Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760231-20131S1

Date of Document: 1997-05-21

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 اين جنبشها كه پاره اي از آنها تكنولوژيهاي نوين ارتباطي را بكار مي گيرند، در نهايت پايگاهي كارآمد براي قدرت دموكراتيك را شكل مي دهند و در مسير خدمت به چندگانگي و تزريق ارزشهاي اخلاقي گسترده تر به پيكر روندهاي توسعه گام اين برمي دارند گونه نوآوريها به يك جامعه مدني هوشيار نياز دارد و ساير ابتكارات نيز به حكومت مربوط مي شود. در جهاني كه كمونيسم را پشت سر نهاده، تالمات دوره انتقال به نظام سرمايه داري سبب كاهش جاذبه اصول مبتني بر دموكراسي شده است. بنابراين مي توان در چنين زمينه اي، تمايل بيشتري را براي پناه جستن به اعتقادات بنيادي تر كه تعهدات بيشتري را با خود دارد، مشاهده كرد، مانند تمايل به قوم گرايي، تمايل به مذهب يا به بيگانه ترسي كه شايد به سبب نااميدي و انزجار ازدنياي غرب فاسد و خودخواه برانگيخته شده است. امروزه، چالش ملتهاي پايبند به چندگانگي فرهنگي و دموكراسي سياسي در گسترش زمينه براي تضمين يكپارچگي توسعه و وجود نهادهاي عملي است كه برپايه پايبندي شايسته به امر پيوستن به توسعه برپا مي شوند. اين به معناي گذاشتن احترام به نظامهاي ارزشي و به آگاهي سنتي نسبت به اين واقعيت است كه بوميان، جامعه ومحيط زيست خود را دارند. همچنين بايد براي نهادهاي بوميان كه فرهنگ ايشان در آن ريشه مي گيرد، احترام قايل شد. در اين راستا، بايد از حق معاش وحق زاد وولد بوميان حمايت و به كمك حكومت و قانون بين المللي آن را تقويت كرد. چنين چيزي به معناي اتخاذ نظامهاي تربيتي است كه اين گونه احترام را درخود گنجانده اند، از جمله احترام به حق استفاده بوميان از زبان خود در سطوح مختلف مدارس. به همين ترتيب، اين موضوع به معناي امكان دسترسي كامل بوميان به ابزار نوين ارتباطي، اطلاع رساني، تكنولوژي و ارائه پيشنهادها و نظريات است و بايد براي بوميان حق تصميم گيري درباره اولويتهاي همكاري صلح آميز با سايرين را نيز در نظر گرفت. اعضاي اين كميسيون از روند آغاز شده در كميسيون حقوق بشر درخصوص ارائه پيش نويس بيانيه سازمان ملل متحددرباره بوميان، كه هدف آن توسعه پشتيباني قوي تربين المللي از آنان و تشكيل محكمه اي دايمي براي رساندن صداي اين مردم به سطح بين المللي است، بطوركامل حمايت مي كنند. آينده چندگانگي در گزارشي Linkاز World آمده است كه انسانها براي اولين بارمهارت آن را پيدا كرده اند تا آينده خود را برپايه تصور از يك ايدئولوژي تك بعدي و ادراك نادرست بنا نكنند، بلكه آن را بر مجموعه اي ازارزشهاي جهاني استوار سازند كه براي همگان كاربرددارد، هرچند تعادل مطلوب اين ارزشها با توجه به گوناگوني مردم، مذهب و گوناگوني فردي، ممكن است تغيير كند ولي به هر صورت، احترام زيادي براي چنين گوناگوني قائل هستند. آنچه كمال مطلوب به شمار مي رود، به خوبي روشن گشته است: كيفيت آن دسته از روابط ميان گروهها را كه براي توسعه انساني ضروري است، بهتر سازيم و از بيراهه رفتن و هدر شدن انرژيهاي اجتماعي به سبب جدالهاي قومي و مذهبي جلوگيري كنيم و در اين راستا بايد تا اندازه اي پيش برويم كه راههاي حفظ حقوق افراد و گروهها براي آشكارسازي فرهنگ بي همتايشان هموار گردد و همچنين شيوه هايي را بيابيم تا سايرين فرهنگهاي آنان را بپذيرند و درك كنند. البته مي توان عليه طرد يا منزوي ساختن يك گروه به سبب داشتن فرهنگ متفاوت قانون وضع كرد و زياده رويهاي جنايت آميز در اين خصوص را به مجازات رسانيد، اما بايد در همين حال به گونه اي عمل كرد كه بتوانيم به ريشه هاي اين مشكل نيز دست پيدا كنيم.