Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760318-21134S1

Date of Document: 1997-06-08

دقت كنيد! ش مثل شمع پ مثل پروانه... اولي ها چشمشان به دستگيره در خيره مانده بود. با آن كه مدير مدرسه به آن ها گفته بود كه آموزگارشان بيمار و بستري است اما باور نمي كردند كه خانم معلم آنها را تنها گذارده آن باشد، هم در امتحانات پايان سال، او كه مثل شمع پرتو مي افشاند و مثل پروانه فرو مي سوخت، مي خواست تا فصل امتحان بچه ها زنده بماند و به اولي ها دلگرمي بدهد. وقتي مدير مدرسه از او خواست به خانه برود و استراحت كندنپذيرفت. مي گفت: مگر؟ مي شود بچه هابه من عادت كرده اند. بگذاريد سال تحصيلي تمام شود، قول مي دهم براي هميشه استراحت كنم. مي ترسم بچه ها ازغيبت من ناراحت شوند و نتوانندخوب امتحان بدهند و نمره قبولي بگيرند. اولي ها با همه دل نگراني ها شان امتحان دادند و رفتند، اما معلم خوبآن ها ديگر هيچ وقت به مدرسه بازنگشت. فريبا زعفراني آموزگار فداكار كلاس اول دبستان فاطمه زهرا ( س ) كرج كه درد خود را از همه پنهان مي كرد براي هميشه خاموش شد، اما ياد او كه يادهمه مهربانيها و دوستي ها بود همواره باقي است. اين چند خط را چاپ كنيدتا تجليل از همه آموزگاران كلاس اول باشد كه چون شمع مي سوزند و پروانه وار مراقب بچه هايي هستند كه نخست بار روي نيمكت مدرسه مي نشينند و درس و مدرسه را تجربه مي كنند. يك آموزگار كلاس اول ابتدايي