Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760312-20913S1

Date of Document: 1997-06-02

آموزش; كار پايه شهرهاي نوين منشور شهرهاي آموزش دهنده (اعلاميه بارسلونا ) شهر آموزش دهنده شهري است در حال تكامل پي گيرانه با سيستم پيچيده خاص خود كه تعاريف فراوان دارد شهر آموزش دهنده بايدآموزش و تعليم را به عنوان يك هدف و يك مسئوليت بشناسد و امكانات توسعه و پيشرفت را براي همه ساكنان خود از همان آغاز كودكي ونوجواني فراهم آورد امروزه و بيشتر از شهرهاي گذشته، كوچك و بزرگ فرصت هاي بي شمار براي آموزش فراهم آورده اند. به عبارت ديگر، به هر شكل و وضعيتي كه باشد شهر در بردارنده عناصر و عوامل حياتي براي يك آموزش منسجم و هماهنگ است. شهر آموزش دهنده شهري است با شخصيت ويژه خود و درعين حال جزئي است از ملت خود; بنابراين شاخص هر شهري با اوضاع و احوال كشور خودش ارتباط دارد. شهر آموزش دهنده، شهري مستقل نيست بلكه ارتباطي جدي با محيط و مناطق اطراف خود درداخل و خارج از كشور دارد. هدف از اين مبادله ارتباطات، تجربه ها و دانائي به منظور بالا بردن سطح زندگي اهالي است. در اين جستاره اعلاميه بارسلونا پيرامون منشور شهرهاي آموزش دهنده از نگاه مي گذرد. شهر آموزش دهنده شهري است در حال تكامل پي گيرانه باسيستم پيچيده خاص خود كه تعاريف فراوان دارد. چنين شهري ارجحيت و اولويت را به سرمايه گذاري فرهنگي و آموزشي مادام العمر اختصاص مي دهد. يك شهر وقتي آموزش دهنده شناخته مي شود كه وظائف آموزش را بشناسد و براي توسعه آن عمل كند; در ضمن سنت هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي مربوط به آن را رعايت كند. شهر آموزش دهنده بايد آموزش و تعليم را به عنوان يك هدف و يك مسئوليت بشناسد و امكانات توسعه و پيشرفت را براي همه ساكنان خود از همان آغاز كودكي و نوجواني فراهم آورد. دلايل توجيه اين وظيفه تازه را در هدف هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و بالاتر از همه در هدف هاي فرهنگي و آموزشي بايد يافت. سال 2000 سال كشمكش بزرگ به خاطرسرمايه گذاري براي آموزش فردي هر شهروند است. به گونه اي كه شهروندان بتوانندقابليت هاي انساني خود را در زمينه هاي توليد، خلاقيت و مسئوليت افزايش دهند و در عين حال بتوانند. به عنوان عضو جامعه حق اظهار نظر، مذاكره ومقابله و همكاري را داشته باشند. ويژگي هاي شهر آموزش دهنده شهر وقتي آموزش دهنده است كه سخاوتمندانه همه امكانات وقابليت هاي خود را براي اهالي عرضه كند و اگر اين موضوع براي ساكنان آن روشن شد راه هاي درك و فراگيري آن را به كودكان و جوانان خود بياموزد. شهرهايي كه دركنگره بين المللي شهرهاي آموزشي كه در بارسلونا - تشكيل 1990نوامبر شد شركت كردند اصولي رابراي شكل گيري تحركات آموزشي پيشنهاد آن هم كردند در زماني كه ديگر موضوع رشد كودكان و دوره سنين بلوغ نوجوانان را نمي شود به سهل انگاري و بي اعتنايي واگذار كرد. شهر آموزش دهنده در بردارنده يك سلسله ابتكارهاي پردامنه آموزشي است كه ريشه هاي آن، دلايل، اهداف و مسئوليت هاي آن متنوع و متفاوت است. از جمله مراكز رسمي روش هاي آموزشي، غيررسمي با اهداف از پيش تعيين شده، پيشنهادها يا تجربه هاي زندگي مردم كه به طور تصادفي يا از راه موقعيت بازار ظاهر مي شوند هر چند اين پيشنهادها يا تجربه ها گاه ممكن است متضاد به نظر رسند ولي به خودي خود هميشه يك راه و روش مورد پسند را با زبان جديد ارائه مي دهد و فرصت هايي را فراهم مي سازد تا اوضاع جهاني بهتر فهميده شود و زندگي شخصي و اجتماعي مستغني تر شود. شهرهاي آموزش دهنده چه به طوردوجانبه يا چندجانبه درزمينه تبادل تجربه ها بايكديگر همكاري همديگر مي كنند، را در طرح هاي مطالعاتي و سرمايه گذاري چه مستقيم يا از طريق سازمان هاي بين المللي ياري خواهند داد. مهم تر اينكه، ديگر كودكان ونوجوانان يك عامل غيرمتحرك در زندگي شهر واجتماع نيستند. در كنفرانس 1989 20 نوامبر سازمان ملل متحد بر اصولي كه دراعلاميه جهاني شهروندان كودك راجع به حقوق كامل سياسي و مدني اطفال وجود داشت تاكيد جدي به عمل آورد، بنابراين آنهامي توانند از حقوق شركت وهمكاري در مسائلي كه متناسب با سطح شعور آنها باشد برخوردارشوند. به عبارت ديگر، حمايت از جوانان ديگرمانند سابق فقط در بزرگ كردن آنها نيست بلكه در پيدا كردن يك موقعيت مناسب در بين بزرگتران ونسل هاي ديگر است. نتيجه اينكه يك حقوق تازه شهروندي (مدني ) برقرار شده است و آن حقوق مربوط به شهرآموزش دهنده است. اولين قدم، تاييد تعهداتي است مربوطبه شهر كه از كنفرانسيوني كه درباره كودكان در 29 سپتامبر 30و در 1990 نيويورك برگزار شد ريشه مي گيرد. اصول شهر آموزش دهنده همه كودكان و نوجوانان يك شهر حق دارند در آزادي و برابري از امكانات آموزش، فراغت و فرصت هاي فردي كه آن شهر ارائه مي كند برخوردار شوند. در اين زمينه همه كودكان با انواع نيازهايشان بايد در نظر گرفته شوند. آموزش يك فهم اجتماعي است كه براي صلح بين المللي، تفاهم و همكاري تشويق مي شود و هيچ شهروندي با هر رنگ و نژاد و جنسيت و فرهنگ و ديگر از ويژگي ها، اين امر مستثني نخواهد بود. در برنامه هاي شهرسازي ودولتي اقدام هاي لازم براي رفع هر نوع موانعي كه باعث محدوديت حقوق و برابري مي شود بايد به عمل آيد و اين كار هم بر عهده شهرداري ها و هم ديگر موسسه هاي حكومتي كه در كارهاي شهري موثرند است. اهالي شهر نيز هم به طور انفرادي و هم از راه مجامعي كه به آن وابسته هستند متعهد به انجام اين وظيفه اند. مسئوليت شهرداري هاشهرداري ها بايد مسئوليت هاي فرهنگي و آموزشي را به طورجدي اعمال كنند: اعم از اين كه سيستم هاي آموزشي رسمي باشد يا غيررسمي، ياسياست هاي فرهنگي مختلف باشد، بايد منابع فراگيري و راههاي مختلف وصول به واقعيتهاي موجود در آن شهر باز باشد. نقش شهرداري ها، هم بايددريافت اختيارات وتصميم هاي قانوني از حكومت يا دستگاه ناحيه اي باشد وهم برقرار كردن سياست هاي محلي قابل عمل مبتني بر ترغيب مشاركت همگاني و تلاش همگاني از راه نهادهاي مختلف اجتماعي و مردمي و سازمان هاي داوطلب. نگرش جامع شهر بايد يك ديد جامع نسبت به امكانات آموزشي داشته باشد، در وسيع ترين زمينه اعمال قدرت در مورد مسائل آموزشي، كيفيت سطح زندگي كودكان، عدالت اجتماعي و بالا بردن امكانات براي جوانان صورت پذيرد. آموزش و پرورش در چهار چوب مسئوليت ها شهرداري بايد مشوق توسعه آموزش و ابتكارها وتحولاتي باشد كه در اهداف و برنامه هاي آموزشي در مراكز مختلف فرهنگي اعم از ناحيه اي، ملي، همگاني و يا خصوصي رخ مي دهند به گونه اي كه آموزش و پرورش كودكان و جوانان در راهي قرار گيرد كه يك شهروند خوب بار بيايد. مسائل تفريحي، فرهنگي، تبليغاتي شهرداري بايد ازتاثيراتي كه مسائل فرهنگي، تفريحي و تبليغاتي روي كودكان مي گذارد برآورد داشته باشد و اگر بخشي از اين برنامه ها بويژه تبليغات براي كودكان مناسب نباشد با روش هاي خاصي آنها راتوجيه كند، در اين زمينه شهرداري بايد تعادلي ظريف ميان نياز كودكان به خودمختاري و حمايت از آنان برقرار كند. شهرداري بايد مجامعي براي بحث و تبادل نظر بين جوانان وبرنامه هائي مانند مبادلات با ديگر شهرها فراهم سازد تا براي آنها تغييرات ناشي از محيط زيست شهري قابل پذيرش باشد. توجه به زندگي كودكان و نوجوانان براي برآوردن نيازهاي كودكان، نوجوانان و جوانان همراه با ديگر شهرداري همشهريان، بايد فضاهاي مناسب و تسهيلات در زمينه هاي فرهنگي، اخلاقي و اجتماعي فراهم آورد. يعني شهرداري بايد در تصميم گيري هايش به زندگي كودكان و جوانان خود توجه كامل داشته باشد. همياري در زمينه هاي آموزشي شهر بايد در تلاش و كوشش والدين در بزرگ كردن فرزندان خود نوعي تشريك مساعي در زمينه آموزشي داشته باشد تا يك روحيه اقدام متقابل در آنها به وجود آيد. به همين ترتيب بايد طرح ها و برنامه هاي لازم براي همه آموزگاران و كساني كه با تعليمات كودكان سروكار دارند فراهم آيد، اين موضوع شامل كساني كه در خدمت رفاهي و نجات بخشي زير نظر شهرداري كار مي كنند نيز بشود. مساعدت به بزرگسالان و خردسالان شهر بايد بزرگسالان و خردسالان را مجهز و مساعدت كند تا موقعيت خود را درجامعه به دست آورند بايد توصيه ها و اندرزهاي لازم را در مورد مسائل شخصي و شغلي براي آنان فراهم سازد تا آنها قادر شوند در سطوح گوناگون و گسترده، فعاليت هاي اجتماعي شركت داشته باشند. در مورد تعاليم مربوط به كار ضروري است برنامه هاي آموزشي، نيازهاي بازاركار را در نظر بگيرد و سياست آموزشي در عين حال كه بايد پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد بايد با اتحاديه هاي كارگري و بازرگاني نيز در زمينه توليد مشاغل همكاري داشته و موقعيت بازاركار را در نظر داشته باشند. توجه به حاشيه نشيني شهر بايد از جريان هاي مربوط به حاشيه نشيني، محروميت ها و تاثيراتي كه در شئون گوناگون حاشيه نشين ها مي گذارد آگاه باشد تا بتواند به نحو رضايت بخش با آن مقابله كند. بايد توجه خاص به كودكان و جوانان تازه وارد (اعم از اينكه مهاجر باشند يا پناهنده ) مبذول شود تا آنها احساس غربت نكنند وخود را در شهر خود حس كنند. آموختن تصميم گيري شهر بايد مجامع و باشگاههائي را تشويق كند تا جوانان در آن جا تصميم گيري را بياموزند. فعاليت هاي آنان بايد در خدمت به جامعه راهنمائي اطلاعات شود، و نظرات و آرا آنان جمع آوري و سپس منتشر شود تا حس اجتماعي، اخلاقي و فرهنگي جوانان تشويق و توسعه يابد. اطلاعات آموزشي شهر آموزش دهنده بايد با تعليم و تعلم آموزش دهد، اطلاعات آموزشي داشته باشد، وسايل و ابزارهايش را طوري در دسترس بگذارد كه استفاده از آن براي همگان آسان و يكسان باشد و اين اطلاعات به واقع به همه سطوح اهالي در سنين گوناگون مربوط باشد. اگر ضرورت ايجاب كند بايد مراكزي ويژه براي ارائه اطلاعات و همكاري و فراگيري جهت كودكان و مربيان آنها تشكيل شود. هويت شهريك شهر آموزش دهنده بايد بفهمد چگونه هويت خود راشناسائي، حفظ و ارائه كند، اين موضوع است كه شهر را ممتاز مي سازد ودر عين حال براي تبادل نظرسازنده با اهالي خود و ديگر شهرها توانا مي كند. سنت ها و آداب و رسوم آن بايد با روش هاي بين المللي سازگار باشد. شهر بايد يك دورنماي زيبا و جذاب از خود ارائه دهند بدون اين كه به منابع طبيعي و محيط زيست خود لطمه بزنند. تكامل شهرتحولات و تكامل و رشد يك شهر بايد با هماهنگي بين نيازهاي تازه و حفظ ساختمان هاو بافت قديمي شهر كه نشانه اي از گذشته ها است صورت پذيرد. برنامه ريزان شهري بايد تاثير عظيم محيط زيست شهري را در توسعه و تكامل افكار كودكان و جوانان در نظر بگيرند، برنامه هايشان بايد طوري باشد كه آرمان هاي شخصي و اجتماعي كودكان را شامل شود و در عين حال از جدا كردن و تفكيك نسل ها پرهيز كنند تا اين نسل ها از همديگر بياموزند. زمان فضاهاي شهري بايد نشان دهد كه نيازهاي كودكان و جوانان را در زمينه تفريحات واوقات فراغت درك كرده وشناخته بايد است درهاي آن شهر براي ارتباط با ديگر شهرها و همچنين طبيعت باز باشد و در عين حال مبادلات و برنامه هاي متقابل را باديگر نقاط كشور تشويق كند. فضاي سالم شهر بايد نوعي از كيفيت زندگي را تضمين كند كه برپايه محيط و فضاي سالم و چشم انداز خوش و تعادل طبيعت استوار باشد. شهر بايد آزادي طبيعي و متنوع رابراي كودكان وجوانان تشويق كند، مناطق جالب براي آنها فراهم سازد و هرگونه ابتكارهاي همگاني و نظرات پيشرفته را خوش آمد بگويد و كوشش كند ناهماهنگي ناشي از معيارهاي خاص بازار برطرف سازد. كودكان و جوانان حق دارند كه در طراحي و برنامه ريزهاي آموزشي نظراتشان بازتاب يابد و وسايلي در اختيار آنها گذاشته شود تا برنامه هاي اصلي آموزش و اداره شهر را دريابند و بفهمند كه مسئولان شهر در همه زمينه ها، فستيوالها و جشن ها و برنامه هاي گوناگون كه سازماندهي مي كنند آنها را در نظر دارند. يك شهر آموزش دهنده تفاوت بين نسل ها را قبول ندارد. اصول فوق نقطه حركتي است براي تحرك و توسعه قابليت آموزشي شهر براي همه شهروندان از اين رو اين منشور باوجود مسائلي كه هنوز بيان نشده است بايد توسعه يابد. دفتر ارزشيابي و كنترل طرح هاي معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران ترجمه: دكتر ناصر صادقي