Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760312-20853S1

Date of Document: 1997-06-02

اخترشناسي يافته هاي علمي در سال 1996 به نقل از ديسكاور ژانويه - 1997 بخش نخست هر كسي كه به يك تلسكوپ نسبتاخوب دسترسي داشته باشد، ممكن است بتواند تصويري از پلوتو تهيه كند، اما اين تصوير چيزي بيشتر از يك نقطه ناواضح نخواهد بود. دنباله داري با گذرستاره Xپرتوي دنباله دار هياكوتاك ازنزديكي زمين در اوايل بهار سواي يك فرصت استثنايي براي اخترشناساني كه از پشت بام خود در پي آن بودند، براي دانشمندان و اخترشناسان حرفه اي نيز دستاورد عمده اي داشت: براي نخستين بار دنباله داري يافت شد كه از خود پرتو X تابش مي كرد. در اين مورد اخترشناسان مركزپروازهاي فضايي گوداردناسا و موسسه ماكس پلانك براي فيزيك برون زميني در آلمان، با بهره وري از ماهواره ROSAT كه يك رصدخانه پرتو X فضايي است، يك ناحيه درخشنده هلال مانند /30 000راتا مايلي كما ( Coma) لايه ضخيم گاز و غبار پراكنده سازنده نورخورشيد كه از هسته دنباله دارجريان دارد، شناسايي كردند. پس ازآن دانشمندان آلماني دانسته هاي گردآوري شده به وسيله ROSAT را درجريان يك پيمايش سراسر آسمان درسال 1990 مرور كردند و چهاردنباله دار ديگر را يافتند كه پرتو تابش X مي كردنداين به ما نشان مي دهدكه مورد هياكوتاك تصادفي نيست كري ليس، سرپرست تيم گودارد مي گويد احتمالا تمام دنباله دارها تاحدودي پرتو X تابش مي كنند. اخترشناسان هنوز مطمئن نيستند كه اين پرتوها چگونه پديد مي آيند، اما انرژي آنها بايستي از خورشيد بيايد. يكي از سرچشمه هاي احتمالي، باد خورشيدي است. ليس مي گويدذرات قويا بارداري را مجسم كنيد كه با سرعت از خورشيد جريان يافته و با دنباله دار برخورد مي كنند. احتمال ديگر ميدان مغناطيسي خورشيد است كه هياكوتاك به هنگام گذر از منظومه شمسي از آن نيز عبور كرد. احتمال دارد، به هنگام گذردنباله دار از ميدان مغناطيسي خورشيد، اين ميدان دچار تغييرات ناگهاني شده باشد كه به نوبه خودموجب تغيير در ميدان مغناطيسي و جريان هاي درون ستاره گشته ليس توضيح مي دهداين شبيه به وضعيتي است كه به هنگام برخورد آذرخش به ساختماني روي مي دهد، در اين حالت فيوزها مي پرند و به عبارتي جريان را برمي گردانند و تمام مدار با يك موج نيروي الكتريكي روبه رو مي شود. ما فكر مي كنيم كه چنين حالتي ممكن است بتواند انرژي الكتريكي را به پرتوهاي X تبديل كند. بارش برف بر پلوتوهركسي كه به يك تلسكوپ نسبتا خوب دسترسي داشته باشد، ممكن است بتواند تصويري از پلوتو تهيه كند، اما اين تصوير چيزي بيش ازيك نقطه ناواضح حتي نخواهدبود با تلسكوپ فضايي هابل هم پلوتو تنها پنج عنصر تصويري وسعت دارد. اما سال گذشته تيمي به سرپرستي اخترشناسي آلن اشترن، از موسسه پژوهشي Southwest در بولدر، كلروادو، ازاين تصاوير كم وضوح، جزئيات جالبي از سطح اين سياره به دست آورد. اشترن و همكارانش با به كارگيري ازتلسكوپ فضايي هابل، تصاوير متعددي از پلوتو درطول يك شبانه روزش /6 4كه معادل شبانه روز زمين گرفتند است. با، برهم نهادن اين عكس ها و پياده كردن آنها روي يك كره، آنها توانستندلكه هاي روشن و تيره اي را روي آن و درحقيقت بر سطح يخي پلوتو مشخص درمجموع كنند آنها بين 7 و 9 لكه بر سطح سياره يافتند، كه هركدام صدها مايل وسعت دارند، يك كلاهك يخي قطبي كه به وسيله يك نوار تيره دو بخش شده نيز از آن جمله است. اگرچه ممكن است برخي از اين مناطق پديده هاي سطحي پايداري چون حوزه ها ( basins) و دهانه هاي برخوردي (eraters) باشند، اما اشترن و همكارانش براين باورند كه بيشتر آنها الگوهاي گذرايي در سطح يخزده سياره و يا به عبارتي پديده هاي اقليمي (آبو هوايي ) اند. آنها گمان مي كنند، يخي كه تازه از اتمسفر روشن فرونشسته، است، اما يخي كه به صورت برف مدتي است كه فرونشسته، به سبب آن كه مدت درازي زير بمباران خرده شهابسنگهاي غبارمانند و نيز تابش هاي كيهاني بوده، رنگ تيره يافته است. برسطح پلوتو كه گمان مي رود از متان، نيترون و مونواكسيدكربن يخ زده و جامد تشكيل يافته و عموما رنگ صورتي متمايل به نارنجي (salmon) دارد، به گفته اشترن پرتوهاي فرابنفش خورشيد، برخي از يخ ها را به هيدروكربن هاي پيچيده تبديل كرده است. پلوتو هميشه يك سرسوزن بوده اشترن مي گويداما امسال تبديل به يك شي ء واقعي شد.! كاوه جوي گاليله در ماموريت خودكشي آسيب ديده و فرسوده از يك سفر هفت ساله در فضاي بين سياره اي; فضاپيماي گاليله بالاخره در به مشتري 1995دسامبر رسيد و كاوه ( Probe) ويژه پژوهشهاي جوي خود را به سوي سياره رهاكرد. پس از آن بخش مدارگرد ( Orbiter) فضاپيما، پرواز در يك رشته مدارهاي مركزگريز و حلقوي را دربين ماه 16 مشتري ادامه داد. اگرچه درمجموع يك نوار معيوب ضبط سيل داده ها، اطلاعات به دست آينده را كه عملابه زمين فرستاده مي شد، به قطره اي محدودكرد، اما همين قطره نيز به نوبه خود حجم انبوهي اطلاعات درباره جو اين سياره ونيز مهمترين ماه هايش - يو، گانيمد اروپا، و كاليستو - دراختيار دانشمندان قرار داد. اين چهارماه مشتري در سال 1610 به وسيله خود گاليله كشف شدند. و اما كاوه جوي گاليله در جريان اين مامويت خودكشي، پيش از آن كه در جو بزرگترين سياره منظومه شمسي بگذرد 80 تامايل 90 در درون آن فرورفت، درحالي كه بخش مدارگرد سرعت و زاويه سقوطش را پيگيري مي كرد. داده هاي به دست آمده از اين اندازه گيري ها، نشان دادند كه كاوه - درسراسر اين مسير در كام بادهايي با سرعت بيش از 400 مايل برساعت گرفتاربوده -سرعتي كه بسيار بيش از براوردهاي پيشين در مورد بادهاي جو مشتري است. (يك دانشمند ناسا، به صورت مستقل و با بهره وري از يك تلسكوپ زميني، عملا در فاصله نيم ميليارد كيلومتري كاوه و به وسيله سنجش سيگنال هاي آن كه تنهاوات 25 قدرت داشتند درستي نتايج اين اندازه گيري ها را ثابت كرد ) اين بادها، با چنين سرعتي و نيز در اين ژرفا از جو سياره، نمي توانند نيروي خود را چون بادهاي زمين از گرماي خورشيد بگيرند و آنچنانكه پيش از اين نيز برخي پژوهشگران حدس زده بودند احتمالا بايد دراثر گرماي دروني خود مشتري پديد آيند. بررسي داده هاي به دست آمده از ماموريت اين كاوه در سال گذشته نشان داد كه مشتري نه تنها سياره اي داغ، بلكه به صورت شگفت انگيزي خشك و بدون آباست. برپايه اين يافته ها، آب در جومشتري بسيار نايابتر از مقداري است كه بايستي در مشتري; سياره اي كه گمان مي رود دستكم بخشي از آن از ستارگان دنباله دار سرشار از آب تشكيل يافته; وجود داشته باشد. در اين مورد، يا دانشمندان در شناخت خاستگاه مشتري به خطا رفته اند - و يا اين كه اقليم و آب و هواي اين سياره و به ويژه فرايند همرفت - كه به وسيله آن گرما از جو سياره خارج مي شود، موجب پراكندگي آب در سراسرچنين سياراتي مي گردد. ما به معناي واقعي چشم انتظار ديدن فرايند همرفت در يك سياره بوديم چون كه فكر مي كرديم شناخت بيشتري از فرايندها و سازوكارهاي سيارات به ما مي دهد اندرواينگرسول يك دانشمند علوم سياره اي در كالتك (موسسه تكنولوژي كاليفرنيا Calitech) مي گويدحالا آنقدر تصويرهاي تازه از مشتري به دست آورده ايم كه گيج شده ايم! و اما بخش مدارگرد گاليله، در سه دور نخست پرواز خود برگرد مشتري، تصاويري از آنچه كه به نظر مي آيد تندر توفان هاي ( Thunderstorm) غول آسا به بلنداي بيش از 20 مايل برفرازپوشش ابري مشتري باشد، به زمين فرستاد. اينگرسول گمان مي كند كه كاوه پرتاب شده به سوي سياره ممكن است داده هاي خود را از موقعيتي گرفته باشدكه در عمل نوعي حالت تصوير آيينه اي (Image Mirror) نسبت به يكي از اين توفان ها داشته است - نوعي گردباد غول آساو خشك، مشابه آنچه در بيابان هاي زمين ديده مي شود. به بيان ديگر، ممكن است كه كاوه يك نقطه خشك (spot dry)با گسترش محدود و منطقه اي را درنزديكي استواي مشتري كشف كرده باشد، و داده هاي حاكي از - كمبود آب مربوط به اين منطقه و نه تمامي سياره باشند. در اين مورد، داده هايي كه در جريان دو دور بعدي پرواز در نزديكي مشتري و نيز هفت پرواز برنامه ريزي شده براي سال 1997 گردآوري خواهندشد نشان خواهند داد كه اين فرض اينگرسول درست بوده است يا نه. علاوه بر آن، فضاپيماي مدارگرد، بهترين تصويرهايي راكه تاكنون از ماه هاي مشتري بدست آمده در اختيار دانشمندان قرار داد. در اين ميان ماه كوچك يو (IO) از زماني كه در 1979 فضاپيماي رهنورد (voyager) وجود آتشفشانهاي بسياري را برآن گزارش كرد، همواره مورد توجه بوده، اما معمولا پوشيده در غبارهاي آتشفشاني است. گاليله حتي تصويري از يك آتشفشان در حال فوران كه يك ابرگاز به بلنداي 60 مايل را در فضا پخش كرده بود به زمين فرستاد. نكته مهمتر و شگفت آورتر، وجود شواهدي بر فعاليت دروني در گانيمد است، چرا كه يو آنقدر به مشتري نزديك است كه كشش كشندي سياره غول آساي مشتري، بخش دروني آن را گرم سازد، اما گانيمد چنين نيست. اما در ماه ژوئن سال گاليله گذشته، نشان داد كه گانيمد ميدان مغناطيسي ويژه خود را دارد كه بنوبه خود نشانه اي است از آن كه نوعي شاره داغ و از لحاظ الكتريكي باردار در درون آن در حال حركت است. در اين مورد يك نظريه موجود عنوان مي كند كه گانيمد زماني به مشتري نزديك تر بوده، بدان حد كه نيروي كشندي آن موجب گرم شدن و گداختن بخش هاي دروني گانيمد گشته و پس از فاصله گرفتن آن از مشتري هنوز اين گرما را كاملااز دست نداده است. و اما در مورد اروپا. ( Europa) كه ماه بعدي مشتري پس از يو است، برخي پژوهشگران آن را جالبترين ماه مشتري چرا مي دانند كه پوسته يخي آن ممكن است اقيانوسي از آب مايع را در دل پوشيده داشته باشد. دستكم اين چيزي است كه عكس هاي گاليله نشان مي دهند: الگوي شكستگي ها و دهانه هاي برخورد شهابسنگ ها برآن به وجود پوسته اي اشاره دارد كه مداوما مي گدازد و از نو خود را بازسازي مي كند. حتي برپايه يك نوارهاي نظريه، تيره و روشن كه به طول بيش از 600 كيلومتر بر سطح گانيمد كشيده شده اند، ممكن است در اثر حركت يخچالهايي از آب منجمد در آميخته با سنگ (مشابه با آثار بجا مانده از يخچالها بر روي زمين - م ) پديد آمده باشند. و اگر چنين اقيانوسي واقعا در گانيمد وجود داشته باشد بنوبه خودمي تواند عامل پيدايش يك ميدان مغناطيسي ضعيف گردد كه ممكن است بعدا بوسيله گاليله شناسايي شود و البته از هم اكنون برخي مغزهاي بارور و دورانديش در جهان دانش اين فرض را مطرح ساخته اند كه چنين اقيانوسي ممكن است بستري براي پيدايش زندگي در سطح ميكروبي براروپا باشد. درمجموع، ماموريت گاليله با تمام مشكلات فني كه در جريان آن بروز ماموريتي كرد، پربار بودكه البته هنوز تكميل نشده است. در طول امسال، گاليله بايد از اروپا و كاليستو، آخرين ماه عمده مشتري بازديد كند. پس از آن در صورتي كه پول مورد نياز براي ادامه برنامه فراهم شود، دانشمندان ايده متمركز كردن تمام امكانات فضاپيما بر اروپا و سپس در سال 1999 به بازگرداندن آن به سوي كمربند تابشي (belt Radiation) يو براي آخرين ديدار با اين ماه آتشفشاني را در سر مي پرورانند. و البته پس از آن ابزارآلات حساس و ظريف گاليله در اين كمربند تابشي بتدريج خواهند سوخت و اين فضاپيماي كوچك و سرسخت براي هميشه خاموش خواهد شد.