Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760231-20179S1

Date of Document: 1997-05-21

ثبات و تغيير در فرهنگ سياسي درآمدي تاريخي بر نظريه فرهنگ سياسي (بخش آخر ) ابداع تكنولوژي پژوهش مشاهده اي ممكن است با ابداع ميكروسكوپ قابل مقايسه باشد كه به طور قوي امكان يك راه حل دقيق و فزاينده پيرامون جمع آوري داده هاي زيست شناسي از يكسوو داده هاي اجتماعي، روانشناختي و سياسي رااز سوي ديگر فراهم كرده است. سه دهه پس ازاين پيشرفت اوليه، روشن است كه فرهنگ سياسي جاي خود را در واژه نامه مفهومي علوم سياسي پيدا كرده است و بخشي از استراتژي توضيحي علوم سياسي است. اين فرصتي براي جدال پايدار در عين نظم است - نه به نيرومندي جدال كثرت گرا، بلكه روندي آرام در حالتي كمي است. بخش مهمي از ذهن انديشمندان در اين جدال ها درگير شده است. آنچه كه از اين ادبيات فهميده مي شود، نفوذ ارزش ها، احساسات و باورها در تبيين رفتار سياسي است. نخستين واكنش علوم اجتماعي به بحران آلمان يك روانكاوي فرهنگي بود. تئوري روانكاوي فرهنگي، سياست هاي آلمان و ژاپن، امريكا، روسيه، فرانسه و سياست هاي بريتانيا را از طريق چارچوبهايي چون ساختار خانواده و جامعه پذيري اطفال بررسي مي كند. ساختار خانواده در آلمان مبتني بر پدرسالاري بود; اقتدار خانواده - مركب از اطلاعات افراد مادون و دشمن تراشي خارجي - محصولش ناسيوناليسم آلماني، نژادپرستي و ضدسامي گرايي بود. فضاي كمي در اين تفسير روانكاوانه فرهنگي از سياست هاي آلمان براي تجربه بزرگسالان، برخورد تاريخي و استقلال روندهاي ادراكي وجود داشت. اين شكل غايي از رهيافت روانكاوي فرهنگي به زودي بي اعتبار و طرد شد. ماسرزمين پدري شافنر ( ) 1948 و آلماني هاي پس از جنگ رود نيك ( ) 1948 را زياد مطالعه نمي كنيم. اما آن ها بر اهميت عوامل ذهني در تبيين سياسي مشاهدات در دوبرنامه پژوهشي تاكيد مي كنند - يكي مطالعه رهبران كه تاكيد بر عوامل شخصيتي را دنبال مي كند و ديگر تحقيق پيرامون فرهنگ سياسي كه بر تمايلات گروهي تمركز يافته و اينكه پژوهش مشاهده اي، هر چند نه كامل، ولي بر يك زمينه بنيادين بنا شده است. تئوري فرهنگ سياسي، فرهنگ سياسي را از طريق اين چهار مسير توضيح مي دهد: ـ 1مجموعه گرايشات ذهني نسبت به سياست هادر ميان يك ملت يا زيرمجموعه هاي آن ـ 2مجموعه عناصر ادراكي ارزشي و احساسي كه آگاهي و باورهايي نسبت به واقعيت سياسي، احساساتي نسبت به پذيرش سياست ها و تعهداتي نسبت به ارزش هاي سياسي دارد. ـ 3جامعه پذيري كودكان آموزش رسانه هاي گروهي و تجربيات بزرگسالان كه از عملكردسياسي، اجتماعي و اقتصادي ناشي مي شود. ـ 4فرهنگ سياسي با تحت فشار گذاشتن ساختار سياسي حكومتي و عملكردها بر آنها تاثير مي گذارد ولي اين تاثير مشخص جهت هاي نمي شود علي بين فرهنگ، ساختار و عمل هم به راههاي مختلفي مي رود. ادبيات پژوهشي فرهنگ سياسي معاصر بر تجربه سه حوزه متكي شده است: - 1 فرهنگ سياسي جوامع صنعتي پيشرفته - 2 نقش فرهنگ سياسي در گسترش جوامع كمونيستي - 3 نقش فرهنگ سياسي - اقتصادي و مذهبي در نوسازي كشورهاي آسيايي. حوزه اول دو بخش را شامل مي شود: الف -مشاركت همراه با ابزارهاي مرتبط با فرهنگ مدني (آلموند و وربا); 1963 و مشاركت همراه با حوزه فرهنگ سياسي در حال تغيير در جوامع صنعتي پيشرفته كه در ابتدا با آثار رونالد اينگلهارت و ساموئل بارنز آغاز شد. از زمان انتشار كتابفرهنگ مدني دراين 1963 دو آلموند و وربا يكسري مطالعات پيوسته مهمي پيرامون ايستارهاي سياسي در امريكا، بريتانيا، آلمان غربي سابق و ايتاليا صورت دادند. همچنين بيش از دو دهه تجربه مشاهده داشتند. برخي از اين داده ها در كتاب تجديدنظر شده فرهنگ مدني آمده است (آلموند و وربا).از 1980 اين منبع و ديگر منابع، ما مي توانيم برخي ديدگاهها در اين زمينه را كه ثبات فرهنگ سياسي چگونه است وعواملي كه ممكن است آن را تغيير دهد چيست، بيابيم. مطالعات اخير فرهنگ سياسي در امريكا - ازجمله كتابشكاف اعتماد ليپت و اشنايدر ( ) 1983 كه مبتني بر مشاهده 700 ديدگاه بررسي شده در امريكا از دهه 1940 است از كاهش اعتماد و اطمينان در ميان رهبران و نهادهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين كشور حكايت به مي كند نظر مي رسد شكست در موثربودن و صداقت رهبران سياسي، اقتصادي، نظامي و ديگر موارد، جايگزين اعتماد بالا ومشروعيت ذكر شده در كتابفرهنگ مدني گرديده است. در حالي كه هيچگونه ادله اي درمورد اين بحران مشروعيت وجود ندارد معهذاامريكا در دهه 1980 ديگر شاهد فرهنگ مدني مبتني بر اعتماد اوايل دهه 1960 نبود. بريتانيا نيز مورد توجه قرار گرفته است; دنيس كاوانا ( ) 1980 در كتابفرهنگ مدني تجديد نظر شده ازكاهش عناصر تمايزي وحمايتي در فرهنگ سياسي بريتانيا در فاصله دهه 1960 تا 1980 سخن به ميان امااو مي آورد خاطرنشان مي سازد كه بيشترين نارضايتي ازعملكرد است تا نظام به عنوان يك كل اومي گويد: در سال هاي اخير رشد آرام تنش هاي اقتصادي، وسيع اجتماعي و رقابت هاي گروهي رشد نارضايتي از اقتدار مجريان را به همراه آورده است و اين كه قيود سنتي طبقه اجتماعي، حزب و ملت گرايي جمعي كاهش يافته اند; و با اين وضعيت، سلسله مراتب و تفاوت ها حفظ كندال مي شوند بيكر، راسل دالتون و كاي هيلدبرانت ( ) 1981 در تحليل شان از مورد آلمان از دهه 1950 تا 1970 شواهدي از تغيير فرهنگ سياسي اين كشور از الگوي سياست انفعالي تصوير شده در كتابفرهنگ مدني به فرهنگ ما قبل دمكراتيك، سياسي شده و سپس فرهنگ مشاركتي هدايت شده دردهه 1970 و 1980 را به طور جامع ارائه كرده اند. به اين ترتيب، انحطاط فرهنگ مدني در امريكا و بريتانيا و ظهور فرهنگ مدني در آلمان غربي نشان مي دهد كه فرهنگ سياسي به يك متغير نسبتا انعطاف پذير، بويژه تحت تاثير تجربه تاريخي، ساختار و عملكردحكومتي و سياسي تبديل شده به است نظر مي رسد زوال ناسيونال سوسياليسم، سازماندهي ساختار حكومتي و سياسي و يك اقتصاد قوي موجبات دمكراسي باثبات را در آلمان فراهم آورده است. از سوي ديگر جنگ ويتنام، تضادفرهنگي و واترگيت، فرهنگ مدني را در ايالات متحده به طور جدي تحليل برده است. همچنين عملكرد ضعيف اقتصادي و كاهش پرستيژ بين المللي بريتانيا، افت مشروعيت نهادهاي سياسي اين كشور را در پي داشته است. انعطاف پذيري فرهنگ سياسي در جوامع پيشرفته صنعتي از سوي ديگر با مطالعات تجربي رونالداينگلهارت ( 1975 1989 و) ساموئل بارنز و ماكس كازه ( ) 1979 و ديگر همكاران آنها نشان داده شده است. اينگلهارت با مشاهداتي كه در اروپا و ايالات متحده در فاصله زماني دهه 1970 و اوايل صورت 1980دهه داده استدلال مي كند: تغييرات نسلي دردمكراسي هاي پيشرفته صنعتي، فرهنگ هاي سياسي يا موضوعي اين دمكراسي ها را تغيير داده است و اين موضوعات جديد آغازي بر تغيير نظام هاي حزبي آنها به شمار مي رود. در برداشت هاي اوليه، تئوري اينگلهارت ادعا مي كرد كه نسل هاي متولد شده در اروپا و امريكا - در فاصله جنگ جهاني دوم تا اواسط دهه - 1970 صلح پايدار رشد سريع اقتصادي فرصت هاي تحصيلي تازه و رسانه هاي گروهي متعدد را تجربه كرده اند. اين جامعه پذيري سياسي به واسطه وجود مجموعه جديد مشاركت، كيفيت زندگي و مسائل زيست محيطي منجر به عدم طرح موضوعات قديمي تر اقتصادي، سياسي و امنيت نظامي كه تحت تاثير ايستارهاي نسل هاي پيشين قرار داشت، شده است. بعدها، اينگلهارت و ديگر مشاهده گران در دوره ركود تورمي سال هاي پس از دهه 1970 و اوايل دهه 1980 از بازگشت نگراني اقتصادي به خاطر نگرش هاي تازه در زمينه كيفيت زندگي، خبر بارنز دادند و كازه ( ) 1979 در مطالعه ايستارهاي پنج كشور - به سمت عمل سياسي - با تاكيد بر پيشرو بودن اينگلهارت، استدلال كردند كه اين فرهنگ سياسي جديد جوامع پيشرفته صنعتي همچنين تغيير در نگرش ها به سوي عمل سياسي را در بر مي گيرد، مانند آمادگي براي روي آوردن به روش هاي غيررسمي مشاركت سياسي چون تظاهرات، راهپيمايي، تحصن و از اين قبيل كه اضافه برروش هاي مشاركت رسمي سياسي است. به اين ترتيب تركيبي از تجربه تاريخي و الگوهاي جامعه پذيري سياسي دگرگون يافته نسلي و تاثيرات هر دوره، به شكل قابل توجهي فرهنگ سياسي دمكراسي هاي پيشرفته را تغيير داده است. اينگلهارت در كتاب اخيرش ( ) 1989 توازني بين ثبات و تغيير در گسترش ارزش ها و ايستارهاي اروپايي را كه برپايه يك سري مشاهدات دنباله دار كه طي 15 سال صورت گرفته ترسيم مي كند. وي خاطرنشان مي كند كه تغييرات قابل ملاحظه اي در نگرش هاي اروپاييان رخ داده است. مطالعه نگرش ها در ايتاليا نشان مي دهد كه بي اعتمادي كمتري تا آن چه كه در گذشته بود، وجود دارد. اينگلهارت در ادامه به تغييرات قابل توجه در نگرش هاي سياسي آلمان در كمتر از دو دهه گذشته كه با استانداردهاي جديد زندگي و عملكرد خوب حكومت پيوند خورده اند، اشاره مي كند اگر اين مطالعات اخير فرهنگ سياسي در اروپا و ايالات متحده مي تواند نشانه تغيير نسبتا آرامي در پاسخ به شرايط و تجربه تغيير يافته باشد، مطالعه نگرش هاي سياسي در كشورهاي كمونيستي نشان دهنده پايداري وجوه معيني ازفرهنگ سياسي عليرغم تلاش هاي گسترده براي تغيير است (نگاه كنيد به آلموند; 1983 براون; 1984 براون و گري ; 1977 وايت 1984 و). 1979 متاسفانه تحقيق مشاهده اي قابل دسترسي سودمند پيرامون فرهنگ سياسي كشورهاي كمونيستي كم است ولي تعدادي وجود دارد. داده هاي ديگري نيز وجود دارد كه دانشجويان كشورهاي كمونيستي قادر به گرفتن نتايجي از آنها هستند. اين ادبيات بحث مي كند كه عليرغم تلاش هاي منظم جنبش هاي كمونيستي به نفوذ، اداره كردن، سازماندهي، القاء عقيده و به كار بردن زور در بيش از هفت دهه، هيچگاه انسان سوسياليست ظهور نكرده است. احساسات ملي گرايي به شكلي واقعي و نيرومند ديده شده است و هويت هاي فرهنگي و مذهبي با سرزندگي بالايي پابرجا هستند. در كشورهايي نظير چكسلواكي سابق - كه در اوايل سنت هاي دمكراتيك داشت - به نظر مي رسد اين سنت ها هر زمان كه تاريخ چنين امكاني را فراهم مي كند، تحت فشار و آماده زوال هستند. در لهستان امروزه ممكن است جريان هاي قوي ترليبرالي بيشتر از آنچه كه در سال هاي استقلال وجود داشت، خودنمايي كند. تجربه كشورهاي كمونيستي در زمينه فرهنگ سياسي به يك مجموعه مطالعات تعيين كننده موردي در تعبير اكشتاين ( ) 1975 محدود مي شود. اگر كنترل انحصاري رسانه هاي گروهي، سازمان، كنترل هاي سخت پليسي و از اين قبيل نمي توانند ارزش ها و نگرش ها را تغيير دهند پس مقداري از قدرت بايستي به فرهنگ سياسي و جريان هاي جامعه پذيري كه آن را حمايت مي كنند واگذار شود. نوع سوم پيشرفت هاي تاريخي - ميزان رشد شگفت انگيز اقتصادي كشورهاي كنفوسيوسي شرق آسيا همچنين اهميت فرهنگ در شكل بخشيدن به رفتار سياسي و اقتصادي را نشان مي دهد. هوفينز و كالدر ( ) 1982 بحث مي كنند كه تاكيد بر وفاداري، آموزش، همياري و پذيرش اقتدار در اين مناطق، در هنجارهاي كنفوسيوس وجود دارد. اشپنگلر ( ) 1980 به يك بازار جهت يافته با گرايش كارفرمايي در ژاپن موازي با انديشه اجتماعي كنفوسيوس استناد مي كند. بلاه ( ) 1957 بحث مي كند كه ارزش هاي مذهبي دوره توكوگاوا بر پيشرفت اقتصادي اصلاحات دوره ميجي تاثير گذاشته است. وينستون ديويس ( ) 1987 برخي از اين آثار را با ارائه يك برداشت اصلاحي از تئوري و بر پيرامون رابطه بين اخلاق اقتصادي مذاهب و رشد اقتصادي، خلاصه مي كند. از سوي ديگر با ابراز نظريه اخلاق مذهبي به عنوان شرط لازم رشد اقتصادي، ديويس استدلال مي كند كه اخلاق مذهبي ممكن است بر رشداقتصادي، هم با مهيا كردن زمينه هاي رشد آن ياهمراهي نمودن با آن و هم با سد نفوذ نگرش ها و ارزش هاي مساعد براي نظم و عملكرد اثر اقتصادي، بگذارد. به گفته ديويس، پرسشي كه ما بايد بپرسيم اين يا چيز ديگري نيست، بلكه مابايستي بپرسيم آيا مذهب موجب دگرگوني اقتصادي شده؟ است آيا آن با تغييرات همراهي كرده؟ است مذهب كنفوسيوس با پذيرش بي سروصداي هزينه هاي تحميل شده اجتماعي در نتيجه توسعه كنار آمده؟ است (ص ) 226 ديويس يك نمونه شايسته براي نشان دادن سهم مكتبكنفوسيوس پيرامون شكل گيري زمينه هاي رشد بالاي اقتصادي شرق آسيا معرفي مي كند. لوسين پاي ( ) 1985 استدلال مي كند كه منطقه آسيا الگوهاي خاص خود را در نوسازي دارد كه در اين الگوآموزش و رشد اقتصادي لزوما نيازمند دمكراتيزه شدن نيستند يا اگر نيازمند هستند ممكن است در حوزه هاي پدرسالاري و اجماع اين نياز وجود داشته باشد. منبع: Disciplinكتاب Divided -