Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760303-20264S1

Date of Document: 1997-05-24

حماسه دوم خرداد و درسهاي آن مشاركت بي سابقه و براستي خيره كننده مردم در انتخابات ديروز حاوي درسهاي بزرگي براي همه علاقه مندان به سرنوشت انقلاب و نظام و كشور و حتي ناظران و مخالفان اين جنبش عظيم اسلامي و مردمي بود كه بدون توجه به اين درسها، برداشتن گامهاي بعدي، اگر ناممكن دست كم نباشد، سخت دشوار يا حتي گمراه كننده خواهد بود. نخستين درس حماسه دوم خرداد آن است كه انقلابشكوهمند اسلامي 22 بهمن 1357 در نوزدهمين سال حيات خود و بي كمترين خدشه اي هنوز در دل و ذهن آحاد ملت ايران جاي دارد. مشاهدات و برآوردهاي اوليه حاكي است كه از 33 ميليون نفر واجد شرايط راي دادن در كشور بين 25 تا 30 ميليون نفر در انتخابات جمعه حضور يافته وآراء خود را به صندوقها ريخته اند، اين نشانگر آن است كه انقلاب اسلامي توانسته است در آستانه سومين دهه حيات خود، همچنان اكثريت عظيم ملت را به صحنه سياسي كشور وپشتيباني از خود بكشد. درتداوم حضور ملي و ميليوني درمراسم نماز عيد فطر روز قدس و راهپيمايي 22 بهمن پارسال اين حضور گسترده نشان از پويايي انقلاب دارد. به مثابه يك واقعيت، جاي ترديد بسيار هست كه بدون ايجاد هيجان و شور واقعي درانتخابات مجلس پنجم و نيزانتخابات جاري هفتمين دوره رياست جمهوري، چنين مشاركت گسترده اي دست يافتني مي شد. به علاوه، اينكه از اوايل سال 1374 به اين سو دولت در سياستهاي اقتصادي خود با حفظ سرعت رشد و توسعه گونه اي نظم مالي واقعي را برقرار كرد و جاي تنشهاي روزافزون اقتصادي را به ثبات و آرامش ملي سپرد، در اين اقبال عمومي سخت موثر افتاده است. همه اينها، بيانگر آن است كه در پناه به رسميت شناختن تنوع انديشه ها در چارچوب نظام و نيز اداره امور كشور باچشمان باز، ادامه پيروزمندانه انقلاب نه تنها ممكن بلكه محتوم نيز خواهد بود. دومين درس حماسه دوم تداوم خرداد، انقلاب و تضمين اين تداوم است در حالي كه اكثريت راي دهندگان ايراني را افرادكمتر از 30 سال سن تشكيل مي دهند، مشاركت اكثريت قريببه اتفاق آنها در فرآيند انتخابات، به معناي آن است كه نظام سياسي كشور توانسته است مفهوم انقلاب و اعتقاد به آن را به نسل دوم خود منتقل كند و اين دستاورد كمي نيست. در اين تحليل، سمت و سوي نظر راي دهندگان آن چنان اهميت ندارد كه نفس حضور آنها در پاي صندوق راي چنين است. براي ما مردماني كه از هزاره هاي متوالي به اين سو درشرق زندگي مي كنيم، نشانه اي خطرناكتر از بي اعتنايي و عدم حضور مردم در پاي صندوقها نيست. درس سوم، بر پايه ضرورت يافته هاي بالا، تداوم تنوع انديشه هاي سياسي در چارچوبنظام اسلامي است. اگر واقعيت اين است كه كشور ما داراي جوانترين جمعيت جهان است و همين جوانها نيز بودند كه روز دوم خرداد صندوقهاي راي گيري را به آراء خود انباشتند، پس مي توان نتيجه گرفت كه حضور كنوني ملت در صحنه هاي گوناگون سياسي، برخاسته از توفان تغييرات ژرفي است كه از سالها پيش به اين سو در ساختارهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كشور وزيدن گرفته است. آنها كه هرگونه تنوع سياسي را در چهارچوب اسلام و نظام برنمي تابند، نه ظرفيتهاي بيكران اسلام را در جاي دادن انديشه هاي نوين در خود و هضم آن شناخته اند و نه از ويژگي هاي انقلاب ايران تحليل درستي دارند. اگر بنا بود تغييرات به اسلام آسيبي برسانند، در همان قرن دوم هجري كه اسلام با فرهنگهاي غول آساي رومي و يوناني و ايراني آشنا شد، مي بايست شاهد رخوت و ضعف اسلام مي بوديم. اما نيك مي دانيم كه همه اين تنوعات فرهنگي و تغييرات ژرف، تنها به سرعت گرفتن روند شكوفايي و گسترش روزافزون پيام محمدي ( ص ) انجاميدند. بر همين پايه، مي توان از درس چهارم يعني ضرورت تداوم توسعه سياسي در سايه و در پي توسعه اقتصادي سخن گفت. بر پايه تجربيات دهه اخير دست كم جهان، در كشورهاي توسعه رشديابنده، سياسي بايد پس از توسعه اقتصادي و متناسب با سرعت آن صورت بگيرد. اما همين تجربيات به روشني حكايت از آن دارند كه نمي توان در عين تدوام توسعه اقتصادي، توسعه سياسي را يكسره ناديده انگاشت و به فراموشي سپرد. و اكنون برپايه تجربيات گرانبهاي به دست آمده، تنها بايد به ژرف كردن اين روند شايدبراي بپردازيم نهادينه كردن نظام چندحزبي و تكثر سياسي، لازم باشد كه حتي آهسته تر از روند كنوني حركت كنيم; اما در نفس ضرورت اين حركت و تداوم آن، ترديد نمي توان روا داشت. درس پنجم انتخابات پرشكوه جمعه دوم خرداد 1376 كشيدن بلوغ سياسي ملت ايران به رخ معاندان خارجي بود كه مي انگاشتند - و بعضا هنوز هم مي انگارند - كه ملت ايران راتاب تحمل آزادسازي سياسي نيست و رها كردن لگام امور - يا حتي شل كردن آن - الزاما به فروپاشي سياسي يا هرج و مرج و زدوخورد مي انجامد. گذر ملت شريف و مسلمان ما از دو آزمون دشوار اما پيروزمند يعني انتخابات مجلس پنجم و نيز هفتمين دوره رياست جمهوري، بدرستي نشان داد كه مردمان سخت كوش و نجيب اين سرزمين مقدس، با بهره گيري از يكصدسال پيشينه انقلابي و آزاديخواهي و اسلام گرايي - از انقلاب مشروطه گرفته تا نهضت عظيم ملي كردن نفت و سپس بر تارك آنها انقلاب اسلامي 22 بهمن - براي هضم و پذيرش همه اين تغييرات ژرف اقتصادي و اجتماعي و نهادينه كردن آنها، آمادگي كامل دارند. بي اعتمادي به مردم، از بدترين جفاهايي است كه مي توان به اين ملت بزرگ و نقش پيشتازي آن در سايه سار ولايت براي آگاهي بخشيدن به سراسر خاورميانه در يك سده اخير، روا داشت. ششمين درس بسيار مهم حضورشگفت انگيز مردم در پاي صندوقهاي انتخابات رياست جمهوري آن است كه جناح بنديها وتقسيم بنديهاي دروني كشور و مردم را نبايد به ريشه هاي انقلاب ونظام تعميم داد و نظام و انقلاب اسلامي ايران، مي تواند و بايد همه اين تقسيم بنديها و جناح گرايي ها را در خود بپذيرد و از درون آنها شكوفايي استعدادهاي فردي و ملي را نتيجه بگيرند. آنها كه مي كوشند براي اثبات خود و حرف خويش جناح مقابل را به ضد نظام و ولايت فقيه منتسب كنند، به نظام و ولايت فقيه خدمتي نكرده اند; زيرا پياده كردن نيروهاي مخلص و مومن از قطار انقلاب، ممكن نيست. به عنوان يك يافته عيني و نه تحليل صرف، در انتخابات روزجمعه، اين ملت ايران بود كه در پاي صندوقهاي راي حضور يافت و در برابر ديدگان بيدار جهان، به كشور و نظام و انقلاب آبرويي دوباره بخشيد، اگر از اين حضورملي پندي گرفته باشيم، هرگز درصدد بر نخواهيم آمد تا ديگربار و به بهانه هايي عمدتا واهي و بي پايه در تشكل اين ملت انشقاق و چندگانگي قائل شويم. درصد تاثير بيانات امام گونه مقام معظم رهبري در روز چهارشنبه گذشته بر افزايش چشمگير حضور توده اي همه ملت در پاي صندوقهاي راي گيري بحدي عظيم و حدت بخش و اميدآفرين بودكه همه جناحهاي سياسي را همچون فرزندان يك خانواده در درون نظام جاي داد، و فرمايشهاي معظم له در اين افزايش حضورتاثيري تعيين كننده داشت. باچنين اندوخته هايي سخت گرانبهااز پيشينه فرهنگي و سياسي، اتحادو بلوغ ملي، رهبري عاليقدر و برجسته و موقعيت ژئوپوليتيك، دوران شكوفايي تمدن ايران تازه اسلامي، در حال آغاز شدن اين اندوخته هاي است گرانقدر و ناياباسلامي را پاس بداريم.