Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760319-21186S1

Date of Document: 1997-06-09

مشاور نوجوانتان باشيد، نه رئيس او! چگونه با نوجوانان رفتار؟ كنيم (بخش نخست ) وقتي والدين، نوجوانان خود را نصيحت مي كنند حتي اگر نصيحت خوبي باشد باز باعث مي شود آنها خود را عقب بكشند. نوجوانان بيشتر از آنكه به يك رئيس احتياج داشته باشند نيازمند يك مشاور و يك حامي هستند. پدر و مادرش فكر مي كردند كه توانسته اند بافرزندانشان، رابطه خوبي برقرار كنند. اماعلي رغم تصوراتشان متوجه شدند رفتار پسر خودشان كاملا فرق كرده طوري كه بنظر مي رسيد بيشتر از اينكه با والدينش صحبت كند با دوستانش در تماس است و طبق گفته مادرش در اتاق او نيز هميشه بسته بود. آنها همچنين متوجه تغييرات مشابهي در رفتار دختر 14 ساله شان شدند. يك روانشناس اجتماعي چنين مي گويد: بچه ها پيش از سن 11 سالگي مايلند هر آنچه كه در ذهنشان مي گذرد به والدينشان بگويند، در حقيقت والدين جزء اولين افرادي هستند كه مسائلشان را با آنان در ميان مي گذارند. اما در طي سنين نوجواني مسئله كاملا عكس مي شود بطوريكه نوجوانان ابتدا با دوستانشان صحبت مي كنند و شايد در مراحل بعد معلمين و مشاورين قرار گيرند و والدين نيز جزء آخرين نفراتي خواهند بود كه از مسائل آنها با خبر مي شوند. والديني كه مي دانند در زندگي فرزندانشان چه مي گذرد از بهترين موقعيت براي كمك به آنها برخوردار هستند. يك استاد روانشناسي دانشگاه در تحقيق 3 ساله خود كه روي 20 هزار نوجوان انجام داد به اين نتيجه رسيد كه نوجواناني كه بخشهايي از زندگي روزمره خود را با والدينشان مي گذراندند احتمال كمتري وجود داشت كه در كارهاي مدرسه دچار مشكل شده و يا گرفتار مواد مخدر شوند. هنوز هم بيشتر والدين براي ايجاد ارتباط بانوجوانانشان دوران سختي را مي گذرانند. در اينجا براي راهنمايي والديني كه قصد دارنداين ديوار سكوت را بشكنند هفت راه پيشنهاد شده است. ) 1 ايجاد يك جو شنيداري براي نوجوانان يك پزشك اطفال چنين مي گويد: اين حالت براي نوجوانان طبيعي نيست كه بخواهند در جايي بنشينند و صحبت كنند و شما بايد يك جو طبيعي براي آنها فراهم آوريد. او همچنين اضافه مي كند، راه حل اين مسئله اين است كه يك جو شنيداري مستمري را در محيط منزل ايجاد كنيد. بدين ترتيب وقتي نوجوانان براي بحث در مورد موضوع مهمي نزد شما مي آيند همانند يك مسئله معمولي با آن برخورد خواهد شد. يكي از مهمترين راهها براي رسيدن به چنين هدفي اين است كه وقت خاصي را براساس يك برنامه منظم به نوجوانتان اختصاص دهيد. مادري مي گويد او تمامي شرايط را براي ارتباط با ساله اش 13دختر فراهم آورد. من و او گاهي اوقات بيرون ناهار مي خوريم و يا به سينما مي رويم و ماجراهاي جالبي هم داريم. زمان صرف شام - كه اغلب ناديده گرفته مي شود -فرصت بسيار خوبي براي بودن با اعضاي خانواده است. تقريبا از هر 5 نوجوان تنها يك نفر شام را با خانواده خود صرف مي كند كه اين مسئله نيزبندرت اتفاق مي افتد. يك معلم مدرسه مي گويد: اگر چه اين مسئله خيلي ساده بنظر مي رسد اما از نظر من كه در سال 26طول كار با هزاران بچه سروكار داشتم مسئله واقعا مهم است. فقط پذيرفتن اين حقيقت ازجانب نوجوانان كه والدينشان علاقمند هستند هر شب سر ميز شام به صحبتهايشان گوش كنند نوعي احساس مطرح بودن به آنها دست مي دهد. ) 2 با نوجوانان رابطه مداوم داشته باشيم مهمترين نوع بحث والدين با نوجوانان زماني اتفاق مي افتد كه در حين صحبت كاري را بطورمداوم انجام دهند، در كنار يكديگر باشند، بيشتراز صحبت روي كار تاكيد داشته باشند و به هنگام حرف زدن مستقيم به يكديگر نگاه نكنند. كارشناس روانشناسي مي گويد: يك چنين عدم رويارويي والدين را همچون بچه ها آسوده نگاه مي دارد. البته اين مسئله بيشتر در مورد پدران صادق است. چنين اوقاتي مي تواند تماشاي تلويزيون ويا هنگام رانندگي باشد. پدر يك پسر 13 ساله معتقد است: من با پسرم اغلب اوقات در حياط پشتي منزلمان واليبال و يا بسكتبال بازي مي كنيم و اغلب صحبتي مختصر در مورد معلم و يا دوستان او بين ما رد و بدل مي شود البته اين صحبتها، صحبتهاي جدي نيستند اما من متوجه شده ام كه پسرم دوست دارد در حين بازي حرف بزند. ) 3 مشاور نوجوانتان باشيد نه رئيس او. وقتي والدين نوجوانان خود را نصيحت مي كنند حتي اگر نصيحت خوبي باشد باز باعث مي شود آنها خود را عقب بكشند. نوجوانان بيشتر از آنكه به يك رئيس احتياج داشته باشند نيازمند يك مشاور و يا يك حامي هستند. به اين مسئله فكر كنيد كه يك مشاور كاري چه مسئوليتي دارد. او بجاي دخالت و دادن پيشنهاد به دقت به حرفهاي شما گوش داده و ياريتان مي دهد تا به انتخابتان نظم دهيد. اين مسئله بويژه زماني مهم است كه وقتي مي دانيد اشتباهي از نوجوانتان سرزده او را نصيحت نكنيد. اليزابت اليس مي گويد: در چنين موقعيتي آنها دوست ندارند كسي در مورد اينكه چطور همه چيز را خراب كرده اند به آنها حرفي بزند بلكه بايد به آنها اجازه دهيد تا به تنهايي از اين گرفتاري رهايي يابند. البته شما در چنين مواردي آنها را ياري دهيد تا در مورد موقعيتشان فكر كنند. اغلب نوجوانان شما را با آنچه كه خود يافته اند تحت تاثير قرار مي دهند. چنين روشي در مورد خانواده اي كه اين كار رامي كند در عمل ثابت كرد كه بسيار سرنوشت ساز و حياتي است. دختر 14 ساله اين خانواده قبلا رفتار مناسبي داشت اما به دليل روبرو شدن با يك گروه ناباب در دبيرستان جديد گرفتار مسائلي شد. وقتي خانواده او نظر مشاورشان را در موردموقعيتي كه دخترشان در آن بسر مي برد پرسيدند. از اينكه دخترشان آنقدر عاقل بود بسيار متعجبشدند. مشاور آنها مي گويد وقتي او براي اولين بار پا به آن مدرسه نهاد از اينكه بچه ها رفتاردوستانه اي با او داشتند، بسيار خوشحال بنظرمي رسيد طوريكه مي خواست همه جا همراه آنان باشد. اما حالا او به والدينش گفته بود كه مي خواهد از اين گروه فاصله بگيرد. او به حمايت والدينش نياز داشت و والدين او نيز ضمن حمايت به او فهماندند كه متوجه دلايل ناآرامي او شده اند. ) 4 پيش روي نوجوانان با هم بحث نكنيد احتمالا هر بچه اي يكبار يا بيشتر سعي كرده پدريا مادر خود را در مقابل ديگري علم كند. در هرزمانيكه نوجوانان مي بينند والدينشان بحث مي كنند احتمال بيشتري وجود دارد كه از چنين روشي استفاده كنند. يك روانشناس باليني مي گويد: تنها راه حل ساده اين است كه جلوي بچه ها با يكديگر بحث نكنيد. البته گفتن چنين مسئله اي بسيار ساده تر از انجام آن است و گاهي اوقات نيز بچه ها بطور اتفاقي بحث والدينشان را مي شنوند. اگر چنين مسئله اي اتفاق افتاد يقين حاصل كنيد كه آن را جلوي فرزندانتان حل كرده ايد ضمن اشاره به اين مطلبكه مسئله خاتمه يافته و شما يكديگر را حمايت مي كنيد. والدين همچنين بايد از اختيارات برابري در مقابل نوجوانانشان برخوردار باشندبخصوص در مورد خانواده هايي كه نوجوان بانامادري و يا ناپدري خود زندگي مي كند. پسر جواني، به همراه پدر و نامادري اش به خانه جديدشان نقل مكان كردند. اين زوج هر دو به كمك يكديگر با پسرشان صحبت كرده و او را تربيت مي كردند. نامادري نيز در تمام مسابقات فوتبال و كشتي او حضور مي يافت. او مي گويد همواره مراقب حرف زدن خود بودم كه مبادا بعنوان يك نامادري بيرحم عمل كرده باشم. اما بالاخره مجبور بودم خود را به مخاطره بيندازم. يك شب بحث شديدي بين پسر و والدينش درگرفت طوري كه تا مدتي مدرسه رفتن او به تعويق افتاد و در ضمن به خانه هم نمي رفت. نامادري مي گويد: از او خواستم تا به منزل برگردد تا بتوانيم به آرامي با يكديگر صحبت كنيم اما او با داد و هوار به من گفت كه اجباري براي حرف زدن با من ندارد چرا كه من مادر اصلي او نيستم. البته من اين مسئله را قبول كردم اما در ضمن به اوفهماندم كه من نيز مراقب او بوده و نگرانش هستم. او پس از شنيدن اين حرف فورا بعد ساكت شد از آن جريان هر سه نفرمان توانستيم صحبت جدي با يكديگر داشته باشيم. ) 5 مكان مناسبي را به فرزندتان اختصاص دهيد نوجوانان نيازمندند كه حس كنند والدينشان تسلطكاملي روي زندگي آنها ندارند. يكي از مهم ترين موارد اتاق آنهاست. مادري مي گفت بچه هايم در سني هستند كه ايجابمي كند كه جايي را جزء قلمرو و محدوده خود بدانند و ما دوست نداشتيم اين احساس به آنها دست دهد كه تنها با زندگي كردن در خانه به چنين چيزي مي رسند لذا در زيرزمين منزلمان اتاقي براي آنها درست كرديم. او در ادامه مي گويد: حالا معمولا زيرزميني داريم پر از حرفها و بازي هاي بچه ها. زيرزميني پر ازسر و صدا و آمد و شد اما محيطي سالم و من تنهااز اين خوشحالم كه فرزندانمان در كنارمان و درامنيت بسر مي برند. بخش ديگري از خواسته هاي يك نوجوان همان كناره گيريهاي جسمي و عاطفي اوست كه جوابهاي يك بخشي و امتناع از بيرون آمدن با والدين نمونه اي از آن بشمار مي رود. يك كارشناس چنين مي گويد: زمانيكه نوجوانان از والدين خود كناره گيري كرده و يا آنها را ازخود دور مي كنند به بعضي از آنها نوعي احساس آشفتگي و طرد شدن دست مي دهد. اما بايد در نظر داشته باشيد كه اين دوره بخشي طبيعي از زندگي آنان است. آنچه كه بسياري از والدين به آن توجه نمي كننداين است كه حتي همين كناره گيري نوجوانان هشداري است كه آنها را زياد به حال خود رها نكنيد. ادامه دارد