Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760305-20436S1

Date of Document: 1997-05-26

يادداشت روز وفاق ملي و نيرومندي بي همتاي كشور اگر بگوييم كشور ما در حال حاضر در نيرومندترين موقعيت خود ظرف سه سده اخير قرار دارد، راه به اغراق نپيموده ايم. به لحاظ اقتصادي، اكنون در چنان جايگاهي ايستاده ايم كه براي گذران امورخويش مجبور به پيگيري لحظه به لحظه قيمت جهاني نفت خام نيستيم. كاهش جدي وابستگي اقتصاد كشورمان به ارزهاي نفتي، به برنامه ريزان كشورفرصت داده است تا فارغ از نوسانات تند و ملتهب اين بازار به درون اقتصاد ملي بينديشند و اين دستاورد كمي نيست. همچنين، يك نرخ رشد اقتصادي متوسط /5 5تا 6 درصد در سال اكنون از دستاوردهاي قطعي اقتصاد ايران است. به لحاظ سياست خارجي و جايگاه بين المللي، با وجود تمام فراز و نشيبها و درگيري با قدرت هاي مسلط جهاني، كشور اينك حضور خويش را دست كم در منطقه ژئوپولتيك خاورميانه، خليج فارس، آسياي ميانه و قفقاز تثبيت كرده و به مثابه يك لنگرگاه ثبات بخش در درياي متلاطم و همواره خروشان اراده منطقه، خود را بر معادلات سياسي منطقه اي تحميل كرده است. از جنبه نظام سياسي داخلي نيز كشور هر روز بيش از پيش به سمت ثبات مي گرايد. به ويژه با انتخابات اخير رياست جمهوري و نتايج خيره كننده هم از نظر شمار مطلق راي دهندگان و هم شمار آراء رياست جمهوري منتخب ملت حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي، اين ثبات چنان به رخ ناظران و معاندان خارجي كشيده مي شود كه كسي را ياراي انكار و تشكيك در آن نيست. اكنون و در مقطع حساس و بي همتاي تاريخ ايران، باچنين دستاوردها و اندوخته هايي مي توان - و بايد - به نبرد با مشكلات و كاستي هايي شتافت كه با وجود تمام پيشرفت هاي سترگ 16 سال اخير همچنان در برابر ما و آينده روشن اين سرزمين مقدس قامت برافراشته اند. در بخش اقتصاد، مهم ترين رسالت پيش رو تامين اشتغال براي سالانه بين 900 800 تا هزار نفري است كه سيل وار به عنوان نيروي تازه نفس به بازار كار محدود كشور وارد مي شوند و ظرف 5 تا 10 سال آينده اين بخش اقتصاد ملي را به نقطه بحراني آن تبديل خواهند براي كرد حل به موقع اين مشكل، عمده ترين و كارسازترين راه افزايش سرمايه گذاري ملي و سرعت بخشيدن به روند رشد اقتصادي كشور از طريق افزايش سرمايه گذاري خصوصي و خارجي است. در بخش سياست خارجي، مقابله هوشمندانه با انواع توطئه هاي كوتاه و درازمدت قدرت هاي بزرگ جهان كه بدون ترديد بسيار حسابشده و دقيق بر ضد موجوديت نظام و سرافرازي كشور ما طراحي و اجرا مي شود، از مهم ترين وظايف رياست محترم جمهوري به شمار مي آيد. گرچه در ميان مدت نظم بين المللي جديدي در حال شكل گيري است كه جهان را به سوي يك نظام چندقطبي هدايت مي كند، اما در كوتاه مدت و در برزخ ناشي از فروپاشي نظام دوقطبي، شرايط بين المللي حساسي حاكم است كه به كارگيري همه توان سخت افزاري و نرم افزاري كشور را براي پرهيز از زيان ديدن ايجاب مي كند. و سرانجام در حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعي، اينك ما با يك دگرگوني ژرف و بنيادين در ساختار جمعيتي كشور روبه رو هستيم كه دگرگوني هاي ساختاري در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي كشور را گريزناپذير مي سازد. شايد حتي يك تجلي اين دگرگوني را بتوان در نتايج خيره كننده انتخابات اخير رياست جمهوري جست وجو كرد. براي برخورد منطقي، متين، حسابشده و علمي با اين پديده و بهره برداري كامل از وجوه مثبت و هدايت آن به سمت تعالي كشور و ملت، برنامه ريزي هوشمندانه و روش اجرايي فوق العاده ظريفي نياز است. يك ويژگي گريزناپذير دوران گذار، التهاب بي چون و چراي آن است. بهره گيري از آن ظرفيت ها و توانمندي هاي بي سابقه براي مقابله با اين چالش هاي بزرگ، بيش از هر چيز به بهره گيري ازتمام توان مردمي كشور و نظام وابسته است. ما، به لحاظ نيروي انساني و نيز حجم كاري كه در پيش است، آنچنان ثروتمند نيستيم كه حتي در درون خود به تقسيم بندي جناحي و گزينش نيروها دست بزنيم و در پي برخوردهاي تند و ناروا، هر سال 4 يك بار بخشي مهم از نيروي كار و انديشه مخلصان نظام و كشور را به بازنشستگي موقت اما اجباري وابداريم. از اين رو، حساسيت شرايط كنوني كشور، ايجاب مي كند كه به راستي همه نيروهاي مومن به انقلاب - با هر تفكر و جناح بندي دروني كه باشند - پا به ميدان بگذارند و اين وفاق ملي كم نظير را در مسير پيشبرداهداف اقتصادي و اجتماعي و حل مشكلات به كاراندازد. همچنين، كارآمدي همه اين مواهب خدادادي، خود منوط به همفكري و همدلي همه نهادهاي اجرايي، قانونگذاري وسياست گذاري و نيز نهادهاي مردمي و ريشه دار فرهنگي واجتماعي كشور است. تجربيات نه چندان خوشايند گذشته، بعضا به روشني نشان داده است كه چگونه نبود اين همدلي باطني، به هدر رفتن نيروها، مشغول شدن توان و انديشه هاي خودي به خود، و تغافل از دشمن واقعي انجاميده و ضربات جبران ناپذير به كشور وارد كرده است. در اين راستا و برخاسته از نتايج شگفت انگيز و غرورآفرين انتخابات اخير رياست جمهوري، رهبري و مردم سهم سترگ و تاريخي خويش را ادا كرده اند و اينك، نوبت ديگران است. ما، به روشني ديده و تجربه كرده ايم كه چگونه حضور حماسه آفرين مردم در صحنه، به كشور و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران سود مي رساند و بنابراين عدم حضورآنها نيز به همين نسبت زيانبار است. وفاق ملي و نيرومندي بي همتاي كشور ونظام را پاسخي درخور بايد.