Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760317-21065S1

Date of Document: 1997-06-07

طراحي صنعتي و محيط زيست جمع آوري و بازآفريني مواد دورريز، يك خدمت همگاني است. ولي طرح هايي كه ضايعات برجاي نگذارد يك خدمت عمومي بالاتر و باارزش تر به شمار مي رود از طبيعت مي توان به عنوان يك مدل براي استفاده در صنعت بهره گرفت. ما بايد حركتي را به سوي توليدي باپس مانده هاي كمتر آغاز كنيم و از سيستم هاي اكولوژيكي طبيعي براي كاهش پس مانده هاي صنعتي درس بگيريم يكي از مسائل كليدي در راه اجراي برنامه هاي مربوطبه محيطزيست، هزينه است. زمان، تلاش و پول ازجمله مواردمهمي هستند كه موفقيت برنامه هاي زيست محيطي را در طراحي فرآورده هابه كاميابي نزديك مي كنند. عامل هاي زيست محيطي، جداي ازمسائل قانوني نيز به عنوان يكي از اساسي ترين اصول رقابت در جهان نيز مطرح هستند. طراحي و ساخت آگاهانه متناسببا محيطزيست محصولات، مانندحركتي است كه در كيفيت محصولات ايجادشده است. از اين رو، هركسي بخواهد به كيفيت توجه كند نخست بايد به محيطزيست بنگرد; چرا كه آنها هدف هاي مشتركي را دنبال مي كنند. فعاليت هاي زيست محيطي، دستوركارهاي انتخابي مطرح براي كيفيت نيستند كه به عنوان جزئي ضروري دررابطه با كيفيت به شمارمي روند. در اين جا، مساله انتخاب مطرح نيست كه ضرورت مطرح است. توصيه ها، پروژه ها، دستوركارهاي كيفيت مهندسي همزمان وهماهنگ، طراحي و قابليت ساخت، همگي بدون رعايت مسائل راهي زيست محيطي، ناصواب را خواهند پيمود. مفهوم اكولوژي صنعتي از طبيعت مي توان به عنوان يك مدل براي استفاده در صنعت بهره گرفت، ما بايد حركتي را به سوي توليدي با پس مانده هاي كمتر آغاز كنيم و از سامانه هاي اكولوژيكي طبيعي براي كاهش پس مانده هاي صنعتي درس بگيريم، بايد سامانه حلقه هاي صنعتي براي كارايي خود، از سامانه هاي اكولوژيكي طبيعي تقليد كند. اگر به زنجيره غذايي به عنوان يك مدل نگاه كنيم، مي توانيم ببينيم كه چگونه سامانه هاي اكولوژيكي طبيعي از سامانه هاي به حداقل رساندن ضايعات استفاده مي كنند. مكانيزم عمل سامانه هاي اكولوژيكي طبيعي براي كاهش ضايعات به صورت زير است: ـ ضايعاتي را كه يك موجود زنده به عنوان غذا توليد مي كند، موجود زنده ديگر مورد استفاده قرار مي دهدو ضايعات موجود زنده دوم توسط موجود زنده سوم به عنوان غذا استفاده مي شود و هرچه به پايين زنجيره غذايي نزديك تر شويم اين عمل به صورت منظم تكرار مي شود. در اين نمونه، ضايعات ديگر ضايعات نيست، بلكه يك محصول فرعي باارزش به شمار مي رود. صنعت ما نيازمند چنين نگرشي است كه با پژوهش ها و جستجوي راههاي متعدد بتواند: ـ 1ضايعات را به حداقل برساند ـ 2بياموزد كه چگونه ضايعات را به محصولات سودمند تبديل كند. افزايش كيفيت جمع آوري و بازآفريني مواد دور ريز، يك خدمت همگاني ولي است طرح هايي كه ضايعات بر جاي نگذارد يك خدمت عمومي بالاتر و باارزش تر به شمار مي رود. افزايش آگاهي هاي زيست محيطي مشتري، اين طرز تلقي را به عنوان يك ضرورت مطرح مي سازد. در اين حالت نه فقط مشتري ها از شركت مي خواهند كه محصولات سبزتر بسازند، ولي آنها خواهان فرايندهاي ساخت سبزتر نيز هستند. بهبود زيست محيط طراحي مي توانددر مكان هاي غيرمعمول و شگفت پيدا شود، ازجمله طراحي و ساخت كمربندهاي فنري به جاي كمربندهايي كه با پيچ محكم مي شوند، اين مساله منجر به قابليت ساخت بهتر و مونتاژ آسان تر خواهد بود و درضمن، پرداختن به جداسازي و تفكيك آنها و بازيافت را راحت تر مي سازد. اين نشان دهنده برنامه هايي باكيفيت زياد و دخالت دادن ايده هاي زيست محيطي در طراحي محصولات است. به علاوه اين مساله اي است كه نه تنها به كيفيت مربوط مي شود، بلكه يك افزايش دهنده كيفيت نيز هست. طراحي چرخه عمر محصولات تلاش براي دخالت دادن مساله بازيافت پس از ساخت محصولات مربوط به طراحي چرخه عمر مي شود. بايد عميقا به اين معتقد بود كه ساخت محصولات متناسب با محيطزيست (دوست محيط ) يكي از نيازهاي اساسي مشتري ها در دهه آينده خواهد بود وبايد اقدامات اساسي براي فراهم آوردن اين مهم انجام گيرد. طراحي چرخه عمر محصول، در واقع طراحي براي محيطزيست است و اين مستلزم بازخورد از جانب مشتري و تحقيقات مربوط به آن است. تعريف دقيق نيازهاي مشتري وتاسيس مركزي جهت سازمان دهي مديريت بازيافت به تيم مهندسي كمك خواهد كرد كه محصولات هماهنگ با محيطزيست را طراحي كند. ـ دخالت دادن طراحي زيست محيطي در فرايند تحويل محصول شامل نيازمندي هاي زيست محيطي در همه بازنگري ها و تشخيص طراحي زيست محيطي محصول و تامين يك روش موثر براي بازيافت محصولات استفاده و رعايت اخلاق زيست محيطي و تقسيم بين تامين كنندگان و استفاده كنندگان هدف نهايي هر شركتي را براي ساخت دوباره، استفاده مجدد و بازيافت بايد تشكيل دهد. تشويق برنامه هاي زيست محيطي اين برنامه ها عبارتنداز: ـ 1طراحي محصولات سبز ـ 2طرح هاي كنترل آلودگي ـ 3مديريت كيفيت زيست محيطي جامع ـ 4طراحي محصولات براي محيطزيست در زمينه اجراي اين برنامه ها بايدصنايع و دولت به صورت موثر با همديگر در ارتباط باشند و استنباط مشتركي در حفظ محيطزيست بايدبين اين دو مهم ايجاد قوانين شود مربوطه نيز بايد به خوبي تنظيم شود. بازيافت اتومبيل طرح هاي مربوط به بازيافت اتومبيل ها بايد در كانون توجه قرار گيرد، مواد پلاستيكي، لاستيك، قطعات فلزي و.... بايد به آساني و براساس طرح هاي مناسب ازهم جدا شوند و در كارخانه هاي اختصاص يافته مربوط به فرايند بازيافت احياء شوند. فعاليت هاي اساسي و بايسته براي جداسازي اثرمند مواد و قطعات مورد بازيافت نيز به روش هاي ويژه توسعه يافته و نيز تكنولوژي مخصوص نياز دارد و بايد طرح هاي مربوط به اين امر ابتدا به صورت پيلوت صورت گيرد و پس از طي مراحل موفق، فاز نهايي طرح به صورت موثر در طراحي همه محصولات جديد، مدنظر قرار گيرد. كاهش بسته بندي محصول مساله بسته بندي محصول، يكي ديگراز هدف هاي موردنظر زيست محيطي به شمار ازنقطه نظر مي رود خريدمحصول، برنامه هاي هماهنگ زيست محيطي، بايد براساس تلفيقي از نظرات مشتري و تامين كننده درخصوص بسته بندي اجراء شود. ازجمله مي توان آنچه را در بسته بندي اضافه به نظر مي رسد، مانند كيسه هاي اضافي پلاستيكي در هنگام بسته بندي، حذف اسناد غيرضروري از محصول هنگام بسته بندي، حذف كارتن هاي اضافي وغيره را براي كاهش حجم محصول و آساني بسته بندي، از كل مقوله بسته بندي حذف كرد. البته با يك بررسي عميق مي توان به اين نتيجه رسيد كه اجراء برنامه هاي زيست محيطي در افزايش و سرعت بهبودهاي مربوط به كيفيت و نقش منافع، اساسي خواهد داشت. فعاليت هاي مربوط به برنامه هاي زيست محيطي براي دستيابي به مديريت كيفيت زيست محيطي جامع واجراء برنامه هاي كيفيتي زيست محيطي يكپارچه موارد زيرموردنظر است: ـ 1از آنجا كه فعاليت هاي مربوط به برنامه هاي زيست محيطي هيچ گونه تفاوتي با برنامه هاي ديگر مربوط به بهبود كيفيت محصول ندارند، هماهنگي سازمان هاي زيست محيطي با همديگرنقش مهمي را در حفظ كيفيت محيطزيست بازي مي كند. ـ 2قوانين سخت دولتي و مقررات مربوطه گاهي به جاي سودآوري مخرب محيطزيست هستند و بايد در اين زمينه هشدارهاي لازم ازجانب سازمان دوستدار محيطزيست ارائه شود. ـ 3فرضيه هاي نادرست درباره حركت هاي كيفيت در فاز اوليه كه مثلا عنوان مي شود: اين زمان بر، فعاليت ها، هزينه بر، بي مورد، يا براي دستيابي به پول از جانب رايزنان است، همان فرضيه ها نيز درباره برنامه هاي محيطزيست مطرح است. در واقع آنچه حركت زيست محيطي را از ديگر فعاليت ها جدا مي سازد، با آن كه افزايش سود را ولي دربردارد، تمركز آن در فاز اوليه هزينه براست. بهبود كارآيي و توليد با كيفيت، گذشت زمان ميسر است ولي آنچه فراتر ازهمه موارد بالا حفظ است، بالانس طبيعي و نظم سياره زمين است. زماني كه سلامت اجتماع يك ضرورت است، مسائل پولي و سودمندي هاي مربوط به كيفيت نبايد مورد توجه قرار گيرد. عبدالعظيم سلطاني نژاد كارشناس ارشد محيطزيست