Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760322-21466S1

Date of Document: 1997-06-12

جنگ سرمايه دليل اصلي رشد تقاضاي سرمايه، كسري هاي عظيم بودجه ايالات متحده، اروپا و اخيرا حتي ژاپن است اشاره: در جنگ سرد، تبديل سرمايه داري ملي به سرمايه داري وابسته، آفت بزرگي براي نقض استقلال كشورها محسوب مي شد، در خلال آخرين سال هاي جنگ سرد، به نظر مي رسيد كه سرمايه به دنبال هويت مستقل و گمشده خود مي باشد، خط سير اين هويت يابي مبتني بر فرار سرمايه از كشورهاي جهان سوم به كشورهاي صنعتي سرمايه داري و در حال حاضر خروج سرمايه از كشورهاي سرمايه داري و شركت هاي چند مليتي و ايجاد هسته جهان وطني سرمايه است. چنين هويتي كه انگيزه هاي سودپرستانه، مهمترين شاخص آن به شمار مي رود، در هر جا كه با بازده كافي و مناسب سوددهي مواجه باشد به بار مي نشيند، عدم الگوي مقابله با جهان جديد سرمايه، و اصل انباشت سرمايه براي ايجاد شغل، توليد و فعاليت هاي اقتصادي، موجب شده تا كشورها براي جذب اين سرمايه با يكديگر به رقابت بپردازند تا در جهان نوين كه جنگ سرمايه ها به جاي جنگ هاي نظامي تعيين كننده هستند، مقام برتر را از آن خود مقاله سازند زير در صدد تبيين شكل گيري هسته جهان وطني سرمايه و رقابت كشورها براي دستيابي به آن به منظور رشد اقتصادي با تكيه بر اصل سود، بدون توجه به پيامدهاي سياسي، اجتماعي و انساني آن است. سرويس مقالات منبع: نيوزويك ترجمه: بهروز گرانمايه اين يك بازي قديمي با قوانين جديد است. جنگ قدرت ميان ملل زماني در حيطه ارتش ها، امپراتوري ها و عقايد صورت مي گرفت، ولي امروز در دنياي ما نسبت ( نرخ ) بهره و ارزش پول و كارآيي بازار تعيين كننده اند. گرچه هنوز از جنگهاي زيادي در عذابيم ولي به نظر مي رسد به مسائل حاشيه اي مربوط باشند. براي ما بازرگانان خبره اي كه با ضربه اي بر صفحه كليد مي توانند به يك پول ضعيف حمله كنند يا باعث عقبنشيني سرمايه جهاني ناشي از افزايش بيمارگونه ماليات يك كشور شوند، از ارتش هاي جاهلي كه شبانه درگير مي شوند تعيين كننده تر هستند. ما در عصري زندگي مي كنيم كه كاخ سفيد نه از دشمنان كمونيست بلكه از سوداگران ستيزه جوي اوراق قرضه مي ترسد و دولتمرداني چون نلسون ماندلا نه از احقاق حقوق گذشته بلكه از جستجو براي سرمايه گذاري جديد صحبت مي كنند. لي كوآنگ يو سنگاپوري چندي پيش به نيوزويك گفت: رقابت واقعي در آينده بر سر جذب سرمايه گذاري خواهد بود. او هشدار شومي داد: سرمايه به قدر كافي وجود دارد و به آساني به دست كسي نخواهد آمد. بدانيم يا ندانيم همه بر سر سرمايه دررقابت اند. معاملات مرموز وال استريت ولندن و توكيو براي برخي از مردم ممكن است جنگي شعله ور در آسمان باشد و مانندبرخورد يك شهاب به برجيس در زندگي روزانه ما به آن اهميتي داده نشود ولي چنين نيست. امروز در جهان سرمايه سالار شده، اين بازارها قدرت سرنگون كردن و سربلند كردن اقتصادها را دارند. آنها سبعانه برندگان و بازندگان قرن بيست و يكم را گلچين كرده، پس اندازكنندگان توليدگر را تشويق و ولخرج ها را جريمه خواهند سرمايه كرد اينك مانند شغل و هدف مقدس دهه 70 ( ) 90 پول است يعني سرمايه گذاري و سرمايه گذاري يعني استخدام. رهبران كشورها تدريجا پي مي برند كه اگر مي خواهند شغل خود را از دست ندهند اقتصادشان بايد سرمايه را بهتر جذب كرده و موثرتر از رقبايشان مصرف نمايند. اين عقلانيت اقتصادي چيز جديدي نيست. فقطسرمايه ذاتا متحرك شده و استحصال و مهارآن براي اقتصادها سخت تر گشته است، ضمن آنكه به مقدار كافي براي اقناع همه موجودنيست. تقاضاي جهاني براي سرمايه شديدابالا رفته است. فقط در 1369 ( ) 50كشور 1990 در حال توسعه بازار سرمايه ايجادكرده اند. حدود 3 ميليارد نفر از قيد دول ماركسيست (يا آمرانه قديمي ) آزاد شده اند. كشورهاي كمونيست سابق براي جهش اقتصاد خود به سرمايه نياز دارند. اقتصادهاي روبه رشد آسيا و امريكاي لاتين آن را براي زيربنا سازي و حفظ رشد سريعشان مي خواهند. تجار امريكا، اروپا و ژاپن براي انبساط ناشي از خروج اقتصادشان از حالت پس رفت به سرمايه احتياج دارند و دولتهايشان نيز براي تامين كسوراتشان آن را مي خواهند. در همين حال دولتها حاضرند بنگاههاي عظيم خود را در يك سورچراني جهاني خصوصي سازي با سرمايه مبادله كنند. اين تازه اول كار است. پيتر ساترلند دبيركل توافق عمومي تعرفه و تجارت (GATT) مي گويد: به جمعيت جهان در 20 سال آينده 2 ميليارد نفر اضافه خواهند شد. شمار مشاغل جديدي كه براي ثابت نگهداشتن نسبت هاي كنوني بي كاري در جهان در حال توسعه نياز خواهد بود از جمع جمعيت كنوني اروپاي غربي و امريكاي شمالي فراتر خواهد اين رفت به معناي جنگ آزمندانه تري براي تصاحب سرمايه خواهد بود. براي جذب و پرداخت سود قانع كننده اي به سرمايه ها، از دستمزدهاي ملي كاسته، بر ساعات كار افزوده، و كار شديدتر خواهد شد. البته اين مسائل در آينده رخ خواهند داد. امروزه دليل اصلي رشد تقاضاي سرمايه و كسري هاي عظيم بودجه ايالات متحده، اروپا و اخيرا حتي ژاپن است. ترميم اين كسر بودجه ميزان سرمايه را در همه جاي اقتصاد مربوطه پايين مي آورد. آنهم درست در زماني كه براي اولين بار خيزش هماهنگ اقتصادهاي اصلي جهان از اواخر دهه 60 ( ) 80 بدان نياز است. نشانه هاي جالبي از تقلا براي سرمايه يافت مي شود. با وجود نزول تورم نسبت ( نرخ )هاي واقعي بهره در اروپا در حال صعودند. جان ليپسكي اقتصاددان ارشد Brothers Salomon مي گويد: فكر نمي كنم قبلا هرگز چنين شده باشد. نتيجه، استقراض وسيع است كه مي تواند چرخه عادي بهبود را متوقف كند، تنها معدودي از سياستمداران براي تقويت اقتصادشان ديد لازم را دارند. جستجو از پي سرمايه گران و كمياب موضوع اصلي بسياري از معجزات جهان پس از جنگ سرد است. چين وهندوستان به نحو جالبي بازار خود را باز كرده اند تااز فروپاشي جلوگيري كنند. تب سرمايه مشخص مي سازد كه چطور كارلوس سئول منم در آرژانتين به رياست جمهوري رسيد. منم ناگزير از انگيزش رشد، اقتصاد خود را به روي واردات باز گذاشته و حدود 10 ميليارد دلار اموال دولتي مثل راه آهن و بزرگراه و بندر را آنهم اغلب به يانكي ها فروخته است. سرمايه ثروتي است كه براي توليد ثروت بيشتر به كار مي رود، پولي كه براي كارخانه ها يا اوراق قرضه يا سهام پرداخت و بدينوسيله وارد نظام بازار مي شود. مشكل منم و ديگر رهبران اين است كه اين ثروت (سرمايه ) مثل خيلي از مردم جهان، قيود دولتي را شكسته امروزه است سيلابي از سرمايه گذاري خصوصي كره خاكي را فرا گرفته كه از صندوق هاي عظيم بازنشستگي، تعاوني و بيمه تغذيه مي شود و مي تواند آزادانه در يك شبكه جهاني ارتباطي و كامپيوتري گردش كرده و كاملا خائنانه و نه وطندوستانه هر جا كه بهترين سود را دريافت كند بايستد. ميزان اين سرمايه چقدر؟ است بنابر اطلاعات (Corp Data Securities) يك موسسه مطالعات سرمايه گذاري سال گذشته ( ) 3 1993 تريليون دلار سرمايه متحرك جهاني وجود داشت يعني تقريبا سه برابر مقدار 3 سال پيش ( ) 1990 اين پول خصوصي برابر سه چهارم بودجه سالانه 7 كشور بزرگ صنعتي جهان است. تركيب متغير اين سرمايه مهمتر است. در 1369 ( ) 1990 ميليارد 468 دلار آن به صورت وامهاي اتحاديه هاي بانكي و 765 ميليارد دلار از بازارهاي سهام و اوراق قرضه روئيده در سراسر جهان، تامين شده بود 1372 در ( ) 1993 اين نسبت عبارت بود از 555 ميليارد پول بانكي در برابر رقم /2 3تكان دهنده تريليون دلار از بازارهاي سرمايه. روي اسميت يك كارشناس ماليه جهاني در دانشگاه نيويورك مي گويد: اين پولي است كه ازدسترس دولتها خارج است. وامهاي بانكي مقررات سختي دارند و اغلب احتياج به تضمين مقامات بلندپايه يا صندوق جهاني پول و بانك جهاني دارند. سرمايه اي كه خود را از بانكها آزاد مي كند و به بازارهاي سرمايه مي پيوندد بسيار مستقل است. بدينسان آنچه كه رخ داده است انتقال قدرت ژئوپولتيكي از دولتها به مالكان خصوصي سرمايه است، واين دليل اصلي ناتواني بانكهاي مركزي در متوقف كردن معاملات مغشوش كننده وضعيت ين، دلار و پولهاي اروپايي است. نخست وزيران و رئيس جمهوران در جهان صنعتي به دليل از دست دادن مهار بودجه و سرمايه شان بايد مقررات سخت مالي وضع كنند. از آنجا كه اينها نمي توانند چيزي خرج كنند (يكي از دلايلي كه كسي امروزه نمي تواند فرقي ميان ليبرال ها و محافظه كاران بيابد ) سازمان هايي كه از جانب ايشان حمايت مي شوندمثل بانك جهاني و صندوق جهاني پول ( IMF) نيزنمي توانند چنين كنند. و اين امر كارشناسان ماليه چند مليتي، مديران دارايي هاي خصوصي و شركتها را به نحو فزاينده اي تاثيرپذير كرده و اولويت هاي دولتها را تغيير داده است. وقتي ادموند آلفاندري وزير اقتصاد فرانسه 300 بانكدار و مدير مالي را در مهمانسراي پلازا در نيويورك به شام مهمان كرد، موضوع وحدت اروپا جاي خود را به خودسري هاي اقتصادي داد. آلفاندري مدعي شد فرانسه در حركت خوددر صدر فهرست رشد اروپا قرار داشته... و موقعيت هاي واقعي در اختيار سرمايه گذاران جهاني مي گذارد. مالكان و مديران اين همه سرمايه و قدرت برخي؟ كيستند مانند جرج سوروس از اتاقهاي وال استريت به شهرت جهاني رسيده اند، ولي اغلب موسسات گمنامي چون صندوق ايالتي بازنشستگي معلمان نيويورك يا گروه رابكو (Robeco) در هلند هستند. بيل گراس مديرعامل. Co Management Investment يك Pacific موسسه كاليفرنيايي كه به 55 ميليارد دلار سرمايه نظارت مي كند مي گويد: بعضي از كاركنان شركت تصميم گرفتند وارد سياست شوند. ولي من معتقدم اگر در پي آنها مي رفتم قدرت را از دست مي دادم. او مي گويد: دعوتنامه هاي بازديد از كشورهاي جهان روي ميز من انباشته شده اند و بسيار اميدواركننده هستند وقتي 20 سال پيش شروع كرديم يك پول سياه هم نداشتيم. ظهور سرمايه خصوصي به عنوان يك واقعيت جهاني به راستي به نفس آخر دولت گرايي معامله گرا پس از جنگ جهاني دوم -عقيده بر اين كه دولتها به جاي بازار وظيفه اصلي تخصيص منابع را به عهده دارند - اشاره مي كند. به رغم تلاشهايي كه براي تنظيم مجدد نظام پولي جهاني مي شوند و احساس هميشه جوشان حمايتگري از پكن تا بروكسل، اقتصادهاي دول آمرانه و رفاه از اوايل دهه 60 ( ) 80 شديدا از چشم افتاده اند. اين اقتصادها حادثه اتحاد شوروي و رسوايي هاي بودجه اي غرب را به انحاء مختلف به بار آورده اند. رابرت هارمتس نايب Intemationalرئيس Sachs Gddman مي گويد: بازارهاي سرمايه IMFو دهه 70 ( ) 90 هستند. چالونگفوب سوسانگكارن از موسسه پژوهش توسعه اي تايلندمي گويد: هر دولتي، چه نظامي و چه غيرنظامي ثبات اقتصادي را در راس اهدافش قرار داده است. زماني اقتصادهاي منفردمانند گودرفتگي هاي كوهستانها آب و هوايي مختص به خود داشتند. كاهش پيوسته موانع بازار در جهان، جغرافيايي اقتصادي را به دشتي وسيع تبديل كرده است و بادهاي رقابتي زوزه كش كنان آن بازارهايي را كه زماني حمايت شده بودند به حالت عام و دلخواه خود درمي آورند. ادامه دارد