپ بست و نظام مشروطه را به نظام استبدادي بدل كرد. لذا هدف نائيني در بحث خويش كه مردم را به قيام بر ضد حكمرانان استبدادگر فرامي خواند، همانا وادار ساختن مردم ايران به يك مبارزه پيگير و سرسختانه در راه سرنگوني محمدعلي شاه از تخت پادشاهي بود. نائيني مي ديد كه شمار فراواني از مردم از علماء مشروطه پشتيباني مي كنند بدون آنكه معني و مفهوم استبداد يا مشروطه را دريافته باشند. وي بدين حقيقت آگاه بود كه آخوند خراساني يكي ] از علماء موافق [مشروطه و همكارانش پايگاه مردمي خود را به تدريج از دست مي دهند و برعكس سيدكاظم يزدي [طباطبايي ] يكي ] از علماء مخالف [مشروطه و پيروان وي روزبروز بر نيرو و نفوذ خويش مي افزايند، زيرا دسته نخست مشروطه خواه و گروه اخير مخالف مشروطه بودند وسبب آن به باور نائيني اين بوده است كه مردم ازاهميت و سودمندي واقعي يك رژيم مشروطه آگاه نبودند. چرا آگاه؟ نبودند نائيني به اين پرسش چنين پاسخ مي دهد: زيرا مردم بي سواد و از سياست زمان ناآگاه بودند و در نتيجه حقوق خود و وظايف دولت رانمي دانستند. ( ) 8 از اين رو وي تلاش فراواني كرد تا نظام مشروطه رابا توسل به شريعت، اسلامي جلوه دهد و آن را به عنوان بهترين شيوه حكومتي قابل دستيابي معرفي كند واز جهت آنكه اغتصاب و ظلم كمتري همراه تبعيت دارد، از آن را بر متابعت از حكومت استبدادي ترجيح دهد. به باور نائيني يك رژيم مشروطه مي تواند استقرار و انجام وظيفه كند كه اولا يك قانون اساسي تدوين شود و در آن حدود اختيارات و قدرت حاكم و همچنين كليه حقوق و وظايف مردم و اصول منافع عمومي تعيين گردد و ثانيا يك مجلس شوراي ملي متشكل از نمايندگان منتخب مردم بنيان گردد تا مراقب اجرا شدن صحيح و درست وظايف و امور باشند. البته چنين قانوني بايد تحت نظارت مقامهاي مذهبي و پس از تصويب آنان صورت قانوني بيابد. ( ) 9 نائيني در قسمتي از كتاب خود به مساله تفكيك قواي مقننه و اجرائيه نيز اشاره مي كند و مطالبي درباره مسئوليت قوه اجرايي در برابر پارلمان و مسئوليت پارلمان در برابر مردم مي آورد. اين مطالب از كتاب طبايع الاستبداد كواكبي اقتباس شده كواكبي است در اين زمينه مي گويد: و باز شامل است سلطنت مشروطه را كه قوه شريعت و قانون از قوه اجراي احكام در آن جدا باشد. چه اين نيز استبداد را دفع نكند و تخفيف ندهد، مادامي كه اجراكنندگان در نزد قانون نهندگان مسئول نباشند و قانون نهندگان خود را درنزد ملت مسئول ندانند و ملت نيز نداند تا چگونه مراقب ايشان باشد و از ايشان حساب خواهد. ( ) 10 منابع و يادداشتها - 1 ر. ك. فصل اول همين رساله صص 2120 - 2 فريدون آدميت ايدئولوژي نهضت مشروطيت ( تهران: انتشارات پيام بي تا ) ص 317 - 3 حسين آباديان مباني نظري حكومت مشروطه و مشروعه (تهران: نشر ني ) 1374 ص 57 - 4 عبدالهادي حائري تشيع و مشروطيت در ايران ( تهران: انتشارات اميركبير) 1364 صص 247246 - 5 ر. ك. فصل اول همين رساله ص 21 - 6 محمدحسين نائيني تنبيه الامه و تنزيه المله ياحكومت از نظر اسلام. ويرايش و حواشي از آيت الله سيدمحمود طالقاني، (تهران: شركت سهامي انتشار) 1358 ص - 727 در مورد زمينه هاي انديشه مشروعه خواهي ر. ك. غلامحسين زرگري نژاد، رسائل مشروطيت، ( تهران: انتشارات كوير، ) 1374 صص 5855 - 8 عبدالهادي حائري تشيع و مشروطيت در ايران صص - 237 238 - 9 همان ص 266 - 10 عبدالرحمن كواكبي طبايع الاستبداد عبدالحسين قاجار ( تهران: نشر تاريخ ايران ) 1364 ص 18