Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760320-21264S1

Date of Document: 1997-06-10

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وظعيت فرهنگي جهان - فصل 1996 سوم خلاقيت و قدرت اجرايي ثابت شده است كه هم نظام سرمايه داري و هم نظام سوسياليستي نتوانسته اند اكثريت مردم را از فقر برهانند و بنابراين، پرسشي كه از ديدگاه فرهنگي مطرح مي شود، اين است: آيا چاره ديگري، چاره اي برخاسته از خود ما وجود؟ دارد مگر نه اين است كه ما منابع سرشاري از سنن ملي، ابتكار، تفكر و ساختارها را در اختيار داريم و مي توانيم با كمك آنها الگوهاي توسعه خود را كه با حقيقت آنچه بوده ايم، هستيم و مي خواهيم باشيم، همخواني دارد، تعريف؟ كنيم و در همين حال، آيا ما در پيشگاه جوامع مدني كه از گوشه و كنار در كشورهايمان رشد كرده اند، مسئول؟ نيستيم كارلوس فوئنتس (Fuentes Carlos) قرن بيستم، دگرگوني بزرگي را در سراسر كره خاكي ما به ارمغان آورند، به طوري كه دنياي ما از جهان محدود قطعيتها به جهان نامحدود و سرشار از پرسش و ترديد تغييرشكل پيدا كرده است. بنابراين، ديگر نمي توان معناي اوليه فرهنگ را بكار در گرفت گذشته، فرهنگ به معناي رشد و پرورش بود و امروز، با توجه به حال و هواي تغييرات سريع و از آنجا كه افراد، جمعيتها و جوامع فقط از راه ابتكار و نوآوري خلاق مي توانند خود را با شرايط جديد تطبيق و حقيقت وجودي شان را تغيير دهند، پرورش خلاقيت انسانها ضرورت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين، مفهوم خلاقيت را بايد در بعد وسيعتري بكار گرفت به گونه اي كه منظور فقط، خلق يك شكل يا شي ء جديد هنري نباشد. خلاقيت را بايد ابزاري بدانيم براي حل مشكلات در هر زمينه اي كه مي توان تصور كرد. خلاقيت فقط به هنر مربوط نمي شود. خلاقيت براي صنعت و تجارت، آموزش و نيز براي توسعه اجتماعي و جمعيتي، عنصري حياتي به شمار مي رود. البته، موفقيت انسانها در بكارگيري ابتكار، بيشتر در زمينه هنر، علم وتكنولوژي بوده است تا در زمينه هاي نوآوري و ابتكار اجتماعي. در هر گروه انساني، عاملي كه براي رسيدن به اهداف نقش تعيين كننده دارد، ميزان كارآيي خلاقيت نهفته آن گروه است. براي اينكه نهادهاي اجتماعي به باروري كامل خودبرسند، بايد فرآيندهاي خلاق و ساختاري با يكديگر تلفيق در شوند چنين خلاقيت حالتي، چيزي خاص براي مردمي خاص و در شرايط خاص نيست، بلكه به همگان تعلق دارد. البته نبايد به سبب كاربرد گسترده لفظ خلاقيت، از تاكيد منظور شده آن، غافل بشويم. تاكيد خلاقيت بر سازندگي و نوآوري فردي و جمعي است. گروههاي انساني، نهادها و سازمانهاي ايشان، همگي مي توانند خلاق باشند. علت، اين است كه آنها از يك سو افراد خلاق را در بردارند و از سوي ديگر، در مقام گروه جمعي قادرند شيوه هاي نوين زندگي جمعي و حالات جديد جهت گيري را بپرورانند. نمي توان چنين تواناييهايي را تحميل كرد يا آموزش داد، اما قادريم آنها را رشد دهيم. ادامه دارد