Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760310-20707S1

Date of Document: 1997-05-31

آموزه هاي پزشكي و آثار ادبي در مسير اجتماعي كردن دانش اشاره: نقش ادبيات در پزشكي و آموزش پزشكي سال 15از پيش تاكنون به طور خاص مورد توجه پزشكان، اديبان و نويسندگان قرار گرفته است. توجه به ارتباط پزشكي و ادبيات چنان چشمگير بوده است كه حتي براي پزشكان و نويسندگاني كه 15 سال پيش لزوم توجه به اين موضوع را مطرح كردند نيز قابل پيش بيني نبود. در مجموعه مقالاتي كه از اين پس در مورد ارتباط پزشكي و ادبيات خواهد آمد، به طور گسترده به اين موضوع پرداخته مي شود. در بخش نخست اين مجموعه مقالات، زمينه هاي شكل گيري و توجه به ارتباط پزشكي و ادبيات مورد بحث قرار گرفته است كه در پي مي آيد: به دنبال تغييراتي كه در دهه 1960 در زمينه آموزش پزشكي در امريكا پديدار شد در دهه 1980 ارتباط ميان پزشكي و ادبيات از جنبه هاي گوناگون مورد توجه پزشكان و نويسندگان قرار گرفت. با آغاز تدريس همزمان اولين استاد در دو رشته پزشكي و ادبيات در دانشكده پزشكي امريكا، ادبيات جايگاه ويژه اي را در آموزش پزشكي به خود اختصاص داد. پس از آن در بسياري از دانشكده هاي پزشكي امريكا، دانشجويان پزشكي موظف شدند دروس ادبيات را نيز فرا گيرند. نتايج توجه به ادبيات در آموزش پزشكي، چشمگير بوده است; زيرا توانايي تحليل ادبي متون پيچيده ادبيات، موجب مي شود دانشجويان پزشكي و پزشكان، توانايي بيشتري را در درك، بيان و انتقال مسائل پزشكي كسب كنند. تاكنون دو نگرش زيباشناختي واخلاقي بر آموزش ادبيات در رشته پزشكي حاكم بوده است. نگرش زيباشناختي بر شكل تاكيد دارد و تاكيد نگرش اخلاقي بر محتوي رابرت است كولز روانشناس، يكي از طرفداران جدي نگرش اخلاقي است; زيرا به اعتقاد وي هدف اصلي آموزش ادبيات در دانشكده هاي پزشكي، كمك به تحقيق اخلاق پزشكي است. تاكيد بر ارتباط پزشكي و ادبيات و لزوم تدريس ادبيات در رشته پزشكي و همچنين طرح وجوه اشتراك ميان ادبيات و پزشكي چندان دور از ذهن نيست، زيرا از زمان باستان نيز بر جنبه هايي از اين ارتباط تاكيد مي شده است، به عنوان نمونه، در يونان آپولو باستان، را خداي پزشكي وشعر مي ناميدند و پزشكي و ادبيات را بدين گونه تلفيق مي كردند. پزشكان و اديبان نيز از زمان گذشته، ارتباطپزشكي و ادبيات را دو سويه مي دانستند. شمار پزشكاني كه به نويسندگي روي آورده و شهرت بسياري نيز كسبكرده اند، قابل توجه است. اسامي برخي از پزشكان نويسنده اي كه شهرت جهاني دارند از اين قرار است: جورج اسمولت ( 1771 1721 تا)اوليور گلداسميت ( 1774 1730 تا)جان كيتز ( تا1821 )سرآرتوركانن 1795 دويل ( 1930 1859 تا)آنتوان چخوف ( تا1904 )ويليام 1860 سامرست موام ( 1965 1874 تا)ويليام كارلوس ويليامز ( 1963 1883 تا)اج كرونين (1896تا) 1981 وواكرپرسي ( 1990 1916 تا).درون مايه بيماري جراحت در داستانهاي بلند، داستانهاي كوتاه وزندگي نامه ها نيز بيانگر تفكيك ناپذيري پزشكي و ادبيات است; داستانهايي از قبيل كوه جادويي، مرگ ايوان ايليچ وكاغذ ديواري زرد از درون مايه هايي مانندبيماري و جراحت برخوردارند. اين ايده كه مطالعه و همچنين نگارش ادبيات، بويژه شعر خاصيت التيام بخشي دارد به زمان باستان و ارسطو بازمي گردد. برخي از داستانهابه ترسيم تاريخ پزشكي مي پردازند و خوانندگان را با شمايي از روند توسعه پزشكي و پزشكان آشنا مي سازند. آثار پزشكان نويسنده، گواه اين مطلب است كه اين دو رشته را نمي توان از يكديگر مجزا دانست. چرا برخي از نويسندگان مانندكامو درطاعون، بيماري را به عنوان درون مايه غالب داستان مطرح؟ مي كنند نظريه هاي ادبي اخير، پرسشهاي تازه اي را در مورد درون مايه داستانهاي قديمي طرح كرده اند. اكنون در يك سوم دانشكده هاي پزشكي امريكا، ادبيات به عنوان درسي اساسي مطرح است. در كلاسهاي ادبيات دانشكده هاي پزشكي، توانايي تفسير ادبي متون با كارتحليلي پزشكي به هم گره مي خورد و حتي دانشجويان موظفنددر مورد برخي از بيماري ها، از ديدگاه بيماران مطالبي را به نگارش درآورند. فراگيري ادبيات اين توانايي را به دانشجويان پزشكي مي بخشد تا ديد وسيع تري نسبت به زندگي بيماران داشته باشند. مطالعه ادبيات توسط دانشجويان پزشكي موجب مي شود تانگرش آنان به مسائل از توصيفي به تحليلي كشانده شود. ترسيم زندگي بيماران و پزشكان، همان گونه كه در داستانهاي ادبي با آن مواجه ايم، ارتباط پزشكي و ادبيات را مستحكم تر ساخته و پيوندي ناگسستني ميان اين دو رشته غني و بلند مرتبه برقرار مي سازد. منبع: لنست مترجم: مريم تاج فر