Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760313-21001S1

Date of Document: 1997-06-03

تزكيه نفس، انسان، جامعه به مناسبت سالروز ارتحال جانسوز بنيانگزار جمهوري اسلامي ايران انسان و تربيت از ديدگاه امام خميني (ره ) نوشته: حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني (ره ) (بخش آخر ) اصلاح مشكلات اساسي نيل جامعه، به رفاه و كوشش براي توسعه اقتصادي و صنعتي و تعالي فرهنگ كشور و رسيدن به خودكفايي و استقلال واقعي درهمه زمينه ها جز با پرورش انسانهايي مهذب و كارآزموده امكان پذير نيست نكات اخلاقي مبتني بر مباني عرفاني و تربيتي كه در شرح چهل حديث و تفسير سوره حمد و سخنرانيهاي اخلاقي امام نهفته است حاكي از آن است كه در نظر گاه امام هرگونه حركت سياسي و اجتماعي بدون توجه به تربيت و تعليم آحاد جامعه انساني، تلاشي عقيم و بي نتيجه است. از بررسي مجموعه بيانات ونوشته هاي امام در زمينه تعليم و تربيت بخوبي در مي يابيم كه در ديدگاه آن حضرت اساساعلم آموزي، با همه شرافتي كه دارد و آموزش رشته هاي مختلف علوم، از علوم كاربردي و فني و تكنيكي گرفته تا علوم نظري و پايه و حتي علوم ومعارف الهي و به گفته خودامام: حتي علم اخلاق و توحيد نيز اگر توام با تربيت صحيح و تزكيه نفس نباشد بعنوان ابزاري درخدمت قدرتمندان بكار گرفته خواهد شد و نتيجه، همان رنج و ستمهايي مي شود كه امروز درجوامع صنعتي و سرمايه داري - و تا ديروز - درجوامع كمونيستي شاهد آن بوده و هستيم. چرا در مقابل اينهمه جنايت فجيع و ستمها و خيانتهايي كه در اقصي نقاط در عالم، بوسني، سومالي، رواندا و فلسطين پيش چشم جهانيان انجام شدمدعيان پيشرفت و تمدن و صاحبان قدرت سكوت كرده و خود حامي و باني اين فجايع؟ بودند براي اينكه انسانهاي غيرمهذب سرنوشت اين جوامع را بدست دارند. افكار عمومي غرب بوسيله كساني اداره و هدايت مي شود كه از تربيت الهي و ارزشهاي متعالي مكاتب انبياء بهره اي نبرده اند و جز به قدرت و ثروت نمي انديشند. حضرت امام قدرت متكي برتسليحات مدرن و پيشرفتهاي تكنولوژيك كه در اختيار انسانهاي غير مهذب قرار گرفته را به شاخ گاوي وحشي تشبيه مي كنند كه ثمره اي جز نابودي و خرابي در پي نخواهد داشت. تكيه بر دين زدايي و اومانيسم و اصالت انسان و ماده گرايي در مقابل انديشه خداباوري كه بعداز عصر رنسانس برجهان غرب ومناطق تحت سلطه آنها سايه افكنده است هيچ كمكي به حل مشكلات اساسي جامعه انساني نكرده و مي بينيم كه هر روزبردامنه كشمكشها و رنجهاي دروني و رواني اين جوامع تا افزوده مي شود زمانيكه اعتقاد به خدا و تربيت الهي بر رفتارها وروابط انساني و جوامع بشري حاكم نگردد جامعه انساني روي سعادت را نخواهد ديد و رنجها ادامه خواهد يافت. ما در جريان پيروزي باور نكردني انقلاب اسلامي و نهضت امام بر قدرتمندترين حكومتهاي وابسته به غرب و امريكا در ايران ودرجريان ايستادگي افتخارانگيزملتمان در برابر بسياري ازقدرتهاي جهاني در طول دوران پس از پيروزي اين نكته را بخوبي ازامام آموخته ايم كه راز موفقيت و اساس كار امام، توجه به تربيت صحيح نسلي است كه مي بايد مسئوليت تحولات را برعهده بگيرد. اصلاح مشكلات اساسي نيل جامعه، به رفاه و كوشش براي توسعه اقتصادي و صنعتي وتعالي فرهنگ كشور و رسيدن به خودكفايي و استقلال واقعي در همه زمينه ها جز با پرورش انسانهايي مهذب و كارآزموده امكان پذير نيست. و اينجاست كه توجه به نقش تربيت در مراحل مختلف رشد شخصيت انسان و دريافت اهداف و مباني و روشهاي تربيت صحيح و اسلامي كليد حل معضلات است. انقلاب اسلامي و نهضتي كه امام بنيان نهاده است تنها با همان هدفها و روشهايي قابل تداوم است كه امام به مدد آن خيل انسانها را به ميدان پذيرش مسئوليت كشيد. نمونه عيني موفقيت اين روشها را در جريان دفاع مقدس شاهد بوده ايم. براستي آيا قدرت تسليحاتي برتر، يا حمايت تسليحاتي واقتصادي و تبليغاتي خارجي وعواملي از اين قبيل مايه آنهمه افتخار و پيروزي انقلاب شدند ياايمان انسانهايي كه در مسير تربيت الهي قرار گرفتند و براي ارزشهايي جانبازي كردند كه دنياي ماده گراي امروز از آن بيگانه است. نظرگاه تربيتي امام مبتني بر همان انديشه قرآني است كه خداي تبارك و تعالي پس از هفت سوگند آشكار به مظاهر عظيم طبيعت و نفس انساني با صراحت و قاطعيت مي فرمايد: قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها. رستگاري انسان و جوامع انساني تنها از يك معبر قابل دستيابي است و آن تزكيه و تربيت نفوس انساني است و وراي آن، جز گردابي از سرگرداني و بحران اجتماعي و خسران دائمي چيز ديگري نيست. امام بارها مي فرمودند كه: عالم محضر خدا است. اينگونه خدا باوري وجهانبيني است كه مي تواند انسانهايي آنچناني تربيت كند و تا اين باورهاي اساسي عموميت نيابد، سعادت و آرامش حقيقي و تمدن واقعي دست نيافتني باقي خواهند ماند. نكته ديگري كه لازم است اشاره كنم اين است كه دربرگزاري كنگره ها و سمينارهاو كنفرانسها اگر صرفا به ابعاد ظاهري و تبليغاتي توجه شود و از تلاش و پرداختن واقعي به ابعاد علمي و محتوايي مقوله هايي كه بحث آن را به گردهمايي سپرده ايم غافل بشويم نه تنها چيزي را به دست نياورده ايم بلكه راه را براي انديشمنداني كه درصدد تبيين اين مباحث هستند نيز دشوار ساخته ايم، بايد همه همت و تلاشمان آن باشد كه كار علمي شايسته ارائه و انجام بدهيم، سعي مان اين باشد كه مجموعه هدفها و روشهاي تربيتي را كه امام در طول دوران عمر خويش چه در تاليفات و پيامها و چه در سخرانيها و مصاحبه هاي خود مطرح كرده و مهمتر از آن روشهايي كه آن حضرت در طول زندگي خودبدان پايبند بوده و بكار بسته است را بطور واقع بينانه و به دور از هر گونه اغراق و اغلاقي استخراج كنيم و براساس نيازهاي مقاطع مختلف سني و زمينه هاي مختلف حيات اجتماعي تبيين و تدوين كنيم. باز تاكيد مي كنم كه اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه حضرت امام از آن جمله نظريه پردازاني نبودند كه تنها به ارائه تئوري بسنده كنند و عمل را به ديگران بسپارند، چه در فقه و چه در مباحث فلسفي و اخلاقي و تربيتي. ما مي بينيم كه امام در ميدان عمل، آرمانها و مباني انديشه خويش را قبل از آنكه به ديگران توصيه كند خود بكار بسته است. حضرت امام تربيت انسان و تهذيب و تزكيه او را فلسفه بعثت انبيا واساس كار آنها مي دانست. اگر سوال كنند كه مهمترين انگيزه امام از آنهمه درس و بحث و فرياد و قيام؟ چه بود در يك جمله مي توان گفت: ساختن خود و ديگران. حضرت امام براي تحقق همين هدف بود كه به مبارزه اي طولاني وموفق برخاست و در تمام دوران پرفراز و نشيب آن با بهره گيري از اصول و ارزشهاي متعالي عرفان و فلسفه اسلامي و روشهاي تربيتي مرحله به مرحله انقلاب را پيش برد. متاسفانه مشكلات پيش آمده در مسير مبارزه امام و دوران حبس و تبعيد طولاني و مشغله ناشي از بدست گرفتن زمام هدايت جامعه در طول دوران پس از انقلاب باعث شد تا ايشان فرصت تدوين منسجم و مجزاي همه نظريات خود را بدست نياورد، هرچند دهها جلد تاليفات امام در فقه و اصول و عرفان و اخلاق و تقريرات دروس مختلف و مباحث فلسفي ايشان موجود است اما بسياري از آراء اجتهادي و فقهي و فلسفي و تربيتي امام در برخوردهاي عملي و نامه ها و احكام و سخنان ايشان است كه بايد استخراج و تبيين شوند و به همراه آثار تخصصي ايشان ارائه طبعا شوند در ساير زمينه ها مثل مباحث رجالي وعلم الحديث و تفسير و مباحث تعليم و تربيت نيز همين وضعيت وجود دارد. حضرت امام در بحث انسان شناسي و فطرت آدمي و پي جويي غايت خلقت انسان و چگونگي نيل به هدفهاي الهي و شيوه هاي مبارزه با مفاسد نفساني و رذايل اخلاقي و نحوه كسب فضايل انساني بحثهايي مبسوط دارند كه در كتابهاي عرفاني و اخلاقي و مباحث فلسفي و سخنرانيهاي اخلاقي ايشان مضبوط است كه بايد افراد صاحب نظر به تحقيق و استخراج اين مباحث بپردازند چنانكه امام در مسائل سياسي و مقوله هايي همچون امنيت، ملي گرايي، احزاب وگروهها و حاكميت و سازمانهاي بين المللي نظريات مشخص و آشكاري داشته اند كه متاسفانه هنوز به صورت مستقل در اين زمينه تحقيق و عرضه نشده است بنابراين انتظاري كه از اين گردهمايي و موارد مشابه آن مي رود و آنچه كه مهم است كارعلمي و دقيق در اين رابطه است.