Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760327-21837S1

Date of Document: 1997-06-17

آزادي در قرآن و سنت حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي: به باور من بزرگترين ستم در حق يك جامعه، محروم كردن آن جامعه از آراء و افكار خود آن جامعه است، جامعه اي كه نتواند يا نخواهد افكار مختلف موجود در خود را بشنود و با تجزيه و تحليل بهترين را انتخاب كند به ورطه استبداد درخواهد غلطيد. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آيه لااكراه في الدين مي فرمايند: آيه لااكراه في الدين مي خواهد دين و هرنوع عقيده اجباري را نفي نمايد. اسباب اعتقاد بايد از صنف ادراك باشد و نمي توان با جهل علمي را به دست آورد... اين آيه آدميان را نهي مي كند كه عقيده اي را بر كسي تحميل نسازيم و اين نهي انشايي بر حقيقتي تكويني دلالت مي كند. اشاره در طول تاريخ، بشريت همواره درصدداحياي حقوق فردي و اجتماعي خويش بوده است، پيامبران به عنوان افرادي كه از ميان اقوام مختلف همواره برخاسته اند، درصدد تذكر و ابلاغ پيام الهي به بشريت بر مبناي آگاهي و آزادي تحت عنوان درونمايه فطري انسان برآمده اند، وجود چنين ساختار شخصيتي در تكامل تاريخ جوامع انساني، حقوق طبيعي را رقم زده است. اين ساختارشخصيتي، ايجاد نهادهاي اجتماعي متناسب با خود را ضروري مي كرد، واغلب به همراه خود ضرورت تحقيق وبررسي علمي را پيرامون آزادي انسان در پرتو موضوعاتي چون - 1 آزادي درفرهنگ ديني - 2 انواع آزادي -موانع 3 و محدوديت آزادي - 4 شرايطلازم جهت نهادينه شدن آزادي گوشزدمي نمود. در مقاله زير پيرامون محورهاي فوق بطور خلاصه بحث شده است. سرويس مقالات آزادي در 4 محور عمده قابل طرح است: - 1 آزادي در قرآن و سنت به ضميمه آزادي در قانون اساسي و حقوق بشر; - 2 انواع آزادي; - 3 موانع و محدوديت هاي آزادي; - 4 عوامل و شرايط لازم براي نهادينه كردن آزادي. الف - آزادي در قرآن و سنت، قانون اساسي و حقوق بشر خداوند در آيه 256 سوره بقره مي فرمايد: لا اكراه في الدين قدتبين الرشد من الغي: هيچ اجباري در دين خدا وجود ندارد زيرا راه رشد و راه گمراهي ازيكديگر به خوبي تبيين شده در است شان نزول آيه شريفه فوق آمده است: دو تن از فرزندان يكي از مسيحيان مسلمان شده به همراه يهود بني نضير، كه پيمان شكني كرده و مجبور بودند از مدينه خارج شوند، قصد ترك خانه و كاشانه كردند، اما پدر مسلمان شده، آنها را مجبور مي كرد تا اسلام را انتخاب كنند و دست از انديشه شان بردارند: پيامبر ( ص ) فرمود: آنها را آزاد بگذار هرگونه مي خواهند بينديشند. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آيه لااكراه في الدين مي فرمايند: آيه لااكراه في الدين مي خواهد دين و هر نوع عقيده اجباري را نفي نمايد، دين يك سلسله معارف علمي است كه معارف علمي را در بردارد و ايمان و اعتقاد از امور قلبي است كه اكراه و اجبار در آن راه ندارد و اگر ايمان با اجبار توام شود، در اعمال نيز اثر مي گذارد، و عمل اكراهي ارزش ندارد، اسباب اعتقاد بايد از صنف ادراك باشد و نمي توان با جهل علمي را به دست آورد، لااكراه في الدين اگر قضيه اخباري باشد - يعني فقط بخواهد خبر از يك واقعيت بدهد - گزارش از تكوين و طبيعت مي كند، يعني در قاموس آفرينش عقيده اي اكراهي نيست، و اگر گزاره انشايي باشد - يعني امر و نهي باشد كه در اينجا نهي است - آدميان را نهي مي كند كه عقيده اي را بركسي تحميل نسازيم و اين نهي انشايي بر حقيقتي تكويني دلالت مي كند ( ) 1 به عبارت ديگر از آنجا كه قاعده ء خلقت مبتني بر عدم تحميل و اكراه است، نهي خداوند نيز مبتني بر اين قانونمندي خلقت است. قرآن كريم هرگونه تحميل عقيده را كه اولي ترين مسئله يك انسان است در آيات ديگري مورد تاكيدقرار مي دهد: ولو شاء ربك لامن من في الارض كلهم جميعا افانت تكره الناس حتي يكونوامومنين. اگر پروردگار تو بخواهد، همه كساني كه در روي زمينند ايمان مي آورند. آيا تو مردم را به اجبار وامي داري كه ايمان؟ بياورند( ) 2 اين موضوع با دو تاكيد پشت سر هم كلهم (همه آنها ) و جميعا ( تمامشان ) از اهميت دوچندان برخوردار مي شود. آيه فوق صراحتا تاكيد دارد حق اجبار در دين مطلقا اين ممنوع است امر در آيات 3 و 4 بلد 10 شعرا دهر28 3 كهف 2 9 و موردتاكيد قرار گرفته است. همچنين خداوندبه پيامبر اكرم ( ص ) مي گويد: وان تولوا فانما عليك البلاغ: اگر مردم پشت به دين خدا كردند، تو بكنند، رسالتت تنها ابلاغ پيام خداوند است ( آل 20 عمران ) ما انت عليهم بجبار: پيامبر تو به اين مردم زورگو نيستي ( ق /) 45 ولوشاءالله ما اشركوا وما جعلناك عليهم حفيظا و ما انت عليهم بوكيل: اگر خدا مي خواست، آنان شرك نمي آوردند، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو وكيل آنان نيستي (انعام / ) 107 لست عليهم بمصيطر اي پيامبر توسلطه براين مردم نداري ( غاشيه / ) 22 فان اعرضوافما ارسلناك عليهم حفيظا: اي پيامبر تونگهبان و قيم مردم نيستي (شوري /) 48 از منظر آيات قرآن مي توان سيماي آزادي عقيده و افق هاي متعالي آن را ترسيم كرد. سنت اميرالمومنين علي ( ع ) در زمان حاكميت ايشان در كنار آيات قرآن مي تواند مباني فلسفه سياسي اسلام وحاكميت اسلامي را به خوبي نمايان امام سازد( ع )، بالاي منبر خطاببه مردم مي فرمايند: اسئلوني قبل ان تفقدوني (خطبه - 92 فراز) 1 اي مردم قبل از آنكه از ميان شما بروم از من بپرسيد زيرا من به راه هاي آسمان آگاه تر از راه هاي زمين هستم (عروج روحاني و قربالي الله ) فردي از ميان جمعيت بلند مي شود و به ايشان مي گويد: المدعي مالايعلم: اي ادعا كننده نادان! والمقلد مالايفهم: اي تقليد كننده نفهم!! اناسائل فاجب: من سوال كننده هستم جوابم رابده ( ) 3 عده اي از اصحاباز روي خشم بلند مي شوندتا به وي متعرض شوندعلي ( ع ) مي فرمايد: ان تيش لايقوموا به حجج الله ولاتظهروا به براهين الله ( ) 4 شما خشمگين وعصباني شده ايد اين را بدانيد كه حجت هاي خداوند در ميان جامعه با خشم و غضب و خشونت پابرجا نمي گردد. براهين الهي براساس خشونت درميان جامعه آشكار، گسترده و توسعه نمي يابد. سپس به فرد توهين كننده مي فرمايد: به كل لسانك و مافي جوانمك: هر چه مي خواهي بگو و آنچه در دل داري بيانش كن. ( ) 5 طبيعي است كه در وسط توضيحات اميرالمومنين ( ع ) همين فرد مي گويد: اشهدان لاالله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله. شهيد مطهري به زباني ديگر همين موضوع را مورد تاكيد قرار مي دهند مرحوم آيت الله طالقاني به عنوان يكي از مدافعان بي بديل آزادي در تاريخ سال 50 اخير ايران مي نويسد: اسلامي كه مي شناسيم اسلامي كه ازمتن قرآن و سنت پيغمبرسرچشمه گرفته، هيچگونه آزادي را محدود نمي كند، هر جمعيتي كه بخواهد آزادي مردم را در انتقاد و بحث محدود كند اسلام را نشناخته است. ( ) 6 انديشمند فرزانه حجت الاسلام والمسلمين خاتمي در اين باره مي گويد: به باور من بزرگترين ستم در حق يك جامعه، محروم كردن آن جامعه از آراء و افكارافراد خود آن جامعه است، اين امر درحقيقت بيش از آنكه ظلم به خودباشد، ظلم به جامعه است، جامعه اي كه نتواند يا نخواهد افكار مختلف موجود در خود را بشنود و با تجزيه وتحليل، بهترين را انتخاب به كند، ورطه استبداد درخواهد غلطيد وبديهي است كه جامعه استبدادزده جامعه اي با ثبات پويا و متعالي نخواهد بود ( ) 7 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در فصل سوم 5 اصل را به طور واضح راجع به بحث آزادي هاي اختصاصي داده است. اصل 23 مي گويد: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد. اصل 24 نشريات و مطبوعات را در بيان مطالب به شرط آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي نباشند آزاد مي داند. اصل 26 احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي و اقليت هاي ديني شناخته شده را آزاد مي داند. اصل 27 براساس آزادي تشكيل اجتماعات و راهپيمايي ها بدون حمل سلاح و به شرط آنكه مخل مباني اسلام نباشند تدوين شده است. در اينجا توجه به مواداعلاميه جهاني حقوق بشرنيز ضروري است، ماده مي گويد: هر 19كس حق آزادي عقيده و بيان داردو حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقايد بيم خود، و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد. مقايسه ميان متن اعلاميه حقوق بشر با آنچه درقرآن، سنت و قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده به خوبي نمايانگر آن است كه گسترده تر از آنچه در اعلاميه حقوق بشر در قرن بيستم تنظيم شده، در قرآن و سنت واضح تر و جامع تر وجود داشته و مباني آن در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز وارد شده است. ب - انواع آزادي آزادي جلوه هاي مختلفي همچون آزادي عقيده و انديشه، آزادي اجتماعات، آزادي احزاب، سنديكاها و اتحاديه ها دارد، همانگونه كه ذكر شد، به اين آزاديها در قانون اساسي نيز تصريح شده است، اما اين آزادي ها كه شرايط تحقق جامعه مدني به شمار مي روند چگونه تحقق؟ مي يابند ج - موانع آزادي پاسخ به اين سوال ضروري است كه امروز ما چگونه مي توانيم آزادي را در جامعه خود نهادينه؟ سازيم اينكه كسي انديشه اش را بيان كند و به تعبير قانون اساسي مورد تعرض واقع نشود، بلكه حق آزادي، به عنوان يك حق طبيعي و انساني براي همه، امري قانوني تلقي گردد چگونه امكانپذير؟ است پاسخ به سوال هاي فوق، تحليل آسيب شناختي اجتماعي از آزادي و موانع برسر راه تحقق آن را ضروري مي سازد. علي (ع ) در حكمت نهج البلاغه مي فرمايد: اضربوابعض راي علي الراي يتولد منه الصلاح: انديشه هايتان را با يكديگربرخورد دهيد، مصلحت شما در تبادل فكرو انديشه است. جان استوارت ميل همين موضوع را به گونه ديگري در كتاب رساله اي در باب آزادي مطرح مي كند. وي معتقد است: گوش ندادن به عقيده اي به اين دليل كه مخالفان آن به بطلانش اعتقاد و اطمينان دارند، معنايي جز اين ندارد كه گروه مخالف، اطمينان خود را مطلق مي پندارد، اگر عقيده اي اشتباه باشد خفه كنندگان آن، زيان برده اند، چون اگر اصطكاك عقايد را آزاد مي گذاشتند، از برخورد حق و باطل با يكديگر، سيماي حقيقت زنده تر و روشن تر ديده مي شد. وقتي مي گوييم صاحبان فلان عقيده خود را اشتباه ناپذير مي شمارند، منظور، اطمينان آنها درباره صحت عقيده اي كه پذيرفته اند نيست، بلكه منظور اين است كه چگونه به خود حق مي دهند عقيده خود را به ديگران تحميل كنند. بدون اينكه به آنان اجازه دهند دلايل مخالف آن عقيده را استماع كنند، تجربه تاريخ نشان داده است كه تمام آن اشتباهاتي كه مردان مقتدر يك نسل مرتكب مي شوند و حيرت و وحشت آيندگان را برمي انگيزند، درست در اينگونه لحظات اتفاق مي افتد. ( ) 8 استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب پيرامون جمهوري اسلامي درباره منع نكردن مردم از انديشه درباره دين مي فرمايند: اگر به مردم در مسايلي كه بايد در آنها فكر كنند، از ترس اينكه مبادا اشتباه بكنند به هر طريقي آزادي فكري ندهيم و يا روحشان را بترسانيم كه در فلان موضوع ديني و مذهبي مبادا فكر بكنيد، اين مردم هرگز فكرشان رشد نمي كند به خصوص در مسايل ديني پيش نمي روند ( ) 9 در تاريخ مضبوط است كه علماء يهود و علماء مسيحي به مردم اجازه نمي دادند به طرف متن تورات و انجيل بروند به همين دليل همواره مردم را در عقب ماندگي نگاه داشتند، اين در حالي است كه حضرت عيسي ( ع ) به حواريون كه از اصحاب خاص اش بودند توصيه مي كرد كه: كونوانقادالكلام: شما نقاد سخنان امام باشيد علي ( ع ) درخطبه 207 نهج البلاغه مي فرمايد: در جامعه ديني يك فرد حتي اگر در نزد و نگاه مردم كوچكترين فرد تلقي بشود رهبران جامعه از نظر او بي نياز نيستند. ( ) 10 پانوشت ها- 1 الميزان - جلد- 2 ص - 2 - 324 قرآن كريم آيه - 99 سوره يونس - - 3 اين احاديث دركتاب پيرامون جمهوري اسلامي نوشته شهيد مطهري ص 128 ذكر شده است - 40 همان منبع ص - 50128 همان منبع - 6 آيت الله طالقاني - ازآزادي تا شهادت ص - 70245 ويژه نامه سلام - فروردين - 76 ص - 8020 كتاب رساله در باب آزادي ص 75 و- 9076 كتاب پيرامون جمهوري اسلامي ص - 100123 نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 207 فراز 10 ص . 684