Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760324-21560S1

Date of Document: 1997-06-14

دولت و هدايت سرمايه جنگ سرمايه (بخش آخر ) گاهي باز بودن بازار چه براي كشورهاي توسعه يافته و چه براي كشورهاي در حال توسعه يك عمل ديوانه وار است. در حالي كه كشورهاي با پس انداز بالا از سرمايه گذاري واشتغال مناسبي برخوردارند، اما سياستگزاران روزبه روزمشكلات بيشتري در به دام انداختن پس اندازهاي داخلي دارند. هارمتس مي گويد: اگر دولتها قوانين نادرست وضع كنند، ماليات اضافه بگيرند، اضافه پس انداز كنند و بانكهاي مركزي شان نقدينگي مازاد توليد كنند، سرمايه دريافت نخواهند كرد. تداوم رايگان جنگ سرد براي جهان كم توسعه يافته پايان يافته است. مستبدان آفريقايي و ديگر يكه سالاران جهان سوم كه زماني از كمك هزينه هاي ابرقدرتها برخوردار بوده و به غارت خزانه شان مشغول بودند، امروز درمي يابند كه از سرمايه تهي هستند. يك اقتصاددان مي گويد: در روزهاي گذشته اگر كسي مثل جوليوس نايره ره رئيس جمهور پيشين تانزانيا به رابرت مك نامارا رئيس ] سابق بانك جهاني [ تنه مي زد مي توانست از منبع نامشروع درآمد منتفع شود، ولي ] [ امروزه اگر شما بازده نداشته باشيد بختي نداريد. البته نيروهاي بازار مي توانند نسبت به بي گناهان هم بي رحم باشند. تعظيم به سرمايه، داروينيسم اجتماعي در اندازه بزرگ است. صاحبان سرمايه از بودجه هاي رفاهي و مالياتهايي كه درامد را مجددا توزيع مي كند، متنفرند. از آنجا كه ماليات زياد براي ثروتمندان باعث فرار سرمايه مي شود، شكاف ميان دارا و فقير ممكن است وسيع شود، و خطر تنها از جانب خارجي ها نيست، مثلا از سوئد زماني با آب و تاب و تقريبا به عنوان يكي از دول آرماني رفاه صحبت مي شد ولي اينك يكي از موارد سبد اقتصادي اروپا است. اوايل اين ماه پيتر والنبرگ مشهورترين صنعتگر سوئد هشدار داد اگر كسري دولت مهار نشود و ميزان اعتبار سوئد بدتر شود مجبور خواهد بود ادارات مركزي گروهش را به خارج انتقال دهد. اشتباهات سياستگذاري دولتها، مانند تصميمات بدسرمايه گذاري سريعا با جريمه مواجه مي شوند. اگر بازار بي رحم اوراق قرضه مشاهده كند كه سياستها بيش ازاندازه انبساطي هستند، ترتيباني در پيش مي گيرد كه منجر به نسبت ( نرخ ) بهره بالاتر و كاهش ارزش پول مي شود. اين دارو را دولت كلينتون چشيده است. آنسان كه جيمز كارويل مشاور سياسي كلينتون به وال استريت جورنال گفته است: من هميشه دوست داشتم اگر مي شد به رئيس جمهور يا پاپ يا بازيكن مشهور بيس بال تبديل شوم ولي حالا دوست دارم به بازار اوراق قرضه تبديل شوم، چون خواهم توانست همه را بترسانم. اگر واشنگتن ترسيده باشد تصوركنيد در پايتخت هاي كوچكترچه پيش آمده است. از آنجا كه كشورهاي بيگانه ستيز درحال پيراستن بازارهاي داخلي فاسد و رفاقت پسند خود براي پذيرايي از سرمايه خارجي هستند، ماليات ها را كمتر كرده، تسهيلات بانكي بين المللي ايجاد نموده، موسسات تنظيمي ايجاد كرده و سخت به برنامه هاي تبديل ارز مشغول شده اند. آنها بيش از هر چيز مشغول تقويت بازار سهام خود هستند. سرمايه گذاري در اين بازارهاي نوباوه نسبت به 1364 ( ) 1985 ده برابر شده و سال گذشته /2 2به تريليون دلار رسيد (در مقايسه با 11 تريليون دلار در اقتصادهاي صنعتي شده ). روسيه مثال خوبي از معجزه سرمايه در جايي است كه دولتهاجرات پاگذاشتن ندارند. با اينكه اين كشور هنوز دنيايي آشفته كه در آن مافيايي ها حكم مي رانند دارد براي جذب سرمايه اي كه دول گروه 7 مدتها به روسيه نفرستادند و فقط نياز به كاستن تورم و انداختن خصوصي سازي روي غلطك داشت تا بازارها رابراي تزريق معادل آن برانگيزد. نمودارهاي منتشرشده اين ماه نشان مي دهندسرمايه گذاران خارجي ماهانه ميليون 500 دلار در سهم شركت هاي خصوصي شده مي ريزند. يعني بسيار بالاتر ازتوقعات و بيش از واقعاهيچ در سال گذشته. بوريس جوردن مدير سرمايه گذاري بانك Boston First CS در روسيه مي گويد: اين بازاري است كه در پنج سال آينده چندين ميليارد دلار جذب خواهدكرد. البته براي برندگان هم خطرات زيادند. گاهي باز بودن بازار چه براي كشورهاي توسعه يافته و چه براي كشورهاي درحال توسعه يك عمل ديوانه وار است. رهبران گاهي سرمايه جذب مي كنند ولي مهار بازار را براي هميشه ازدست مي دهند. چه بيل كلينتون باشند و چه كيم يونگ سام. سرمايه گذاري خارجي ممكن است صحنه اقتصادي را ترك بعداز كند سوء قصد به جان لوئيس دونالدو نامزد رياست جمهوري مكزيك طي يك مدت چهل روزه 11 ميليارد دلاركشور را ترك كرد. نيز يك كشور بسيار آماده ممكن است بيش از اندازه سرمايه جلب كرده، تورم را بالا برده و باعث بالارفتن كاذب ارزش پول شود. چين و مكزيك مثال هايي درسي از بازارگرمي بي موردند. مكزيك كار خوب را زيادي انجام داده و اعتياد شديدي به سرمايه خارجي پيدا كرده است. مقامات مكزيك به ورود 33 ميليارد دلاري سرمايه در سال 1993 به عنوان گواهي بر برندگي در مسابقه سرمايه اشاره مي كنند. ولي بخش عظيمي از آن تنها به شش شركت بزرگ ازجمله Telemex انحصار تلفن وارد شده است. مكزيكي ها براي حفظ جريان پول حتي طي آشوب سياسي امسال نسبت (نرخ ) سود اوراق قرضه دولتي را به حد آسمان خراشي درصد 18 بالا بردند. اين ممكن است سرمايه خارجي را به دام اندازد ولي ضمناباعث توليد انبوه مشاغل كوچك و متوسط مي شود. درنتيجه سرمايه يا اعتبار به موسساتي كه بيشترين نياز را دارند نمي رسد. يك مشكل اين است كه عرضه كنندگان سنتي سرمايه مقروض گشته اند. يك مثال عربستان سعودي است. آلمان مثال ديگري است: در 1368 ( ) 1989 آلمان غربي 80 ميليارد دلار سرمايه صادر كرد ولي آلمان متحد هم اينك سالانه تقريبا 20 ميليارد دلار وارد مي كند. و از همه دردآورتر ژاپن با بالاترين مازاد حساب جاري جهان به جاي چرخاندن دوباره اين مازاد در جهان، با انجام معاملات نوميدانه دلاري دولت، براي جلوگيري از ارزشيابي زيادين و در حال اندوختن بيشتر سرمايه اش است. تنها جايگزين پس اندازگران خارجي ها، داخلي اند. ولي ميزان پس اندازهاي داخلي همزمان با ترقي روزافزون جهاني كه كالاهاي بيشتري براي مصرف فراهم مي كند، كاهش يافته است و سرمايه جهاني شده درحال شكستن قرار داد مقدس اجتماعي حمايت پس اندازهاي ملي از اقتصاد داخلي با سرمايه گذاري براي رشد و مشاغل آينده مي باشد. با اينكه هنوز بسيار صحيح است كه كشورهاي پرپس انداز معمولا پرسرمايه گذاري و اشتغال زا نيز هستند ولي سياستگزاران روزبه روز مشكل بيشتري دربه دام انداختن پس اندازهاي داخلي دارند. في المثل ايالات متحده با كسري بودجه اي كه رقت بارانه نياز به ترميم دارد و امسال به عنوان بزرگترين صادركننده سرمايه مطرح شده است; سرمايه گذاران جزء امريكايي از نسبت ( نرخ )هاي ناچيز بهره كوتاه مدت مي گريزند و صندوق هاي بازنشستگي در بازارهاي سريع الرشد جهان مشغول سرمايه گذاري هاي متنوع اند. دولتها خصوصا در كشورهاي توسعه يافته كم پس انداز به دنبال راههاي تشويق پس انداز هستند. حتي استراليا، شيلي و مكزيك درحال اجراي برنامه هاي پس انداز دستوري هستند. راهي كه اقتصاددانان دولتي در اروپا و امريكا با علاقه تمام دنبال مي كنند. البته كمبود واقعي سرمايه چنانچه مثلا مصرف كنندگان در بحران نفتي دهه 50 ( )صف هاي 70 خودرو تشكيل دادند وجود ندارد بازار آنسان كه اقتصاددانان مي گويند دائما شفاف مي شود و برخي كارشناسان معتقدند كارايي و رشد تجاري افزوده شده ناشي از بازارهاي جديد، پس انداز و سرمايه كافي در جهان براي پاسخ به تقاضا، توليد خواهد كرد. پس كشورهايي كه بهترين سود را حاصل نكنند بايد قيمت بالايي براي سرمايه بپردازند، شايد بسيار بالا براي رشد. كدام كشورها برنده اين مسابقه استقامت؟ خواهندشد برندگان گمنام زيادند. كشورهاي ناشناخته ولي نفت خيز مثل تركمنستان و قزاقستان مي توانند تبديل به كويت ها و عربستان هاي قرن 21 شوند. اروپا احتمالا عقبخواهد ماند چرا كه ابر ساختارعظيم دولتي آن به سرعت زدوده نخواهد شد. توكيو نيز يكي از چنين ساختارها را دارد البته لاغرتر و كوچكتر ولي بيكاري كم و پس اندازهاي بالا و نيز مركز نشيني آن در دايره رشد جهان مي توانند او را بارديگر نجات دهند.