Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760320-21256S1

Date of Document: 1997-06-10

فقرات سنگي، خون سيمابي مروري بر مجموعه داستان موميا و عسل موميا و عسل (مجموعه 13 داستان ) - نوشته شهريار مندني پور - انتشارات نيلوفر - صفحه 650 261 تومان مندني پور كه در سالهاي 68 و 71 با عنوانهاي سايه هاي غار وهشتمين روز زمين باداستانهاي به ياد ماندني سايه اي از سايه هاي غار و اگر فاخته را نكشته باشي و همچنين هشتمين روز زمين و به عنوان سنگ، پديده اي در بين نويسندگان بعد از انقلاب مطرح شده بود، در موميا و عسل نيز دنياي خاص خود را آفريده و با استفاده از مضامين بكر و تكنيك مشخص خود به رشد تكويني خود ادامه داده است. از آنجا كه اعتلاي داستان نويسي نياز به تحليل وبررسي آثار مطرح دارد، لازم است كه منتقدان، آثاري اين چنين را به بحث بنشينند. در آن صورت جامعه ادبي به دور از هياهو به خلاقيت ادبي ارج خواهد گذاشت. دربشكن دندان سنگي، شخصيت اصلي داستان در جستجوي يافتن راز نقش سنگي در عمق چاه ويلي واقع در دهكده اي ويران است كه مردمش قحطي وگرسنگي را عادي مي دانند و زيبايي و نعمت رانمي شناسند. بر سنگ نقش مردي نقر شده كه با سبعيت در حال كشتن حيواني است. مندني پور نتيجه مي گيرد كه انحطاط معلول توحشي است كه در طي قرون موروثي شده و باعث نكبت و فقر فرهنگي برخي آدمها شده است. در داستان باران اندوهان حكايت از كتابي است كه ناتمام مانده و روح كاتبش آن را رها نمي كندو در واقع داستان را روايت مي كند و اين زاويه ديد بديعي است كه در داستان نويسي فارسي به تازگي تجربه مي شود. در داستان مردمكهاي خاك كه به تعبيري مي توان آن را يك داستان علمي تخيلي دانست آينده آقاي فرهمند اينگونه گشوده مي گردد كه در چهار سال آينده دست به ارتكاب جنايتي خواهد زد. آقاي فرهمند تصميم مي گيرد كه مقدر خود را عوض كند. چهارسال به انزواي جنگلي پناه مي برد و زمان ارتكاب جرم موعود را از سر مي گذراند تا از شان انساني خود محافظت بكند. آقاي فرهمند شخصيت داستان مردمكهاي خاك مي گويد انسان با فقراتي سنگي، خوني سيمابي و دستاني گوشتين شكست ناپذيراست. مندني پور معتقد است كه انسان تنهاست و درتلاش براي تغيير مقدر تنهاتر. اما انسان همه چيز را زيبايي مي سازد و نشاط مخلوق انسان است، عشق را انسان خلق مي كند و اين انسان است كه جهان را با همه زشتيها و زيبايي ها تعبير مي كند، حتي اگر شكست بخورد. در داستانهاي مندني پور شكل و معني، هر دوروي يك سكه اند. شكل و محتوا آنچنان در هم گره مي خورند كه قابل تفكيك نيستند. نثر مندني پور تلاش مي كند كه ازاخلاف نثرهاي بيهقي و ناصرخسرو باشد كه در عين استحكام، انعطاف لازم را نيز دارد. حين خواندن داستانهايش ضرباهنگي گوش را مي نوازد و مهمترآن كه تكنيك به كار گرفته براي ساخت داستانهابه هيچ عنوان محسوس نيست.