Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760305-20376S1

Date of Document: 1997-05-26

بروز عصبانيت مفيد است يا؟ مضر از خشم استفاده مفيد كنيد همانطوري كه سوزش جسمي به ما مي گويد كه دست از روي آتش برداريم، درد ناشي از خشم هم به ما گوشزد مي كند بهنفع خودكار كنيم. دو نفر را با شرايط مشابه درنظر بگيريد: خانم ( آ ) و آقاي (ب ) عصباني هستند. كارفرماي آنها همين حالا دستور اخراج داده و گفته 40 نفر از كاركنان بايد ميزشان را جمع كنند وبروند. خانم ( آ ) بقدري عصباني است كه به رئيس اداره مي توپد و به صداي بلند شكايت مي كند. آن شب اين خانم به شوهرش هم پرخاش مي كند و شوهرش مي گويداگر به اين ترتيب پيش بروي سكته مي كني! آقاي ب هم به همان اندازه عصباني است ولي مي ترسد انتقادموقعيت شغلي اش را به خطر بيندازد و هيچ نمي گويد، در خانه ساكت مقابل تلويزيون مي نشيند و همسرش به اومي گويداگر عصبانيت را بروز ندهي سكته خواهي كرد! حق با كدام يك؟ است كدام سالم تر است; اينكه عصبانيت را بروز داد يا اينكه رويش سرپوش؟ گذاشت آيا بروز عصبانيت، هنگام كار، نفع است يا؟ ضرر و در مورد ازدواج؟ چطور تحقيقات جديد پاسخهايي براي اين پرسشها دارد. آرون سيگمان روانشناس دانشگاه ايالت بالتيمور عقيده دارد: زماني در گذشته خشم عامل مهم بقاو زنده ماندن بود. ما را وامي داشت بجنگيم يا از خود در مقابل عامل خشم دفاع كنيم. جاي تعجب نيست كه خشم با توجه به منشاء آن اغلب نتيجه عملي دارد. وقتي ما خشمگين مي شويم، يك انگيزه قوي ما را وادار به خشم مي كند. بيست سال پيش مي گفتند فرونشاندن خشم خطرناك وابراز آن خوباست. در روانشناسي PopPsychology مي گويند: همه چيز را بيرون بريز. مي بيني كه خيلي بهتر خواهي شد. بعدمحققان روابط بين خصوصيات روانشناسي و حمله قلبي رامشاهده كردند وعقيده ابراز احساسات رنگ باخت. متخصصان قلب سانفرانسيسكو درتحقيق دهه سالهاي 1960 نفر 3400از گزارش دادند افراد ناآرام و پرخاشگر نوع آ مثل نوع مقابل آن يعني نوع ب دچاربيماري قلبي مي شوند، حمله قلبي در زندگي رقابت آميز و سريع امروز هميشه وجود دارد ابتداي دهه سالهاي 1980 يك سلسله بررسي ها نشان داد كه افرادنوع آ بيش از بقيه در خطرمشكلات قلبي نيستند. تئوري خصومت Hostility به ابتكار دكتر رد فورد ويليامزرئيس تحقيقات رفتاري دانشگاه دوك پديدار شد. او دريافت در حالي كه بيشتر خصوصيات نوع آ به بيماري قلبي ربطي ندارد، يك عنصر خشم خصومت آميز - مركزيت دارد. ويليامز با استفاده از تعدادي از سوالات يك نوع شخصيت ضد - برخي اوقات نوع ه نام نهاده شد - شناسايي كرد، مثل آنهايي كه عيبجو، بدگمان، عصباني ويليامز هستند مي گويدمن خود اين صفت را دارم. ما از آن نوع افرادي هستيم كه هميشه در سنگيني ترافيك بوق مي زنيم. در تحقيقي به 255 مرد دانشجوي پزشكي يك تست شخصيتي استاندارد داده شده و 25 سال بعد رديابي شد. آنهايي كه شخصيت خصومت آميز داشتند چهار تا پنج برابر حالت عادي بيماري قلبي داشتند. بقيه محققان هشدار مي دهند تئوري ويليامز بطور قطع با عقل جور درمي آيد ولي قابل تامل است. بررسي هاي مختلف ارتباطي بين رفتار نوع ه و مسايل بهداشتي پيدا نكردند. بررسي اخيربوسيله محققان دانشگان مك گيل در مونترال ( كانادا ) مي گويد كه علائم بيماري قلبي درافراد خصومت آميز كه سعي دارنداحساسات منفي خود را سركوبكنند و رفتار اجتماعي قابل قبولي داشته باشند شايد جدي باشد. تحقيقي از دانشگاه ميشيگان به رهبري مارا جوليوس اپيدميولوژيست logist-epidemio به اين نتيجه رسيد كه سركوب خشم بعد ازشنيدن توهين يا بعد از يك صحنه ناعادلانه به ضرر سلامتي است. جوليوس مي گويد اين به نفع سلامتي نيست اگر كسي شمارا احمق خطاب كرد و عصباني نشويد. كارشناسان با وجود همه اختلافات روي يك چيز توافق دارند و آن اينكه درك و هدايت اين حس اوليه بشري مهم است. براساس صحبت هاي جوليوس سالم ترين كار اين است كه روي حل مسايلي كه باعث تشديد خشم مي شود تمركز كنيم. ارنست هاربورگ اپيدميولوژيست اجتماعي در اقدامي ويژه فشارخون مردم ديترويت در دهه سالهاي 1960 و بوفالو در دهه سالهاي 1980 را اندازه او گرفت در هر دو موارد از آنها پرسيد اگر رئيسشان بي دليل فريادبكشد عكس العملشان چه خواهدبود. بعضي ها كه هميشه فشار خون پايين داشتند آنهايي بودند كه علي رغم اينكه خشم را بروز مي دادند يا درون خود نگاه مي داشتند، برمي گشتند و با رئيس صحبت مي كردند. كارشناسان مديريت معتقدند كه چنين عكس العملي نسبت به خشم در سركار بهتر عمل مي كند. پاتريشيا آردوندو كه در حال حاضر رئيس شركت مشاوره مديريتي بوستون است مي گويدابراز خشم در محل كار معمولا عكس العمل هاي منفي به بارمي آورد، با وجود اين عصبانيت نشان دادن وعكس العمل هاي خشمگينانه در محيط امري طبيعي است و سرپوش گذاردن روي آن خشم ها جواب قضيه نيست: خشم ابراز نشده به رفتار پرخاشگرانه مثل انتقاد از روسا پشت سر آنها به كم شدن توليد مي انجامد. حتي مي تواند به بروز علائم جسماني مثل سردرد و كمردرد يا افسردگي منتهي شود. هاريت لرنر روانشناس كلينيك پزشكي توپلكا، كانزاس مي گويددر سركار نبايد به احساسات غلبه كرد وي پيشنهاد مي كند كه تك تك نابرابري هاي محل كار را نبايد زير ذره بين در برد اين صورت هنگام بروز خشم به طور استراتژيك عمل خواهيد وي كرد خانم روانپزشكي را در مركز پزشكي كاليفرنيا مثال مي زند كه از او خواسته شد به دليل كاهش هزينه، حتي اگر تشخيص دهد كه روان درماني مناسبتر است، دارو تجويز كند. لرنر مي گويد روانپزشك مايل بود وارد دفتر كار رئيسش شود و به او بگويد كه دستوراتش غيراخلاقي است ولي مكثي كرد، درباره آنچه كه مي خواست بگويد فكر كرد و آرامش خود را بدست آورد. اين استراتژي موثر افتاد. آقاي رئيس به صحبت هاي او گوش داد و راهي براي حل مشكل پيدا كرد و به روانپزشكان كلينيك اجازه داد درماني را كه خانم روانپزشك لازم مي دانست انجام دهند. هر چقدر ابراز خشم در محيط كارخطرناك است ولي در خانه اگربه جا باشد، خوب و در معالج است واقع زن و شوهرهايي كه عدم توافق دارند و اغلبعصباني مي شوند مي توانند ازدواج با ثباتي داشته باشند. منتهي بايد ديد آن خشم را چگونه ابراز كنند. روانشناس دانشگاه واشنگتن در تحقيقي دهساله دريافت زوجهايي، ازدواجهاي موفقي دارند كه تلخ و شيرين بطور توام داشته روانشناس باشند ديگري عقيده دارددر روابطي كه كاملا معلوم باشد چه كسي پيشقدم است و چه كسي طلاق مي گيرد دليل بر وجود درك از يكديگر نيست. وي در كتابش مي گويد يكي كه جيغ مي زند بيش از 20 حركت محبت آميز را خنثي مي كند. پس اين يك رفتار منفي است. خشم يا عصبانيت مزمن چه در محيط كار يا خانه، مثل اضطراب مزمن يا نااميدي مزمن براي سلامتي ضرر دارد. وقتي خشمگين هستيد، نفس عميقي بكشيد و از خود سوال كنيد: آيا قضيه واقعا خيلي؟ جدي است آيا حق دارم عصباني؟ شوم آيا عصباني شدن چيزي را؟ عوض مي كند اگر پاسخ به هر يك از سوالات منفي است مكث كنيد: قدمي بزنيد، يا چشم ها را ببنديد و روي تنفس متمركز شويد ولي خشم خود را ناديده بگيريد. به قول هاريت لرنر همانطوري كه سوزش جسمي به ما مي گويد كه دست از روي آتش برداريم، درد ناشي از خشم هم به ما گوشزد مي كند به نفع خود كار اين كنيم كار از دست خشم خلاص شدن نيست بلكه استفاده از آن به عنوان وسيله اي جهت تغيير موثر است. Digest-Readers ترجمه: مينو بهتاش