Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760321-21379S1

Date of Document: 1997-06-11

پيرامون احزاب سياسي حزب با ارائه اصول و ايجاد برنامه هاي معيني با مورد انتقاد قراردادن جناح مخالفين به متبلور شدن افكار كمك مي كند حزب در جايگاه قدرت به عنوان مسئول موقت علايق ملي درنهايت بايدبا برنامه ريزي و اجراي سياست ها وخطمشي هاي عمومي به كل ملت پاسخگوباشد اشاره: مقاله حاضر، مقدمه اي است در باب شناخت احزاب. آنچه امروزه حزب را به عنوان پديده اي پراهميت جلوه مي دهد جايگاه آن در موقعيت يك نظام سياسي است. براين اساس اين نوشتار با تعريف حزب، بررسي ويژگي هاي آن و نيز نگاه تاريخي به حزب سعي دارد به طور اجمالي خواننده را با حزب آشنا سازد. سرويس مقالات چرا بررسي؟ حزب امروزه نظامهاي بزرگ حزبي ممكن است به گونه اي ظاهر شوند و كاركردهايي درفرايند سياسي (Process Political)از خود بروز دهند كه در ابتدا ازآنها چنين كاركردهايي انتظار نمي رفت. آنگونه كه بيان شده توده درهم تنيده مردم درواقعيت امر به گروههاي متنوع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تقسيم به علاوه مي شوند افرادي كه بخشي از راي دهندگان به شمار مي آيند ممكن است كه نسبت به تعهدات شهروندي بي علاقه باشند يا شايد در مورد مسايل روز اطلاعات غلطي دراختيارشان نهاده شده باشد. باتوجه به مطالب فوق حزب (Party) ايجادكننده رابطه اي است بين گروههاي متعدد جامعه و راي دهندگاني كه در تلاش اند تا به كنش سياسي (Action Political) سازمان يافته اي برسند. حزبسعي مي كند تا علايق افراد را به نامزدهاي پرشور، تبليغات، مجالس سخنراني و حتي مهماني هاي آزاد برانگيزد. حزب از تمامي وسايل ارتباطي موثر نظير ادبيات، تلويزيون، راديو، موسيقي و... براي آموزش غيرحرفه اي ها بهره مند مي شود. حزب باارائه اصول و ايجاد برنامه هاي معيني براي اعمال قانون گذارانه در آينده و همچنين با مورد انتقاد قراردادن جناح مخالفين، به متبلور شدن افكار كمك مي كند و اجماعي موقت رافراهم مي كند كه اين خود پايه اي براي سلوك انتخاباتي به شمار مي رود. بخش جدانشدني با اين كاركرد، تعليم و آماده كردن نامزدهايي براي منصب انتخابات است. اين مسئله حد و مرز حزبي را دربرمي گيرد و نامزدهاپيام را به وسيله حزب به راي دهندگان مي رسانند. حزب براي پيروزي در انتخابات به رقابت با احزاب ديگر مي پردازد چرا كه فرض در اختيار گرفتن منصب دولت را بعداز پيروزي دارد. حزب در جايگاه قدرت به عنوان مسئول موقت علايق ملي، نه تنها بايد به طرفداران پرشور خود جوابگو باشد بلكه درنهايت بايد به برنامه ريزي و اجراي سياست ها و خطمشي هاي عمومي به كل ملت نيز پاسخگو با باشد ايجاد پلي بين شكاف هاي (Gaps) اقتصادي و جغرافيايي ناشي از بخش گرايي (Sectionalism) حزب در سياست هاي عمومي به دنبال مصالحه و سازگاري اي است كه مي تواند به علايق راي دهندگان - همانگونه كه مجرايي براي بيان موثر افكار عمومي است - بعدي ملي دهد. تعريف حزب سياسي: . يك حزبسياسي ممكن است براساس اهدافي كه درجهت آنها سازمان يافته است و يا با ويژگي ساختاريش و كاركردهايي كه از خود دارد توصيف شود. ادموندبرك (Burke Edmund) حزب را گروهي از افراد مي داند كه برروي اصولي كه به وسيله آنها منافع ملي بايد مورد حمايت واقع شود توافق دارند. عده اي حزب را به عنوان گروه سازمان يافته اي از افراد مي دانندكه در جستجوي به دست گرفتن دولت هستند تا از اين طريق ازمزاياي چنين كنترلي بهره مندشوند. يك حزب سياسي همچنين به عنوان ائتلافي از علايق گروهي توصيف مي شود كه بيانگر بخشي از اجتماع است. ويژگيهاي حزب: به هنگام صحبت از ويژگي حزب بايد بين توده وسيع اعضايي كه به صرف ثبت نام عضو آن هستند و آنهايي كه در عمل تعهداتشان به حزب مشاهده مي شود تفاوت گذاشت. همچنين بايد بين كاركرد حزب - معرفي نامزد، رقابت، و در صورت پيروزي مسئوليت حكومت كردن - و گروههاي فشار ( PressureGroup) كه سعي دارند تصميمات دولت را با منافعشان سازگارتر كنندتمايز قائل شد. به طور كلي براي يك حزب مي توان ويژگيهاي زير را برشمرد- 1 عضويت افراد- 2 سازمان دهي و مديريت - 3 نامزدهاي فرهمند (Candidates Charismatic) - 4 اهداف و منابع (كم يا زياد )شامل سرمايه، قدرت استعداد، و توان انتخاباتي. بيشتر الگوهايي كه براي بازشناسي انواع احزاب وجود دارد بر يكي يا تركيبي از اين ويژگيها تاكيد دارندو كلا آنها را مي توان در سه مقوله خلاصه كرد: الف ) اصول عقيدتي. ب ) چارچوب سازماني. ج ) كاركردها. تاريخچه: ..دانشمندان علوم سياسي به نتايج قابل توجهي در تحول تاريخي حزب به عنوان يك نهاد رسيده اند. تحول نهادي كه برپايه عوامل سياسي - اجتماعي حاضر در محيط، توسعه حزب را مشروطمي سازد. تاريخ حزب در كشورهاي اروپايي بيانگر مرحله اي از رشد دولت نمايندگي و Representativeمشروطه Constitutional) (Government است. حزب جديد دموكراتيك كه امروزه برايمان شناخته شده است نتيجه حداقل دو محور توسعه سياسي است - 1 محدود كردن اقتدار مطلق پادشاهي و- 2 گسترش حق راي به تمامي جمعيت بالغ. از آنجا كه پادشاه خواستار انحصار در قدرت بود و توده شهروندان نيز قادر به راي دادن نبودند، فعاليت احزاب نه تنها بي نتيجه نبود بلكه خيانت به پادشاه نيز محسوب مي شد. بنابراين تعجبي نيست كه ريشه تاريخي حزب را هم در كشمكش قانون گذاران براي محدود كردن حقوق انحصاري شاهي و هم در توسعه گروههاي راي دهنده مي يابيم كه در جهت منافعشان جانبي را بااين گرفته اند حال هر ملتي سنت حزبي خاص خود را داراست. در مورد ريشه فعاليت حزبي بايد گفت كه تحقيقات تجربي به ديدگاههاي جديدي دست يافته اند كه بدان وسيله احزاب و نظامهاي حزبي مي تواند تحليل شودو درك بهتري از آنها به دست آيد. تلاشهايي كه صورت گرفته سعي داشته اند تا احزاب را به نهادهاي ديگر جامعه و گروههايي كه براي قدرت رقابت مي كنندو نيز طبقات و افرادي كه درجستجوي منافع خود هستند ربط دهد. در اينجا جامعه به عنوان ارگانيسمي پويا درنظر گرفته مي شود كه در آن رقابت براي منزلت، پايگاه قدرت و امنيت صورت اين مي گيرد رقابت بي هدف نيست بلكه هدفمند است. افراد و گروهها اشتياق دارند تا محيط و شرايطي كه زندگي آنان را مشروط مي سازد شكل دهند. در اين زمينه حزب سياسي يكي از گروههايي است كه براي قدرت منازعه مي كند. پس باتوجه به مطلب فوق تضاد و رقابت نظم طبيعي و اجتنابناپذير زندگي روزانه مان قلمدادمي شود هرچندتاثيرش عادي مي شود يا به نهايت مي رسد، انتقال مي يابد و يا ازبين مي رود. عاملي بحراني كه رقابت را هميشگي و دائمي مي كند منابع كمياب است كه اگر تاثيرات رقابت موثر واقع شود جابجا مي شوند ثروت، تكنولوژي، مهارت ها و استعدادهاي فردي به طور متفاوتي درميان گروهها افراد، و سازمانها و نهادها توزيع شده است. اين اوضاع كشمكش راتشديد كرده و افزايش رقابت راسبب مي شود. بدين وسيله اقبال افراد نيز كاهش يا افزايش مي يابد. نوشته: كارلتون رود ترجمه: فردين عليخواه