Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760307-20548S1

Date of Document: 1997-05-28

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 ( ) 35 هرچند پذيرش توافقي گوناگونيها بسيار ضروري اما است، توافق به تنهايي قادر به حل و فصل نهايي نيست و نبايد فقط در جستجوي چنين چيزي بود. هويت به طور ضمني به معناي پايه گذاري محدوديتها است كه به نوبه خود، كشمكش را پديد اين مي آورد موضوع يك واقعيت است. هرچند انسانيت وجه اشتراك ماست، ليك اين شناخت سبب نمي گردد تا ما خود را عضو يك قبيله واحد جهاني بدانيم. ريشه گوناگوني باشكوه و گاه شگفت انگيز نژاد انسان در همان انسانيتي است كه همه در آن شريكيم. امروزه، با پايان گرفتن حاكميت استعماري و استبدادي، قادريم نقاط مشترك خود را بازشناسيم و در مسير توافق دشواري كه از اين هماننديها برمي خيزد، گام نهيم. البته، واقعيت دنيايي كه چنين كمال مطلوبي بايد درآن به تحقق رسد، پيچيده و پر از دامهاي اخلاقي است و هيچ راه حل كاربردي و يكپارچه اي را نمي پديرد. تاريخ سياسي - اجتماعي دنياي ما نشان خود را بر روش برخورد با نزاعها باقي گذاشته است. بنابراين، بسياري از حكومتهاي جديد از گروههاي گوناگوني تشكيل شده اند كه خاستگاه مشترك ايشان گاه فقط قدرت استعماري يا برتري جويي بوده اين است جوامع، نهادهاي اجتماعي خود را دارند كه دامنه آن ازمكانيزمهاي محلي داوري در سطح روستايي تا حكومت خودمختار حكمرانان محلي يا پيشوايان ديني متغير است. اين ساختارهاي اجتماعي چه بسا قدرت بلافصل بيشتري به مردم داشته باشند تا آن حكومت نوپا ونماينده گروههايي كه در گذشته كنش متقابلي با يكديگر نداشته اند يا در اين كنشها برخورد صلح آميزشان به همان اندازه نزاع بوده است. بنابراين آشكارادرمي يابيم كه لازم است نقش چنين ساختارهاي اجتماعي غيررسمي را (باتوجه به ارتباطشان با حكومتهاي جديد ) درك كنيم. چنانچه مي بينيم، گروهها به منظورميانجي گري ميان يكديگر يا ميان خود و حكومت مرتبابر آن تكيه مي كنند. براي ارتقاي جوامع چندگانه و حل نزاعهاي موجود بايد آميزه اي از ساختارهايي را كه سبب مشروعيت جنبه هاي گوناگون زندگي اجتماعي بازشناسيم مي شود.، پيچيدگي وضعيت امروز جهان، ما را به عمل در مسيرهاي گوناگون فرامي خواند. رفتارهاي زشت بي احترامي به چندگانگي كه از نزاع برمي خيزد و اغلب همپايه جنايت عليه مردم و فرهنگهاست، هنوز در سراسر جهان رخ مي دهد. در اينجا درمي يابيم، نقش جامعه بين المللي درتعيين دقيقتر پايبنديهاي دولتها بسيار بااهميت است. ما نياز به معيارهايي داريم تا تضميني براي حفظ و كارآيي موثر حقوق فرهنگي به شمار رود. قدرت تاييد و ترغيب اخلاقي سازمان ملل متحد و قدرت نظرعمومي مردم جهان در اين راستا نيز مي تواند موثر باشد. تاييد اخلاقي شايسته حكومتهايي است كه تبعيض فرهنگي روانمي دارند، بنابراين نبايد آنهايي را كه اين گونه عمل نمي كنند، تاييد كرد. البته چندگانگي به خودي خود، هدف شناسايي نيست تفاوتها بيش از هرچيز، يكي از شروط اوليه براي ايجاد يگانگي گسترده تر ميان مردم گوناگون است. با وجود سختيها، ما با يك پايبندي روبروايم كه گريز ازآن ممكن نيست، و آن يافتن راههاي آشتي دهنده ميان چندگانگي جديد و تابعيت عمومي است.