Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760317-21033S1

Date of Document: 1997-06-07

روزنامه ليتراتورناياگازتا در مصاحبه با شهردارمسكو آزادي يك ارزش و مبناي سياسي تمام زندگي ماست اما حدودي هم دارد جامعه آزاد بايد از آزادي خود دفاع كند من خواهان سرمايه داري در كار و سوسياليسم در عرصه توزيع هستم مسكو شهر بزرگي است با 8 ميليون جمعيت و اداره آن دست كمي از اداره يك كشور ندارد، آنهم در دوره اي پرتحول، پس از فروپاشي و در گذار از اقتصاد برنامه ريزي شده و متمركز به اقتصاد باز و مبتني بر بازار متني است كه در پي مي آيد گفت وگويي است با مسئول اداره اين شهر. خبرنگار: يوري ميخايلويچ، آيا شما معتقديد كه در زمان خروشان كنوني شهردار شهر بزرگي چون مسكو، حتما بايد به امور سياسي هم ؟ بپردازد مي گويند كه رئيس هيات اداري شهر بايد از سياست دور باشد ولي زندگي عكس اين مساله را نشان مي دهد... يوري لوژكوف: نخير، شهردار بايد از سياست خارج باشد و بيشتر به امور اقتصادي محلي بپردازد چرا كه نماينده قوه مجريه است. او بايد به امور ساختماني، حمل ونقل، توسعه شهر، گرمارساني، مواد خوراكي، فرهنگ، آموزش و بهداشت بپردازد. اگر من همه اين مسايل و وظايف را برشمارم در روزنامه شماجا براي آن نخواهد بود. تجربه نشان مي دهد كه مردم فعاليت شهردار خود را از روي كارهاي واقعي و نه شعارها و بيانيه ها، ارزيابي مي كنند. از جمله، اهالي مسكو هم از شهردار خود انتظار كارهاي عملي را دارند. از سوي ديگر، من نمي توانم به اندازه اي كه بخواهم، از سياست دور باشم. گاهي اوقات زندگي مناقشات و موقعيت هايي را فراهم مي كند كه مجبور مي شوم امور جاري را كنار بگذارم و تصميمات سياسي بگيرم. البته، ضمن اتخاذ تصميمات مختلف هميشه سعي مي كنم ديدگاه اهالي مسكو را در نظر بگيرم كه خوشبختانه يكسان نيست. لذا من بايد ديدگاه اكثريت مردم شهر را مد نظر بگيرم. با اين حال بايد تكرار كنم كه اگر شهردار فقط به امور سياسي بپردازد، مردم چنين شهرداري را نمي خواهند. ما شاهد سرنوشت شهردار يكي از بزرگترين شهرهاي روسيه شديم كه سياستمدار واردي بود ( منظور، شهردار سنت پطرزبورگ است كه در انتخابات ماه مه 1997 باخت - مترجم ). رئيس قوه مجريه شهربايد عمدتا به امور اقتصادي بپردازد. خبرنگار: ولي شما چطور ديدگاه اكثريت مردم راتشخيص؟ مي دهيد. يوري لوژكوف: نظرسنجي و صدها هزار نامه كه به شهرداري واصل مي شود، به من كمك مي كند. اين نامه ها تنها حاوي شكايات و خواهش ها نيستند. مردم درباره مسايل سياست داخلي و خارجي هم اظهار نظر مي كنند. خبرنگار: وقتي كه شما در مواقع اضطراري تصميمات سياسي مي گرفتيد و مجبور بوديد انتخاب سياسي خود رابكنيد، چطور خود را متقاعد مي كرديد كه با ديدگاه اكثريت مردم شهر مسكو موافقت؟ كنيد. يوري لوژكوف: گاهي، وقت براي اتخاذ تصميمات نيست و يا خيلي كم است. در اكتبر كه 1993سال تحولات خيلي سريع پيش رفت ما بايستي بي درنگ عمل مي كرديم. ابتدا وضع آرام بود. روز يكشنبه بود و ناگهان خبر رسيد كه حمله به شهرداري و سپس به مركز تلويزيوني اوستانكينو شروع شد. در اين شرايط نظرسنجي لازم نبود. ما بايستي هر چه زودتر عمل كنيم. و ما واقعا عمل اصل كرديم كار، تامين امنيت مردم مسكو اگر بود يادتان باشد در آن شب ايگورگايدار در سخنان تلويزيوني خود از اهالي مسكو خواست كه به خيابانها بريزند و پايبندي خود را به دموكراسي به نمايش بگذارند. ولي چطور بايستي احساسات خود را ابراز؟ كنند به وسيله قرباني كردن؟ خود مردم بي دفاع مسكو بايستي در مقابل باندهاي راهزنان مسلحي كه حاضر بودند به هر كس تيراندازي كنند، قرار؟ بگيرند لذا حق با من بود كه در همان شب از طريق تلويزيون از مردم خواستم كه در خانه هاي خود بمانند و تا موقع سالم سازي اوضاع از خانه هاي خود خارج نشوند. مواضع من و گايدار در آن شب مخالف هم بود. من معتقدم كه برخورد من اخلاقي تر بود. من مخالف آن هستم كه مردم غير مسلح خود را حتي در راه دموكراسي قرباني كنند. خبرنگار: يوري ميخايلويچ، در همه شرايط بحراني سال هاي اخير شما از يلتسين طرفداري مي كرديد. آيا شما با يلتسين اشتراك نظرات؟ داريد به اين شخص علاقه منديد يا فقط از او به عنوان رئيس بالاترتابعيت؟ مي كنيد اين مساله به دليلي هم جالب است كه برخورد رئيس جمهور با شما هميشه تغيير مي كند. يوري لوژكوف: در مورد موضع من بايد بگويم كه درسال هاي 1993 و ديدگاه 1996 من منعكس كننده نظرگاه اكثريت مردم مسكو بود. البته همه شريك انديشه هاي من نيستند. كساني كه كنار كاخ سفيد تظاهرات برپاكرده بودند و خود را با الكل سر حال مي كردند و اسلحه داشتند، نيز بخشي از مردم مسكو مي باشند. آنها خوشبختانه، اكثريت را تشكيل نمي دهند. انتخابات 12 دسامبرنشان 1993 داد مردم مسكو از چه چيزي طرفداري آنها مي كنند عمدتا براي ارزش هاي دموكراتيك راي دادند كه مخالفان شوراي عالي كمونيستي از آنها دفاع مي كردند. در سال 1996 ما قاطعانه از رئيس جمهور يلتسين پشتيباني مردم كرديم ما با وجود همه مشكلات يك دستاورد بزرگي دارند: آنها مي توانند به طور آزاد برخورد خود را. با قدرت حاكمه ابراز كنند. در دور دوم انتخابات رياست %جمهوري 73 درصد مردم مسكو به بوريس نيكولايويچ يلتسين راي دادند. مگر اين امر نشاندهنده حمايت از سياست قوه مجريه شهر هم؟ نيست من بدون ملاحظات خاص سياسي و بدون خوش خدمتي به يك فرد اين كار را كرده بودم. نظر من اين است كه در مرحله كنوني رژيم قوه مجريه تحت رياست رئيس جمهوري بايد وجود داشته باشد. جمهوري ما بايد پرزيدنتي باشد، نه پارلماني. كشوري كه اقتصاد آن دچار هرج و مرج شده است و نظام دولتي هنوز تا آخر برقرار نشده است، به اين نوع جمهوري نياز دارد. اصلاحات بازاري در روسيه هنوز به قدري عميق نشده است كه اقتصاد بدون ارتباط با قدرت دولتي فعاليت كند. وقتي كه جامعه تثبيت شد و قوانين به جاي فرمانهاي رئيس جمهور و مصوبات هيات دولت، به موقع اجرا گذاشته شد، آن گاه ما خواهيم توانست بين دو نوع جمهوري انتخاب كنيم. بعيد نيست كه 10 سال ديگر در روسيه جمهوري پارلماني به وجود آيد. البته اگر تا آن موقع اقتصاد جدا از دولت، رئيس جمهور و هيات دولت كار كند، در اين صورت رژيم حكومتي در كشور ما مي تواند شبيه به ايتاليا هم شود. در ايتاليا جمهوري پارلماني كلاسيك وجود دارد. خبرنگار: يوري ميخايلويچ، اگر زندگي سياسي روسيه را با ديدگاه ساده تري بررسي كنيم، خواهيم ديد كه ما حزب در قدرت و اپوزيسيون داريم كه حزب اول راستگرا است و اپوزيسيون چپگرا. البته، رنگ هاي سياسي در روسيه متنوع ترند ولي من بيشتر نگران وجود سياستمداران داراي رنگ نامشخص هستم. براي مثال، من نمي توانم ديدگاههاي سياسي الكساندر لبد را درك كنم. او هميشه با لحن پرمعني صحبت مي كند و به كلمات قصارارتشي متوسل مي شود ولي غير از آن چيزي در حرفهايش نيست. علاوه برآن نمي توانم نظرات گنادي زوگانف دكتر فلسفه، را بفهمم. در ايدئولوژي وي مخلوطي از ماركسيسم، دين ناسيونال ارتدوكس، سوسياليسم و انديشه هاي ديگر مشاهده مي شود. ولي من از شما نمي خواهم كه ديدگاه اين سياستمداران را براي من توضيح مايلم دهيد بپرسم، شما خودتان چه نظرياتي؟ داريد از چه چيزي طرفداري؟ مي كنيد خواهش مي كنم هر چه ساده تر و واضح تر نظرگاه خود را فرمول بندي كنيد. يوري لوژكوف: يكم، من طرفدار مكانيزم بازاري فعاليت اقتصاد يعني رقابت، حركت، مبارزه دائمي براي نتايج بهتر كار و توليد كالاها و خدمات ارزانتر و غيره، هستم دوم، من هر چند كه اين امر ممكن است شما را متعجب سازد طرفدار انديشه سوسياليستي نه هستم به آن معنا كه در كلاس هاي سياسي دوران سابق به ما تلقين مي شد بلكه به عنوان مواظبت واقعي از مردم. به عقيده من، انديشه سياسي بايد به اين شكل باشد. ما بايد مطابق با اصول سرمايه داري كار كنيم ولي درامدها و بودجه را به رسم سوسياليستي توزيع كنيم. دولت بايد از معلولين، بازنشستگان، پيشكسوتان، خانواده هاي پراولاد و سالخوردگان تنها مواظبت كند. بله، من طرفدار بازار متمدن اگر هستم لازم باشد، اين ديدگاه را هم توضيح خواهم داد. جان كلام، من خواهان سرمايه داري در كار و سوسياليسم در عرصه توزيع هستم. و اما نكته مهم ديگر، انتخاب دموكراتيك حكومت است. آزادي بيان، آزادي مذهب، ميتينگ و اجتماع، ارزشهاي عالي و مبناي سياسي تمام زندگي ما است. اينها سه پايه جهان بيني من هستند. خبرنگار: اما شهروندان مرتجع اعتقاد دارند كه آزادي بيان باعث شد كه خود دولت مسكو مجبور شود به مبارزه با فاشيسم روسي؟ بپردازد. يوري لوژكوف: در يك كتاب معروف انگليسي تحت عنوان سه مرد و يك سگ در قايق يكي از قهرمانانش گفت: شوهري كه از او پول براي تشييع جنازه مادر زن خواستند، آه كشيد و اظهار داشت: هر كار نيك جنبه تيره هم دارد درست است كه زندگي كردن در شرايط آزادي سخت تر است. وضع حكومت نيز ساده نيست. ما اكنون ماركس را دوست نداريم و اين در حالي است كه ماركس، بزرگترين اقتصاددانان است. او يكي ازدانشمنداني است كه قوانين عمومي و جامع اقتصاد را توصيف كرد. ماركس بهتر از همه نظريه ارزش افزوده را تشريح كرد. غير از آن ماركس مي گفت: كه آزادي يعني ضرورت درك شده. چه جمله نيرومندي است! به عبارت ديگر، آزادي بدان معني نيست كه انسان مي تواند هر كاري، صرف نظر از احساسات جامعه، بكند. انسان بايد به طور آگاهانه حقوق و اختيارات خود را عملي كند و كاري بكند كه اين امر به جامعه و انسان هاي ديگر لطمه نزند. به عبارت ديگر، اصل معروف ماركس به معني دعوت به استفاده آگاهانه و محتاطانه از آزادي است. به همين دليل بر ضرورت درك شده و لزوم ادراك آزادي در چارچوب انساندوستي، مهرباني وانسانيت تاكيد همه مي شود اين اصول بايد در قوانين كشور تبلور يابد. قوانين بايد مانع از فعاليت اتحاديه ها و گروه هاي راديكالي شوند كه جامعه را به نابودي مي كشانند. به عبارت ديگر، جامعه بايد در چارچوب آزادي حدودي را مشخص كند كه به كمونيسم يا فاشيسم نغلتد. جامعه آزاد بايد از آزادي خود دفاع كند.