Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760321-21384S1

Date of Document: 1997-06-11

خوروبيابانك شهرت ديرينه خود را بازمي يابد بنابر نوشته برخي از نويسندگان و سياحان كه حتي خوروبيابانك را نديده اند، آنجا را در وسط كوير به قلم آورده به آن بيابان فقر نيز گفته اند كه كلا برخلاف تصورات زيرا اين منطقه در مجاورت كوير نمك و لوت واقع و در اطراف آن بيابانهاي پربوته و سبز وجود داشته و دارد و داراي منابع طبيعي و ذخاير زيرزميني فراواني است، منطقه اي است وسيع با روستاهايي به قدمت چند هزار ساله. در سنوات پيشين به واسطه وجود جنگل در نواحي شرقي آن و مستور بودن كوهها و دشتها از درختان بادام كوهي و بنه و تاق و وجود نخل در مزارع آن و داشتن باغات و املاك حاصلخيز مردم از منابع مذكور استفاده شاياني مي بردند و با توليد وسايل دست ساز و تهيه ذغال از چوب درختان كوهي و جنگلي و نيز فراورده هاي بياباني از قبيل انقوزه، زيره، بالنگ و تخمه و غيره به نحو انبوه و قابل حمل به نقاط ديگر اهالي از وضع مالي خوبي برخوردار بودند و زندگي خودكفائي را داشته اند و علاوه بر استفاده از منابع طبيعي و كشاورزي به واسطه وجود بيابانهاي سرسبز و پوشيده از بوته هاي بياباني چون قيچ - ترخ و خار و غيره محل مناسبي براي پرورش دام به خصوص شتر بوده است و در قرون متمادي به علت وجود همين منابع خدادادي اقوام و افراد مختلفي از ساير نواحي به آنجا مهاجرت و سكني گزيده اند ولي در اثر مرور زمان و بهره برداري بي رويه از منابع طبيعي محل و كم شدن نزولات آسماني، پوششهاي گياهي مراتع به حداقل ممكن تقليل يافت به نحوي كه موجب كمي درامد مردم و مهاجرت مجدد عده اي از اهالي به سوي شهرها گرديد كه تا چند سال قبل ادامه داشت. بنابراين هرچه به عقب برگرديم آباد بودن اين منطقه و نيز آثار زيستي اقوام دور و قلعه هاي نابود شده و در حال موجود و نيمه ويران و آثار متعدد ديگر قدمت اين سرزمين در جاي جاي آن مشهود مي گردد، خاصه آنكه وجود لهجه هاي باستاني در روستاهاي آن و اسامي نقاط با ريشه هاي آريائي و اوستائي چون ايرا (ايراج فعلي ) و ارابه (ارديب فعلي ) و مهرگان (مهرجان ) و بهين و بازياب و غيره سابقه ديرين آنجا مسجل مي گردد. در متون تاريخي خوروبيابانك را در سده هاي اوليه هجري به نام بيابان بزرگ و صحراي خراسان و فارس ناميده اند و اسامي بياذه و جندق به عربي همان معني بيابان بزرگ مي باشد كه بعدها به نام بيابانك يا جندق و بعد از قاجاريه به نام خوروبيابانك شهرت يافت كه بنا به وضعيت اقليمي هر زمان تابع يكي از شهرهاي مجاور كوير و گاهي نيز مستقل و هم اكنون تابع شهرستان نائين مي باشد. براي يافتن وجه تسميه آن لازم به يادآوريست كه درامتزاج زبان فارسي و عربي در قرون اوليه هجري برخي از كلمات كه در آن گ به كار مي رفت به ك تبديل شدو بسياري از كلمات عربي گرديد و بيابان بزرگ هم به ك تصغير و به نام بيابانك مصطلح شد و تا به حال به همان وضع باقي مانده است و وجه تسميه خور بدان معني است كه آنجا در هزارها سال قبل درياي مركزي وجود داشته و كلا رشته اي از دريا كه در خشكي پيش رود به آن خور مي گفته اند و در ايران اسامي مشابه آن فراوان است و اين نام از اسامي باستاني شهر خور مي باشد مطلبي كه حائز اهميت مي باشد آنست كه به علت پيشرفتهاي فعلي و آتي در اين منطقه و بخصوص آنكه بيابان زدايي مورد توجه مسئولين محترم جمهوري اسلامي قرار دارد زمان آن رسيده كه نام خور و بيابانك تغيير يابد و نام ديگري كه جنبه تاريخي آن حفظ و منطبق با پيشرفتهاي موجود باشد براي آن انتخاب گردد. اميد است كه مطلعين و مبصرين نامي براي اين منطقه انتخاب كنند كه مردم اين ولايت در معرفي زادگاه و سكونت خود دچار تناقض گوئي نشوند. اسامي كه براي خور و بيابانك مناسب به نظر مي رسد وجنبه تاريخي دارد مانند ايران مكان - كيانيه - بهين شهر - ايران دشت توضيح اينكه خور و بيابانك طبق مدارك تاريخي جايگاه اوليه آرياها بوده و كلمه ايران از آن مكان نشئت گرفته - كيانيه به جهت آنكه سلسله كيانيان و پارتها و ساير اقوام قبل و بعد از آنها در اين منطقه هم مي زيسته اند. فرزين ثابتي