Hamshahri corpus document

DOC ID : H-761011-36407S1

Date of Document: 1998-01-01

دانشگاه و دانشجو در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري تهيه و تنظيم: دفتر مقام معظم رهبري (مديريت ويژه نشر آثار ) ( ) 48 شاخصهاي قدرت تحليل سياسي ( ) 2 نكته دوم: .قدرت تحليل سياسي، با مطالعه، مباحثه و مذاكرات علمي سياسي پديد مي آيد و تكامل پيدا مي كند; نه در بحثهاي شعاري و خطابي و احساسي! متاسفانه جنبش دانشجويي دركشورمان، در يك مغالطه بزرگ فروغلتيد كه كار سياسي را باشعار سياسي مخلوط كرد و در اين جابه جايي، گرچه موجهاي بزرگ وكوچكي را پديد آورد، اما غالباآبستن امواج ابتر و زودگذر شد وچندان كه بايد و شايد نتوانست موجهاي پيشين را به امواج متقدم مرتبط كند و سير منظم و مشخصي را درتاثيرگذاري اجتماعي پديد آورد. اين نقيصه عمده، از كمبود كار علمي در حوزه مسايل سياسي برمي خيزد; كاري كه بايستي برنامه ريزان فعاليتهاي دانشگاهي و دانشجويي، به جد درباره آن بينديشند و برنامه ريزي درستي براي آن انجام دهند: من هيچ مخالف كه نيستم، بلكه تشويق هم مي كنم و خواهش هم مي كنم كه تلاش بشود، تا هر دانشجو قدرت تحليل سياسي پيدا نمايد... اين چگونه ؟ مي شود به اين صورت مي شود كه يك عده افراد زبده دانشجو بنشينند، با مطالعه و با ترجمه آثار و با بحث، در نوشته ها و در منشوراتشان، بحثهاي سياسي قوي اي را مطرح كنند، به بحث بگذارند، به مناظره بگذارند; دانشجو فكر كند، مطالعه كند وبتواند قدرت تحليل سياسي و برداشت سياسي پيدا كند. الان متاسفانه اين طور نيست. و يا در سخني ديگر، ضمن تخطئه ظاهرگرايي در كار سياسي، بر ضرورت كار علمي در افزايش آگاهي سياسي تاكيد ورزيده و فرموده اند: بعضي كار سياسي را در دانشگاه عوضي معرفي مي كنند; فكر مي كنند كه كار سياسي دانشگاه فقط اين است كه درانتخابات يا در بدون غيرانتخابات، هيچ گونه تحليلي، بدون هيچ گونه ديدي از مسايل، دانشجو يك پلاكارد دستش بگيرد و به نفع يكي و به زيان ديگري شعار بدهد. كار سياسي اين نيست. واجبترين كار سياسي در دانشگاه اين است كه جوان دانشجو قدرت تحليل پيدا كند. نكته سوم: . برنامه ريزي براي ارتقاي بينش سياسي دانشجويان، بايستي با اهداف زير صورت گيرد و باتوجه به آن آرمانها، موفقيت و ناكامي خود را ارزيابي كند: اولا: توان ارتباط حوادث مرتبط - هرچند به ظاهر نامربوط - را در دانشجو پديد آورد و با تقويت حدس صائب، امكان دريافت حلقه هاي مفقود را براي وي ايجاد كند. و از آن سوي ديگر، تفكيك حوادث به ظاهر مربوط به يكديگر - اما درواقع غيرمرتبط - را نيز به وجود آورد; زيرا بخش عظيمي از اشتباههاي فاحش در تحليل سياسي، به اين نكته برمي گردد كه مجموعه هاي مرتبط به درستي گرد نيامده اند; يا عنصر و عناصر اطلاعاتي لازم برون از مجموعه افتاده اند، و يا عنصر و عناصري نامرتبط و مخل، به درون مجموعه ره يافته و خطاي در تحليل و نتيجه گيري سياسي را به وجود آورده است: اين قدرت تحليل را هم خيلي ها ندارند; من دارم مي بينم. همين مذاكراتي كه اين برادران در جلساتشان مي كنند - كه خبرهايش به گوش ما هم مي رسد - آدم مي بيند كه اينها خودشان اصلا قدرت تحليل ندارند، چه برسد بخواهند به دانشجويان بدهند. حوادثي را بيخودي به هم ربط مي دهند و بيخودي از هم جدا مي كنند! ثانيا: اطلاعات سياسي بايستي به گونه اي باشد كه قدرت پيش بيني سياسي را افزايش دهد و دانشجو رابر بام حادثه بنشاند و وراي دورموجهاي درگذر را رويت كند و بر آن اساس، به موضع گيري شايسته بپردازد. حوادث سياسي - اجتماعي، چون جزيي، انبوه و متراكم، آميخته با اهواء و اغراض و.. هستند چونان بهمن انبوه پيش مي آيند و در برابر خود، هركه را بيابند، مي بلعند و پيش مي روند. تنها كساني مي توانند از موج حاكم حوادث برون آيند، كه در پرتومطالعات عميق، حدس خدادادي وتوفيق الهي بتوانند از شاخ و برگ جنگل انبوه برون آيند و بر تارك درخت حوادث بنشينند و آفاق دور رابنگرند. اگر شما قدرت تحليل داشته باشيد، وقتي به مسايل جامعه خودتان نگاه مي كنيد، آن رامي فهميد، جريانها را هدف گيريها مي شناسيد، را مي شناسيد، آدمهارا مي شناسيد، آينده را حدس مي زنيد و تكليف خودتان را مي فهميد. همين طور وقتي به مسايل جهاني نگاه كرديد، جريانهاي جهاني، تحركات جهاني و مسايل جهاني را درك مي كنيد. در روزنامه خبر را مي خوانيد، مي فهميد كه بناست چه كاري انجام بگيرد; آينده را پيش بيني مي كنيد. براساس آن پيش بيني، تكليف خودتان را مي فهميد كه بايد الان چه كار كنيد و كجا باشيد. ثالثا: برنامه ريزي براي ارتقاي بينش سياسي بايستي به گونه اي باشدكه ذهن دانشجو را در مسايل سياسي ازپراكندگي دور كند و در او انسجام ذهني و پختگي سياسي ايجاد به كند تعبير ديگر، ملكه اجتهاد سياسي را پديد آورد; به گونه اي كه بتواند رد فروع به اصول كند و متشابهات را به محكمات بازگرداند: فعاليت سياسي در دانشگاه براي دانشجو اين است كه اولا در خود دانشگاه و در ميان دانشجويان، قدرت تحليل سياسي و رشد و پختگي و قوام يافتگي سياسي به وجود بيايد.... بايد محيط دانشجويي ما آنچنان باشد كه هركدام از دانشجويان درقبال چنين استفهامهايي، پاسخ آماده را همواره در ذهنشان داشته باشند... اين، آن رشد سياسي و قوام يافتگي فكر سياسي در جامعه است. اگر اين طوري شديد، آن وقت از دانشگاه به بيرون دانشگاه سرريز مي شود.