Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761014-36621S1

Date of Document: 1998-01-04

دانشگاه و دانشجو در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري تهيه و تنظيم: دفتر مقام معظم رهبري (مديريت ويژه نشر آثار ) ( ) 50 مقام معظم رهبري، بارها و بارها در تفكيك دو مقوله ي كار سياسي و سياسيكاري سخن گفته اند و اين دو مساله را متفاوت دانسته اند و مشتاقان فعاليت سياسي را از دام فرو غلتيدن در سياسيكاري برحذر داشته اند: مبادا سياسيكاري و سياسي بازي، جاي تحرك و نشاط سياسي را بگيرد. اين توصيه ي من به شماست. جريان دانشجويي كشور، با دو خطر عمده روبه روست: خطرنخست، انفعال و خمودگي سياسي است; و خطر سياستبازي دوم، و سياسيكاري است. جريان دانشجويي، در درون اين دو شعبه ي خطر قراردارد، كه مي تواند اين مجموعه را به ركود و يا هبوط بكشاند: متاسفانه امروز در دانشگاههاي ما غالبا دو جريان مشاهده مي شود، كه قدري موجب بيمناك شدن هر كسي است كه به سرنوشت دانشگاهها علاقه مند است. يكي جريان عده يي است كه فكر مي كنند حالا كه به دانشگاه آمده اند، ديگرتمام شد; بايد درسشان را بخوانند و مدركشان را بگيرند... ديگر به عنوان عناصر جوان فرهنگي آگاهي كه همواره بايد پيشتاز حركت جامعه به سمت جلو باشند، خودشان را حس نمي كنند; نه دختران و نه پسران; اين خطر در است دانشگاهها الان كساني هستند كه اين گونه اند; هيچ كاري به كار مسايل جاري كشور و وضع ما در دنيا ندارند. يك عده اين طوري هستند، و اين چيز خيلي بدي است. اين، همان ركود و خمودگي است كه به يك بيماري بزرگ در آينده منتهي خواهد شد. يك جريان هم، جريان كساني است كه كار سياسي و حركت سياسي و تلاش سياسي را با سياسيكاري اشتباه مي گيرند; اين هم بد است. در شناخت عناصر سياسيكاري و بازشناخت آن از كار سياسي سالم، نكات زير مي تواند كمك كننده و روشني بخش باشد: ) 1 سياسيكاران در محيط دانشگاه تلاش مي كنند كه آلودگيهاو ناخالصيهايي كه در بيرون دانشگاه وجود دارد، به داخل دانشگاه سرايت دهند; و از جمله، دسته بنديهاي زنده باد ناسالم -، مرده بادهايي كه بر مركب اهواء سوار است و... آنان تمامي تلاش خويش را معطوف مي دارند كه معصوميت وسلامت محيطزيست دانشگاهي را كه برخاسته از عنصر جواني آن است، از آن بگيرند و آن را به محيط قهرآميز كينه توزانه، و خشن مبدل كنند: يك جريان هم، جريان كساني است كه كار سياسي و حركت سياسي و تلاش سياسي را با سياسيكاري اشتباه مي گيرند; اين هم بد است. من امروز در دانشگاه به جوانان گفتم كه شما آن جويهاي زلال و صافي باشيد كه آب پاك و مطهر را وارد اين استخرمي كنيد; كه اگر در خود اين استخر كدورت و ناصافي واحيانالجني هم وجود دارد، شما بياييد آن را بشوييد و از بين ببريد و آب استخر را صاف كنيد; نه اين كه از داخل خود اين جويها اصلا آب كدر وارد اين استخر بشود; اين چه فايده يي؟ دارد ممكن است در صحن جامعه و بخصوص در بخشي از بخشهاي جامعه، اختلافهايي، دوخطي هايي، درگيريهايي باشد; يكي با زيد خوب است، خيال مي كند بايد با عمرو بد باشد; يكي با عمرو خوب است، خيال مي كند بايد با زيد بد باشد; يكي احتياطا به هر دو بد مي گويد و غيبت مي كند... ما بايستي حركت سياسي سالم عميق هوشيارانه ي معصومانه ي دانشجو را به او تعليم بدهيم ) 20 سياسيكاران به اخلاق و اصول رفتاري كاري ندارند; از سياست هدف وسيله را توجيه مي كند، تبعيت مي كنند; به راحتي به مكرو فريب و خدعه دست مي يازند و براي ناكام ساختن حريف، خطقرمزي نمي شناسند: سياسيكاري، غير از سياستمداري است. سياستمداري، يعني باسياست خود را آميختن و به مسايل سياسي رسيدن. سياسي بازي وسياسيكاري معنايش اين است كه انسان از سياست، حربه يي براي بازيهاي اجتماعي، براي فريبها، براي رسيدن به هدفهاي شخصي و خودخواهيها استفاده كند. اين، چيز بد و خطرناكي است. به همين خاطر است كه در همه جاي دنيا، ميدان سياست، با سياسي بازيها و سياسيكاريها همراه است. از محيط دانشجويي كه به سلامت و معصوميت شناخته انتظار مي شود، مي رود كه در اين گرداب فرونغلتد; از صفا و صميميت حاكم بر محيط پيراموني خود فاصله نگيرد; در چنبره ي خصلتهاي سياستمداران كهنه و فرتوت نيفتد و چون آنان، مكر و خدعه و دروغ را تنها راههاي پيشبرد سياسي نشمرد: دانشجو، يعني آن جوان مومن سالم و خالص و با صفا. ما از او انتظار داريم كه اصلا سياسيكاري نداشته باشد. سياستبازان پير و فرتوت ورشكسته يي كه ملاحظه مي كنيد، هنرشان در فهم سياسي نيست; هنرشان در سياسيكاري است. ما از جوانان انتظارداريم كه در محيط سياست، صفا و دين و تقوا را حفظ كنند. برادران و خواهران! عزيزان! سعي كنيد سياست را داشته باشيد، كار سياسي بكنيد; اما توام با صفا و توام با دين و با رعايت و تمسك هرچه بيشتر به تقوا. ) 3 سياست بازي باباندگرايي پيوند مي خورد; بر بنياد گروه گرايي كاذب شكل مي گيرد; موافق و مخالفهاي شعاري پديد مي آورد; خط كشيهاي باندي در درون جامعه ي اسلامي و مجموعه ي دانشجويي ايجاد مي كند و گفت و شنود و تفاهم را به نزاع و تخاصم مبدل مي سازد: دانشگاه بايد مركز سياست باشد; من با اين كار موافقم... اماانجمن اسلامي را نگذاريد آلوده بشود به اين كه اين انجمن اسلامي طرفدار فلان باند، و آن انجمن اسلامي ضد فلان باند است. اگر اين كار را كرديد، انجمن اسلامي به سرنوشت بدي دچار خواهد شد. آلوده شدن فعاليتهاي سالم سياسي به گروه گرايي و باندجويي، به مرور تشكلهاي دانشجويي را از ارج و قرب در مجامع دانشجويي ساقط خواهد كرد; زيرا روحيه ي معصومانه و سلامت جويانه ي نسل دانشجو چنان بوده و هست كه اين گونه رفتار و سلوك را نپسندد، و در نتيجه از تشكلهاي دانشجويي قطع اميد كند و حتي به دلزدگي از سياست و فعاليتهاي سياسي سوق بيابد: من الان انجمنهاي اسلامي يي را مي شناسم كه.. وارد اين دسته بنديهاي سياسي شده اند، از آن حقايق دور افتاده اند، ازكار خودشان دور افتاده اند و در ميان دانشجويان هم غريبشده اند. شما سعي كنيد كه در ميان دانشجويان غريب نباشيد.. مواظب باشيد كه انجمن اسلامي به عنوان يك اقليت كوچك محدودكه منزوي است و يك گوشه اتاقي براي خودش دارد و نقي هم مي زند، نباشيد. ) 4 بخشي از سياسيكاري در محيط دانشگاه تابع ورود سياستبازان حرفه يي به دانشگاه است. نياز دانشجويان به اطلاعات و تحليل و يا خواست و اهداف سياسيكاران حرفه يي و عوامل ديگر، در مواردي به ورود سياسيكاران به دانشگاه انجاميده و مي انجامد. آنان با توجه به اهداف خاص خود تلاش مي دارند كه دانشگاه را چونان ميدان جنگ قدرت خود كنند و از آن پيروز بيرون آيند! در اين ميان، بر تشكلها و نسل دانشجوست كه با حساسيت و درايت، از اين دام برون آيند و طعمه ي اغراض و اهداف ايشان نشوند; در دعوت از اشخاص و افراد، بي گدار به آب نزند و در هيمه ي برافروخته ي سياستبازان حرفه يي ندمند: البته اين را هم بايد مراقبت كرد كه محيط دانشجويي، ميداني براي تاخت و تاز سياستبازهاي حرفه يي نشود. اين كه آقايي ازآن طرف بلند شود، براي خاطر يك غرض سياسي و يك هدف ناسالم، به دانشگاه برود و آن جا را به هم بريزد و عده يي از دانشجويان را مشوش كند، اصلا قابل قبول نيست.