Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760304-20288S1

Date of Document: 1997-05-25

سرزمين هميشه سبز و رويايي ادبيات درباره ادبيات ايرلند همه ساله در 16 ماه ژوئن ايرلندي ها به مدت 24 ساعت به بهترين رمان سال مي انديشند آنچنانكه مي دانيم در يكصدسال اخير، ادبيات ايرلند، بسيار شكوفا شده است. به طوري كه در سال گذشته، جايزه ادبي نوبل به سيموس هيني، نويسنده ايرلندي تعلق گرفت. البته قبل از او نيز نويسندگاني همچون ويليام جرج برناردشاو، ياتلريتس، وساموئل بكت، به دريافت اين جايزه نائل شده بودند. نويسندگاني كه متعلق به جزيره اي در كنار اروپا و با جمعيتي حدود چهارميليون نفر توانسته اند موفقيت هاي بزرگي را كسب كنند. اما برخلاف نويسندگان مذكور، نويسنده ديگر ايرلندي به نام جيمز جويس، اين داستانسراي ملي گرا، از گرفتن جايزه ادبي نوبل سرباززد. هفته نامه آلماني فوكوس در ارتباط با اين موضوع نوشت: هر سال در تاريخ شانزدهم ژوئن و به مدت بيست وچهار ساعت، ايرلنديها به بهترين رمان سال فكر مي كنند. اين روز تعطيل در ايرلند به نام Bloomsday معروف اين است نكته را بايد متذكر شد ايرلند به پايداري از سنتهاي ادبي بسيار بها مي دهد. يك روز قبل از Bloomsday در يكي ازقلعه هاي دوبلين، با مبلغي حدوديكهزار پوند جايزه ادبي به بهترين نويسنده تعلق درضمن مي گيرد بايد گفت در ايرلند به نويسندگاني كه برنده جايزه ادبي مي شوند ماليات تعلق نمي گيرد. در مورد ادبيات ايرلند بياني صحيح است اگر بگوئيم ملت ايرلند از نوعي اعتماد به نفس ادبي برخوردارند. مطمئنا هركسي مي داند نويسندگاني چون لارنس استرن، برايان اسكاروايلد، مور وويليام تروور همگي ايرلندي هستند، اما بايد گفت به دليل تصوري غلط، اين سوءتفاهم پيدا شده بود كه نويسندگان ايرلندي از ازمنه دور به انگلستان و بخصوص به امريكامهاجرت كرده اند و دوميليون ايرلندي در نيم قرن گذشته دچار فقرموادغذايي شده بودند. همچنين جنگ استقلال طلبانه آنها در اوايل دهه باعث قرن بيستم، مهاجرت آنها به كشورهاي ديگر شد. درباره وضعيت نويسندگان موضوع ديگري را هم بايد اضافه كرد: در ايرلند همانند كشورهاي بلوك شرق اروپايي، سانسوري بسيار قوي حكمفرما بوده است. عقبماندگي جوامع فرهنگي ايرلندي كه از زندگي محافظه كارانه كليساي كاتوليك آن زمان سرچشمه باعث مي گرفت، مطرود شدن جوانان روشنفكرجامعه شده بود و به خاطر همين موضوع ايرلنديها مايل به زندگي در وطن خودشان مي باشند. ديگر قدرت مخربكليساي كاتوليك آن زمان پس وجودندارد از كسب استقلال وورود ايرلند به بازار شور مشترك، و شعف فراوان در محافل روشنفكران در دوبلين و ديگرشهرهاي ايرلند و همچنين بازگشت تبعيديان به وطن به چشم مي خورد. ايرلنديها با افتخار زيادي، سخن از رنسانس و انقلاب ادبي زمان حال را مي گويند. نويسندگاني مانند پاتريك ژوزف مك كيب، اكند، اونا رودي ابريان، دويل وتعداد ديگري از آنان، مكان داستانهايشان در اسپانيا، نيكاراگوئه مكزيك، يا حتي در آلمان اتفاق مي افتد. آنها مي خواهند ادامه دهنده راه جيمزجويس باشند. ادبيات به اين سرزمين جالب و رويايي تعلق دارد، همانگونه كه فلسفه به يونان و اپرا به ايتاليا متعلق هستند. اما بد نيست، هرچند مختصر باتعدادي از اين نويسندگان ايرلندي آشنا شويم. سيموس هيني متولد سال 1939 در Nordirland و اكنون ساكن دوبلين مي باشد. او در سال گذشته موفق به دريافت جايزه ادبي نوبل شد و تمامي نام آوران جهان، موافقت خود را با اهداي اين جايزه اعلام داشتند. درباره هيني بايد گفت او مدت پنج سال است، به عنوان استاد رشته شعر و فن سرايندگي در دانشگاه آكسفورد مشغول تدريس مي باشد. او سعي دارد به اين سوال جواب بدهد كه چرا و چگونه شعري خوانده مي شود، اما بالاخره هيني، چه زودتر چه ديرتر بايد بيانگر نوشتار شكل هنري، ادبي جامعه مدرن باشد. كتابهاي شعرهيني كه از سال 1975 نوشته شده، نشاندهنده درهم آميختگي سنتهاي گوناگون ايرلندي و انگليسي است كه برخلاف قصدهاي سياسي و هنري مجسم مي شوند و اكنون هيني به عنوان نسل شاعران ايرلندي شناخته شده است. ويليام تروورويليام تروور، دو جايزه مهم ادبي انگليس را (باعنوان Whitebread جايزه Express و Sunday) به خاطر نوشتن رمان سفر فيلشيا دريافت كرده است. تاكنون كسي مانندتروور، در اين زمينه موفق نبوده است. اين كتاب درباره سفري به پرتگاه تمايلات انساني در دهه 90 است. او همچنين در جديدترين رمان انتشار يافته اش به نام خانه من در اومبرين حكايت از پرتگاههاي وجود انساني مي كند كه در محله اومبرين آشكارا وجود دارد. قهرمان داستان او با نام اميلي دلاونتي، با تجارب زيادش داراي نقاط تيره اي در زندگيش است تروور، هنر غيرقابل تقليد را در زندگي اميلي به داستان و داستان را به زندگي تغيير مي دهد. فرانك مك كورت در ايرلند قديم نوعي روايتگر وجودداشت كه نه تنها حكايت از داستانهاي ساده مي كرد، بلكه داستانهاي هيجان انگيزي از شوخي ها، طنزها وآوازها را هم مي گفت. اين معلم بازنشسته ايرلندي تبار، درحال حاضرمقيم نيويورك است. تاكنون تعدادزيادي از ناشرين شديدا خواستاردستيابي به نسخه ناتمام دويست صفحه اي مك كورت با نام كودكي مي باشند. اما قبل از مذاكره براي انتشار آن، كتاب مذكور جزء ليست بهترين كتاب در مجله نيويورك تايمز قرار گرفته است. در همه جاصداي احساسات فراوان درباره اين كتاب تخيلي بيشتر و بيشتر مي شود. حتي در آلمان اين نويسنده ازمحبوبيت زيادي برخوردار شده است. كتابمك كورت گوياي زبان طنز و فكاهي است و نگاه ايرلند را به زندگي زودگذر و فاني دارد. كلوم مك كان اخيراكلوم مك كان، اولين رمان خود را با نام آواز گرگ مرغزار به چاپ رسانده است. اين رمان مانندهر اثر ادبي در جزيره سبز، دستيابي به شخصيت دروني يك ايرلندي است. جستجويي براي يافتن ريشه ها، راههاو بيراهه هاي ايرلند كه با هيجان بيان شده اند. مرد جوان، داستان والدينش را كه بين رويا و حقيقت است به صورت تخيلي با يكديگر تركيب مي كند و به هويتي منحصر و يگانه دست مي يابد. مك كان مي گويد: اين كتاب نمونه يك ايرلندي است كه ايرلند را ترك كرده است. وقتي در ايرلند هستيم مي خواهيم آنجا را ترك كنيم و وقتي در جاي ديگري هستيم، مشتاق بازگشت به خاك كشورمان هستيم. به نوعي مي توان گفت اين مخالفتي كنجكاوانه درقلبهاي ايرلنديهاست. ترجمه: ميراندا معاوني