Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760320-21265S1

Date of Document: 1997-06-10

باستان شناسي يافته هاي علمي در سال 1996 به نقل از ديسكاور ژانويه 1997 نخستين امريكايي ها شكارگران قوي پنجه دشت هاي پهناور را در مي نورديدند و با نيزه هايي كه به يمن پيكان هاي سنگي دقيقا تراشيده شده، مرگبار بودند، ماموت ها و بيزون ها (گاوميش وحشي امريكاي شمالي كه در ايران عموما بوفالو خوانده مي شود كه در حقيقت نام گونه هاي ويژه اي از گاوسانان بومي آسيا و آفريقا است -م ) را به خاك مي افكندند. شكارگاه هاي آنها چند دهه پيش در دو ناحيه كلوويس و فولسام در ايالت نيومكزيكو كشف شد و بدين ترتيب باستان شناسان بسياري بر اين باور بودند كه آن شكارگران نه تنها نخستين ساكنان قاره امريكا بودند، بلكه ديگر فرهنگ هاي بومي اين قاره ( سرخ پوستان ) از آنها ريشه برپايه گرفته اند اين نظريه، پس از آن كه فرهنگ كلوويس (Culture Clovis) در حدود 11000 سال پيش پديدار شد از راه كوهستان آند بسوي امريكاي جنوبي سرازير گشت. در ماه آوريل (فروردين ) گذشته، آناروزولت، باستان شناسي از موزه صحرايي تاريخ طبيعي در شيكاگو (History Natural of Museum Field The) معمولا، در رشته هايي چون زمين شناسي، باستان شناسي، جانورشناسي و غيره به بخشي از پژوهش كه خارج از آزمايشگاه و در طبيعت انجام مي گيرد، كارصحرايي Field گفته مي شود - م )و دانشگاه ايلينويز شواهدي را در امريكاي جنوبي و منطقه آمازون يافت كه اين باور را بي اعتبار مي سازد. به گفته روزولت، مردم كلوويس در حقيقت معاصران - و نه نياكان - مردمي بودند كه در امريكاي جنوبي زندگي بسيار متفاوتي داشتند. روزولت از سال 1983 در مناطقي از حوزه آمازون كه در خاك برزيل قرار دارد، سرگرم پژوهش بوده است. در همان او سالها، درباره برخي نقاشي هاي درون غارها و ابزارهاي سنگي نامعمول چيزهايي شنيده بود. اما بسياري از آن دست ساخته ها پس از بررسي بي ارزش شناخته شدند و از آنجا كه با دست ساخته هاي كلوويس متفاوت بودند، باستان شناسان بسياري گمان مي كردند كه اين ابزارها پس از شكوفايي و زوال فرهنگ كلوويس ساخته شده اند. در آن هنگام اين باور مورد پذيرش عمومي بود كه بدون كشاورزي، مردم نمي توانسته اند. غذاي خود را در جنگل هاي گرم و مرطوب باراني تامين كنند و براي درازمدت دوام بياورند. اما روزولت به اين موضوع اعتقادي نداشت. در 1988 او بر آن شد تا دسته اي غارها را كه در مونته آلگره، در تپه هاي ماسه سنگي برفراز دشت سيلابي آمازون سفلي قرار دارند، مورد كاوش و بررسي قرار دهد كه نخستين بار، توصيف آنها را در نوشته هاي آلفرد راسل والاس طبيعي دان انگليسي قرن نوزدهم ديده بود. و اما روز پس از ورودش به مونته آلگره، روزولت به راهنمايي يك آموزگار محلي و حدود 30 دانش آموز راهي Pintada Pedra da Caverna- غارسنگ نقاشي شده - گشت. نقاشي هاي ديوار غار حيرت آور بودند، آثار بجا مانده از كف دست به رنگ هاي سرخ و زرد، تصاوير انسان و اشكال هندسي. البته كارشناسان پيشتر نيز آن نقاشي ها را ديده بودند، اما گمان مي كردند كه آنها در چند قرن اخير رسم شده اند، بنابراين هيچكس به فكر حفاري در آنجا نيفتاده بود. در 1991 روزولت به آنجا بازگشت تا حفاري را آغاز كند. و در مجموع، در طول پنج سال، او و همكارانش كوهي از شواهد و مدارك گردآوردند كه نشان مي دادند غار در 11200 سال پيش مسكوني بوده - بوسيله مردمي كه در حقيقت معاصران شكارگران كلوويس بودند ولي وجوه مشترك كمي با آنها داشتند. پيكان هاي سنگي نوك نيزه ها كه بوسيله روزولت از خاك خارج شدند، ساقه دار و مثلثي شبيه به چاقوهاي قصابي هستند در حالي كه پيكان هاي ناوه دار _( Fluted) كلوويس به كلي متفاوت بوده (و شبيه به چاقوهاي آشپزخانه اند ) و البته مردم مونته آلگره با اين نيزه ها ماموت و بيزون شكار نمي كردند بلكه از آنها براي صيد ماهي، جوندگان، لاك پشت ها و پرندگان بهره مي بردند. و با توجه به استخوان هايي كه روزولت در غار يافت برخي از آن ماهي ها تقريبا پنج فوت (/متر ) 1 طول داشته اند كه بنوبه خود نشانه اي است از اين كه ماهي ها از داخل قايق با نيزه شكار مي شدند. علاوه بر آن او ابزارهايي كه ظاهرا براي نجاري و كار روي چوب بكار مي رفته نيز يافته است. در نهايت، بقاياي ميوه هاي گرمسيري، دانه هاي نخل و ديگر گياهان فراوان در آن منطقه كه عمدتا نشاسته اي، روغني و سرشار از ويتامين اند، در آن غار پيدا شدند. آنها زندگي دشواري نداشتند روزولت مي گويد: اما در مورد آنها يك الگوي بنياني متفاوت براي زندگي را در مقايسه با شكارگران جانوران بزرگ دشت ها مي بينيد. علاوه بر آن، مردم مونته آلگره با ساكنان كلوويس تفاوتهاي روحي نيز داشته اند، نقاشي هاي غارها اين نكته را نشان در مي دهند مجموع، اگر چه غار تقريبا براي هزار سال مسكون بوده، روزولت قطرات خشكيده رنگ و دست ساخته هاي رنگي را در كهنترين لايه هاي مربوط به دوره سكونت انسان در آنجا يافت كه نشان مي دهند نقاشي هاي ديوار غار 11200 سال پيش نقش شده اند. در مقابل، تاكنون در محل هاي باستاني كلوويس هيچ نقاشي يافت نشده است. در اين ميان، برخي ديگر از باستان شناسان، نتايج سن سنجي روزولت را مورد ترديد قرار داده اند. آنها گمان مي كنند كه مونته آلگره ممكن است تنها حدود 10500 سال سن داشته باشد - به همان اندازه جوان كه مسكون شدن آنجا را در نتيجه مهاجرت مردم كلوويس امكان پذير سازد. اما روزولت اين موضوع را غيرممكن مي دانددر آن زمان مردم درامريكاي جنوبي شبيه به ساكنان امريكاي شمالي روزولت نمي زيستند مي گويد: ما بايد تاثير مناطق جغرافيايي و اقليمي گوناگون و سازش انسان در برابر آن را در نظر داشته باشيم او بر اين باور است كه مردم مونته آلگره چون ساكنان كلوويس در اصل از آسيا آمده بودند، اما مسيرهاي مهاجرت آنها متفاوت بودندمردم كلوويس دريا نديده بودند او مي گويد آمازوني ها جاده ساحلي را گرفتند. آنها از سواحل آسيا براه افتاده و از راه گذرگاه تنگه برينگ كه هنوز آب آن را نگرفته بود گذشتند و در امتداد ساحل غربي قاره امريكا، تمام راه را تا امريكاي جنوبي پيمودند، سپس به گمان روزولت، آنها از راه رودهاي بزرگ كلمبيا و ونزوئلاي امروزين رهسپار قلب حوزه آمازون گشتند، بسوي منطقه اي كه كسي باور نمي كرد مردمي چون آنها بتوانند در چنين جايي دوام آورند. ادامه دارد شرح عكس: پيكان ناوه اي (Point Fluted) ـ يك تيغه سنگي كشيده كه با ظرافت تراشيده شده و يك شيار و يا ناوه (Flute) در ميان آن كنده شده، تا احتمالا دسته نيزه اي را نگاه دارد ـ از زمان كشف شدن فرهنگ كلوويس، شاخص آن بوده است. تاكنون بيشتر باستان شناسان بر اين باور بودند كه اين سلاح نخستين بار در امريكاي شمالي بوسيله مردم كلوويس ابداع شده، مردمي كه در پايان آخرين عصر يخبندان با گذر ازتنگه برينگ از سيبري به امريكاي شمالي آمدند.