Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760304-20300S1

Date of Document: 1997-05-25

ترس، دشمن رشد و بالندگي كودكان است ترس كودك را جدي بگيريم همچنان كه ترس طبيعي انسان را از خطر حفظ مي كند، ترس هاي ناشي از سركوب كودكان، به صورت بيماري مزمن اضطراب در همه عمر آنها را آزار مي دهد ترس سرآغاز تخريب شخصيت دوران كودكي، آغاز تلاش انسان براي رهيابي به ناشناخته ها و درك جهان است. اين كنجكاوي غريزي كه با رفتار و حركات شتاب آلود همراه مي باشد، با آرامش طلبي و دنياي سكوت و سكوت بزرگترها سازگاري ندارد، بعضي از پدرها و مادرهابراي برقراري آرامش در خانه و فرونشاندن شور و غريو كودكان، به حربه تهديد وترساندن آنها پناه مي برندو اين سرآغاز تخريب شخصيت كودك است و در بزرگسالي آثار و پيامدهاي زيانبار خود را به صور گوناگون نشان مي دهد. كودكان تا شور وحركت نداشته باشند و تا كنجكاوي نكنند قادر به كسب تجربه نخواهند ترساندن بود، و ايجاد رعب و وحشت در آنها، اين فراگيري سودمند را متوقف مي كند وكودك شجاعت و جسارت خود را براي يادگيري، كشف دنياي پيرامون و بهره گيري از هوش و استعدادش از دست مي دهد. كودكان را نترسانيم و بذر اضطراب را درضمير آنها نكاريم. بگذاريم بچه ها فارغ از فشارها و سركوب بزرگترها، رشد وبالندگي لازم را داشته باشند و آگاهانه براي خود راه برتر زندگي را برگزينند. گزارش حاضر را به ترس كودكان اختصاص داده ايم. ترس واكنشي در پاسخ به محركهاي تهديدآميز ترس هاي است عجيب و غريب درميان كودكان دو تا چهارساله بيشتر شايع است. ترس از رعد و برق، تنهايي وتاريكي، ترس از برخي حيوانات مثل مار و هر آنچه شبيه آن است و حتي ترس از تصوير ترس مار، از دكتر گرچه در واقع دوران بسيار زودگذري از زندگي كودك را تشكيل مي دهد، اما به هرحال پدر و مادران جوان را بيش از همه دچار نگراني مي سازد. آنچه مسلم است واكنش شديد ناشي از ترس نشان دهنده وجود مشكلاتي در زندگي كودك است. و پدر و مادر موظف اند براي رفع اين گونه معضلات و واكنش ها چاره مناسب پيدا كنند. واقعيت اين است كه هر چقدر اين نوع واكنش ها از نظر بزرگترها، بي دليل و ناموجه باشد، براي بچه ها اصالت دارد. از اين رو بايد هر نوع سهل انگاري راكنار گذاشت و با قراردادن خود در جاي كودك و احساس ناراحتي هايش، بر اساس يك برنامه حساب شده و با حوصله و درايت به رفع مشكلات او پرداخت. روانشناسان برآنند كه دو گونه ترس - ترس منطقي و ترس غيرمنطقي وجود دارد. در واقع در ترس منطقي يا طبيعي، نتيجه يك حادثه مخاطره آميز هنگام برخورد با يك خطر كه واقعيت دارد، بوجود مي آيد امادر ترس غيرمنطقي، تنها اضطراب و نگرانيهاي تجربي كودك عامل اصلي به شمار مي آيند. بنابراين بايد همين ترس هاي غيرمنطقي كودكان را مورد توجه قرارداد زيرا ادامه اين گونه اضطرابها، زندگي آينده كودك را دچار مشكلات رفتاري و نگرشي نامطلوب خواهد ساخت. به اين سبب شناسايي ريشه هاي اضطراب كودك اولين گام براي برطرف كردن آن مي باشد. اثر تجارب ناخوشايند هر گونه تجربه بد و نامطلوب و احساس خطر مي تواند واكنش ترس را در كودك بپروراند. مثلا كودكي كه زماني سخت بيمار بوده و مدت قابل توجهي را تحت درمان پزشك گذرانده است، از پزشك و حتي ابزار پزشكي و هر آن كس كه روپوش سفيد برتن دارد مي ترسد. يا چون در گذشته، مورد هجوم سگي واقع شده، از سگ خاطره بدي دارد و از آن بيش از حيوانات ديگر مي ترسد و گاه قصه هاي بسياري را ازوحشتناك بودن اين حيوان سرهم مي كند و براي بزرگترها يا حتي بچه هاي هم سن وسالش بازگو مي كند. و يا در برخي خانواده ها، دعوا و پرخاشگري بين پدر و مادربسيار مرسوم است و گاه اختلاف آن چنان اوج مي گيرد كه نتايج بسيار ناخوشايندي را به دنبال دارد كه با توجه به عواطف حساس كودك، ضربه هاي جبران ناپذيري براو وارد مي كند و ذهنيت و پيشينه تلخي براي كودك پديد مي آيد كه در طول عمرش در واقع رهايش نمي كند و در بسياري از واكنش هاي زندگي جايگاه مشخصي خواهدداشت. فرناز، دانش آموز دوره راهنمايي كه تا حدودي دوران كودكي را پشت سرگذاشته است در اين باره مي گويد: اختلافات پدر و مادر بدترين چيز در زندگي بچه هاست يك بار وقتي من كلاس اول دبستان بودم پدر و مادرم حدود يك ماه با هم قهر بودند و خيلي بندرت با هم حرف من مي زدند و برادرم كه يكسال از من بزرگتر است خيلي از اين موضوع رنج مي برديم چون قبلا همه با هم خوب بوديم و زندگي شادي داشتيم يعني من فكر مي كردم بهترين زندگي را دارم اما وقتي اين مساله بوجود آمد ديگر شادي در خانه ما جايي نداشت پدرم حوصله حرف زدن و بازي كردن با ما و شوخي با مادرم را نداشت و حتي گاهي غرولند مي كردو ما هم به اتاقهايمان مي رفتيم و به زور يك جوري سرگرم مي شديم كه يكدفعه يك شب مجادله شديدي بين آنها پيش آمد و پدرم خانه را براي دو ماه ترك كرد اين ماجرا مثل اين بود كه يك بار شيشه اي تركيد و همه فضاي خانه را پر كرد. همه جاي خانه ناامن بود. حلقه هاي اشك در چشمان فرناز مرا به خود مي آورد و مي پرسم: بالاخره امروز حتما مشكلات حل؟ شده اند او در حالي كه سعي مي كند خود را جمع و جور كند گرچه نگراني و اضطراب در صدايش موج مي زند، مي گويد: بله، الان مثل سابق من با پدرم بازي مي كنم و او در كارهاي منزل شركت مي كند پدر و مادرم هر دو سركار مي روند وزحمت مي كشند اما وقتي كوچكترين اختلافي پيدا مي كنند من مي ترسم كه دوباره همان جدايي ها و نگراني ها بوجود آيند و من آنها را از دست به بدهم همين دليل درچنين مواقعي سريع به اتاقم مي روم و از ترس مي خوابم. مهدي نيز كه در كلاس دوم دبستان تحصيل مي كند از طوفان مي ترسد. وقتي علت ترسش را سوال مي كنم، مي گويد: وقتي طوفان مي شود با آن سروصداي بدش، من فكر مي كنم كه مي خواهد مرا با خودش ببرد و من مي ترسم. مادر مهدي در مورد دليل ترس مهدي از طوفان توضيح مي دهد: راستش وقتي مهدي پنج سالش بود يك شب كه طوفان مي آمد حدود ساعت 8 شب مهدي چون خيلي درطول روز بازي كرده بود، بدليل خستگي زود خوابيد و من هم بايد يك خريد كوچك ازمغازه سر كوچه مي كردم. فكر نمي كردم كه او در اين مدت كوتاه از خواب بيدارشود ولي متاسفانه وقتي از خواب بيدار مي شود و مي بيند تنها است به شدت ازسروصداي طوفان مي ترسد. از آن موقع به بعد اين ترس براي او ماندگار شده است. نقش پدر و مادرمهدي كريمي كه سه فرزند دارد و اهل مطالعه و تحقيق است در مورد اهميت رفتار پدر و مادر در ايجاد ترس هاي ريشه دار براي كودكان مي گويد: من فكرمي كنم اگر پدر و مادرها درك كنند كه چقدر رفتار آنها بر شخصيت سازي كودكانشان تاثيرگذار است، بيشتر مراقب خواهند بود. همين اختلافات پدر و مادرها را دست كم نبايد گرفت، آنان بايد براي رفع اختلافات خود عاقلانه و صبورانه تر رفتار كنند و بويژه در حضور كودك واكنش ناخوشايندي از خود بروز ندهند. آنان بايد متوجه حساسيت كودكان باشند. بچه ها حتي متوجه واكنش هاي چهره پدر و مادر خود مي شوند. به هر حال محيط در اكتساب بسياري ترسها نقش اصلي را دارد. اگر مادر از حيوان يا موقعيتي بترسد، كودك او نيز اين ترس را بنابراين فرامي گيرد مادر ترسو نمي تواند عواملي را به كمك بگيرد تا از ترس كودكش جلوگيري كند. رفع اين گونه ترس هاي مشترك كودك و مادر دشوارتر است. يك روانشناس به مادران توصيه مي كند: در حضور كودكان از دردهاي جسماني يا بيماري خود گله و شكايت نكنيد بويژه وقتي ابعاد اين بيماري وسيع است اصلا از آن صحبت نكنيد چون نگراني و اضطراب به او منتقل مي شود و ممكن است باعث ترس از دست دادن مادر در كودك شود. اين نوع ترس در سن هفت سالگي ممكن است منجر به ترس از مدرسه در كودك گردد. براي ترس از مدرسه عوامل مختلفي چون بيماري جسماني و افسردگي مادر، بيماريهاي جسماني خود كودك و ترس از فضاي بسته و ازدحام در مدارس موثر هستند. وي همچنين مي گويد: بسياري از مادران و پدران براي كنترل كودكان خود و وادار كردن آنان به اطاعت، مرتب كودكان را از مسايل مختلفي مي ترسانند و اين كار را يكي از اصول تربيتي خود قرار مي دهند. در حالي كه اين عمل باعث ايجاد اضطراب، ترس و نگراني ريشه دار در كودك مي شود كه به زندگي آينده لطمه جدي وارد مي كند مثلا ايجاد ترس از پدر يكي از اين موارد است و از پدر در واقع براي كودك لولو مي سازند. و او را از داشتن رابطه صميمي و نزديك با پدر محروم مي كنند. اما متاسفانه آنها بدين ترتيب ريشه بسياري از ترس هاي نوجواني و بزرگسالي را در دوران كودكي فرزندشان شكل مي دهند. به عنوان مثال، بعضي از جوانان از حضور در جمع مي ترسند. حتي در حضور ديگران نمي توانند يك كلمه حرف بزنند تا غذابخورند. زيرا از اعتماد به نفس لازم برخوردار اين نيستند نوع ترسها دقيقا ريشه در دوران كودكي دارد. بايد براي كاهش اين ترس آنان را با روش هاي گوناگون مورد توجه خاص قرار داد تا درآينده دچار مشكلات رواني نگردند. يك نكته مهم مهمترين نكته در زندگي كودك، وجود مهر پدر و مادر به اوست. و همين محبت است كه به زندگي كودك نشاط و شادي مي بخشد. روانشناسان معتقدند كه اگر كودك به محبت و علاقه بزرگترها اطمينان داشته باشند، پيوسته با اعتماد و خوش بيني به پيرامونش خواهد نگريست و با مشكلات راحت تر كنار خواهد آمد. در غير اين صورت، همه چيز براي او ناراحت كننده خواهد متاسفانه بود در بسياري ازخانواده ها با اينكه پدر و مادر براي تامين آسايش رفاه كودكان خود هر رنجي راپذيرا مي شوند اما از ابراز علاقه و محبت خود به روشي مناسب غافل مي گردند. بدين ترتيب كودك هميشه از اضطرابي خاص رنج مي برد كه علائم آن غرولند هميشگي كودك است. او هميشه يا ناخوش است و يا گرسنه و تشنه. به هر حال دست از بهانه جويي برنمي دارد. بي ترديد كودكي كه دچار اضطراب است از هر چيز نامطلوبي به شدت مي ترسد حتي از خوابيدن و حمام رفتن يا مدل خاص يك لباس يا رنگ راه راه آن و از اين قبيل موارد. بنابراين براي پيشگيري ازبروز چنين شرايطي، بايد پدرو مادر حداقل هفته اي يكبار به بررسي مشكلات آنها ورفتار مناسب خود بپردازند تا قبل از ريشه دار شدن معضلاتي از اين دست، به حل آنها نايل آيند. ادامه دارد شرح عكس: ترس ناشي از سركوب، كودكان را منزوي و افسرده مي كند (عكس تزييني است )