Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760327-21791S1

Date of Document: 1997-06-17

مينياتورها چند و چون زندگي مغولها را فاش كردند ميراث فرهنگي امپراتورهاي مغول جهت ثبت وقايع تاريخي و مهم زندگي خود سعي مي كردند از نسخه هاي خطي رايج درعصر خود بهره بگيرند و يا توسط ماهرترين نقاشان، حوادث مهم هر مرحله از زندگي شان را به ترتيب وقوع به تصوير بكشند. تاريخ هم به اين زحمات ارج مي نهد: مجموعه اي تاريخي، متشكل از 46 اثر مينياتوري قرن 16 ميلادي متعلق به سلطنت شاه جهان مي باشد كه در كشورهاي مختلف نگهداري شده اند و از نظر رنگ و درخشندگي در نوع خود بي نظيرند. شاه جهان امپراتور مقتدر مغول است كه بناي تاريخي تاج محل را ساخت. عنوان اين تصاوير كه بزرگترين ميراث هنري دهه اول حكومت پادشاه نما اوست، مي باشد. اين مجموعه از نظر تاريخي بسيار مهم و با ارزش است. اباكخ محقق دانشگاه وين مي گويد: بناي تاريخي تاج محل نمايي از معماري مغولي است و مينياتورهاي پادشاه نما هم به مغولان تعلق دارد. براي مثال، صحنه زيباي اعدام خان جهان موضوع لودي، يكي از اين اثرهاست. اين شخص در برابرحكومت قبلي شورش كرده بود. اين اثر باشكوه توسطنقاشي به نام عبيد ترسيم شده است و بي اغراق مي توان گفت يكي از بزرگترين و شگفت انگيزترين مينياتور اين مجموعه است. تمام اجزاء اين اثربيانگر اين نكته است كه وي با مهارت فوق العاده اي حقيقت را به تصوير كشيده و در عين حال، ساختار و قواعد مينياتوري ايراني را نيز حفظ نموده است. اين نقاشي ها در اندازه هاي بزرگ كاغذ رسم شده اند ولي آنچه اين مجموعه را متمايز مي سازد اين است كه هنرمند توانسته ريزترين جزئيات را نيز به تصويربكشد. براي اينكه بتوان خلاقيت اين هنرمند وزيبايي هاي اين اثر را دريافت، ذره بيني نياز است تا لكه هاي ريز خون كه در اطراف سرلودي وهمدستانش ترسيم شده را مشاهده كرد. وي با آنكه ازاستعداد و نبوغ سرشاري برخوردار بود ولي به آدابو رسوم دربار هم احترام مي گذاشت. عبيد متواضعانه زير اين نقاشي را به اين شكل امضاء كرده است: كاري از بنده درگاه دربار عبيد با نمايش مينياتورهاي پادشاه نما، براي اولين بار پرده از شكوه و زيبايي نهفته آنان برداشته شد 2000 تقريبا سال قبل اين مينياتورها توسط نواب، رهبر يكي از ايالتهاي هند، خريداري و به جورج سوم هديه شد. اين نقاشي ها در كلكسيون سلطنتي باقي ماندند و به ندرت براي نمايش عرضه مي شدند، اما زماني كه اين مجموعه در اختيار افرادي قرار گرفت تا براي حفظ و نگهداري آنها، چاره اي بيانديشند به فرمان ملكه اليزابت، نقاشيها قبل از صحافي در معرض نمايش عموم قرار گرفتند. نمايشگاهي از اين آثار به تازگي به مدت يكماه در دهلي نو، با اجازه مجلس انگلستان و به منظور بزرگداشت پنجاهمين سال استقلال هند و پاكستان، برپا گرديد. اين نمايشگاه بوسيله آرتور. ام سكلر واشنگتني، كتابخانه سلطنتي و ويندسوركستل سازماندهي گرديد و در چهاردهم مارس هم در لندن، در قصر سلطنتي باكينگهام دوباره برپا شد و بعد به مدت ماه 18 نيز در آمريكا دائر شد. سبك زيباي اين نقاشيها تحت نظارت امراي مغول رشد يافت. بخصوص بعد از امپراتوري اكبر در سال 1560 اين مينياتورها توسط هنرمندان ايراني در كارگاه سلطنتي قرار گرفتند. اكبر (يكي از امپراتورهاي مغول ) و پسرش جهانگير، هنر مغولي را از حالت حقيقت گرايي فارسي به سمت سبك اروپايي و هندي سوق دادند. استفاده از قلمهايي كه از موي موش خرمايي تهيه شده بود و جعبه رنگهاي نقاشي با رنگهاي درخشاني مانند آبي لاجوردي و يا رنگ زرد تهيه شده ازپيشاب گاو، هنرمندان را به شوق وامي داشت تاجنبه هاي جديدي از طبيعت و زندگي روزمره را به تصوير بكشند. هنر منحصر به فردي پديد آمد كه در آن هنرمند با استفاده از آبرنگهاي مختلف و بدون بهره گيري از رنگ و روغن، به سطح كاغذهاي نقاشي شده جلوه و لطافت خاصي مي بخشيد. در سال 1627 م. شاه جهان بزرگترين شاه مغول به سلطنت رسيد. وي براي چند سال، علاقه خاصي به نقاشي نشان داد اما كم كم توجهش به سمت معماري جلب شد. مينياتورهاي پادشاه نما متعلق به دوران او هستند. موضوعات اين نقاشيها عبارت بودند ازدربار و خانواده سلطنتي، شكار جنگها ازدواج، و، يا حتي سفر زيارتي. زماني كه پادشاه مغولي، هنرمندي را مجبور به رسم تصوير دلخواهش مي كرد وي در انتخاب رنگ و فضاي مناسب، آزادي عمل داشت. براي مثال، هنرمند براي اجتناب از تحريف، نيم رخ صورت شاه جهان و اطرافيان نزديك به او را رسم مي كرد. در دوران اين امپراتوري بزرگ مغول بود كه هنرمند ارزش پيدا كرد. آنها اين اجازه را داشتند كه پايين اثر خود را امضاء نموده و در ايجاد يك اثر هنري از شاگردان خود بهره بگيرند حتي جهانگير آنها را تشويق مي نمود كه تصويرشان را در ميان تابلو نقاشي كنند. در پادشاه نما صورتهاي 4 نفر ازهنرمند 14 كه در گوشه اي از تصوير پنهان بودند رامي توان مشاهده كرد. با اين وجود، مهارتهاي اين هنرمندان بي اجر هم نبود. جهانگير به يكي از هنرمندان مورد علاقه فيلي به رسم يادبود هديه كرد. در آن سال اين حيوان سمبلي از مقام و قدرت بود. اما راجع به زندگي اين هنرمندان چيز زيادي در دست نيست. از شواهد اينطور برمي آيد كه اگر چه آنان ازنظر موقعيت اجتماعي با نجيبزادگان رده پايين دربار برابري مي كردند اما از نظر اقتصادي در جايگاه بهتري قرار داشتند. لباسهاي ساده اي كه اين هنرمندان در تصاوير به تن داشتند حاكي از اين است كه اجرت خيلي از هنرمندان با نبوغ بي حد و حصرشان مطابقت نمي كرد. نبوغي كه نقاشان در مينياتورهاي پادشاه نما ازخود نشان دادند، باعث شد كه كارشناسان اين رشته راجع به اين نظريه اوليه كه هنر در زمان شاه جهان تنها به شكل زيبايي ظاهري پرداخته، تغيير عقيده دهند. كخ عقيده دارد كه اين هنرمندان با ارائه جزئيات بسيار ريز و با به كارگيري مناسب رنگها، باعث تعجب همگان شده اند. نقاشيهايي كه با رنگهاي روشن آراسته شده اند به مخمل آقاي مي مانند سكلر، كارشناس هنر مغولي و ميلوبيچ نيز به همان اندازه شور و علاقه از خود نشان داده و معتقدند: نقاشيهاي دوران شاه جهان، نقطه اوج هنر آن زمان است كه از دوران سلطنت جهانگير و اكبر شروع شده بود. اما صدسال بعد از آغاز اين هنر توسط امراي بزرگ مغول، مينياتور شكل خلاق خود را از دست داد. اگر چه اجدادشاه جهان هندي راجپوت بودند اما وي در سالهاي آخر حكومتش مسلمان شد. هنر تصويري اين دوره بيانگر اين امر است. اما پسرش اورنگ زيبكه پيرو مذهب پروتستان بود، وي را از سلطنت بركنار و در سال 1659 م زنداني كرد. در زمان حكومت اورنگ زيب، كم كم هنرمندان از اطراف كارگاه نقاشي سلطنتي پراكنده شدند. اگر چه مينياتورهاي زيباي فراواني در اين دوران بوجود آمد اما تعداد بي شماري از آنها در اثر اغتشاش و بي نظمي كه در قرن 18 سراسر دنيا را فرا گرفته بود، از بين رفتند. ولي با اين وجود بعلت تغيير سرنوشت و سخاوت نواب، آلبوم پادشاه نما از گزند آفات محفوظ ماند. اين مجموعه افق روشني است به شكوه و عظمت فراموش شده مغولان. منبع: تايم. فتانه 97آوريل تركاشوند