Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760308-20623S1

Date of Document: 1997-05-29

شوهرم معتاد است مي خواهم طلاق بگيرم در راهروهاي دادگاه خانواده اگر مرد همچنان معتاد باشد زن علاوه بر استناد به قرار داشتن در عسر و حرج يعني مشقت بار بودن زندگي با چنين مردي در صورتي كه در قباله نامه ازدواج ذيل شرط مربوط به اعتياد مرد را امضا كرده باشد مي تواند از شوهرش طلاق بگيرد من نمي خواستم ازدواج كنم، پدرم گفت: من رفتم محل كارش - در يكي از شهرهاي شمالي - و فكر مي كنم آدم مثبتيه! ظاهرا محكوميت مرد آن قدر شديد نبوده است كه زن به استناد آن بتواند و بخواهد تقاضاي جدايي ازشوهرش را به دادگاه ارائه كند در برخي دعاوي و پرونده هاي قضائي كه در دادگاه ها مطرح مي شود، مواردي پيش مي آيد كه طرفين دعوي و يا در بيشتر مواقع يكي از طرفين در جلسه دادگاه حاضر نمي شوند. به جز زماني كه افراد به دليل عدم اطلاع يا عدم امكان رسيدن به جلسه در دادگاه، حضور پيدا نمي كنند، متاسفانه موارد متعددي وجود دارد كه طرف دعوت شده از سوي دادگاه با اطلاع و با امكان آمدن به دادگاه در جلسه حضور نمي يابد. هرچند اين رفتار و عدم حضور يك طرف يا حتي هر دو طرف - مثلا يك زن و شوهر - نمي تواند مانع كار مرجع قضائي رسيدگي كننده به دعوي در صورت وضوح مسئله مطروحه باشد. اما اگر دو طرف خواهان حل مشكل و اجراي عدالت حقيقي و واقعي باشند، بديهي است حضور ايشان در صورتي كه هنوز با هم آشتي نكرده باشند ضروري است. چرا كه بدون شنيدن حرفها و استدلال هاي طرفين صدور حكمي عادلانه كه حقوق هر دو طرف در آن در نظر گرفته شده باشد اگر غيرممكن نباشد، مشكل خواهد بود. البته معمولا حاضر نشدن در دادگاه به خودي خود علت مشكل اصلي دوطرف دعوي نيست، بلكه علت يا علل اصلي چيز ديگري است. دادگاه عمومي - ويژه دعاوي خانوادگي خواهان دعوي: زن - ساله 33 خوانده دعوي: مرد - ساله 45 خواسته زن: طلاق - به دليل اعتياد مرد و عدم پرداخت نفقه زن و فرزند زن به تنهايي وارد دادگاه مي شود و بر روي يكي از صندلي ها مي نشيند. بلافاصله قاضي مي پرسد: شوهرت؟ نيومده زن: نه خير. خوب، بريد نشونيش رو پيدا كنين. نمي دونم. من كه گفته بودم. اما شوهرت اومده بود اينجا. چه؟ وقت چند روز پيش! من كه اصلا تازگي ها نديدمش. اين نشوني كه اينجا نوشتي؟ درسته (زن با مشاهده نشاني نوشته شده در داخل پرونده ): بله. خوب حالا كه ميگي پيداش نيست از يه طريق ديگه پيداش كن. آخه چكار؟ كنم پس چي ميگي شوهرت پيداش نيست در حالي كه اومده اينجا و وقت دادرسي هم بهش ابلاغ شده است. خوب من از كجا مي دونستم كه فهميده و اومده. پس چه جوري متوجه شده همچنين دادگاهي به پرونده اش رسيدگي؟ مي كند به خدا نمي دونم، حكم جلبش رو هم گرفته بودم، ولي نيست كه بگيرنش. بديهي است كه هركس بخواهد به صورت رسمي يعني از طريق مراجع قضائي عليه كسي شكايت يا دعوائي را مطرح كند براي اطلاع به طرف و حضور او در جلسه دادگاه يا ابلاغ اوراق و مدارك پرونده مثل اخطاريه و اظهارنامه و در نهايت تصميمات دادگاه به او، بايد نشاني اش را بگويد. چرا كه در غيراين صورت مطلع ساختن طرف از موضوع دعوي و طبيعتا حضور در دادگاه و يا حتي پاسخ گوئي كتبي به خواسته و ادعاي شخصي مدعي امكان پذير نخواهد بود. البته در موارد خاصي كه در قانون آئين دادرسي مدني تعيين شده است مي توان از طرق ديگري مثل آگهي در روزنامه با فواصل مشخص اين كار را انجام داد. هرچند كمتر پيش مي آيد كه ابلاغ اسناد و اوراق قضائي مربوط به پرونده يا حكم دادگاه به طرف مجهول المكان به اين روش موثر باشد. زيرا اولا همه روزنامه نمي خوانند و ديگر اينكه آگهي هاي مربوط به مراجع قضائي در حوزه هاي مختلف در روزنامه هاي گوناگون درج البته مي شود در اين دعوي ظاهرا شوهر زن به طريقي از موضوع اطلاع يافته است. شوهرت؟ معتاده بله. مدتي هم گويا تو زندون؟ بوده همين طوره، ولي بعد از مدت كوتاهي نمي دونم چه طورتونست بياد بيرون! چند سال همسرش؟ بودي سال. 2 قبلا شوهر؟ كردي نه خير. تو يك شركت دولتي كار مي كردم. وقتي باشوهرم ازدواج كردم باعث شد بيكار بشم. شوهرت؟ چي قبل از شما با كس ديگه اي ازدواج؟ كرده بود بله، يه زن و يه بچه داشت كه انگلستان حالا بودن با هم زندگي ؟ مي كنن نمي دونم. نكته اول اينكه اگر مرد همچنان معتاد باشد زن علاوه بر استناد به قرار داشتن در عسر و حرج يعني مشقت بار بودن زندگي با چنين مردي، در صورتي كه در قباله نامه ازدواج ذيل شرط مربوط به اعتياد مرد را امضاء كرده باشد مي تواند از شوهرش طلاق بگيرد. دوم اينكه متاسفانه در اغلب مواردي كه شوهر داراي زن ديگري است هيچ گاه به طور متناسب و عادلانه به همسران و بويژه فرزندان خود توجه نمي كند و خواه ناخواه در درازمدت اين بي توجهي فاصله بيشتري ميان پدر خانواده و همسر و فرزندش ايجاد مي كند. عجيب اين است كه زن علي رغم آگاهي به متاهل بودن مرد با وي ازدواج كرده است. گرچه اين امر غيرقانوني نيست و عرف هم شايد چندان توجهي به آن نكند، امازن ناشيانه و بدون احتياط لازم به اين ازدواج تن داده است. چرا اين قدر دير ازدواج؟ كردي همين طوري! يعني بدون هيچ تشريفاتي ازدواج؟ كردي نه خير. اومدش خواستگاري. خودش؟ اومد قبلا با شما آشنائي نه؟ داشتن جناب قاضي، يه نفر واسطه شد. كي؟ بود يكي از همكارام. بدون اينكه تحقيق كني ازدواج؟ كردي فريب خوردم، اصلا باعث وصلت ما پدرم شد. چطور من نمي خواستم ازدواج كنم، پدرم گفت: من رفتم محل كارش - در يكي از شهرهاي شمالي - و فكر مي كنم آدم مثبتيه! چه كار؟ مي كرد تو كار چوب بود، بعدش هم اومد اينجا. فهميدم معتاده. بيكار شد، حتي كار براش پيدا كردم، اما درست نشد. عجب! سابقه محكوميت هم؟ داره بله. هم قبل از ازدواج، هم بعدش. قبلش كه گذشته و رفته. بار 6 قبلا محكوم شده بود بعد از ازدواجمون بار 2هم گرفتنش. ظاهرا محكوميت مرد آن قدر شديد نبوده است كه زن به استناد آن بتواند و بخواهد تقاضاي جدائي از شوهرش را به دادگاه ارائه كند. اما از سوي ديگر مرددر شرايطي نيست كه نفقه زن و بچه اش را اعم از محل سكونت و خورد و خوراك و پوشاك تامين بنابراين كند با توجه به اينكه دسترسي به او تقريبا غيرممكن شده است و خانواده او از داشتن سرپناه و درامدي براي گذران زندگي محروم شده اند، پس زن مي تواند مطابق قانون مدني از شوهرش با وصف ياد شده جدا شود. چند تا بچه ازش؟ داري يكي. چند وقته ازش؟ بي خبري نزديك يك سال. چطور شد كه؟ رفت وقتي از محل كارش اخراجش كردن 5 ماه منزل پدري ام مجاني مي خورد و تا مي خوابيد اينكه والدينم بهش گفتن: برو بيرون، هر وقت كارو بار مناسبي پيدا كردي و تونستي زن و بچه ات رو اداره كني بيا! مهريه ات رو؟ مي بخشي! نه آقاي قاضي. مگه چيزي؟ داره نه آه خير در بساط نداره!! پس از كي مي خواهي؟ بگيري من فقط بچه ام رو مي خوام. اون كه يه موضوع جداست. آقاي رئيس مي خواد ببره بچه رو بفروشه! خانوم مگه هركي هر؟ كيه! خوب پول موادي رو كه مي كشه بايد يه جوري تهيه كنه! دختره يا؟ پسره پسره. تا دو سالگي پيش شما مي مونه. يعني نمي تونه بچه رو ازم بگيره. نه خير. حالا كه نمي تونه. بعد از دو سالگي هم اگر خرج بچه رو خودتون تقبل كنيد و پدرش نتونه نگهش داره، پيش شما مي مونه. پس من برم ديگه. ياد نره داورت رو تعيين كردي به دادگاه معرفي كن. زن از اينكه مي تواند حداقل جگر گوشه اش را پيش خود نگاه دارد و با وجود خاطره آزاردهنده جدائي و بي وفائي در كنار فرزندش كمي آرام گيرد با رضايت و اطمينان خاطر بيشتري دادگاه را ترك مي كند.