Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760305-20422S1

Date of Document: 1997-05-26

مرحله 4 تكاملي براي شهرهاي جديد شهرهاي جديد در ايران - واپسين بخش ايجاد شهرهاي جديد در جهان سوم پديده اي ناآشنابوده و با ابهامات بسياري روبه رو است تجربه شهرهاي جديد در هر يك از كشورهاي توسعه يافته، متفاوت و داراي اختلاف است. به عبارتي ديگر، آنچه كه در كشورهاي غربي (اروپا و امريكا ) اتفاق افتاده، از كشوري به كشور ديگر تفاوت دارد. ثانيا تجربه مجموع آنها، با تجربه كشورهاي بلوك شرق، اختلافات اساسي و ماهوي دارد. اما با توجه به اينكه راهبرد شهرهاي جديد، چه پيش از انقلاب و چه پس از آن، از نظر ضرورت هاي وجودي، شيوه هاي اجرايي و الگوهاي شهرسازي، برگرفته از كشورهاي غربي است. لذا با اين كشورها داراي شباهتهاي كلي به شرح زير است: - 1 انتخاب اين راهبرد به طور جدي در اروپا پس از وقوع انقلاب صنعتي و در ايران نيز همپاي روندصنعتي شدن كشور بوده است (تحول از جامعه كشاورزي به صنعتي ). - 2 ضرورت هاي وجودي در هر دو يكسان بوده است. بدين معني كه با وقوع انقلاب صنعتي و در پي آن مهاجرتهاي گسترده از روستاها به طرف شهرها، شهرهاي بزرگ و ميليوني را به وجود آورده كه در نتيجه، در شهرهاي فوق انواع مشكلات، از قبيل: مسكن، ترافيك، انواع آلودگيها، حاشيه نشيني و آسيبهاي اجتماعي و رواني و... احساس و ساختن شهرهاي جديد، پاسخي و راه حلي براي اجتناب از مشكلات ياد شده بوده است. در ايران نيز، پس از صنعتي شدن كشور و اجراي قانون اصلاحات ارضي و پيدايش موجهاي گسترده مهاجرتي، شهرهاي بزرگ، با معضلات و مشكلات شهري و در نتيجه افزايش تراكم جمعيت در آنها روبه رو شدند و لذا به راهبرد شهرهاي جديد، براي جلوگيري از افزايش تراكم جمعيت در شهرهاي بزرگ و يا كاهش آن، رو آورده شد. - 3 راهبرد ايجاد شهرهاي جديد در هر دو يك رفرم از بالا به پايين محسوب مي شود; زيرا، توسط دولتها طراحي و به وسيله آنها تامين بودجه و اجرا مي شود (به ويژه مورد فرانسه و ايران از اين نظر بسيار به هم شبيه اند ) و در بقيه كشورها نيز، در اوايل، پروژه توسط دولت انجام مي گرفت - هر چند كه در سالهاي بعد بخش خصوصي در اين زمينه فعال شده است. - 4 در شيوه هاي اجرايي و مراحل ساخت و طراحي وبه كارگيري ابزار و تكنولوژي و معماري جديد و اعمال الگوي مصرف مسكن، انبوه سازي و توجه به ارتفاع و.. نيز، بين تجربه كشورهاي غربي و ايران شباهتهاي زيادي وجود دارد. فقط در سالهاي اخير سعي در تلفيق شيوه معماري بومي با معماري جديد شده است كه تغييرات انجام شده، چندان موفق نبوده و الگوهاي متفاوتي را نتوانسته است به وجود آورد. تجربه شهرهاي جديد در ايران و كشورهاي پيشرفته همان گونه كه تمدن صنعتي، زودتر از هر جاي ديگر دنيا، در كشورهاي پيشرفته پا به عرصه وجود گذاشت، مسايل و مشكلات زاييده آن و همچنين ابداعات و اختراعات و راه حل ها نيز، نخستين بار در آنجا ظهور كرده است. اگر پديده شهرهاي جديد به شكل امروزي را، زاييده تمدن نوين بدانيم و از لوازمات تحول جامعه بشري از كشاورزي به صنعتي فرض كنيم، موج ساختن شهرهاي جديد در كشورهاي پيشرفته، بسيار زودتر از كشور ما آغاز شده است. به همين لحاظ در شكل و محتوا با يكديگر تفاوت دارند. اين تفاوتها عبارتند از: - 1 تفاوت فاز (در شروع و در تكامل ) به اين معناكه كشورهاي پيشرفته زودتر به پديده انفجار شهرها ومشكلات آن و در نتيجه چاره جويي و انتخاب راهبرد شهرهاي جديد اقدام كردند. شروع مسايل و مشكلات شهري ناشي از انقلاب صنعتي در انگلستان در سال 1830 و ايده شهرهاي آرماني نيز، توسط سوسياليستهاي تخيلي ( آون، فوريه و سن سيمون ) در همين سالها ارايه شد. اگر كمي جلوتر بياييم; پديده انفجار شهرها در اروپا، مربوط به سالهاي آغازين قرن بيستم است كه در دهه اول آن، ايده باغ شهرها، كه هسته اوليه شهرهاي جديد، به شكل نوين محسوب مي شود، توسط ابنزر هوارد در انگلستان ارايه شد حال، چنانچه از ايده شهرهاي آرماني بگذريم و اگر باغ شهرها را هسته اوليه شهرهاي جديد بناميم از زمان ارايه آن تاكنون بيش از 90 سال مي گذرد. در حالي كه سابقه ايجاد شهرهاي جديد به شكل امروزي در ايران به حدود كمتر از 30 سال قبل برمي گردد (فولاد شهر 1346 و شاهين شهر 1350 شمسي مقارن با دهه 60 ميلادي ) كه حداقل يك اختلاف زماني 60 ساله در قدمت و شروع آن ديده مي شود. اما همان گونه كه در گذشته نيز ذكر شد; شهرهاي جديداز چهار مرحله تكاملي گذشته اند كه موقعيت زماني آنها نيز در زير آمده است: - 1 شهرهاي آرماني ( ميلادي ) 1830 - 2 باغ شهرها ( ميلادي ) 1901 - 3 شهرهاي جديد با هدف سياستي براي مقابله با رشدمناطق مادرشهري مقارن با جنگ جهاني دوم و پس ازآن (انگلستان سال 1937 ميلادي و در فرانسه سال 1950 ميلادي ). - 4 شهرهاي جديد پس از دهه 60 و 70 ميلادي با هدف ابزاري در جهت توزيع جمعيت و توسعه شهري در سطح ملي. در كشور ما، مراحل چهارگانه تكامل ايده شهرهاي جديد وجود ندارد. در تحقق ايده شهرهاي آرماني وايده باغ اقدام شهرها، عملي صورت نگرفته است، هر چند كه تكرار چنين تجربياتي نيز لازم نبوده اما است شروع احداث شهرهاي جديد در پيش از انقلاب و ادامه آن پس از انقلاب، از نظر هدف ها و نتايج و... منطبق با مرحله سوم يعني شهرهاي جديد، به عنوان سياستي براي مقابله با رشد مناطق مادرشهري در اروپاست. با اين تفاوت كه آنها اين اقدامات را در سالهاي دهه 40 و 50 ميلادي عملي كردند. در حالي كه ما هنوز در دهه 90 ميلادي بر آنها تاكيد مي كنيم (چند شهر جديد: عالي شهر، علوي، رامشار و طيس تا حدودي مستثني هستند ). - 2 سياست ايجاد شهرهاي جديد در ايران در مرحله سوم متوقف مانده است. در حالي كه اين راهبرد دركشورهاي پيشرفته در مرحله چهارم قرار دارد. اما دراين مرحله نيز، اختلافات اساسي در نحوه عمل و نتايج به دست آمده بين كشورهاي پيشرفته و ايران وجود دارد. به اين معنا كه، اگر چه ضرورت هاي وجودي احداث شهرهاي جديد در هر دو يكسان است و مسايل و مشكلات مادرشهرها و شهرهاي بزرگ ما را به چنين راه حلي سوق داده است. همچنين هدف، رويارويي با توسعه مناطق مادرشهري است كه در اروپا به طورنسبي چنين هدفي تحقق يافته، اما در ايران اگر چه در كوتاه مدت توانسته است موفقيت كمي حاصل كنداما با توجه به فاصله كم شهرهاي جديد اقماري بامادرشهرها، اتخاذ نشدن سياست هاي بازدارنده مهاجرتي به مادرشهرها، نبود ضوابط خاصي در زمينه واگذاري زمين و مسكن در شهرهاي جديد و ناهماهنگي سياست ها و سازمان هاي اجرايي و... در درازمدت، نه تنها هدف فوق تامين نخواهد شد بلكه، روند توسعه مناطق مادرشهري و تبديل شهرهاي بزرگ به منطقه شهري را تسريع خواهد كرد. در انگلستان هشت شهر در حلقه لندن توانست دوميليون نفر از جمعيت لندن را كاهش در دهد حالي كه شش شهر در حلقه تهران نه تنها چيزي از جمعيت شهر تهران نكاسته بلكه، نتوانسته است رشد جمعيت آن را نيز متوقف سازد. ـ 3تفاوت ديگر اين است كه شهرهاي جديد دركشورهاي پيشرفته توانسته اند به طور نسبي عملكرداجرايي موفقي داشته باشند و هدف هاي پيش بيني در شده، زمينه انتقال جمعيتي خاص به شهر جديد، رسيدن به آستانه جمعيتي مورد نظر، ماندگاري جمعيت، تغيير مسير مهاجرين، تامين امكانات و مسكن و ايجاد اشتغال براي ساكنان، به طور نسبي تحقق بخشند. اما شهرهاي جديد در ايران به دلايل متعددي، چه پيش و چه پس از انقلاب، داراي عملكرد اجرايي ضعيف بوده و اهداف پيش بيني شده را مطابق برنامه زمانبندي شده، نتوانسته اند محقق سازند. ـ 4تفاوت ديگر اينكه چون در كشورهاي پيشرفته ايجاد شهرهاي جديد در چهارچوب سياست توزيع جمعيت و توسعه شهري، در سطح ملي انجام مي گيرد ودر حقيقت جزئي از يك سياست كلان ملي است و به آن به ديده يك ابزار در خدمت اهداف متعالي ديگر نگريسته مي شود، نه يك هدف، هماهنگي هاي لازم بين ارگان ها و بخشهاي مختلف كشوري، در جهت رسيدن به اهداف مورد نظر صورت گرفته و توجيهات و دستوركارهاي مختلف اجرايي همه سازمان هاي ذيربط، تهيه شده اما است در كشور ما، در سال هاي اخير، در زمينه احداث شهرهاي جديد، حداقل بين سازمانهاي ذيربط، مانند وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت كشور (به ويژه شهرداري ها ) و سازمان برنامه و بودجه، كمترين هماهنگي وجود نداشته است. (در حالي كه وزارت مسكن و شهرسازي عمليات اجرايي 23 شهر جديدرا آغاز كرده سازمان برنامه و بودجه هنوز آنرا به رسميت نشناخته است و شهرداري ها در شهرهاي مادر، سياست هاي خاص خود را اعمال مي كنند كه چه بسا شهرهاي جديد را با ورشكستگي كامل روبه رو كنند. ) خلاصه اينكه، مقوله شهرهاي جديد در ايران، برگرفته از يك تجربه ازكشورهاي پيشرفته است. اما ازآخرين تجربيات و پيشرفت ها در اين زمينه بي بهره بوده است. امروزه در كشورهاي باني، احداث شهرهاي جديد را در چهارچوب برنامه جامع آمايش سرزمين، در سطح ملي انجام مي دهند و در پي اهداف كلان، مانند: توزيع مناسب جمعيت در سطح ملي، رشد متوازن مناطق مختلف كشور، احيا و بهره برداري از مناطق دوردست و كمتر توسعه يافته و به طور خلاصه، در پي تمركززدايي جمعيتي و اقتصادي هستند. در اين مرحله شهرهاي جديد به عنوان يك سياست ياراهبرد انتخاب نمي شوند بلكه، به عنوان جزئي ازسياست توزيع جمعيت و توسعه شهري در سطح ملي موردتوجه قرار مي گيرند كه در اين چهارچوب توسعه شهرهاي موجود و ايجاد شهرهاي جديد در ارتباط با هم ارزيابي مي شوند. مساله اي كه بايد بدان توجه شود اين است كه مشكلات مسكن، مهاجرت و افزايش جمعيت شهري در كشور، به خاطر عظمت و وخامت آنها، يك مساله كلي محسوب مي شوند كه يك وزارتخانه به تنهايي نمي تواند آنرا سامان دهد. بلكه، هماهنگي و مساعدت و برنامه ريزي كليه وزارتخانه ها و سازمانهاي كشوري، همراه با يك برنامه جامع آمايش سرزمين و توزيع جمعيت در سطح ملي در درازمدت را مي طلبد. اكبر زارع آبادي برگرفته از: نشريه جمعيت شماره 17