Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760311-20779S1

Date of Document: 1997-06-01

سينما، تفريح سالم، جذاب و آگاه كننده است صنعت سينما و سالن هاي سينما از روزهاي آغاز تا امروز - (بخش اول ) در حاليكه جمعيت در شهرها در دو دهه اخير افزايش چشمگيري داشته سالن هاي سينما به يك سوم كاهش يافته است ارزان ترين تفريح با آتش سوزي در سينماي آزادي يكي از پرمشتري ترين و زيباترين سينماهاي تهران به تعطيلي كشيده شد، با توجه به اينكه سينماها به ويژه پس از انقلاب بعنوان ارزانترين و پرجاذبه ترين تفريح نزد خانواده ها و نيزجوانان شناخته شده، حفظ سالن هاي سينما و افزودن بر تعداد آنها حفظساعات فراغت و بيكاري گروه هاي مختلف اجتماعي بشمار ميرود. درگزارش حاضر نگاهي داريم به صنعت فيلم و سينما از آغاز تا امروز درايران، موقعيت كنوني سينما، نيازهاي نسل جوان و چشم انداز آينده كه طي دوشماره مي خوانيم. به غروب آفتاب كه ميرسيديم، دلگيري هاي نهفته در دل و جان بود مادر بسرعت با حوله اي لوله چراغ گردسوز را از بيرون و درون تميز مي كرد و با صلواتي كبريت را مي گيراند و به فتيله نزديك مي كرد. تنها سرگرمي راديو برقي و باطري بود مال اتاق همسايه كه با خست تمام، فقط، خبر به خبر روشن مي شد و اگر غير از اين حرفي و حديثي داشت، صدايش را آنقدرپائين مياورد كه جز خودش مارا ياراي شنيدن نبود، مي گفتند تلويزيون هم آمده، يك جعبه چوبي تقريبا بزرگ و سنگين كه درونش يك سينماقرار داشت آنها كه دستي به جيب داشتند و از ناله و نفرين نمي ترسيدند، اين جعبه به اصطلاح شيطاني را به خانه مي بردند و ما فقط تعريفش را مي شنيديم. اينكه سينماي به آن بزرگي به خانه بيايد سخت عجيب مي نمود، بعدها در قهوه خانه ها نيز تلويزيون جا باز كرد، و مي ماندهفته اي يك روز سينما، آنهم عصرهاي پنج شنبه يا صبح هاي جمعه، چه كيفي داشت يك روز سينما و يك يا دو هفته با ياد تصاوير هيجان انگيز زندگي كردن، سينما ارزان ترين و دم دست ترين وسيله سرگرمي بود. از آن روزهاي پرخاطره كه تنها تفريح ارزان و راحت سينما بود، تا امروز كه با همه وسايل سرگرم كننده، كانال هاي تلويزيوني، ويديو و فيلم هاي سينمايي باز سينما ارزش و منزلت ديرينه خود را حفظ كرده است... اين راه طولاني پرخاطره ادامه دارد. شايد جذبه و جذابيت فيلم و نمايش، دست يازيدن به افق هاي باورنكردني در سيطره داستان هاي سينمايي، عامل بزرگي است در روي پا ماندن تصوير و صدا و سينما... با اينهمه فرق است بين تماشاگران عاشق و مشتاق ديروزسينما و تماشاگران و منتقدان و نظريه پردازان عرصه هنرهاي تصويري. حديث نمايش فيلم و مشتري سالن هاي مختلف، در آن روزها كه تعداد سالن ها با تعداد تماشاچي هم آهنگ بود و امروز كه نه تنها برتعداد سالن ها افزوده نشد كه جمعيت تماشاگر و مشتاق فيلم و سينما ده ها برابر شده است. و اين نيم نگاهي است به وضعيت نمايش و توليد و صف مشتاقان تماشاي فيلم هاي موجود و تفريح نه چندان ارزان قيمتي به نام سينما روزهاي نخست نمايش فيلم را در كتابهاي تحقيقي و نيز سرگذشت سينماي ايران، از سالن هاي كوچك درباري اواخر قاجاريه و حركت هاي اوليه ورود فيلم هاي حلقه اي و ده دقيقه اي نام برده اند، آنهم زماني كه جماعت شهري تازه ميخواست با مظاهر تمدن آشنا شود. با اينهمه اگر دست پرقدرت بالانشين ها و آدم هاي مستفرنگ نبود، سينما به اين زودي ها عموميت پيدا نمي كرد. از نخستين بانيان فيلم و نمايش، بايد به شخصي به نام روسي خان اشاره كرد كه كارش را با داير كردن عكاسخانه اي براي خانواده بزرگان آغاز كرد و سپس كار نمايش را نيز با تكيه بر قدرت مقتدرين از جمله دوله ها و سلطنه ها.. دنبال كرد. زماني كه فيلم هاي از راه رسيده فرنگي در سالن كوچك روسي خان، و بعدها هتل، رستوران، لقانته به نمايش در مي آمدند، تماشاگران عموما وزير وزرا و خانواده آنها بودند كه سينما رفتن را بعنوان يك گردهم آيي مد روز مطرح مي كردند، به ويژه شبهاي آغازين نمايش كه حتما شازده ها و همراهانشان با دعوت قبلي به صرف ميوه و شام و تماشاي فيلم حضور تبليغ كننده اي داشتند. سينما و تماشاچي عام با توجه به اينكه اين تفريح جديد كه بعدها بعنوان صنعت راهش را ادامه داد براي بقا و پيشرفت احتياج به حضور تماشاگران مختلف داشت كه با پرداخت پول بليط، مشتري دائمي باشند، تبليغات وسيع براي جلب اين گروه آغاز شد. به عقيده اولين واردكنندگان فيلم اين حرفه در صورتي به موفقيت مي رسيد كه خانواده ها از آن استقبال كنند، در حاليكه تماشاگران اوليه سينما را در گام هاي نخست جوانان جستجوگر و مشتاق تشكيل ميدادند و بعد كارمندان دولت. با آمدن فيلم هاي دوپرده اي كمدي كه بيشتر صامت هم بودند، كم كم به صف علاقمندان افزوده شد، بهمين جهت حرفه جديد سينماداري بيشتر با سرمايه گذاري اقليت هاي مذهبي رونق گرفت و كم كم سالن هاي سينما در گوشه و كنار شهر قد كشيد، سينماهايي در لاله زار و چند ميدان بزرگ ساخته شد كه غير از قراردادن تعدادي مبل در انتهاي سالن كه لژ لقب گرفت، بقيه فضاي سينماها را با نيمكت هاي چوبي پوشش مي دادند، نيمكت هايي كه در قسمت مثلا درجه سه حتي تكيه گاه هم نداشت، ولي استقبال جماعت تماشاچي كه گاه بيشتر از چند بار به تماشاي فيلم دلخواهشان ميرفتند باعث شد تا روز بروز وضعيت سالن ها با دخالت شهرداري بهترشود. فيلم ايراني، تماشاگر ايراني در حاليكه نمايش فيلم هاي از راه رسيده در كل بزبان اصلي براي بود، جلب نظر بيشتر تماشاگران، در بعضي از سالن هاتشريح كننده صحنه اي باب شد، به اين گونه كه همزمان با نمايش پرده هاي فيلم، آدم تعريف كننده اي با يك چوب نازك بلند كه به آن گزن مي گفتند، ماجراها را صحنه به صحنه تعريف مي كرد و آنچه را كه خود ازداستان فيلم فهميده بود براي تماشاچيان بازگو مي كرد، اين مورد درسينماهاي درجه اول همراه با موسيقي پيانو توجه بيشتري را بوجودمياورد. با توجه به اينكه در زمينه ارائه هنر، بويژه هنرهاي تصويري مانند سينما، نوآوري از جنبه هاي مهم كار بشمار ميرفت، عامل صدا وموسيقي كه در خود فيلم و همراه داستان پخش ميشد، بداعت و جذابيت ديگري را باعث ميشد، در اين اوقات با از راه رسيدن نخستين فيلم هاي ايراني، با بازيگران ايراني و داستان ايراني تحول تازه اي در كارنمايش بوجود آمد، فيلم سينمائي دختر لر كه توسط عبدالحسين سپنتا درهندوستان با استفاده از عوامل تكنيكي آنها ساخته شده بود، با سروصداي زيادي در تهران بروي پرده نمايش جاي گرفت، در اينجا بسياري از خانواده ها اولين قدم ها را در راه تماشاي فيلم برداشتند، درست در زماني كه تنها تفريح مردم، بويژه مردان، نشستن در قهوه خانه ها و استفاده از نقل نقالان بود، سينما و نمايش فيلم، بخصوص فيلم ايراني با موسيقي و داستان ايراني مهمترين حركت تفريحي بشمار ميرفت. بعبارتي اين فيلم باعث جلب توجه سينما دوستان، بويژه خانواده ها شد و از اينجا، سينما بعنوان يك صنعت پولساز راهش را پيدا كرد. اولين سينماهافروش فيلم هاي مختلف خارجي وايراني و افزوده شدن بر تعداداهالي سينما، يعني آنها كه در زمينه هاي مختلف كار سينما فعاليت داشتند عامل مهمي در گسترش سينماداري در تهران و شهرهاي بزرگ و نيز شهرهاي كوچك بود، بسياري از سينماداران با استفاده از وام هاي بانكي و اداري و زمين هاي ارزان قيمت بر تعداد سينماهايشان افزودند و هنگامي كه صنعت دوبله نيز با اقدام گروهي از دست اندركاران و دانشجويان مقيم ايتاليا باعث جلب بيشتر تماشاچي شد، سينمابه عنوان جايگاهي فرهنگي و نيز تفريحي نزد گروه هاي مختلف مردمي مطرح شد. در اين ميان سينماهايي در نقاط مختلف شهر جاي خود را باز كرد، براي مثال سينماتمدن با اينكه چندين بار تابحال تغيير نام داده ولي نزد گروههاي تماشاچي اطراف ميدان مولوي با همان نام تمدن شهرت خود را حفظ اين كرده است سينما با داشتن دو سالن زمستاني و تابستاني در دهه بيست و سي جزو پرمشتري ترين سينماهاي تهران قرار داشت، فضاي سينما به سه قسمت تقسيم شده بود، لژ با صندلي هاي تك نفره و بليط ده ريالي، درجه دو با نيمكت هاي پشتي دار و بليطهشت ريالي و درجه سه كه بيشترين فضا را اشغال كرده بود با نيمكت هاي بدون پشتي و بليط 6 ريالي به تماشاگرانش سرويس مي داد. سينماهاي بزرگ متولد مي شوددر اواسط دهه چهل و صنعت پنجاه، نمايش فيلم و سينمادچار دگرگوني با شد ساخت سينماهاي ممتاز و درخور اهميت انواع ديگري از فيلم ها كه زمينه هاي تازه اي را از لحاظ تصوير و صدا و اندازه مطرح مي كرد در مقابل ديد مشتاقان هنر هفتم قرار گرفت، از نوع سينه راما كه تمام نقاط ديد رادر بر مي گرفت و با سه دوربين همزمان تركيبي از يك تصويرواضح را مي داد تا فيلم هاي سه بعدي كه تنها به مددعينك هاي مخصوص قابل ديدن مي شد و اسكوپ قديمي وسوپراسكوپ و صداهاي ده هاباندي استريو فونيك... همه و همه فقطبراي جلب بيشتر تماشاچي به سينما به كار گرفته شد... وجود اين سينماها در خيابانهاي بالاي شهر البته آن زمان، باعث گشايش و سكه شدن كار مغازه ها و فروشگاه هاي اطراف شد، به طوري كه تماشاچي سينما به هنگام فراغت هم خريد خانگي مي كرد و هم مايحتاج پوششي خود را برمي آورد و در ضمن فيلمي هم ديده بود... به ويژه اينكه براي رقابت بيشتر، غالب فيلم ها لااقل در تبليغات اينگونه مطرح مي شد كه همزمان با پايتخت هاي بزرگ جهان به نمايش در مي آيد... سهم فيلم هاي ايراني اين همزماني نمايش فيلم هاي مطرح و بزرگ جهان و معمولا بيشتر محصول سينماي امريكا، بعد ايتاليا و كم و بيش فرانسه اتفاق ديگري را باعث شد، اينكه ديگر رمقي به جان سينماي بومي يا ايراني نماند... وقتي فيلم هاي روي پرده را آثار پرخرج و بزرگ سينماي خارج از ايران تشكيل مي داد، چه لزومي بود به ديدن فيلم هاي سياه و سفيد ايراني..! بهمين جهت با حمله چند جانبه فيلم هاي مشهور استوديوهاي بزرگ.. فيلم هاي ايراني يا به زعم بعضي ها فيلم هاي فارسي عقب مي كشيدند، اگر هم تك و توك فيلم هايي جزوآثار مورد توجه قرار مي گرفت، براي خالي نبودن عريضه در يك سينمابه عنوان فيلم هنري ايراني، به نمايش گذاشته مي شد و در عوض سينماي حرفه اي گرفتار همشكلي و كليشه شد. ادامه دارد