Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761011-36472S1

Date of Document: 1998-01-01

سازه هاي ناهمساز در پيكره واحد شهر بررسي زيبايي شناسانه در معماري شهري - بخش پاياني كاستي هاي اساسي درمعماري شهري و زيباشناختي آن، ريشه دركاركرد طراحان آن داشته است. طراحاني كه يا متخصص نبوده اند يا از مسائل مربوط به فضاهاي شهري آگاهي همچنان نداشته اند كه يك آرشيتكت داخلي و دكوراتور، نقشي مهم در زيباسازي و كاركرد فضاها، اله مان ها و تركيبات داخلي يك خانه دارد، بايد طراحان فضاها و محيط شهري نيز به فرايند زيبايي شناختي و كاركردگرايي داخل شهرها انديشه كنند. براي نمونه، هنگامي كه ما در گوشه اي از شهر شاهدترافيكي ناهنجار و ساختمان هايي ناهمگون با نماهاي شفاف و غير شفاف شهري هستيم، در گوشه اي ديگر، يك ميدان درارتفاعي نامناسب با محيط پيرامون خود بي هيچ بهره وري فني و هنري در حال سربرآوردن است. بيشتر طراحان نشان داده اند كه معماري شهري را به عنوان يك تخصص قبول ندارند، در حالي كه اين يك كارهنري و تخصصي با دركي هنري و واقع بينانه اما است همان طور كه در زمينه معماري و دكوراسيون به مهندس طراح نياز داريم در معماري شهري نيز به متخصصاني با صلاحيت بالا نيازوجود دارد. متخصصاني كه حجم ها را در فضاهاي مربوط به آن در ذهن خود مجسم كنند و طرح هايي ارائه دهند كه به زيباتر شدن و بهبود محيط شهري بينجامد. طراحان بايد به اندازه اي از بصيرت استثنايي برخوردار باشند كه بتوانند به خاطر ارضاي ايده آل هاي هنري خود هم كه شده، بيننده را از طريق هماهنگي و پيوستگي موجود در كارهايشان اقناع كنند. طراحان نبايد با پيچيدگي و غرابت كارهاي خود مردم را به حيرت بيندازند. براي رسيدن به تعادل در اله مان هاي شهري بايد در كاربردروش هاي درست فني و انطباق هنري و تزئيني آن با محيط شهري با مردم به توافق برسيم. درك و برداشت از فضا و محيط، مستلزم ادراك آسان از يك طرح شهري است. در چنين منظري است كه روابط حجم هاي بزرگ با عناصر ديگر از اين نوع، پديدار مي شود. چنين است كه توجه هنرمندان - اعم از معماران و معماران داخلي و.. - به فضاي شهري معطوف مي شود. طراحان در آستانه كاري تازه، به فكر خلق كردن چيزي اصيل مي افتند و بيشترشان به اين نكته اعتراف مي كنند. به اعتقاد من، نخستين كار طراح در محيط شهري، توجه به صورت و حيات معماري شهري هنگامي است كه طرح يك ميدان رامي ريزيم بايد ماهيت آن ميدان را درك كنيم و تنها راه حل عملي براي ساختن آن پيشنهاد نكنيم. يكدستي فرم و فضا، نور وتزيينات و تركيب آنها محيطشهري را زيباتر مي سازد. تاثيرات رواني و حسي محيطشهري، از ديدن مناطق پيرامون آن دست مي دهد. بنابراين، معماري شهري بايد چنان مطرح شود كه مختص انسان توجه باشد به نمونه هاي خوب هنري در شهر، به تصور هنري طراح آن، ميدان و قدرت مي دهد. يك دليل كاميابي كولور بوزبه در اين بود كه او معمار و نقاش و تنديس پرداز بود. اما طراحان امروزي به ندرت مي توانند كار خود را از حيث فضاسازي به آثار بوزبه نزديك كنند. در واقع صفا و آرامش كلاسيك در كنار نظم و ترتيب با وجود تفاوت هاي موجود در ساختمان ها مي تواند در معماري شهري، نقاطي دلپذير ايجاد كند كه دورنماهاي زيبا آن را احاطه كرده اند. سازندگان محيطهاي شهري مي توانندبا بهره گيري از رنگ هاي زنده و زيبا در اله مان هاي خود، نقشي بسزا در زيباشناختي شهري ايفاكنند. ايجاد فرم هاي تازه درمعماري شهري و اله مان هاي مي تواند آن، جنبشي تازه پديد آورد. اما بايد مراقب باشيم كه اين فرم ها به ابزاري براي كسبثروت و اشتهار (شخصيت ) تبديل نشود. ما بايد در طراحي محيطشهري به عناصر تزئيني، سيمايي تازه ببخشيم. اين عناصر درتقسيم بندي فضاي محيط، رابطه اي تازه و مستقيم ميان فرم و حجم به وجود مي آورند. فيدلر گفته است: زيبايي به احساسي از لذت مربوط مي شود كه از ديدن تصاوير يا اشكال خام درآدمي انگيخته مي شود. اين لذت مي تواند هم از اشياء طبيعي و هم از اشياء هنري برتابد. هنر، الهام هاي دروني و احساسي را به گونه اي قابل لمس در مي آورد و تاثير اساسي آن در فرمي ويژه براي شناخت و زيبايي عرضه مي شود. برداشت هاي عيني از عناصر شهري از جنبه هاي گوناگون صورت مي گيرد: مكان، پوشش خارجي، حجم، عناصر معماري، نورپردازي و كاركرد آن از نظر زيبايي و ارتباط حجم با فضاهاي پيرامون به عنوان تعيين كننده ويژگي يك پروژه معماري شهري. در شناخت طرح و فرم و ايجادحجم در فضا، مساله اي به نام نقاشي و رنگ هاي آنچناني (راندو كردن ) و ساخت ماكت هايي از ماتريال ها (مواد ) گوناگون براي متخصصان فني چندان مطرح نيست. زيرا تنها اندكي از كارشناسان هستند كه حجم مورد نظر و جايگاه آن را روي كاغذ پوستي طراحي مي كنند و با تجسم ذهني آن، به رد يا قبول يك طرح مي پردازند. اين كارشناسان با معماري و معماري داخلي و دكوراسيون و تاريخ آن آشنايي دارند. اينان با تمركز روي فضا و حجم و تزيين و مبلمان آن، از درون يك بنا آغاز مي كنند و پس از حل يك طرح و تزيين آن، ايده اي براي تزيين داخل يك شهر يا پارك به صورت فرم هاي چشمگير به دست مي دهند. براي نمونه، حركت خطها و تزيين يك پارك در پيوند با حالات انسان در مواقع كار، هيجان استراحت، و آرامش صورت مي گيرد. اين جست وجو بايد ما را به سوي فرم هاي روان و هماهنگ وساده و دقيق رهنمون سازد. پيروي از شكل زمين كه در ميان اله مان هايي در خيابان هاي باريك و ميدان هاي گوناگون و ديگر عناصر قرار گرفته، در سازه هاي شهري مورد نظر است. اين اله مان ها چنان در ميان بناهاي پيرامون خود جاي مي گيرند كه با وجود همه محدوديت هاي موجود، پيوستگي خود را با يكايك آنها حفظ چندان مي كنند كه هر عنصر با دقت تمام بر عنصر ديگر قرار گيرد و از حيث تزئيني - از جمله دريك ميدان يا آبنما - داراي ارزش هاي بهتر هنري در باشد كشورهايي كه داراي منابع سرشار معماري سنتي هستند، يك مساله مشترك وجود دارد: چگونگي رفتار انسان در برابر ميراث هنري گذشتگان. در جهان تقليدگرا، مبتذل و فاقدنيروي ابداع و ادراك، اگركشوري ويژگي هاي فرهنگي وموجوديت خود را حفظ كند، در واقع به وظيفه تاريخي خود عمل كرده است. آرايش هنرمندانه در معماري شهري كه در ميدان ها، ديوارهاي آبنماها، شهر و.. نمود مي كندحاوي ارزش هاي اجتماعي جامعه كنوني است. بنابراين تضاد رنگ ها، اشياء بر اله مان ها، فرم و... در درجه اول اهميت قرار مي گيرند. در نقاشي ديواري آنچه بيش ازهمه و جدا از طراحي هنري محيطشهري مورد توجه قرار تركيب گرفته، رنگ ها و كاربرد آنهاروي ديوارها است. هرگاه طراحان نقاشي هاي ديواري ايران به تركيبهاي محيطي و دود و غباري كه شهر را احاطه كرده اند مي انديشيدند، آن گاه نتايج هنري بهتري پديدار اين مي شد شيوه كار، از حيث مطالعه و توجه به هنر طراحي، در دو شاخه متفاوت و متضاد كه هر دو از يكديگر نشات گرفته اند انجام شده است. اگر طراح توانمند باشد مي تواندبرپايه امكانات كافي، فكرها و ايده هاي زيبا را از تكنولوژي وجامعه شناختي و جز آن ميان بگيرد، اين يافته ها ارتباطبرقرار كند و معماري شهري رادر محيط مربوط اختراع كند. كار معماري درشهر، نبايد تنها به تحول در حجم و مصالح خلاصه شود. زيرا با بهره گيري از روش تزيين كه خود نوعي تحول است، مي توان خشكي اله مان هاي شهري را در سايه قرارداد و آنها را پرتحرك و انعطاف پذيرتر ساخت. معماران داخلي و دكوراتورها كه در ارتباط با درون بناها و تزئينات آنها كار مي كنند، ناگزيرند همه امكانات و وسايل و مصالح را در ايجاد محيطي زيبا و دلنشين به كار گيرند. با انتخاب درست اين افراد، آنان مي توانند در داخل شهرها با بيشترين بهره برداري از ويژگي هاي فرم و فضا نقش خود را ايفا كنند. البته به همت سازمان زيباسازي شهرداري تهران، تحولاتي دراله مان هاي شهري صورت گرفته واين حرفه تا اندازه اي شناخته شده است. اما با توجه به ريشه هاي عميق فرهنگي و شناسايي روند تكاملي معماري و تجزيه و تحليل تاريخي آن و نيز با آگاهي دقيق از گذشته و پديده هاي آن، مي توان به جست وجوي بياني نو در زمينه معماري شهري كشور پرداخت. اين فرايند مي تواند در شكلي اصولي، گذشته و آينده را به گونه اي هماهنگ به يكديگر پيوند دهد. ساختن فرم هاي نو و اله مان هايي كه عناصر شهري گرداگرد آن پديد مي آيند، نخستين گام به سوي بافت درست محيط شهري است اما كافي نيست. براي اين كار بايددانست كه شهرها در آينده چگونه خواهند ؟ بود در واقع بايد ايده هاي تكنولوژيكي و معماري رام دست هاي طراحان شوند تا معماري فرم پيدا كند. تهران امروز در ميدان ها ونماهاي فلزي، رنگارنگ و اشباح و تصاوير و فرم هايي كه هيچ يك به بافت شهري تعلق ندارندغرق شده است. اين سازه هاي تصنعي تنها به يك نيت و هدف خلق شده اند و آن زيبايي گرايي است و بس. اما در ارزش اين زيبايي ترديد وجود دارد. امروزه طراحان معماري شهري با سليقه هاي گوناگون كار مي كنند. سليقه هايي كه گروهي آنها را مي پذيرند و برخي رد مي كنند. طراحي معماري شهري را كه اهميت آن از حيث كيفي و كمي و انساني از ارزش هايي والاتر برخورداراست، دست كم طراحان ممتازانجام مي دهند. راستينگي آن چه در اين جستار آمده مي تواند است، در بازديد كارشناسان وبرنامه ريزان از نقاط گوناگون شهر مورد تاييد قرار گيرد. زيرا ما با مساله قديم و جديد شهر روبرو هستيم. در همين حال، مساله سليقه كه امروزه به گونه اي غير قابل تصور درآمده است، از ديدگاه احساس گرايي و زيبايي شناختي پيوسته رو به تغيير دارد، بي ثبات و نامفهوم است و تحت تاثير تمايلات شخصي مردم قرار دارد. اين است آن مساله اي كه در گستره شهرها به پيدايش ادعاهاي گونه گون و بلاتكليفي و بي تصميمي ميدان داده است. مهندس حميد مامبيگي مهندس طراح و كارشناس